چرا سرمایهگذاری خودروسازان ایرانی شکست خورد؟
سرمایهگذاری خودروسازان ایرانی در ونزوئلا، سوریه و عراق بر پایه روابط استراتژیک بود نه منطق اقتصادی
تلاطمهای سیاسی در ونزوئلا بار دیگر پرونده سرمایهگذاریهای برونمرزی صنعت خودروی ایران را در کانون توجه قراردادهاست. در شرایطیکه پایگاههای تولیدی دو خودروساز بزرگ در کشورهایی نظیر سوریه، عراق و ونزوئلا بهدلیل شرایط خاص سیاسی عملا غیرفعال شدهاند، پرسش کلیدی این است که سرمایهگذاری ایران در این کشورها با چه توجیه اقتصادی انجامشده و در نهایت چه عایدی برای این صنعت دربرداشتهاست؟
به گزارش دنیای اقتصاد، تجربه ایرانخودرو و سایپا در برخی کشورها، بهویژه ونزوئلا و سوریه امروز به یکی از عینیترین مصادیق این موضوع در صنعت خودروی ایران تبدیل شدهاست؛ پروژههایی که نه بر اساس ظرفیت بازار و نه حتی حداقل الزامات بازگشت سرمایه تعریف شدند. ورود دو خودروساز بزرگ کشور به کشورهایی که اقتصادهای بحرانزده، نظام مالی ناکارآمد و ریسک سیاسی بالا داشتند، از ابتدا با هشدار کارشناسان همراه بود؛ اما این هشدارها در برابر «دوستیهای استراتژیک» نادیده گرفته شد.
نتیجه آن، کارخانههایی نیمهفعال یا تعطیل، خطوط تولید بلااستفاده، مطالبات انباشته وصولنشده و سرمایههایی است که امروز عملا امکان بازگشت آنها با تردیدهای جدی روبهرو است. ونزوئلا حالا نماد روشن این مسیر پرهزینه است؛ کشوری که نه تعهد شفافی برای پرداخت مطالبات داشته و نه زیرساخت اقتصادی لازم برای تداوم همکاری صنعتی را فراهم کردهاست.
نکته نگرانکنندهتر آنجاست که این سرمایهگذاریها، نه با تصمیم سهامداران واقعی بلکه بدون سازوکار پاسخگویی شفاف انجام شدهاند. حالا که میلیاردها دلار منابع ارزی و سرمایه در این پروژهها قفلشدهاند، این پرسش جدیتر از همیشه مطرح است که این زیان چگونه قرار است جبران شود؟
تجربه موفق ترکیه در دو دههاخیر که آن را به قطب منطقهای خودروسازی تبدیلکرده در تضاد آشکار با وضعیت فعلی صنعت خودروی ایران قرار دارد. ترکیه موفق شد با تکیه بر ارتباطات جهانی مستحکم و جذب بیش از ۲۲میلیارد دلار سرمایه خارجی، از یک بازار مصرفی صرف به یک پایگاه تولید و صادرات تبدیل شود.
سرمایهگذاری برونمرزی خودروسازان ایرانی نه بر پایه منطق اقتصادی، بلکه در چارچوب روابط استراتژیک با دیگر کشورها شکلگرفتهاند؛ مسیری که در نهایت به انباشت زیان، توقف پروژهها و قفلشدنمیلیاردها دلار سرمایه ملی انجامیده است.
کارشناسان معتقدند این سرمایهگذاریها با هیچیک از الگوهای رایج جهانی در صنعت خودرو همخوانی نداشته و بیش از آنکه «توسعه صنعتی» باشند، «ماموریت سیاسی» تلقی میشدند.
نبود برند معتبر، ضعف کیفیت، فناوری قدیمی و ناتوانی در رقابت آزاد، باعثشده محصولات ایرانی حتی در بازارهای هدف نیز وابسته به حمایتهای سیاسی باقیبمانند. سرمایهگذاری نهتنها به کاهش قیمت و افزایش رقابتپذیری منجر نشد، بلکه زیان را تشدید کرد. این ساختار معیوب، یکی از دلایل اصلی زیانده بودن سایتهای خارجی ایرانخودرو و سایپا عنوان میشود.