کد خبر: ۱۰۱۲۶۰۱

داریوش بزرگ چگونه «کانال سوئز» را ساخت؟

داریوش بزرگ چگونه «کانال سوئز» را ساخت؟

داریوش پس از تثبیت سلطه خود بر مصر در اواخر قرن ششم پیش از میلاد، دستور ساخت کانالی میان رود نیل و دریای سرخ را صادر کرد. این آبراه می‌توانست ارتباط مصر با دیگر بخش‌های امپراتوری ایران را آسان‌تر کند. هرچند کانال داریوش به‌عنوان یک مسیر آبی دائمی دوام نیاورد، اما به هر حال این شاهکار مهندسی شایسته توجه بیشتری است.

تبلیغات
تبلیغات

داریوش بزرگ، پادشاه هخامنشی، بیش از همه به‌خاطر سازمان‌دهی هوشمندانه امپراتوری پهناور خود و تقسیم آن به ساتراپی‌ها شناخته می‌شود. بااین‌حال، دستاوردهای او به این موارد محدود نبود. یکی از اقدامات کمترشناخته‌شدهۀ او حفر کانال سوئز باستان بود.

به گزارش فرادید، داریوش پس از تثبیت سلطه خود بر مصر در اواخر قرن ششم پیش از میلاد، دستور ساخت کانالی میان رود نیل و دریای سرخ را صادر کرد. این آبراه می‌توانست ارتباط مصر با دیگر بخش‌های امپراتوری ایران را آسان‌تر کند. هرچند کانال داریوش به‌عنوان یک مسیر آبی دائمی دوام نیاورد، اما به هر حال این شاهکار مهندسی شایسته توجه بیشتری است.

مهر داریوش

مُهر داریوش بزرگ؛ اثر مُهر مومی، تبس، مصر، حدود قرن ششم تا پنجم پیش از میلاد

داریوش یکم، مشهور به داریوش بزرگ، سومین فرمانروای امپراتوری هخامنشی بود که از سال ۵۲۲ تا ۴۸۶ پیش از میلاد حکومت کرد. در دوران سلطنت او، قلمرو امپراتوری ایران از دره سند در شرق تا دریای اژه، مصر و لیبی در غرب امتداد داشت.

هنگامی که داریوش یکم به تخت نشست، امپراتوری هخامنشی بزرگ‌ترین قدرت سیاسی خاورمیانه بود. مصر نیز به تصرف ایرانیان درآمده بود. این سرزمین از دو جهت اهمیت فراوانی برای امپراتوری داشت: یکی تولید غلات و دیگری کنترل دسترسی به شرق دریای مدیترانه.

داریوش از سازندگان پرکار تاریخ ایران بود. یکی از بزرگ‌ترین طرح‌های عمرانی او، ایجاد ارتباط میان رود نیل و دریای سرخ بود. تا آن زمان، کالاهایی که میان مصر و دریای سرخ جابه‌جا می‌شدند، عمدتاً از مسیرهای زمینی عبور می‌کردند. پیمودن این راه‌ها به شمار زیادی حیوان بارکش، نیروی انسانی، ذخایر آب و تدابیر امنیتی نیاز داشت.

بااین‌حال، مسیر آبی مستقیمی میان خلیج فارس و دریای مدیترانه وجود نداشت. کشتی‌ها می‌توانستند از رود نیل به‌سمت پایین‌دست حرکت کنند و به مدیترانه برسند. از سوی دیگر، کشتی‌هایی که از مصر وارد دریای سرخ می‌شدند، می‌توانستند به‌سمت دریای عرب حرکت کنند و سرانجام به خلیج فارس برسند.

داریوش می‌دانست که نمی‌تواند فاصله‌های عظیم میان ساتراپی‌های امپراتوری را از میان بردارد، اما می‌توانست عبور از این فاصله‌ها را آسان‌تر کند.

فرعون‌هایی که پیش از داریوش تلاش کرده بودند

تندیس سنوسرت سوم، پادشاه مصر

تندیس سنوسرت سوم، پادشاه مصر در دوره پادشاهی میانه، حدود سال‌های ۱۸۷۴ تا ۱۸۵۵ پیش از میلاد

ایده اتصال رود نیل به دریای سرخ پیش از دوران داریوش مطرح شده بود. نویسندگان باستان در دوره‌های بعد، نخستین تلاش برای اجرای این طرح را به فرمانروایی افسانه‌ای به نام سسوستریس نسبت دادند. برخی تاریخ‌پژوهان معتقدند منظور از این شخصیت، سنوسرت سوم، فرعون مصر در دوره پادشاهی میانه بوده است که در قرن نوزدهم پیش از میلاد حکومت می‌کرد.

