کشمکش در کاخ سفید؛ از گزینه نظامی تا توافق با تهران
کاخ سفید بر سر دوراهی ایران
این مقاله از وجود دو رویکرد متضاد در دولت ترامپ درباره آینده جنگ ایران خبر میدهد: وزیر جنگ و فرمانده سنتکام خواهان ازسرگیری حملات گسترده هستند، در حالی که روبیو و بسنت بر فشار اقتصادی و ونس بر دیپلماسی تأکید دارند. حملات محدود اخیر آمریکا در کنار ادامه مذاکرات، نشاندهنده تداوم همزمان فشار نظامی و سیاسی است. شکست انتخاباتی جمهوریخواهان و افزایش نظارت دموکراتها نیز هزینه ادامه جنگ را برای ترامپ بالا برده است.
فرارو- در حالی که فشارهای سیاسی و نظامی بر دونالد ترامپ برای تعیین تکلیف جنگ با ایران افزایش یافته، اختلافنظر در میان اعضای دولت آمریکا درباره مسیر آینده این بحران آشکارتر شده است. یک جریان خواهان ازسرگیری حملات گسترده نظامی است و جریان دیگر بر ادامه مذاکرات، تشدید فشارهای اقتصادی و دستیابی به توافقی برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز تأکید میکند.
به گزارش فرارو، ترامپ در این میان تلاش دارد همزمان دو پیام متفاوت به تهران و افکار عمومی آمریکا ارسال کند: از یک سو از انجام حملات محدود علیه ایران سخن میگوید و از سوی دیگر مدعی است مذاکرات میان تهران و واشنگتن پیشرفت خوبی داشته است.
حملات محدود آمریکا؛ نمایش آمادگی نظامی یا مقدمهای برای تشدید درگیری؟
دونالد ترامپ اعلام کرده است ارتش آمریکا حملاتی محدود علیه ایران انجام داده و یک تأسیسات کوچک پدافند هوایی را که به گفته او بهتازگی ساخته شده بود، در مدت ۱۵ دقیقه منهدم کرده است. رئیسجمهور آمریکا این عملیات را نشانه توانایی نظامی واشنگتن برای هدف قرار دادن زیرساختهای دفاعی ایران توصیف کرده است.
همزمان، رسانههای ایرانی از شنیدهشدن صدای دو انفجار در منطقه سوزا در جزیره قشم خبر دادند. خبرگزاری تسنیم در گزارشهای اولیه از سقوط دو موشک در این جزیره سخن گفت و خبرگزاری فارس نیز مدعی شد یک پهپاد آمریکایی از نوع «MQ-9» در حریم هوایی ایران سرنگون شده است. اهمیت این تحولات از آن جهت است که حملات یادشده نخستین عملیات نظامی گزارششده علیه ایران پس از شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آمریکا به شمار میرود؛ انتخاباتی که فشار سیاسی بر ترامپ را برای پایان دادن به جنگ افزایش داده است.
با وجود این، ترامپ همچنان مدعی است ایران شکست خورده و تنگه هرمز برای کشتیرانی باز است. او همچنین از ادامه گفتوگوها با تهران خبر داده و گفته است دولتش روند مذاکرات را زیر نظر دارد. این مواضع دوگانه نشان میدهد کاخ سفید هنوز میان نمایش قدرت نظامی و استفاده از ظرفیت دیپلماسی در حال حرکت است؛ رویکردی که میتواند هم برای حفظ فشار بر ایران و هم برای مدیریت انتظارات داخلی آمریکا به کار گرفته شود.
دو جریان متضاد در دولت ترامپ
اختلافنظر درباره آینده جنگ، به یکی از محورهای اصلی تصمیمگیری در دولت آمریکا تبدیل شده است. بر اساس گزارشی که روزنامه والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای آمریکایی منتشر کرده، در میان مشاوران ترامپ دو رویکرد متفاوت درباره ادامه جنگ یا حرکت به سمت توافق وجود دارد. در یک سوی این اختلاف، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا و دریاسالار برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا قرار دارند که به گزارش این روزنامه از بازگشت به عملیات گسترده نظامی علیه ایران حمایت کردهاند.
در سوی دیگر، مارکو روبیو، وزیر خارجه و اسکات بسنت، وزیر خزانهداری بر تشدید تحریمها و ادامه محاصره تجارت ایران تأکید دارند. این رویکرد بهجای بازگشت فوری به جنگ، بر افزایش فشار اقتصادی برای تغییر محاسبات تهران متمرکز است. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، نیز از مسیر دیپلماسی حمایت میکند. طبق گزارشهای منتشرشده، او طی دو هفته گذشته در گفتوگوهای غیرمستقیم با ایران مشارکت داشته است؛ مذاکراتی که هدف آنها دستیابی به آتشبس جدید و ازسرگیری گفتوگوهای هستهای عنوان شده است.
استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ و جرد کوشنر نیز در تلاشهای دیپلماتیک مشارکت دارند و تلاش می کنند حمایت رئیسجمهور را از توافقی برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز حفظ کنند. این تقسیمبندی نشان میدهد اختلاف بر سر ایران صرفاً به انتخاب میان جنگ و صلح محدود نیست؛ بلکه درباره ابزار مناسب برای دستیابی به اهداف واشنگتن نیز شکاف وجود دارد. در حالی که بخشی از ساختار نظامی بر استفاده از قدرت سخت تأکید دارد، گروهی دیگر معتقدند فشار اقتصادی و مذاکرات میتواند بدون تحمیل هزینههای یک جنگ گسترده، امتیازهای مورد نظر آمریکا را تأمین کند.
نقش ونس در مذاکرات غیرمستقیم با تهران
مشارکت مستقیم جیدی ونس در مذاکرات غیرمستقیم با ایران، جایگاه معاون رئیسجمهور را در مدیریت این پرونده برجستهتر کرده است. بر اساس گزارش پایگاه آکسیوس، ونس طی دو هفته گذشته در این تلاشها حضور داشته و تقریباً بهصورت روزانه با نخستوزیر قطر، فرمانده ارتش پاکستان و دیگر میانجیها تماس گرفته است. محور این رایزنیها، دستیابی به آتشبس جدید، ازسرگیری مذاکرات هستهای و بررسی امکان برگزاری نشستی فنی میان نمایندگان آمریکا و ایران عنوان شده است.
این تحرکات نشان میدهد مسیر دیپلماتیک صرفاً به اظهارات عمومی محدود نیست و در سطح مقامهای ارشد دولت آمریکا نیز دنبال میشود. با این حال، هنوز روشن نیست که این تلاشها تا چه اندازه میتوانند به توافقی عملی منجر شوند؛ بهویژه آنکه گزینههای نظامی همچنان روی میز ترامپ باقی ماندهاند. نقش ونس از این جهت اهمیت دارد که او باید همزمان دو هدف را دنبال کند: از یک سو اعتماد ترامپ را در پروندهای حساس حفظ کند و از سوی دیگر، مسیر توافق را بهعنوان راهی برای پایان دادن به بحران پیش ببرد. موفقیت یا شکست این تلاشها میتواند بر جایگاه سیاسی او در آینده حزب جمهوریخواه نیز تأثیر بگذارد.
فشار زمان و نگرانی از تغییر موازنه در کنگره
یکی از عوامل تعیینکننده در محاسبات دولت آمریکا، محدودیت زمانی است. شبکه انبیسی نیوز گزارش داده است که برخی مشاوران ترامپ به او هشدار دادهاند فرصت ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران در حال کاهش است و رئیسجمهور باید پیش از آغاز به کار کنگره جدید تصمیم خود را بگیرد. با توجه به پیروزی دموکراتها و تغییر موازنه قدرت در کنگره، ادامه جنگ احتمالاً با نظارت و مخالفت سیاسی بیشتری روبهرو خواهد شد. به همین دلیل، برخی مشاوران ترامپ معتقدند اگر قرار باشد عملیات نظامی تازهای انجام شود، فرصت اجرای آن محدود است.
در کنار فشارهای داخلی آمریکا، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل نیز همچنان خواهان حملات جدید علیه ایران معرفی شده است. این مطالبه محاسبات ترامپ را پیچیدهتر میکند؛ زیرا او باید میان خواستههای متحد اسرائیلی، مواضع فرماندهان نظامی، فشارهای اقتصادی و سیاسی داخل آمریکا و امکان دستیابی به توافقی دیپلماتیک توازن برقرار کند. در واقع، تصمیم ترامپ تنها به ارزیابی نظامی از توان ایران وابسته نیست. هزینه سیاسی جنگ در داخل آمریکا، وضعیت بازار انرژی و پیامدهای احتمالی حمله تازه برای متحدان واشنگتن نیز در این محاسبه نقش دارند.
