ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۰۳۰۵

بحران اصلی فهم مسئله است/ مشکلات امروز با حضور یک فرد رفع نخواهند شد

بحران اصلی فهم مسئله است/ مشکلات امروز با حضور یک فرد رفع نخواهند شد

بحران‌های امروز نه با یک تصمیم خلق شده‌اند و نه با حضور یک فرد رفع خواهند شد. جامعه‌ای که سیاست را به معجزه تقلیل می‌دهد، دیگر مطالبه‌گر شفافیت، پاسخ‌گویی، قانون‌مندی و مشارکت جمعی نخواهد بود. در چنین فضایی شکست آینده نیز از پیش توجیه می‌شود. زیرا که اگر وعده‌ها محقق نشوند، همواره می‌توان تقصیر را به گردن شرایط انداخت، بی‌آنکه مسئولیت جمعی مورد بازخواست قرار گیرد.

تبلیغات
تبلیغات

حامد خانجانی  دانش‌‌آموخته فلسفه اخلاق در یادداشتی در هم میهن نوشت:  آنچه امروز با آن مواجه هستیم، صرفاً انباشت تاریخی بحران‌ها، تعارض‌های حل‌نشده و بن‌بست‌های ساختاری نیست. مسئله به‌نوعی عمیق‌تر از اینهاست. در این بحران‌های واقعی با پدیده‌ای ذهنی‌- سیاسی روبه‌رو هستیم که وجهی خطرناک‌تر از بحران را نمایان می‌سازد: توهم قابلیت حکمرانی یک فرد از خانواده سلطنتی سابق با امید بستن بخشی از جامعه به او بی‌آنکه این امید بر تحلیل واقع‌گرایانه، برنامه روشن یا فهمی نهادی از سیاست استوار باشد. این دو سوی ماجرا، یعنی بحران واقعی و توهم نجات، درنهایت به یک ریشه مشترک می‌رسند: ساده‌سازی افراطی مسائل پیچیده و سقوط نگران‌کننده سطح انتظار از سیاست و حکمرانی.

جامعه‌ای که سال‌ها زیر فشار ناکارآمدی، انسداد سیاسی و فرسایش سرمایه اجتماعی زیسته به‌تدریج خسته می‌شود و جامعه خسته بیش از آنکه خواهان راه‌حل‌های دشوار اما پایدار باشد، مستعد پذیرش روایت‌های ساده و تسکین‌بخش است. در چنین شرایطی سیاست از حوزه تحلیل عقلانی و کنش جمعی فاصله می‌گیرد. فرد نجات‌بخش دقیقاً در این خلأ مطرح می‌شود. منتها به‌عنوان پاسخی واقعی به بحران، بلکه به‌مثابه تصویری که جامعه آرزوها، خشم‌ها و درماندگی‌های خود را بر آن فرافکنی می‌کند.

مشکل اما اینجاست که این تصویر جایگزین پرسش‌های اساسی می‌شود. کمتر پرسیده می‌شود که این فرد با چه برنامه‌ای قرار است حکمرانی کند، نسبت او با نهادها چیست، سازوکار تصمیم‌گیری چگونه خواهد بود، توازن قوا و منافع متعارض چگونه مدیریت می‌شود و هزینه‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی این مسیر چه خواهد شد؟‌ قلب این پرسش‌ها به‌نفع شعار، هیجان و امید خام، نشانه بلوغ سیاسی نیست، بلکه نمودار عقب‌نشینی از سیاست به‌مثابه امری پیچیده و مسئولیت‌آور است. ریشه مشترک این وضعیت را باید در تقلیل بحران‌های چندلایه و پیچیده به روایت‌های تک‌علتی جست‌و‌جو کرد.

بحران‌های امروز نه با یک تصمیم خلق شده‌اند و نه با حضور یک فرد رفع خواهند شد. جامعه‌ای که سیاست را به معجزه تقلیل می‌دهد، دیگر مطالبه‌گر شفافیت، پاسخ‌گویی، قانون‌مندی و مشارکت جمعی نخواهد بود. در چنین فضایی شکست آینده نیز از پیش توجیه می‌شود. زیرا که اگر وعده‌ها محقق نشوند، همواره می‌توان تقصیر را به گردن شرایط انداخت، بی‌آنکه مسئولیت جمعی مورد بازخواست قرار گیرد.

سیاست برخلاف روایت‌های رایج نه امری ناگهانی است و نه بی‌هزینه. تغییر پایدار محصول فرایندی تدریجی، پرتنش و مبتنی بر نهادسازی است. فرایندی مستلزم گفت‌و‌گو، سازش، تحمل ناکامی‌های مقطعی و پذیرش پیچیدگی واقعیت اجتماعی است. قدر این مؤلفه‌ها و اتکا به اسطوره نه‌تنها راه عبور از بحران نیست بلکه انسداد را عمیق‌تر می‌کند. چراکه پس از فروپاشی اسطوره نجات جامعه با ناامیدی شدیدتر و بی‌اعتمادی گسترده‌تر مواجه خواهد شد. از همین جا می‌توان فهمید چرا بارها در چرخه‌ای مشابه گرفتار شده‌ایم.

تا زمانی که به‌جای تحلیل به آرزو پناه می‌بریم و به‌جای مسئولیت جمعی چشم به چهره‌های بی‌پشتوانه می‌دوزیم، نه‌تنها از بحران عبور نخواهیم کرد بلکه هر بار آن را به شکلی تازه بازتولید می‌کنیم. مسئله امروز پیش از هر چیز بازاندیشی در فهم ما از سیاست است؛ فهمی که پیچیدگی را می‌پذیرد، از توهم معجزه فاصله می‌گیرد و مسئولیت آینده را دوباره به جامعه باز می‌گرداند. 

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات

نظرات بینندگان

(۳ نظر)
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات