جامعه اسلامي در مسير تحكيم وحدت؟
سال 68 تشكلي به موازات دفتر تحكيم وحدت پا به عرصه وجود گذاشت كه عنوان جامعه اسلامي دانشجويان را براي خود انتخاب كرد. دفتر تحكيم وحدت در آن سالها مشي اصلاحطلبي را برگزيد و به تشكلي چپ معروف شد اما جامعه اسلامي دانشجويان بر خلاف آنها خود را در فضاي اصولگرايانه تعريف ميكرد.
تا سالها اختلافي ميان اين دو تشكل وجود نداشت و هر يك به اجراي مراسمها و جلسات خود ميپرداختند البته سهم اعضاي دفتر تحكيم وحدت بسيار بيشتر از اعضاي جامعه اسلامي دانشجويان بود. سرنوشت بازيهاي خوبي براي دفتر تحكيم وحدت نديده بود چرا كه در سال 80، اعضاي اين تشكل به دو طيف شيراز و علامه تقسيم شدند.
اعضاي طيف علامه ايدههاي خود را به اصلاحطلبان كه در آن زمان قدرت را در دست داشتند، نزديك كردند و اعضاي طيف شيراز ترجيح دادند به سمت بسيج دانشجويي و جامعه اسلامي دانشجويان متمايل شوند. به هر ترتيب كه بود، اين دو طيف تا سال 86 به فعاليت موازي با يكديگر پرداختند.
در انتخابات سال 84، جامعه اسلامي دانشجويان تصميم گرفت تا از محمود احمدينژاد در انتخابات رياستجمهوري حمايت كند و همين حمايتها سبب حمايت متقابل دولت از آنها شد و مهدي احمدينژاد كه پسر ارشد رئيسجمهور بود به عضويت در شوراي مركزي انتخاب شد و همچنين در سال 86، جامعه اسلامي دانشجويان نام اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان را براي خود انتخاب كرد.
هنوز طيف علامه دفتر تحكيم وحدت از سوي شوراي نظارت بر تشكلهاي دانشجويي غيرقانوني شناخته نشده بود و آنها از كانديداتوري دكتر معين حمايت كردند و طيف شيراز براي دكتر احمدينژاد به تبليغ پرداخت اما سال 87 براي هر دو اتحاديه يعني اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان كه همان دفتر تحكيم وحدت بود و اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان خوش يمن نبود چرا كه طيف علامه دفتر تحكيم وحدت كه مشي اصلاحطلبي داشتند، از سوي وزارت علوم غيررسمي و منحل عنوان شد و جامعه اسلامي دانشجويان هم با اختلافات دروني شديد مواجه شد.
در آن سال يازدهمين انتخابات جامعه اسلامي دانشجويان در مشهد مقدس برگزار شد اما قريب به 19 دفتر اين اتحاديه حاضر به پذيرش نتايج اين انتخابات نشدند و تاكيد كردند كه تا اطلاع ثانوی شورای مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان فاقد رسمیت و غیرقانونی است.
در آن سال شوراي حكميتي با حضور منتقدان و منتخبان شوراي مركزي تشكيل و بنا ميشود تا طبق نظر حکمیت اساسنامه اتحادیه اصلاح شده و با مشروعیت شورای منتخب کنگره 87 مشکلات مرتفع شود اما اين كار تا سال 88 انجام نميشود و در آن سال شورايي متشکل از سه نفر از افراد منتقد، سه نفر از دفاتر و شورای مرکزی و مهدی فضائلی، مجددا موضوع اساسنامه را پی میگیرد و قرار ميشود تا اساسنامه اصلاح شده در كنگره سال 89 به تصويب اعضا برسد اما يك روز مانده به كنگره سال 89، نامهاي به دفتر رياست دانشكده علوم و حديث شهرري ارسال ميشود كه بر مبناي آن خواسته شده بود تا با توجه به مخالفت دفتر جامعه اسلامي آن دانشكده (به عنوان ميزبان) با برگزاري اين كنگره و بررسي مشكلات داخلي جامعه اسلامي دانشجويان توسط وزارت علوم و نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها از برگزاري نشست مزبور در دانشكده علوم حديث ممانعت بهعمل آيد.
اعضاي موافق اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان با اطلاع از وجود چنين نامهاي آن را جعلي و ترفندي از جانب دانشگاههاي مخالف ميخوانند و انتخابات خود را برگزار و طي آن شش عضو از برادران و سه عضو از خواهران به عنوان اعضاي شوراي مركزي معرفي ميشوند.
تكرار سرنوشت در انتظار جامعه اسلامي دانشجويان
اما بار ديگر اتفاقات سال 87 تكرار و گروهي حاضر به پذيرش نتايج اين انتخابات نشدند و خودشان به برگزاري كنگره جداگانهاي در اردوگاه شهيد باهنر تهران اقدام كردند.
رفتار دو طيف ايجاد شده كه ظاهرا به نام دو طيف باهنر و شهرري شناخته شدهاند، تداعيكننده اتفاقاتي است كه در سال 80، دفتر تحكيم وحدت را گرفتار خود كرد كه در نهايت آن دو طيف شيراز و علامه شكل گرفت. هنوز مشخص نيست تشكلي كه پسر احمدينژاد در زماني عضو شوراي مركزي آن بوده است، چه آيندهاي را براي خود رقم خواهد زد.
آيا به سرنوشت دفتر تحكيم وحدت دچار ميشود يا مانند سال 87 با وجود اختلافات در كنار هم خواهند ماند.... همانند سال 80 شايعات و حواشي پيرامون اين اختلافات بيشمار است به نحوي كه روز گذشته خبر از دخالت فرزند يكي از مسئولان در برگزاري نشست باهنر منتشر شد و پس از آن خبري منتشر شد كه بر مبناي آن يك فقره چك به برگزاركنندگان نشست باهنر اهدا شده است.
تنها بازمانده تحكيم وحدت علامه در گردباد مخالفتها
البته جامعه اسلامي تنها تشكلي نيست كه اين روزها در درون خود دچار تلاطماتي شده است. انجمن اسلامي دانشگاه تهران به عنوان تنها بازمانده طيف علامه دفتر تحكيم وحدت، اين روزها درگير حواشي ناشي از اصلاح اساسنامه خود است. طبق قانون انجمنهاي اسلامي ملزم به تطبيق اساسنامه خود با معيارهاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي شده بودند كه در اين مدت، اكثر انجمنهاي اسلامي اين كار را كردند اما انتخابات پرحاشيه انجمن اسلامي دانشگاه تهران در اواخر سال گذشته سبب شد تا عدهاي بر اساسنامه اين انجمن تمركز كنند تا از اين طريق انتخابات برگزار شده را فاقد وجاهت بنامند.
در 19 فروردين سال جاري، عبدالرضا سيف از ملزم كردن انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران به ارائه گزارشي از روند اصلاح اساسنامه و برگزاري انتخابات شوراي مركزي اين انجمن خبر داد. او به مسئولان انجمن اسلامي يك هفته فرصت داد تا اقدام به اصلاح اساسنامه خود بكنند.
البته اين خواسته سيف دور از حقيقت نبود چرا كه اعضاي انجمن اسلامي در زمستان 88 براي گرفتن مجوز برگزاري نشست سالانه خود به دانشگاه تعهد داده بودند تا اصلاح اساسنامه يكي از موارد اين نشست باشد كه توجهي به اين مسئله نشد. بر اساس نظر شوراي عالي انقلاب فرهنگي، در اساسنامه بايد ذكر شود كه انتخابات بايد با حضور و نظارت نماينده هيات نظارت بر تشكلهاي اسلامي برگزار شود كه در انتخابات دانشگاه تهران چنين نمايندگاني حضور نداشتند.
البته پس از انتخابات، معاون دانشجويي دانشگاه تهران به ياري انجمن اسلامي آمد و اعلام كرد كه ما به دليل هماهنگي ناظر نفرستاديم. اين دفاع معاون دانشجويي، اعتراض تشكلهاي دانشجويي دانشگاه تهران را بهدنبال داشت و مسئولان اين تشكلها اعلام كردند كه اين انتخابات را قانوني نميدانند.
دبیر هیات مرکزی نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاهیان نيز در سال 88 خاطرنشان کرده بود: به انجمن های اسلامی که تا کنون خود را با آيین نامه مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی منطبق نکردهاند، توصیه میشود گردن بنهند و طبق قانون عمل کنند تا هیات نظارت مجبور نشود تصمیمات دیگری اخذ کند.
منظور او انجمنهاي اسلامي دانشگاههاي تهران و شريف بود اما در نيمه ارديبهشتماه او هم به دفاع از انجمن اسلامي دانشگاه تهران پرداخت و خبر داد كه اساسنامه اين دانشگاه اصلاح و به هيات نظارت بر تشكلهاي دانشجويي تحويل داده شده است.
اگر چه خواغجه سروي و معاون دانشجويي دانشگاه تهران از اصلاح اساسنامه انجمن اسلامي دانشگاه و همچنين قانوني بودن انتخابات اين انجمن خبر ميدهند اما ظاهرا تشكلهاي ديگر اين دانشگاه هنوز حاضر به پذيرش مقبوليت انجمن اسلامي از ناحيه مسئولان دانشگاه نيستند.
امتناع رئيسجمهور از حضور در جمع دانشجويان
موضوع ديگري كه اين روزها به عنوان دغدغه دانشجويان تشكلهاي دانشجويي حامي دولت مطرح ميشود، امتناع احمدينژاد از ديدار با آنهاست. تا سال 86، ديدارهاي رئيسجمهور با دانشجويان بهطور مرتب برگزار ميشد اما متهم كردن احمدينژاد سبب شد تا عمر اين ديدارها در همان روز خاتمه يابد. به هر حال رئيسجمهور سه سال است كه در جمعهاي دانشجويي حضور نمييابد.