در رسانههای چپ و راست چه خبر است؟
تحلیلگران حوزههای علوم اجتماعی و سیاست امروز در رسانهها به کالبدشکافی وضعیت کشور و جامعه ایران پرداختند.
فرارو- ایران در دو هفته گذشته، شرایط خاصی را پشت سر گذاشت که هنوز ابعاد آن به طور واضح مشخص نیست. صاحبنظران و تحلیلگران حوزههای علوم اجتماعی هر کدام از زاویه نگاه خود و در حد مقدورات رسانههای داخلی، به تحلیل این وقایع میپردازند. طبیعی است که با توجه وقایع این روزها، شرایط جاری در کشور از دریچه این التهابات دیده میشود.
به گزارش فرارو، با توجه به شرایط کلی کشور از لحاظ مختلف، تحلیلهای سیاسی و اجتماعی در میان مطالب منتشرشده در رسانهها پررنگتر هستند. با توجه به گستره این حوزهها و مسائلی که کشور با آنها روبروست، مسائل و زوایای نگاه دیگر نیز ذیل این دو حوزه قرار میگیرند.
شرایط ایران از نگاه «شرق»
روزنامه شرق در شماره امروز خود، در چند یادداشت مختلف به بررسی وضعیت کشور پرداخت و از لزوم تغییر و اتخاذ تصمیمهای سخت گفت. این روزنامه در سرمقاله خود به قلم حمزه نوذری، جامعهشناس و استاد دانشگاه یک پرسش مطرح کرد: «آیا باید اقدام اساسی در ساختار اقتصادی-اجتماعی به عمل آورد یا خیر؟ اقدامنکردن برای اصلاح و تغییرات اساسی مسئله است یا اقدامکردن؟ برخی تصور میکنند اقدام اساسی برای اصلاح ساختار تهدید است. در مقابل برخی دیگر معتقدند اقدام اساسی نکردن تهدید بیشتری دارد. گروهی بر این دیدگاه هستند که فقدان اصلاح و اقدام بنیادی، مطالبات اعتراضی را بهویژه در حوزه اقتصاد به دنبال دارد. افراد در فقدان تغییرات اساسی به اقدامات اعتراضی تمسک میجویند، بنابراین جلوگیری از رادیکالیزهشدن تودهها توجیهی است برای اقدامات اساسی و تدارک دولت رفاه.»
علیاصغر سیدآبادی، نویسنده و روزنامهنگار نیز در یادداشت خود آورد: «انباشت روزافزون نارضایتی، بدون دریافت پاسخ از سوی کارگزاران و تضعیف نیروهای میانه از دو سو، وضعیتی دوقطبی را به وجود آورده است و نیرویی میانه و میانجی در میان نیست. یادمان باشد ۵۰ درصد مردم در انتخابات شرکت نکردند. عقلانیت ایجاب میکرد نخست به مطالبات آن ۵۰ درصد قهرکرده توجه شود، اما سازوکارهای اداره کشور نهتنها آن ۵۰ درصد را نادیده میگرفت، بلکه تمام هموغم نمایندگان ۲۰ درصد شکستخورده این بود که مبادا مطالبات آن حدود ۳۰ درصد از جمعیت که برنده انتخابات شدند و با اکراه رأی داده بودند، برآورده شود. اکنون زمان تصمیمگیریهای شجاعانه و دشوار است، نه اقدامات مقطعی برای عبور از این ستون به آن ستون تا شاید فرجی در کار باشد.»
نگاه تیم جلیلی به شرایط ایران
روزنامه عصر ایرانیان، در شماره روز ۲۲ دی تیتر و عکس یک خود را به صحبتهای سعید جلیلی در گفتگوی ویزه خبری اختصاص داد و از این تیتر استفاده کرد: «مقابله آمریکا با ملت ایران در نقطه بزنگاهی.» سرمقاله این روزنامه به قلم مسعود براتی نیز، از این زاویه به موضوع نگاه کرد: «چند روزی است که کشور ملتهب است. اغتشاشات پنجشنبه شب به اوج خودش رسید. دیگر کسی نیست که در وجود توطئه دشمن تردید داشته باشد. حتی نزدیکترین جریانات فکری و سیاسی داخلی به غرب هم در تحلیلهای خودشان این را اذعان میکنند. کسانی که در سال ۱۴۰۱ آب در آسیاب دشمن میریختند.» نویسنده با این مقدمه، از اهمیت ارائه تصویر کلان و تحلیل عمیق از صحنه به مردم گفت چرا که «مردم اصلیترین منبع قدرت نظام اسلامی هستند.»
رجانیوز نیز در چند مصاحبه و تحلیل بدون ذکر نام نویسنده، به وضعیت جاری کشور پرداخت. این سایت در تحلیلی با تیتر رقصنده با گرگها، به صحبتهای اخیر حمیدرضا حاجیبابایی، نایبرئیس مجلس در گفتگوی ویزه خبری واکنش نشان داد. رجا نوشت: «حاجیبابایی علیرغم تایید ارتکاب جرائمی مانند قتل، سلاخی مردم بیگناه، آتش کشیدن قرآن و مساجد، تخریب اموال عمومی و همدستی با آمریکا و اسرائیل توسط تروریستهای اغتشاشات اخیر، همزمان به نیروهای حافظ امنیت توصیه کرد که برای بازگشت این افراد به دامن جامعه تدبیری اندیشیده و مقدمات توبه و عفو محاربین را فراهم کنند.»
رجانیوز در گفتگویی با عباس کعبی، عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان، آورد که «مجازات این تروریستها همان مجازات محاربه و افساد فیالارض و مجازات اعدام، حداقل مجازات لایق اینها است. ضمن اینکه تروریستها، ضامن خساراتی که وارد کردهاند، هستند.»
محمدامین فرجاللهی، از اعضای سابق تحریریه این سایت و پژوهشگر حوزه تاریخ انقلاب نیز در گفتگویی دیگر به شباهت خشونتهای رخ داده در روزهای گذشته با وقایع دهه ۶۰ پرداخت و در بخش پایانی این مصاحبه با تفکیک میان اعتراض و اغتشاش و برشمردن تفاوتهای وقایع اخیر با اعتراضات ۸۸ و اعتراضات دیگر گفت: «ما امروز شاهد یک تروریسم آموزشدیده و حرفهای هستیم و کسی که دستگیر میشود مشابه همان منافقین دهه ۶۰ است و مشخصا وسط میدان حرب دستگیر شده و درحال آسیبرساندن به اموال عمومی یا حمله به نیروهای انتظامی حکومت اسلامی است. آمار بالای شهدا نشاندهنده تفاوت این قائله با اعتراضات پس از انتخابات سال ۸۸ یا سایر اعتراضات قانونی است و محاربین کاملا عزم به شهید گرفتن از نیروهای انتظامی و امنیتی نظام دارند. جنس مواجه با این ماشین ترور حرفهای هم مشخص و واضح است.»
کیهان چه میگوید؟
تقریباً تمام تیترهای صفحه یک امروز کیهان به التهابات اخیر اختصاص داشت. این روزنامه در مطالب و ستونهای مختلفی به موضوع وقایع اخیر در کشور پرداخت و تمرکز خود را بر توطئه خارجی، برخورد شدید با بازداشتشدگان و حامیان داخلی آنها گذاشت. تیتر یک امروز کیهان این بود: «فتنه آمریکا و اسرائیل فروکش کرد؛ نوبت برخورد پشیمانکننده قوه قضائیه است.»
محمد ایمانی، یکی از نویسندگان کیهان در ستون یادداشت روز این شماره، در مقدمه مطلب خود با تیتر «گزارش مستند درباره جوخههای ترور و انتقام نیابتی» نوشت: «ایران، چون قدرتمند بود، دستخوش جنگ نیابتی اسرائیل و آمریکا در پوشش اغتشاش و آشوب شد. تصویرسازی ایران ضعیف، راهبرد دشمن برخلاف واقعیتهای جاری است تا با انگارهسازی بتواند از سد استوار ملت ایران عبور کند. این ادعا را که «ایران، قدرتمند و خار چشم دشمن است» در پایان همین یادداشت با استناد به ارزیابی محافل عبری و غربی اثبات خواهیم کرد. تحولات میدانی را باید در مقیاس واقعی خود دید و اسیر عملیات روانی حریف نشد. نظم جهانی به ضرر مستکبران در حال رقم خوردن است. آنها در حمله به ایران، به عنوان گلوگاه قدرت منطقه و جهان، شکست بزرگی خوردهاند که پس از جنگ جهانی دوم بیسابقه است و اگر روایت آن تثبیت شود، دیگر پشمی به کلاهشان نخواهد ماند. البته این واقعیت مهم، نباید مانع از دیدن نقاط آسیب خود و معابر شبیخون دشمن شود.»
این روزنامه در یکی از اخبار ستون خبر ویژه خود، با تیتر «چتر حمایتی رسانههای زنجیرهای بر سر آشوبگران و تروریستها» آورد: «با وجود آشکار شدن ماهیت تروریستی آشوبگران و خشونت عریان آنها در شهرهای مختلف کشور علیه مردم عادی کوچه و خیابان، رسانههای زنجیرهای جریان غربگرا همچنان آشوبگران را معترض خطاب کرده و از به کار بردن لفظ آشوب، اغتشاش، آشوبگر و اغتشاشگر برای آنها خودداری میکنند. این رویه، شاهدی آشکار از این است که اتاق فکر گردانندگان این نشریات با اتاق فرماندهی آشوب مرتبط است.»
ترسیم فضای جامعه از نگاه هممیهن
عباس عبدی در سرمقاله امروز هممیهن، به گیر کردن ایران بین گذشته و آینده پرداخت. او در بخشی از این سرمقاله نوشت: «انسان ایرانی امروز دائماً در حال مقایسه وضعیت خود با دیگر کشورهای جهان است. بدتر از آن، بخش عمده جامعه که طبقه متوسط شهری و حتی روستایی را شکل میدهد، وضعیت امروز خود را با دیروز مقایسه میکند. این دیروز، چندان هم گذشته دوری نیست. امروز گذران زندگی هر فرد و هر خانواده ایرانی، نسبت به پنج سال قبل، سه سال قبل، یک سال قبل و حتی شش ماه قبل و یک ماه قبل سختتر و دشوارتر شده است. این سختی و دشواری نهفقط در افول میزان مسافرت و تفریح و سرگرمی خود را نشان میدهد که به سطح نیازهای حیاتی رسیده است.»
در قسمت دیگری از سرمقاله این روزنامه آمده است: «گویی، کشور درگیر و دار گذشته و آینده مانده است و در این جریان، آنچه بیمعنی و معلق و دچار تعطیل و سکون و بحران است،حال و اکنون است که از دو سوی ماجرا، دیده نمیشود. حال آنکه اگر قرار باشد کشور راهی برای خروج از وضعیت کنونی و ناترازیها و بحرانها و تحریمهای خود بیابد، چارهای جز بازگشت ثبات و آرامش به جامعه و فراهمسازی بستر زندگی عادی و معمول ندارد.»
ما با یک جامعه معترض روبرو هستیم
هادی خانیکی، جامعهشناس و استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در گفتگویی با ایرنا به بررسی این شرایط پرداخت. او در بخشی از این مصاحبه گفت: «حرکت دولت در به رسمیت شناختن اعتراض و حق دانستن اعتراض، به نظرم گام مثبتی بود؛ به این دلیل که ما با یک جامعه معترض روبهرو هستیم. سطح نارضایتیها در جامعه ما بالاست اما معترض بودن به معنای زوال جامعه یا رسیدن آن به نقاط بد و خشونت نیست؛ اعتراض میتواند علامت حیات جامعه و حتی برای نظام حکمرانی مفید باشد و علامتهایی بدهد تا اعتراضها در سیاست اقتصادی و اجتماعی به عنوان دادههایی تلقی شود که مهمتر از دماسنج مثل هشداردهنده عمل کند.»
این استاد دانشگاه علامه یادآور شد: «ما اولین کشوری نیستیم که دچار این کاستیها، تنگناها و حتی بحرانها شدیم و آخرین کشور نیز نیستیم در همه جا میتواند این اتفاق بیفتد؛ باید بدانیم چطور اعتراض به محرکهایی برای حل مساله تبدیل شود. مفهوم حل مساله هم این نیست که به گذشته بیتوجه باشیم، بلکه باید به اصلاح اشتباهات هم بپردازیم. به نظرم اگر بعد از جنگ ۱۲ روزه علائم تغییر در سیاستگذاریها، صداوسیما و رسانهها و رویههای اداره کشور رخ میداد، نشان میداد که ما شرایط سختی داریم اما از این شرایط سخت میتوانیم عبور کنیم.»