ترنج موبایل
کد خبر: ۴۱۷۳۴

از جنگ علیه طالبان تا ترور در ایران

«من عبدالمالک ریگی هستم»

«من عبدالمالک ریگی هستم»


فرارو- امروز خبر دستگیری عبدالمالک ریگی، منتشر شد. ریگی که گفته می‌شود زمانی علیه طالبان می‌جنگیده با تفسیرهای غلط از قرآن سرکردگی گروهی را به عهده داشت که 4 سال امنیت را حتی از محروم‌ترین منطقه ایران دریغ کرده بودند. این گزارشی است از 5 سال اخیر گروه جندالله.

آیا سرانجام زنجیره استمرار چهار سال عملیات‌ تروریستی در سیستان و بلوچستان بریده خواهد شد؟ به گزارش فرارو؛ عبدالمالک ریگی در مسیر هوایی امارات به قرقیزستان دستگیر شد. خبری که صبح روز چهارم اسفند88، 23فوریه 2010 بر روی تلکس‌های خبری ایران و جهان قرار گرفت.

طلیعه شروع فعالیت‌های ریگی چندان برای رسانه‌ها روشن نیست. برخی آغاز فعالیت‌های او را به سال 82 مربوط می‌دانند. اما آن‌گونه که ای‌بی‌سی نیوز قریب سه سال پیش خبر داده بود ریگی از سال 2005(1383-84) ارتباطات نزدیکی را با سیا داشته است.

بنا به ادعای این رسانه انگلیسی زبان، آشنایی ریگی با آمریکا، که حامی مالی گروه او به شمار می‌رفته به زمان حضور نظامی آمریکا در افغانستان بر می‌گشته است.

اگرچه دو خبرنگار ای‌بی‌سی نیوز که به افشای این امر پرداختند در اثر فشارهای وارده استعفا کردند، اما این خبرگزاری از ادعای خود دست بر نداشت؛ چه این که رویترز هم در فروردین 86 خبر از مذاکرات دیک چنی، معاون رئیس‌جمهور وقت آمریکا و مشرف، رئیس‌جمهور وقت پاکستان برای حمایت از این گروه‌ها و فشار به ایران داده بود.

ظاهراً عبدالمالک ریگی زمانی عضو گروه‌های سنی‌مذهبی بوده است که با طالبان می‌جنگیده، و شاید به همین دلیل بود که القاعده و جندالله به رغم برخی گمانه‌زنی‌ها هرگونه ارتباط فیمابین را رد می‌کردند.

گروهی که ادعا داشت در راستای تامین حقوق مذهبی و قومی اهل سنت و قوم بلوچ فعالیت می‌کند و در عین حال جدایی‌طلب هم نیست؛ فعالیت‌های خود را با اقدام به ترور رئیس‌جمهور در اواخر پاییز 84 آغاز کرد!

آن‌گونه که فردا در آن زمان خبر داد؛ دوتن از اعضای تیم محافظتی رئیس‌جمهور که از کاروان عقب مانده بودند، در این ترور به شهادت می‌رسند. هنوز کسی جندالله را نمی‌شناخت و این تروریست‌ها عده‌ای از «اشرار سیستان و بلوچستان» معرفی شدند.

جندالله عملیات بعدی خود را منطقه سراوان و با حمله به یک پاسگاه مرزی انجام داد. 9 تن به گروگان گرفته شدند؛ و اگرچه 8 نفر از سربازهای مرزبان با میانجی‌گری «بزرگان طوایف منطقه» آزاد شدند، اما رئیس پاسگاه به دست جندالله به شهادت رسید.

جندالله جدی گرفته نشده بود تا این که فاجعه تاسوکی در واپسین روزهای سال 84 اتفاق افتاد. 22 مسافر بی‌گناه در محور زابل-زاهدان به قتل رسیدند تا جندالله به مسئله‌ای جدی برای امنیت ملی تبدیل شود.

چند روز پس از تعطیلات نوروزی سال 85 روزنامه کیهان خبر از کشته شدن ریگی در عملیاتی پیچیده و غافل‌گیرانه داد؛ خبری که با مصاحبه ریگی با شبکه «العربیه» کذب از آّب درآمد: «من عبدالمالک ریگی هستم و هیچ مشکلی ندارم.»

بهار 85، فصل سخت وزارت پورمحمدی در ساختمان خیابان فاطمی بود، پس از این‌که او خبر از فرار ریگی، سرکرده جندالله و عامل حادثه تروریستی تاسوکی در اردیبهشت‌ماه به پاکستان داد؛ فشارهای رسانه‌ای به او افزایش یافت.

شاید در اثر واکنش به این فشارها بود که پورمحمدی در آن زمان گفت: «ریگی پدیده رشد یافته دوران اصلاحات است و به عنوان خبررسان دستگاه‌های امنیتی این دوره بوده است.» این حرف پورمحمدی واکنش‌های بسیاری را برانگیخت از جمله داریوش قنبری، عضو وقت کمیسیون امنیت ملی در این‌باره به پورمحمدی توصیه کرده بود: «عنوان کردن این گونه بحث‌ها ضد امنیتی است و موجب تضعیف دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی می‌شود.»

پورمحمدی یک‌ ماه بعد با گلایه از بازی رسانه‌ها در زمین جنگ روانی دشمن درباره حادثه تاسوکی گفت: «متأسفانه در حادثه تاسوكي مسامحه‌هايي صورت گرفته كه اگر صورت نمي‌گرفت ميزان خسارت‌ها كمتر مي شد و احتمال فرار عاملين حادثه كاهش مي‌يافت.»

اما این‌حرف‌ها به معنای پایان کار ریگی یا مسامحه‌های امنیتی در قبال جندالله نبود. حتی اگر از عملیات تروریستی دارزین در بهار 85 چشم بپوشیم و آن را منتسب به همان گروه فداییان اسلام بدانیم(که هیچ‌گاه عملیات تروریستی دیگری انجام نداد) از آن زمان تا به امروز که خبر دستگیری سرکرده‌شان منتشر شده است؛ جندالله نزدیک به 20 عملیات تروریستی با ابعاد مختلف انجام داد.

دستگیری افراد مختلف این گروه و اعدام آن‌ها تاثیری بر فعالیت‌های گروه ریگی نداشت؛ خاصه این‌که بسیاری از عملیات‌های تروریستی و فعالیت‌های رسانه‌ای این گروه در سال 86 انجام شد.

در بهار86 و درست در همان بحبوحه‌ای که برخی رسانه‌های انگلیسی زبان دولت آمریکا را به حمایت از گروه ریگی متهم می‌کردند، بخش فارسی رادیو صدای آمریکا، مصاحبه‌ای با عبدالمالک ریگی انجام داد؛ او را «دکتر عبدالمالک ریگی» و «رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران» خواند.

این اقدام عجیب با واکنش منفی جامعه‌های ایرانی-آمریکایی، و اعتراض شدیداللحن سخنگوی وقت وزارت خارجه ایران شد. سیدعلی حسینی با ابراز تاسف از این اقدام رادیو صدای آمریکا، وی را متهم به دست داشتن در قاچاق، قتل، خونریزی، مواد مخدر، آدم‌ربایی و شهادت جمعی از هم‌وطنانمان دانست.

فعالیت‌های تروریستی ریگی و گروهش علیه نیروهای انتظامی ایران از سال 85 به سال 86 کشیده شد، و در سال 87 هم با استمرار همان فعالیت‌ها و البته روی آوردن به ترور مقامات قضایی ادامه پیدا کرد.

برادر عبدالمالک ریگی توسط نیروهای پاکستان دستگیر شد و در بهار 87 به ایران تحویل داده شد، وی در تابستان 88 عاقبت به حرف آمد و گفت برادرش با تفسیر نادرست از قرآن و استفاده از مشکلات مالی او را فریب داد. عبدالحمید ریگی گروهک برادرش را تحت حمایت القاعده و آمریکا دانست و از گذشته خود ابراز ندامت کرد.

اما جندالله هم‌چنان دیوانه‌وار ترور می‌کرد، نظامی، غیرنظامی، سرباز و... هیچ‌کس از او در امان نبود. در مهرماه سال جاری این گروه یکی از مخوف‌ترین عملیات‌های تروریستی خود را انجام داد، عملیاتی که به گفته منابع خبری داخلی 41 نفر در آن به شهادت رسیدند.

از جمله شهیدان این فاجعه خونبار، نورعلی شوشتری، جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه بود. جمعی از علمای اهل سنت، فرماندهان سپاه و مردم عادی در این حمله انتحاری به نمایشگاه صنایع دستی کشته شدند تا محکومیت گسترده بین‌المللی علیه آن شکل بگیرد. دبیرکل ملل متحد، آمریکا، انگلیس، پاکستان از جمله نهادها و دولت‌هایی بودند که این اقدام را محکوم کردند.

مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان، جندالله را فرقه‌ای خواند که دشمن تشیع و تسنن است و اینک پس از گذشت 5 ماه از آن حادثه تروریستی سرکرده این گروه دستگیر شده است. گروهی که با تفسیرهای غلط از قرآن امنیت را هم از محروم‌ترین منطقه ایران دریغ کرده بود.

عبدالمالک ریگی، از روزگار جنگ علیه طالبان تا ترور در ایران، زمان زیادی را طی نکرد، اما هزینه‌های بسیاری را به بار آورد. آیا دستگیری ریگی به معنای پایان خشونت در سیستان و بلوچستان است؟

ارسال نظرات
خط داغ