احمد بخارایی در گفتوگو با فرارو تحلیل کرد
چرا اعتراضات دی ۱۴۰۴ شعلهور شد؟
یک جامعهشناس با بررسی ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، معتقد است آنچه امروز در ایران رخ میدهد، حاصل انباشت بحرانهای چندگانه و ورود جامعه به فاز جدید است.
فرارو- منشا وقوع ناآرامیهای اخیر ایران، با گذشت چند روز از آغاز آن بیشتر مورد پرسش قرار میگیرد. در این میان مقایسه ناآرامیها در کلانشهرها و شهرهای کوچکتر هم مطرح است و به تبع آن سوالهایی از این جنس که آیا دامنه اعتراضات در محدوده مشکلات معیشتی باقی مانده است؟
به گزارش فرارو، به اعتقاد احمد بخارایی، جامعهشناس، هیچ رخداد اجتماعی تکعاملی نیست، بلکه چندعاملی است؛ بنابراین در تحلیل بروز رخدادها باید عوامل متعدد حاضر و ناظر در صحنه را مدنظر قرار داد. آنچه مسلم است این است که در ایران مشکلات جنبههای مختلفی دارد؛ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و غیره. به عنوان مثال، در دانشگاه زمانی که حراست میخواهد نظارت خود را اعمال کند، با اعتراض و ناخشنودی دانشجو و عضو هیئت علمی روبهرو میشود، این منظر اجتماعی قضیه است اما مناظر دیگر هم وجود دارد.
احمد بخارایی در گفتوگو با فرارو، چندعاملی بودن وقایع اخیر ایران را به بحث گذاشته و میگوید: «یکی از این عوامل بعد سیاسی بود که در انتخابات دیده شد؛ زمانی که مردم باعدم مشارکت در انتخابات مجلس یا مشارکت کم در انتخابات ریاستجمهوری، مسئله سیاسی را بروز دادند. مسئله اقتصادی نیز مشکلی عینی و ملموس در هر جامعهای است و در جامعه امروز ایران جامع و واضح است. مشکل اقتصادی زمانی اوج گرفت که مشکل ارز، طلا و دلار بهصورت بسیار افسارگسیخته و بیرویه شروع به افزایش کرد.»
این جامعهشناس میگوید: «درواقع مشکلات مختلفی وجود داشت؛ از مشکلات جنسیتی و قومیتی تا سیاسی و اجتماعی، و این مشکل اقتصادی حکم جرقه داشت. نمیتوانیم تاثیر عامل اقتصادی را در بروز اعتراضات کمرنگ ببینیم، اما این اعتراضات تکعاملی نیست. به همین خاطر شما در آبدانان مشاهده میکنید که وقتی هم قومیها و هم شهریها آسیب میبینند یا کشته میشوند، اعتراض فراتر از مقوله اقتصاد میشود و به همین دلیل، آنان زمانی که به فروشگاه وارد میشوند، در حالی که انتظار میرفت کیسههای برنج را با خود ببرند، آن را به زمین میریزند. این چندعاملی بودن را باید مدنظر قرار داد.»
او اشاره میکند: «اما این موضوع که چرا برخی نقاط تهران، همچون نقاط شمالی آن یا سایر کلانشهرها، وارد ناآرامیها نمیشوند، به این دلیل است که آنان احساس ناامنی نمیکنند و دغدغه سیاسی و اقتصادی آنچنانی ندارند. اگر دغدغه سیاسی هم دارند، پررنگ نیست؛ زیرا فضای امنی برای آنان ایجاد شده و زندگی خود را ادامه میدهند. در این وضعیت، نظام اقتصادی که شکاف طبقاتی را دامن زده، موجب شده طبقه یک وضعیت خوبی داشته باشد و در دل این طبقه، طبقه مرفه نوظهوری که پس از انقلاب پدید آمده و منافعش تامین میشود، اهل اعتراض نباشد.»
بخارایی میگوید: «در منطقهای مثل آبدانان، شاهد طایفه و قومهایی هستید که انسجامی مکانیکی دارند. این انسجام بسیار قویتر از مسائل سیاسی و اقتصادی جاری است؛ بنابراین نوع اعتراض آنان با نوع اعتراض در تهران متفاوت میشود. در شهرهای بزرگ، محاسبات بیشتر است و بحث ریسک و مخاطره مطرح میشود؛ اینکه در چه شرایطی مخاطره میکنند و در چه شرایطی هزینهگری میکنند. اما در محیطهای سنتی، این حسابگری هزینه و فایده کمتر است و انسجام قومی بیشتر به صحنه میآید.»
او میافزاید: «واقعیت این است که جامعه امروز ایران وارد فاز جدیدی شده است و اتفاقاتی که در سال ۱۴۰۴ در حال رخ دادن است، کاملا متفاوت از اتفاقات قبلی است. در جنبش «زن، زندگی، آزادی» (وقایع 1401) عدالت جنسیتی بود که پا به صحنه گذاشت؛ عدالتی که با مسئله حجاب و گشت ارشاد گره میخورد و کمتر رنگ و بوی اقتصادی داشت. این انتظار میرفت که اگر این جنبش رنگ و بوی اقتصادی پیدا کند، ماهیت آن تغییر کند و گستردهتر، عمیقتر، غیرقابل بازگشت و کنترلناپذیر شود.»
این جامعهشناس میگوید: «به نظر میرسد که این نظام اقتصادی نمیتواند قیمتها را کنترل کند. زمانی که تورم ماهانه رشد چشمگیری پیدا میکند، یعنی در مسیر رسیدن به ابرتورم و مصداق تعریف آن قرار گرفتهایم. این ابرتورم تنها در عرصه اقتصادی باقی نمیماند، بلکه به عرصههای دیگر نیز تسری پیدا می کند.»
او میافزاید: «این بحرانها زمانی که بر هم انباشته میشوند، به یک ابربحران تبدیل میشوند. به نظر میرسد این ابربحران بیش از هر چیز خود را در مشروعیتزدایی از دولت نشان میدهد.»
در نهایت او اشاره میکند: «مسئله معیشت اقتصادی مردم شوخی نیست و دادن یک میلیون تومان کالابرگ بیشتر شبیه به طنز است؛ اکنون اگر مردم روزی یک میلیون تومان هم کالابرگ دریافت کنند، از زیر خط فقر نجات پیدا نمیکنند. این سیاستها نشاندهنده بیبرنامگی و آشفتگی است.»