افشین یداللهی؛ ترانهسرایی در مسیر شعر
قطار ترانهسرایی و شاعری یداللهی، اگرچه که بهظاهر بر یک ریل حرکت میکردند، بااینحال، نتایج مشابهی به بار نیاوردند. بههمیندلیل از یداللهی بیشتر بهعنوان ترانهسرا یاد میشود تا شاعر.
فرارو- افشین یداللهی یکی از مطرحترین ترانهسرایان تاریخ معاصر ایران بود. از او ترانههای زیادی در ذهن مردم باقی مانده است.
به گزارش فرارو، تجربه همکاری یداللهی با خوانندگانی ازقبیل سالار عقیلی و علیرضا قربانی، نام وی را بیشتر از همیشه بر زبانها انداخت.
ترانهسرایی در مسیر شعر
روزهای آخر اسفند سال 1395 بود که بهناگاه با انتشار خبری فضای جامعه فرهنگی ایران ملتهب شد. خبر حاکی از مرگ یکی از مطرحترین ترانهسرایان ایران در چند دهه گذشته بود؛ دکتر افشین یداللهی. یداللهی که در 21 دی 1347 متولد شده بود، زندگی را در 48سالگی ترک کرد تا افزونبر ترانههای بهیادماندنیای که از خود به یادگار گذاشته بود، داغ مرگی زودرس را نیز برای دوستدارانش به جا بگذارد.
یداللهی روانپزشک بود. بااینحال از همان روزگار کودکی به شعر و ادبیات نیز علاقه ویژهای داشت. این شد که نوشتن شعر را از همان روزگار کودکی و نوجوانی آغاز کرد. در سال 1376، بهعنوان ترانهسرا به سازمان صدا و سیما رفت و مشغولبهکار شد. طولی نکشید که با نوشتن چند ترانه برای تعدادی از خوانندگان مطرح و کمترمطرح زمانهاش به شهرت رسید. علیرضا قربانی یکی از خوانندگانی بود که پیشاز اینکه به شهرت ویژهای رسیده باشد با یداللهی همکاری کرد و یکی از ماندگارترین ترانههایش را دراثر این همکاری اجرا نمود.
نام افشین یداللهی رفتهرفته بر تیتراژ تعدادی زیادی از سریالهای پربیننده سالهای دهه هفتاد و هشتاد نیز ثبت شده و بهاینشکل بر شهرت وی افزوده گردید. تیتراژ سریالهای «شب دهم»، «مدار صفردرجه»، «سهدرچهار» و تعدادی زیادی از سریالهای مطرح آن سالها، نام یداللهی را بهعنوان ترانهسرا همراه با خود داشتند.
یداللهی در ادامه با بسیاری از خوانندگان مطرح زمانهاش همکاری کرد و به شهرت بسیار زیادی رسید. باوجوداینکه تعداد زیادی از ترانههای یداللهی در ذهن مردم باقی ماندهاند، اما این ترانه «وقتی گریبان عدم با دست خلقت میدرید» بود که وی را به شهرتی عمومی رساند. وی همچنین سالهای زیادی را صرف تربیت شاگردانش کرد و در این مسیر نیز موفق بود.
چندین مجموعه شعر از افشین یداللهی به یادگار مانده است. بااینحال شعرهای وی بههیچعنوان کیفیتی را که ترانههایش داشتند، ندارند. خود او گفته بود که بهسبب علاقهای که به موسیقی داشته است، ترجیح داده تا ادبیات را از مسیر ترانهنویسی دنبال کند. بههرحال نمیتوان گفت که چنانچه یداللهی همه هموغمش را برای نوشتن شعر میگذاشت اشعار او در چه درجهای از کیفیت بودند، اما به نظر میرسد که تصمیم او برای جدیتر گرفتن ترانه، تصمیم درستی بوده است.
ترانههای یداللهی بهسبب نزدیکی او با شعر، رنگوبوی شعر، و غزلهای وی بهدلیل آمیختگیای که با موسیقی داشت، شکلوشمایل ترانه داشتند. مرگ زودرس یداللهی اجازه پیشروی بیشتر را به او نداد. چهبسا که با استعدادی که وی داشت، روزی شعر را بهشکل جدیتری پیش میبرد و در شعر نیز به تسلطی میرسید که در سرودن ترانه داشت.