ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۱۰۷۳

انتقاد روزنامه اطلاعات از عملکرد دستگاه امنیتی

انتقاد روزنامه اطلاعات از عملکرد دستگاه امنیتی

ما در حال جنگ هستیم و رکن اصلی جنگ، نیروهای اطلاعاتی و تحلیل واقع‌بینانه از دشمن خارجی و شرایط و امکانات داخلی است. درگیری در داخل و آزردن طبقات یا حتی اقلیتی از گروه‌های اجتماعی، چه وجهی در چنین جنگ دوران‌ساز دارد؟

تبلیغات
تبلیغات

سید مسعود رضوی در اطلاعات نوشت: آنچه در سال‌های اخیر بر کشور کهنسال و عزیز ما، و بر مردم بزرگ و نجیب ما گذشته است، بیش از سال و دهه شمارده می‌شود، زیرا که تاریخی بزرگ و پرماجراست و گویی قرنی را در رویاها و کابوس‌ها از سر گذرانده‌ایم.

حکیم سنایی غزنوی همین مصداق را بیان فرموده است: 

این چه قرن است؟ این که در خوابند بیداران همه/ خواب غفلت بینم اندر چشم بیداران همه 

در لباس مصلحت رفتند رزاقان در/ بر بساط صایبی خفتند طراران همه 

آندره مالرو، حکیم و ادیب بزرگ فرانسوی در کتاب «ضد خاطرات»، رویدادهای جنگ دوم بین‌المللی را که بر او و ملت فرانسه گذشته است، با این عبارت وصف می‌کند: «… و تاریخ همچون تانکی از روی سر ما می‌گذشت.» باری، بار سنگین رویدادهای بزرگی که تنها در دو سه سال اخیر در وطن گرامی رخ داده و مصایب و رنج‌ها و ثقل سهمگین آن، جز برای ملتی به عظمت مردم ایران، قابل تحمل نمی‌بود. 

اما از سوی دیگر، پرسش‌هایی نیز بر زبان است که باید مورد توجه قرار گیرد تا از دایره بسته آزمون و خطا خارج شویم و افق آرزوها و برنامه‌ها را به سوی اهداف طی کنیم. این مقدمات برای ورود به بحث و استفهام در باب دستگاه‌های امنیتی کشور است که چشم و گوش و عصب‌های نظام و دولت و سرزمین محسوب می‌شوند. حیات یک ملت و عظمت یک کشور در چهار کلمه خلاصه می‌شود: «منافع ملی امنیت ملی»، امنیت شرط لازم برای آرامش و کسب و کار و ایجاد منافع نزد ملت است؛ هم از منظر حقیقی و هم از نظر حقوقی! 

اما باید دید که چرا چرخه بحران‌ها و حوادث تالم‌انگیز و گاهی بسیار خسارت بار، طی چند سال اخیر تا این حد به سرعت و پرتکرار رخ داده است؟ چه کسانی طراح و دست اندرکار و پاسخگو هستند و افراد و ساختارها و تشکیلات امنیتی در دولت و سپاه و دیگر دستگاه‌های مربوطه، چگونه در کار تحلیل و توضیح این رویدادها و خسارت‌ها بوده و هستند؟!

می‌فهمیم که ورود به موضوع امنیت و پرسش از مقامات و دستگاه‌های امنیتی تا چه حد دشوار و حتی برای برخی «خلاف مصلحت» است. اما وقتی پای ایران و جان و مال مردم و ارض و مرز میهن و حفظ شاکله دولت و حکومت مطرح است، چه جای مصلحت است و زاویه نشینی؟! 

عدم پیش‌بینی و مدیریت وقایع ۱۴۰۱، ماجرای سقوط هلی‌کوپتر رئیس جمهور شهید و وزیر خارجه و امام جمعه تبریز و استاندار آذربایجان شرقی، دو فاجعه بزرگ برای ایران و دو امتحان ویژه برای مدیران امنیتی و انتظامی کشور بود. اولی قابل پیش‌بینی، و به نظر ما قطعاً قابل پیش‌گیری بود و دومی فاقد گزارش اقناع کننده و مدیریت اطلاع‌رسانی و جستجو و توضیح کافی در روز واقعه بود و هنوز هم هست.

سوار شدن بر چنان هلی کوپتری، در روزی که دشواری آب و هوا احتیاط و اجتناب را الزام می‌کرد و سرانجام فرایند عجیب و غریب جستجو که با امکانات امروزی و مکان یاب‌های نوین، بسیار سوال و آزردگی در میان مردم ایجاد کرد. 

طرح این وقایع برای رسیدن به بحران‌های یکی دو هفته اخیر است که باز هم از سوی بسیاری از صاحب‌نظران و تحلیل‌گران گفته شده بود، اما هیچ هشدار و آمادگی برای اقناع و مدیریت افکار عمومی وجود نداشت تا آن که در برخوردهای سنگین و خسارت بار، جامعه و دولت و نیروهای حافظ نظم درگیر شدند و هزینه و ابهام و شکافی تازه بر روی دست حکومت و دولت نهاده شد. 

این فاکتور بیهوده را می‌شد با یک تحلیل دقیق و مجموعه‌ای از تمهیدات و پیش‌بینی‌ها، نپرداخت. بجز خسارت و خشونت، خوراک تبلیغاتی مفت و مجانی نیز به شبکه‌ها و رسانه‌های بیگانه و دشمنان این ملک و ملت و انقلاب داده شد و بر بدبینی و دو قطبی موجود در جامعه نیز افزود. 