تصمیم نهایی درباره جنگ همچنان در اختیار شخص ترامپ است و اختلاف دیدگاه میان اعضای دولت را نباید بیش از اندازه تعیینکننده دانست. وزیر جنگ و فرماندهان نظامی طبیعتاً از گزینه نظامی حمایت میکنند، اما شرایط سیاسی آمریکا پس از شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای تغییر کرده است. در چنین شرایطی، جنگ طولانیمدت برای ترامپ به گزینهای دشوارتر تبدیل شده است. یکی از سناریوهای محتمل این است که رئیسجمهور آمریکا پیش از آغاز به کار کنگره جدید، به یک عملیات نظامی محدود اما نمادین دست بزند؛ عملیاتی که بتواند آن را بهعنوان موفقیتی نظامی معرفی کند و سپس برای خروج از بحران به سمت مذاکره حرکت کند.
چنین حملهای ممکن است برخی اهداف نظامی یا تأسیسات نزدیک تنگه هرمز را دربر بگیرد، اما احتمال دارد دامنه آن بهگونهای طراحی شود که به جنگی گسترده و طولانی منجر نشود. پیامدهای یک درگیری فراگیر میتواند بازار جهانی نفت و موقعیت سیاسی جمهوریخواهان را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد. شکست انتخاباتی جمهوریخواهان نیز توان ترامپ برای پیشبرد سیاستهایش را محدود کرده است. ادامه جنگ میتواند بازگشت این حزب به قدرت در انتخابات بعدی را دشوارتر کند؛ بهویژه اگر افزایش قیمت انرژی و هزینههای اقتصادی در زندگی روزمره آمریکاییها محسوستر شود.
اختلاف بر سر آینده سیاسی ترامپ و نقش نتانیاهو
محاسبات سیاسی اعضای دولت نیز در شکلگیری اختلاف بر سر ایران بیتأثیر نیست. مارکو روبیو و جیدی ونس، با توجه به چشمانداز رقابتهای ریاستجمهوری آینده، ممکن است تلاش کنند تصویری مستقل و موفق از خود ارائه دهند. در این میان، ونس میتواند با پیشبرد یک توافق، حتی اگر موقت باشد، جایگاه سیاسی خود را تقویت کند. ایفای نقشی تعیینکننده در پرونده ایران به او امکان میدهد خود را بهعنوان سیاستمداری معرفی کند که توانسته است در کنار حفظ موضع قدرت آمریکا، راهی برای پایان دادن به بحران پیدا کند.
در سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو نیز با محدودیتهای سیاسی داخلی و فشارهای خارجی روبهروست. فشارهای سیاسی در آمریکا و اسرائیل میتواند توان دو رهبر برای ادامه مسیر جنگ گسترده را کاهش دهد؛ هرچند احتمال انجام حملهای دیگر پیش از حرکت به سمت مذاکره همچنان منتفی نیست. برای ترامپ، مسئله فقط پاسخ به مطالبات اسرائیل نیست؛ او باید از ورود به جنگی جلوگیری کند که ممکن است هزینههای آن از دستاوردهای سیاسی و نظامی احتمالی بیشتر باشد. در عین حال، عقبنشینی بدون دستیابی به نتیجهای قابل ارائه نیز میتواند به اعتبار او لطمه بزند.
آیا اختلاف در دولت آمریکا واقعی است؟
سه مسیر همچنان در محاسبات واشنگتن دنبال میشود: مسیر نظامی، مسیر تحریم و فشار اقتصادی و مسیر مذاکره. هیچیک از این گزینهها بهطور کامل کنار گذاشته نشده و همین مسئله تصمیمگیری نهایی ترامپ را پیچیده کرده است. ادامه محاصره و فشار اقتصادی نیز میتواند پیامدهای پیشبینینشدهای داشته باشد و لزوماً به توافق منتهی نشود. در مقابل، مذاکره بدون پشتوانه فشار ممکن است از نگاه بخشی از دولت آمریکا نتواند امتیازهای مورد نظر واشنگتن را تأمین کند. در نهایت، تصمیم با ترامپ است و نمیتوان صرفاً بر اساس مواضع اعلامشده اطرافیان او نتیجه گرفت که کدام جریان دست بالا را خواهد داشت. اختلافها میتوانند واقعی باشند، اما همزمان ممکن است بخشی از راهبرد دولت برای حفظ ابهام درباره تصمیم نهایی و افزایش فشار بر تهران نیز باشند.