جهش ناگهاني نسبت ازدواج و طلاق در ايران
مطالعات و آمارهاي اخير نشان از تغيير و تحولات بنيانهاي اصلي جامعه از جمله خانواده دارد كاهش ازدواج و افزايش طلاق يكي از مهمترين اين اتفاقات بوده كه به دلايل مختلف باعث شده است جامعه وارد روند جديدي شود.
تعداد طلاق ثبت شده در سال 1388، 125هزار و 747 مورد بوده و نسبت طلاق به ازدواج در اين سال 125/ 14 درصد است بهطوريكه از هر هفت ازدواج يكي به طلاق انجاميده است، بررسي نمودار نسبت طلاق به ازدواج طي سه دهه گذشته نشان ميدهد كه اين نسبت 28 درصد افزايش داشته است.
بر اساس آمار سازمان ثبت احوال كشور، تعداد ازدواجهاي ثبت شده در سال 1388، 890 هزار و 208 مورد بوده كه نسبت به سال ماقبل (1378) 97/0، كمتر از يك درصد افزايش داشته است. با توجه به اينكه بيش از 50 درصد از زنان در سال 1385 زير 25 سال قرار داشتهاند، بررسي ميانگين سن ازدواج در اولين ازدواج، نشان ميدهد كه اين رقم در سال 1385 براي زنان 2/23 سال و براي مردان 2/26 سال برآورد شده است.
ارزيابي تغييرات اين شاخص طي سه دهه پس از انقلاب نشان ميدهد، در دهه نخست پس از پيروزي انقلاب، ميانگين سن ازدواج براي مردان كاهش و براي زنان تقريبا ثابت بوده و در دهه دوم براي مردان و زنان افزايش داشته است و از سال 1380 به بعد ميانگين سن ازدواج براي مردان تا حدودي ثابت و براي زنان كاهش پيدا كرده بهطور خلاصه ميتوان گفت ميانگين سن ازدواج طي سه دهه پس از انقلاب 5/3 سال براي زنان و 1/2 سال براي مردان افزايش داشته است.
طبق گزارش مركز اطلاعات و آمار شوراي فرهنگي ـ اجتماعي زنان، ارزيابي تغييرات اين شاخص طي اين سه دهه بيانگر آن است كه نسبت طلاق به ازواج طي دو دهه نخست انقلاب بهطور قابل توجهي كاهش پيدا كرده و در سال 1375 به كمترين حد خود يعني 89/7 درصد رسيده است ولي از آن تاريخ به بعد مجددا سير افزايشي پيدا كرده است.
بر اساس آمار سرشماري سال 1385 تنها 6/0 درصد (كمتر از يك درصد) جمعيت بالاي 10سال كشور در وضعيت طلاق به سر ميبرند ولي از آنجا كه همين رقم طي سالهاي اخير سير افزايشي داشته است.سعيد خراطها معتقد است كه آمارها گوياي آن هستند كه با تغيير رويكردهاي فرهنگي و اجتماعي، ما شاهد افزايش طلاق و كاهش ازدواج شده ايم.
تغيير نسبت جنسي
جمعيت زنان قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران يعني سال 1355، 16 ميليون و 352 هزار و 397 نفر بود كه اين رقم 5/48 درصد جمعيت كل كشور را شامل ميشده، اين در حالي است كه در سال 1389 جمعيت زنان كشور به 36 ميليون و 775 هزار و 277 نفر رسيده است كه اين رقم 49 درصد جمعيت كل كشور را شامل ميشود كه طبق اين آمارها، نسبت جنسي جمعيت طي اين سالها كاهش يافته است و از نسبت 1/106 به 22/103 رسيده است بهطوري كه در مقابل هر 22/103 مرد، 100 زن وجود دارد. مقايسه هرم سني جمعيت زنان طي سه دهه اخير نشان ميدهد در سالهاي اخير از درصد جمعيت اطفال، كودكان و نوجوانان كاسته شده و به جمعيت جوانان، ميانسالان و بزرگسالان افزوده شده است.
بهطوري كه در حال حاضر 67/44 درصد زنان كشور در سنين 25 تا 64 سال و 36/25 درصد در سنين 15 تا 24 سال هستند و گروههاي سني اطفال، كودكان و نوجوانان هر كدام هفت درصد جمعيت زنان را تشكيل ميدهند، بر اساس همين آمار پنج درصد جمعيت زنان نيز در سنين بزرگسالي و بيش از 65 سال قرار دارند.
هر چند كه جمعيت كشور هر ساله در حال افزايش است اما متوسط رشد جمعيت در حال كاهش است كه اين موضوع به علت سياستهاي اعمال شده براي برنامههاي تنظيم خانواده طي سالهاي گذشته بوده است؛ به گونهاي كه متوسط رشد جمعيت در فاصله زماني 1385ـ 1375 براي زنان 6/1 و براي مردان 63/1 بوده كه اين رقم نسبت به دوره 1375 ـ 1365، به ترتيب 43/0 درصد براي زنان و 27/0 درصد براي مردان كاهش يافته است. به گفته خراطها، تعداد تولد نوزادان پسر كاهش يافته و همچنين از آنجاييكه مرگ و مير در مردان بيش از زنان است، اين تعادل كاملا تفاوت كرده است.
جامعه آينده، جامعه پير
بر اساس آمار سال 1355، هر زن ايراني بهطور ميانگين 3/6 فرزند در سنين باروري خود (سنين 15 تا 49 سالگي) به دنيا آورده است، اين رقم كه نرخ باروري كل براي يك زن ناميده ميشود در دهه نخست انقلاب اندكي افزايش پيدا كرد و در سال 1365 به هفت فرزند رسيد ولي در دو دهه بعد از انقلاب بهطور قابل توجهي سير نزولي پيدا كرد بهطوري كه در سال 1385 به 1/2 فرزند و در سال 1388 به 8/1 فرزند رسيد، بر اساس آمارها، نرخ باروري كل در كشور طي 33 سال گذشته 5/4 فرزند كاهش داشته است.
چنانچه روند كاهش نرخ باروري و كاهش نرخ رشد جمعيت در كشور با همين وضعيت ادامه يابد، در سالهاي آينده شاهد نرخ منفي رشد جمعيت و در سالهاي بعد از آن شاهد پيري جمعيت خواهيم بود چرا كه هماكنون نيز با توجه به نرخ باروري 8/1 به ازاي دو نفر جمعيت پدر مادر، 8/1 نفر فرزند، جايگزين خواهد شد. خراطها معتقد است كه اين روند با توجه به بالا بودن جمعيت جوان ايران در دورهاي از نمودار جمعيتي طبيعي بوده و اين جمعيت به دورههاي بعد جمعيت پير جامعه ميشوند. از سوي ديگر با تغيير ارزشها در جامعه باروري هم كاهش مييابد.