این استفهام‌ها و این خسارات و این تشنج‌های قابل پیشگیری چرا نباید قبلاً شناخته و راهکارهای مناسب برای آن یافته شود؟! کدام دستگاه‌های امنیتی باید این مهم را بر عهده بگیرند و پاسخگو باشند؟! به چند مورد حیاتی و واضح دیگر هم اشاره می‌کنم، از جمله ترور پی در پی و شهادت فرماندهان و ایرانیان مسئول و مبارز در سوریه، ترور و شهادت اسماعیل هنیه در تهران و در روز تنفیذ ریاست جمهوری در ایران، حمله به فرماندهان عالیرتبه و درجه اول نظامی مملکت و برخی از مدیران و دانشمندان هسته‌ای در نخستین شب حمله ددمنشانه تجاوزگران جنایت پیشه صهیونیستی، حضور جاسوسان و مزدوران و پهپادهای رژیم اشغالگر در کشور، حمله دقیق به ادوات راداری و اس ۳۰۰ و دیگر تجهیزات دفاع جوی، زدن بسیاری از مراکز مهم نظامی و صنایع مرتبط… 

اگر پایداری و عزم دیگر بزرگان و فرماندهان و نیروهای نظامی نمی‌بود که دشمن را در سخت‌ترین شرایط مورد هجمه و موشک‌باران قرار دهد، چه وضعی برای مردم در آن آسمان باز و بی‌سپر به وجود می‌آمد؟ بی‌تردید ورود ایالات متحده در آن جنگ‌تجاوزکارانه، نشانۀ عزم ملّی و قدرت تکنیکی نظامیان و دانشمندان بومی ایران بود تا مستعمرۀ آمریکا و غرب را در خاورمیانه حفظ کند و مانع ضربات کشندۀ ایران به سرزمین و رژیم صهیون شود. 

وارد بحث‌های دیگر نمی‌شوم چون نمی‌خواهم زحمات بی‌وقفه و شبانه‌روزی بسیاری از کوشندگان خدوم و بی‌اسم و رسم در دستگاههای امنیتی از وزارت اطلاعات، تا اطلاعات سپاه و بقیه را درگیر بحث و جدل مطبوعاتی نمایم. معهذا زنهار و اندرزی جدّی باید در کار آید تا به جای شعار دربارۀ فتوحات اطلاعاتی و کسب تمام مدارک دشمن یا اعلام دستگیری سرشاخه‌های جاسوسان خارجی (کلّهم)، واقع‌بینی جانشین شود و در سکوتی که برای مأموران گرامی امنیتی از فریاد بلندتر است، دیگر غافلگیری و حوادث مؤلمه یا خسارتهای قابل پیشگیری در کار این مملکت نیاید.

هر ساختار و تشکیلاتی باید به وظایف ذاتی خود اهتمام نماید و از باهوشترین و باتجربه‌ترین عناصر بهره‌گیرد، حرکت به سوی وظایف حاشیه‌ای و گزارش دادن در باب اموری که به تربیت فرهنگی و متانت و شکیبایی در برخوردهای اجتماعی نیاز دارد، از جمله مسأله پوشش بانوان، ممکن است در این دوران حساس پسا جنگ، که تنها آتش بسی لرزان در منطقه دیده می‌شود، حاشیه‌ای پرهزینه و بیهوده قلمداد شود. 

ما در حال جنگ هستیم و رکن اصلی جنگ، نیروهای اطلاعاتی و تحلیل واقع‌بینانه از دشمن خارجی و شرایط و امکانات داخلی است. درگیری در داخل و آزردن طبقات یا حتی اقلیتی از گروههای اجتماعی، چه وجهی در چنین جنگ دورانساز دارد؟ انتظار نیست به این پرسش‌ها اکنون پاسخ داده شود و در آینده تجزیه و تحلیل دقیق، براساس اسناد و مدارک وثیقی، همه چیز را روشن خواهد کرد. ولی پشتیبانی و اعتماد همه‌جانبه ملت و چشم امید دستگاههای اداری و نظامی و اجتماعی، اکنون معطوف به «نهفته پژوهان» و کادرهای باتجربه و خردمند امنیتی است. 

دیگر نباید وقایعی مانند آنچه در دو هفته اخیر تجربه کردیم رخ دهد، زیرا هنوز جنگ ما با بیگانه و دشمن خارجی پایان نیافته است. 

کشیدن نزاع و خشونت و بحران از بیرون به اندرون این خانه، خواست بیگانه است و دشمن، است. این خواسته، باید به خاک افتد و پایمال شود. پس بیندیشید و از تکرار تجربه‌های تلخ جلوگیری کنید. وظیفۀ شما همین است و بس. 

سخن را به چند بیت از سرودۀ حماسی استاد ادبیات دکتر خسرو فرشیدورد که نهم دی سالگرد وفاتش بود، پایان می‌برم، زیرا همین نگرانی‌ها در او و در تمام عاشقان ایران بوده و هست: 

ای خلق به پاخاسته، مردانه بجنگید/ با دشمن این خانه و کاشانه بجنگید

این جغد، کند خانۀ آباد تو ویران/ تا جغد گریزان شود از خانه بجنگید

افسانه به تاریخ شده نام دلیران/ تا نام شما هم شود افسانه بجنگید

تا پیکر ضحاک شود طعمۀ ماران/ چون کاوۀ شیرافکن فرزانه بجنگید

خامش مکنید آتش این رزم مقدس/ غافل مشوید و همه جانانه بجنگید…

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات