گذر آرام یا بنبست پرهزینه؛ آینده تولید در گرو سیاست
انگیزه واقعی آمریکا
ایالات متحده پس از بازداشت نیکلاس مادورو، منطق اقدام خود را صریحاً بر «نفت» بنا کرد: احیای صنعت نفت ونزوئلا با سرمایه شرکتهای آمریکایی و جبران ملیسازیهای دوران چاوز. با وجود ذخایر عظیم نفتی، تحریمها، محاصره نفتی، کمبود «نفتا» و فرسودگی زیرساختها تولید را در مسیر نزولی نگه داشته است. افزایش تولید محدود خواهد بود و بازگشت به ظرفیتهای گذشته به سرمایهگذاری عظیم و تغییرات سیاسی پرهزینه وابسته است.
فرارو- تنها چند ساعت پس از آنکه ایالات متحده در یک عملیات شبانه «نیکلاس مادورو»، رهبر اقتدارگرای ونزوئلا را بازداشت کرد، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، انگیزه و منطق این اقدام را بیپرده روی میز گذاشت.
به گزارش فرارو به نقل از نشریه اکونومیست، او با تمرکز مستقیم بر «پرونده نفت» گفت صنعت نفت ونزوئلا سالهاست به بنبست رسیده و عملاً به یک شکست تمامعیار تبدیل شده است. ترامپ سپس هدف واشنگتن را چنین ترسیم کرد: دولت آمریکا میخواهد شرکتهای بسیار بزرگ نفتی این کشور را به سرمایهگذاریهای میلیارددلاری در ونزوئلا سوق دهد، زیرساختهایی را که بهشدت فرسوده و ویران شدهاند بازسازی کند و چرخه پولسازی از نفت را بار دیگر در این کشور به حرکت درآورد.
این اعلام موضع، بیش از آنکه یک توضیح سیاسی باشد، مزهی شیرین «انتقامِ حسابشده» را با خود داشت. ماجرا ریشه در هجده سال قبل دارد؛ زمانی که در دوره هوگو چاوز، ونزوئلا دست به ملیسازی داراییهای شرکتهای آمریکایی و دیگر شرکتهای غربی زد. پیامد آن تصمیم، سیلی از شکایتهای حقوقی بود که حالا بنا بر برآوردها مجموع ارزششان به ۶۰ میلیارد دلار میرسد؛ دعاویای که علیه دولت ونزوئلا و همچنین شرکت ملی نفت این کشور، «PDVSA»، در دادگاههای آمریکا و مراجع بینالمللی به جریان افتاده است. ترامپ این پرونده را مدتها پیش، به زبان بیپردهی خودش صورتبندی کرده بود. او شانزدهم دسامبر خواستار آن شد که ونزوئلا «تمام نفت، زمین و دیگر داراییهایی را که پیشتر از ما دزدیده است» پس بدهد.
نفت فوقسنگین ونزوئلا؛ پاسخی به کمبود مزمن پالایشگاههای آمریکا
رئیسجمهور آمریکا ظاهراً به چیزی فراتر از «تلافی» فکر میکند. دههها سرمایهگذاری اندک و سوءمدیریت مزمن، صنعت نفت این کشور را از درون تهی کرده است؛ تا جایی که تولید نفت ونزوئلا از اواخر دهه ۲۰۰۰ تاکنون حدود دوسوم سقوط کرده و به حوالی یک میلیون بشکه در روز رسیده است. منطقِ ترامپ روشن است: اگر ظرفیتهای بلااستفاده و نیمهجان دوباره جان بگیرد، ونزوئلا میتواند از نو «ثروتسازی» کند و همزمان، سودِ این احیا مستقیم به جیب شرکتهای آمریکایی سرازیر شود. و اینجا نقطه جذابتر ماجراست؛ ونزوئلا روی کوهی از نفت نشسته است: حدود ۳۰۰ میلیارد بشکه یعنی نزدیک به یکپنجم ذخایر نفتی جهان. همین واقعیت به واشنگتن میگوید ماجرا فقط درباره بازگرداندن تولید از کفِ امروز نیست؛ این ظرفیت بالقوه وجود دارد که تولید، دستکم برای مدتی، دوباره شیب صعودی بگیرد و بازیگران جدید را وارد میدان کند.
نفت خامِ سنگینی که در دل ذخایر ونزوئلا خوابیده، دقیقاً همان خوراکی است که پالایشگاههای آمریکا سالهاست بهطور مزمن با کمبودش دستوپنجه نرم میکنند؛ آن هم درست در مقطعی که روابط واشنگتن با کانادا یکی از تأمینکنندگان اصلی همین نوع نفت دچار تنش شده است. با این حساب، «یورش نفتی» ترامپ چرا باید ناخوشایند به نظر برسد؟ پاسخ، برخلاف ظاهر، کمحجم نیست. در افق کوتاهمدت، احتمال آنکه تولید نفت ونزوئلا پایینتر برود، از احتمال بهبودش بیشتر است. آمریکا در ماه دسامبر، از اعلام یک محاصره علیه محمولههای نفتی ونزوئلا که با نفتکشهای تحریمشده حمل میشدند شروع کرد و بعد، با توقیف یکی از همان نفتکشها پیام را عملیاتیتر کرد. نتیجه، یک شوک فوری در صادرات بود: از همان زمان، صادرات نفت ونزوئلا سقوط آزاد کرده و حجم قابلتوجهی از نفت خام این کشور روی نفتکشهای بیکار در دریا معطل مانده است؛ حجمی که حالا به بالاترین سطح چند سال اخیر رسیده است.
ونزوئلا علاوه بر همه این فشارها، با یک گلوگاه فنیِ تعیینکننده هم روبهرو است: کمبود «نفتا»؛ رقیقکنندهای که برای رقیقکردن و قابلانتقالکردن نفتِ فوقسنگین این کشور حیاتی است و حالا دیگر از مسیر روسیه هم تأمین نمیشود. بدون نفتا، بخشی از نفت ونزوئلا عملاً در همان نقطه تولید، به مشکل جابهجایی و صادرات میخورد و زنجیره عرضه از درون قفل میشود. تا زمانی که این محاصره برداشته نشود؛ اتفاقی که خود به تحولات سیاسی و نظامی گره خورده است ـ مسیر تولید ناگزیر رو به پایین خواهد بود. بر مبنای همین واقعیت، تولید نفت ونزوئلا نهتنها امکان جهش سریع ندارد، بلکه احتمال دارد حتی به کمتر از ۷۰۰ هزار بشکه در روز سقوط کند.
گذر آرام یا بنبست پرهزینه؛ آینده تولید در گرو سیاست
اگر گذار سیاسی در ونزوئلا بدون تنش جلو برود و تحریمهای آمریکا از جمله محاصره لغو شود، تولید نفت این کشور ممکن است ظرف چند ماه آینده دوباره جان بگیرد؛ اما این «اگر»، همچنان یک اما و اگر بسیار بزرگ است.
برآورد شرکت دادهمحور «کپلر» نشان میدهد حتی با اجرای حداقل تعمیرات و نگهداشتهای پایه، تولید نفت خام ونزوئلا میتواند تا پایان سال ۲۰۲۶ به حدود ۱.۲ میلیون بشکه در روز برسد. با این حال، چنین سطحی از تولید هنوز فاصله چشمگیری با سقف ظرفیت بالقوه ونزوئلا دارد و این کشور را در بهترین حالت اندکی پشت سر لیبی در جایگاه هجدهمین تولیدکننده بزرگ نفت جهان نگه میدارد.
اما اگر ونزوئلا بخواهد فراتر از این سطح حرکت کند و به افزایش معنادار تولید برسد، باید همزمان از سه مانع بزرگ یعنی نیاز فوری و شدید به منابع مالی برای احیای زیرساختها، کمبود نیروی کار در بخش انرژی و در نهایت اشباعبودن بازار جهانی عبور کند. ریستاد انرژی، شرکت مشاورهای، تخمین میزند که تنها برای اکتشاف و تولید، به ۱۱۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری نیاز است تا تولید ونزوئلا به سطح ۱۵ سال پیش بازگردد؛ رقمی که دو برابرِ کل سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا در سراسر جهان در سال ۲۰۲۴ است.
دونالد ترامپ ظاهراً با این پیشفرض جلو میرود که شرکتهای نفتی آمریکا برای امضای چکهای سنگین، سر از پا نخواهند شناخت. در این میان، شورون ــ که همین حالا هم در ونزوئلا حضور دارد ــ میتواند استثنا باشد: این شرکت تحت یک معافیت از تحریمها، روزانه حدود ۲۰۰ هزار بشکه نفت به آمریکا صادر میکند و طبیعی است که در صورت بازتر شدن فضا، به فکر گسترش دامنه فعالیتها بیفتد.
اما مسئله این است که همه بازیگران مثل شورون نیستند. بسیاری از شرکتها هنوز زخمهای تجربههای قبلی در ونزوئلا را فراموش نکردهاند. به همین دلیل، موفقیت نسخهای که ترامپ میپیچد اصلاً تضمینشده نیست. ترامپ کمی بیش از سه سال دیگر کاخ سفید را ترک میکند و حتی این احتمال وجود دارد که پیش از پایان دوره نیز تمرکزش را از دست بدهد. برای شرکتهای نفتی و سرمایهگذاران، چنین افقی یعنی تصمیمگیریهای میلیارددلاری باید روی زمینی انجام شود که هر لحظه ممکن است زیر پایشان تغییر کند.
تا اینجا، شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا در برابر «فراخوان جنگی» رئیسجمهور سکوت کردهاند. ژان-فرانسوا لامبر، تحلیلگر حوزه انرژی، حتی تأکید میکند معاملهگران جهانی کالا هم هنوز عملاً «در خط شروع» قرار نگرفتهاند. بانکها و شرکتهای بیمه که تأمین مالی عملیات و تضمین امنیت محمولهها به آن ها وابسته است و معمولاً آخرین گروهی هستند که وارد میدان میشوند.
حتی اگر بتوان تعداد کافی از شرکتهای نفتی را قانع کرد که برای ونزوئلا چکهای سنگین امضا کنند، باز هم یک تردید بزرگ سر جای خود میماند: آیا صنعت نفت این کشور اصلاً توان آن را دارد که همپای این جاهطلبی حرکت کند؟
واقعیت این است که صنعت نفت ونزوئلا در سالهای اخیر زیر فشار بحران، تحریم و بیثباتی، با موج گستردهای از «فرار مغزها» روبهرو شده است. دهها هزار نیروی متخصص از مهندسان و تکنسینهای ارشد تا زمینشناسان کشور را ترک کردهاند. شرکت ملی نفت ونزوئلا، اکنون عملاً تا حد زیادی زیر مدیریت نیروهای مسلح اداره میشود. برای اینکه بتوان روی همکاری پایدار با شرکتهای غربی حساب باز کرد، شرکت ملی نفت باید بهطور کامل و از ریشه اصلاح شود.
هر میزان نفت اضافهای هم که ونزوئلا بتواند روی دست بازار بگذارد، راهی بازاری میشود که همین حالا هم نشانههای «اشباع» را با خود دارد. آژانس بینالمللی انرژی، بهعنوان مرجع رسمی پیشبینی در بازار انرژی برآورد میکند که دستکم تا پایان دهه جاری، عرضه جهانی نفت خام از تقاضا جلو خواهد زد؛ هم بهدلیل جهش و پایداری تولید در کشورهایی مانند برزیل و گویان و حتی خودِ آمریکا و هم بهخاطر رشد کمرمق تقاضا در سطح جهان. در چنین تصویری، بسیاری از تحلیلگران هشدار میدهند مازاد عرضه میتواند قیمت نفت را در سال جاری و سال آینده به حوالی ۵۰ دلار برای هر بشکه برساند و حتی پایینتر ببرد.
در خوشبینانهترین سناریو، «کپلر» برآورد میکند تولید نفت ونزوئلا میتواند تا سال ۲۰۲۸ به حدود ۱.۷ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز برسد؛ عددی که حتی در همین سطح هم قادر است مسیر جریانهای تجاری را بهطور محسوسی جابهجا کند. پالایشگاههای آمریکا احتمالاً بخشی از این بشکههای اضافی را با سرعت جذب خواهند کرد؛ همان پالایشگاههایی که در اوایل دهه ۲۰۱۰، روزانه حدود ۵۰۰ هزار بشکه بیشتر از ونزوئلا وارد میکردند. در مقابل، کوبا که سالها نفت ونزوئلا را با شرایط ترجیحی میخرید برای پر کردن خلأ احتمالی، ناچار میشود به سمت مکزیک و روسیه متمایل شود. در سوی دیگرِ پالایشگاههای موسوم به «ناوگان سایه» در چین که پیشتر بخش قابلتوجهی از نفت ونزوئلا را با تخفیف میبلعیدند ممکن است از مدار این تجارت کنار گذاشته شوند. حتی این احتمال هم مطرح است که شرکتهای دولتی نفت چین، برای کاهش ریسک یا هزینههای سیاسی، ردپای محلی خود را در ونزوئلا کوچکتر کنند.
مجموعه این تحولات، از منظر تجاری و ژئوپولیتیکی میتواند به نفع آمریکا تمام شود، اما نه فراتر از حاشیه. هر گام بزرگتر و قاطعتر از جمله بازگرداندن تولید نفت ونزوئلا به سطح ۲.۵ تا ۳ میلیون بشکه در روز بیش از آنکه یک دستاورد فوری باشد، پروژهای زمانبر و بلندمدت به نظر میرسد. ماجرای «ربودن» نیکلاس مادورو نمایشی سریع، پرسروصدا و خیرهکننده بود؛ اما نفع اقتصادیِ چنین نمایشهایی نه قرار است نمایشی باشد و نه به این زودیها از راه برسد.