نیما و یاد میرزا حسن رُشدیّه
رشدیه جهت آسانسازی آموزش، در شیوهٔ تدریس الفبای فارسی نیز تغییراتی بهعمل آورد و چندین جلد کتاب نیز نگاشت. بعدها بهرغم همهٔ مخالفتها تلاشهایش را در تبریز، تهران، مشهد و قم ادامه داد و چندین مدرسه را بنیاد نهاد. رشدیه ده سال پایان زندگیاش را در قم در سایهٔ حمایت آیتالله عبدالکریم حائری (مؤسس حوزهٔ علمیه قم) گذراند؛ نخستین مدرسهٔ نوین را در این شهر بنیاد نهاد و در همین شهر بدرود حیات گفت. خاکجای او در قبرستان نوِ قم است.
نیما یوشیج بهسبب سالها تدریس پراکنده در شهرهای گوناگون به آموزش نگاهی ویژه داشت. او در دو نامهٔ جداگانه (به یحیی ریحان و متکان آملی) طی سالهای ۷_۱۳۰۶، بهتفصیل درباب کاستیهای نظام آموزشی روز و راه برونرفت از آن سخن گفتهاست. نیما در سفرنامهاش (نگاشتهٔ ۸_۱۳۰۷) نیز از مقولاتی همچون مکان آموزشی مناسب (۷۰_۶۹)، لزوم تأسیس کودکستان (۸_۱۱۷)، توجه به وسائل آموزشی جدید (۱۱۶)، و حذف تنبیه بدنی (۸_۱۱۷) سخن گفتهاست (دوسفرنامه، بهکوشش علی میرانصاری، سازمان اسناد ملی، ۱۳۷۹).
خدمات فرهنگی رشدیه آنقدر در نگاه بنیانگذار شعر نو ایران ستایشبرانگیز بوده که او در شعر «یاد بعضی نفرات» (۱۳۲۷) یاد او را درکنار نام اعتصامالملک (پدر پروین) گرامی داشتهاست. البته این نکته که نیما خود از دانش آموزان دبستان «حیات جاوید» (که میدانیم رشدیه مؤسس آن بود) بود، در این یادکرد از «پیر معارف» ایران بیتأثیر نبودهاست. شعر نیما صمیمی و تأثیرگذار است. این قطعه سه_چهار سال پس از درگذشت رشدیه سروده شده، چهرهٔ تابناکی که یادش چراغ آرزوهای نیما را روشن میداشت و «رزق روحش» شده بود.
«نام بعضی نفرات»
یاد بعضی نفرات
روشنم میدارد:
اعتصام یوسف.
حسن رشدیه.
قوتم میبخشد
ره میاندازد
و اجاق کهن سرد سرایم
گرم میآید از گرمی عالی دمشان.
نام بعضی نفرات رزق روحم شدهاست.
وقت هر دلتنگی
سویشان دارم دست
جرأتم میبخشد
روشنم میدارد؛ و شگفت آنکه در کتاب درسی فارسی پایهٔ هفتم این سالها (دورهٔ اول متوسطه) که برخی از استادان دانشگاههای معتبر از مؤلفین آناند، ماجرایی خیالی از زندگی نیما آمده از این قرار:
[۱]_. سوانح عمر، شمسالدین رشدیه، نشر تاریخ ایران، ۱۳۶۲ _. زندگینامهٔ پیر معارف، رشدیه [بنیانگذار فرهنگ نوین ایران]، فخرالدین رشدیه، انتشارات هیرمند، ۱۳۷۰