اطلاعات چندانی درباره تلاش سنوسرت سوم در دست نیست، اما شواهد باستان‌شناختی نشان نمی‌دهند که او در حفر کانال موفق شده باشد. ارسطو ادعا می‌کرد که این فرمانروا داوطلبانه عملیات را متوقف کرد، زیرا بیم داشت آب شور دریا وارد رود نیل شود و آب آن را برای آشامیدن نامناسب کند.

ارسطو می‌نویسد: «یکی از پادشاهان آنان کوشید کانالی به‌سوی دریا حفر کند؛ زیرا قابل کشتیرانی شدن سراسر این منطقه سود فراوانی برایشان داشت. گفته می‌شود سسوستریس نخستین پادشاه باستانی بود که چنین تلاشی کرد. اما او دریافت که سطح دریا از زمین بالاتر است. ازاین‌رو، ابتدا او و سپس داریوش از ادامه حفر کانال دست کشیدند، مبادا آب دریا با آب رودخانه مخلوط شود و آن را فاسد کند.»

تلاش دیگری که شواهد تاریخی روشن‌تری درباره آن وجود دارد، در دوران فرعون نخو دوم صورت گرفت. او تقریباً از سال ۶۱۰ تا ۵۹۵ پیش از میلاد بر مصر حکومت می‌کرد. هرودوت می‌گوید نخو دوم حفر کانال را آغاز کرد و بیش از صد هزار کارگر در جریان این عملیات جان باختند.

البته باید این رقم را با تردید پذیرفت، زیرا هرودوت به بزرگ‌نمایی اعداد و ارقام شهرت دارد. در مجموع، داریوش میراث‌دار سنتی طولانی از تلاش‌ها برای اتصال رود نیل به دریای سرخ بود.

چالش‌های ساخت کانال

حفر کانال در شمال شرقی مصر کار ساده‌ای نبود. در دوران باستان، منطقه میان رود نیل و دریای سرخ از مجموعه‌ای پیچیده از بسترهای رودخانه‌ای، دشت‌های کم‌ارتفاع، فرورفتگی‌های طبیعی، دریاچه‌ها و بیابان‌ها تشکیل می‌شد.

مسیر طبیعی میان دو پهنه آبی در تمام طول خود قابلیت کشتیرانی نداشت. بخش غربی این دره در محدوده دشت سیلابی نیل قرار داشت، اما نواحی شرقی آن به‌مراتب خشک‌تر بودند.

رسوب‌گذاری مشکل بزرگ‌تری به شمار می‌رفت. رود نیل مقادیر زیادی لای و رسوب با خود حمل می‌کرد و این مواد به‌تدریج هر کانالی را که به رودخانه متصل می‌شد، مسدود می‌کردند. انباشت رسوبات اغلب سریع‌تر از توان کارگران برای پاک‌سازی آن‌ها بود. خارج کردن این مواد نیز باید با ابزارهای دستی نسبتاً ابتدایی انجام می‌شد.

در همین حال، جریان آب به کمک کانال‌ها و خاکریزهایی ساده کنترل می‌شد که همیشه قابل‌اعتماد نبودند. اجرای چنین طرح عظیمی به نیروی کار فراوانی نیاز داشت و تأمین دستمزد و غذای این کارگران نیز خود چالشی بزرگ بود.

افزون بر این، تنظیم جریان آب باید با دقت انجام می‌شد. اگر آب کافی وجود نداشت، کشتی‌ها نمی‌توانستند حرکت کنند. اگر حجم آب بیش از حد بود، رسوب‌گذاری افزایش می‌یافت و خطر سیلاب به وجود می‌آمد.

باوجوداین مشکلات، مسیر این دره نقطه شروع مناسبی بود. هدف نهایی این بود که با کمترین میزان خاک‌برداری غیرضروری، آبراه‌های موجود به کانالی قابل‌استفاده تبدیل شوند.

