ایران، عربستان، پاکستان و ترکیه: از مهار بحران تا آزمون امنیت درونزای منطقهای
پیام نشست چهارجانبه تهران
حضور خالد بنسلمان وزیر دفاع عربستان، عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان و ابراهیم کالین رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، در کنار مقامهای ارشد ایرانی، از سطحی فراتر از رایزنیهای معمول سیاسی- دیپلماتیک حکایت دارد.
نشست چهارجانبه تهران با حضور مقامات بلندپایه امنیتی و دفاعی ایران، عربستان، پاکستان و ترکیه در سعدآباد را میتوان فراتر از یک دیدار دیپلماتیک، نشانهای از تلاش برای شکلدادن به الگویی تازه در معادلات امنیتی غرب آسیا دانست؛ الگویی که هنوز در مرحله ابتدایی است، اما میتواند فرصتی برای پیشبرد ایده دیرینه ایران درباره امنیت منطقه به دست کشورهای منطقه باشد.
به گزارش دنیای اقتصاد، تهران در شرایطی میزبان نمایندگان ارشد امنیتی و دفاعی سه کشور عضو پیمان دفاعی است که منطقه در یکی از پیچیدهترین مقاطع امنیتی خود قرار دارد. حضور خالد بنسلمان وزیر دفاع عربستان، عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان و ابراهیم کالین رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، در کنار مقامهای ارشد ایرانی، از سطحی فراتر از رایزنیهای معمول سیاسی- دیپلماتیک حکایت دارد. اهمیت این ترکیب زمانی بیشتر میشود که بدانیم این نشست در میانه تداوم بحران ایران و آمریکا، افزایش مخاطرات امنیت دریایی و گسترش دامنه تنشها در یمن برگزار میشود.
با این حال، اهمیت اصلی نشست تهران در پرسشی نهفته است که پیش روی منطقه قرار دارد: آیا کشورهای غرب آسیا میتوانند در شرایط افزایشعدم قطعیتها، سازوکاری برای مدیریت اختلافات و جلوگیری از گسترش درگیریها ایجاد کنند؛ سازوکاری که صرفا به ائتلافهای نظامی و ترتیبات امنیتی متکی نباشد؟
سه محور فوری؛ کاهش تنش، گفتوگو و میانجیگری
اظهارات مقامهای ایرانی و سعودی نشان میدهد که دستورکار فوری این نشست بر سه محور استوار است: کاهش تنش میان طرفهای درگیر بحران جاری، تقویت گفتوگو و راهحلهای دیپلماتیک، و حمایت از تلاشهای میانجیگرانه پاکستان و قطر. این سه محور، در ظاهر دستور کاری عملگرایانه دارند؛ اما در شرایط کنونی، همین دستورکار میتواند واجد اهمیت راهبردی باشد. بحران ایران و آمریکا، مخاطرات مرتبط با تنگه هرمز و بابالمندب و تحولات یمن، مجموعهای از مسائل بههمپیوستهاند که پیامدهای آنها به مرزهای ملی محدود نمیماند.
هرگونه تشدید درگیری در این نقاط میتواند امنیت انرژی، تجارت دریایی و ثبات سیاسی کشورهای منطقه را تحتتاثیر قرار دهد. از این منظر، نشست تهران میتواند محلی برای انتقال پیامها، ارزیابی خطوط قرمز طرفها و هماهنگی دیپلماتیک با هدف جلوگیری از محاسبات اشتباه باشد. حمایت از میانجیگری پاکستان و قطر نیز اهمیت ویژهای دارد.
فرصتی برای طرح یک ایده قدیمی
در کنار دستور کار فوری نشست، نکته مهمتر برای تهران، طرح مفهوم امنیت درونزا است؛ مفهومی که مقامهای ایرانی آن را یکی از اصول دیرینه سیاست منطقهای کشور معرفی میکنند. سخنگوی وزارت خارجه ایران، این نشست را مقدمهای احتمالی برای گامهای بعدی در مسیر شکلگیری سازوکارهای امنیتی مبتنی بر منافع و تصمیم کشورهای منطقه دانسته است. از منظر ایران، مزیت چنین الگویی در این است که امنیت منطقه به جای وابستگی تعیینکننده به مداخله قدرتهای فرامنطقهای، بر گفتوگو، همکاری و درک متقابل کشورهای همسایه استوار شود.
این ایده در شرایطی مطرح میشود که تجربه سالهای گذشته نشان داده است رقابتهای ژئوپلیتیک و حضور بازیگران خارجی، نهتنها لزوما به رفع اختلافات منجر نشده، بلکه گاه به تشدید بیاعتمادی و افزایش هزینههای امنیتی انجامیده است. از این منظر، پیوند میان نشست تهران و پیمان دفاعی ۳ جانبه قابلتوجه است. این سه کشور در اوت ۲۰۲۶ بر همکاری دفاعی مشترک تاکید کردند و اکنون برای گفتوگو درباره امنیت منطقهای به تهران آمدهاند.
همین واقعیت نشان میدهد که حتی ترتیبات دفاعی جدید نیز نمیتوانند ضرورت تعامل با ایران را نادیده بگیرند. با این حال گفتوگو با ایران ممکن است بیش از آنکه نشانه همگرایی راهبردی باشد، تلاشی برای مدیریت مخاطرات و جلوگیری از گسترش بحران باشد. در همین ارتباط پزشکیان به نمایندگان سه کشور در تهران گفت: برای برداشتن گامهایی به سوی همکاری منطقهای و حل اختلافات آمادگی داریم. از هر تفاهمی که به تقویت امنیت در منطقه منتهی شود حمایت میکنیم.
از یک نشست امنیتی تا جستوجوی سازوکار پایدار
با وجود اهمیت این ابتکار، تبدیل نشست تهران به یک الگوی پایدار امنیتی مستلزم عبور از موانعی جدی است. نخستین مانع، تفاوت برداشت کشورها از تهدیدهای منطقهای است. همچنین اختلاف بر سر تحولات یمن، امنیت دریایی، نقش بازیگران غیردولتی و چگونگی مواجهه با بحران ایران و آمریکا، همچنان میتواند مانع شکلگیری تفاهمی عمیقتر شود. از سوی دیگر، موفقیت چنین روندی به این بستگی دارد که همکاری امنیتی صرفا به مدیریت مقطعی بحران محدود نماند و به ترتیباتی روشن برای تبادل پیام، پیشگیری از درگیری، احترام به حاکمیت کشورها و حلوفصل اختلافات منجر شود.
بدون چنین سازوکارهایی، نشستهای سیاسی هرچند مهم، ممکن است با تغییر شرایط میدانی یا تشدید رقابتها اثرگذاری خود را از دست بدهند. در نهایت، نشست تهران را باید بیش از آنکه نقطه آغاز یک نظم امنیتی جدید دانست، فرصتی برای آزمودن امکان شکلگیری چنین نظمی ارزیابی کرد. اهمیت این نشست در آن است که در اوج بیاعتمادی و افزایش ریسکهای منطقهای، چهار بازیگر مهم تصمیم گرفتهاند کانال گفتوگو را باز نگه دارند. اگر این ابتکار بتواند از سطح رایزنیهای موردی فراتر رود و به همکاری عملی برای مهار بحرانها بینجامد، تهران فرصت خواهد داشت ایده امنیت درونزا را از یک موضع سیاسی دیرینه به الگویی قابل بحث و آزمون تبدیل کند.