داریوش بزرگ چگونه کانال سوئز باستان را ساخت؟

کانل سوئز

نقشه کانال سوئز باستان که به کانال فراعنه نیز معروف بود (رنگ قرمز)

داریوش بزرگ دریافت که با بهره‌گیری از ویژگی‌های طبیعی زمین می‌توان کانال سوئز را حفر کرد. نیازی نبود آبراهی کاملاً جدید در سراسر تنگه سوئز ایجاد شود.

کانال داریوش از رود نیل در بخش شرقی دلتای آن آغاز می‌شد و پس از امتداد به‌سمت شرق از میان وادی تومَیلات، به دریاچه‌های واقع در ناحیه تنگه سوئز می‌رسید و در نهایت به دریای سرخ متصل می‌شد. مسیر کانال تا جایی که امکان داشت از عوارض طبیعی زمین پیروی می‌کرد و تنها در بخش‌هایی که لازم بود، حفاری جدید انجام می‌شد.

نخستین مرحله، ایجاد ارتباط با رود نیل بود. داریوش این کار را در نزدیکی سکونتگاه بو باستیس، در شرقی‌ترین شاخه رودخانه، انجام داد. مسیر کانال از آنجا در امتداد وادی تومَیلات ادامه می‌یافت و به تل‌المسخوطه و لبه شرقی دلتای نیل می‌رسید.

داریوش خود نیز روند حفر کانال را در مجموعه‌ای از کتیبه‌ها که در امتداد مسیر آن نصب شده بودند، ثبت کرد. امروزه پنج سنگ‌نوشته اصلی از این مجموعه شناخته شده‌اند. اهمیت این آثار در آن است که منابعی مستقیم از دوران داریوش به شمار می‌روند، نه روایت‌هایی که نویسندگان یونانی در دوره‌های بعد نقل کرده باشند.

تعیین ابعاد دقیق کانال دشوار است. هرودوت ادعا می‌کرد عرض کانال به‌اندازه‌ای بود که دو کشتی سه‌ردیفه پاروزن بتوانند با پاروهای باز از کنار یکدیگر عبور کنند. او همچنین گفته بود پیمودن طول کانال چهار روز زمان می‌برد و طول آن به هزار استادیا می‌رسید.

برای درک بهتر این اندازه‌ها، باید توجه داشت که عرض کشتی‌های سه‌ردیفه باستانی حدود چهار تا شش متر بود. هزار استادیا نیز معادل اندکی بیش از ۱۵۰ کیلومتر محسوب می‌شد.

سنگ‌نوشته‌های داریوش بزرگ

بخشی از سنگ‌نوشته شالوف

بخشی از سنگ‌نوشته شالوف، مصر، حدود سال‌های ۵۲۲ تا ۴۸۶ پیش از میلاد.

سنگ‌نوشته شالوف مشهورترین کتیبه از مجموعه کتیبه‌هایی است که داریوش در امتداد کانال سوئز باستان نصب کرد. نام این اثر از محل کشف آن گرفته شده است. امروزه قطعه باقی‌مانده از این سنگ‌نوشته در موزه لوور نگهداری می‌شود.

این سنگ‌نوشته ساختاری پیچیده داشت. در یک سوی آن متنی به خط هیروگلیف مصری حک شده بود و سوی دیگر، کتیبه‌ای سلطنتی به سه زبان فارسی باستان، ایلامی و بابلی را در بر می‌گرفت که هر سه با خط میخی نوشته شده بودند. استفاده از چند زبان در آثار سلطنتی هخامنشی امری رایج بود.

این سنگ‌نوشته از جنس گرانیت ساخته شده است. متن فارسی باستان آن نسبتاً روشن و مستقیم است: داریوش خود را پادشاهی معرفی می‌کند که مصر را فتح کرده و فرمان حفر کانال را صادر کرده است. نسخه مصری کتیبه نیز از مقام‌هایی نام می‌برد که برای نظارت بر عملیات ساختمانی فرستاده شده بودند. همچنین به کشتی‌هایی اشاره می‌شود که کالاها را به ایران منتقل می‌کردند.

در متن سنگ‌نوشته شالوف آمده است:

«داریوش شاه می‌گوید: من پارسی هستم. از پارس بیرون آمدم و مصر را فتح کردم. فرمان دادم این کانال را از رودخانه‌ای که نیل نام دارد و در مصر جاری است، تا دریایی که از پارس آغاز می‌شود، حفر کنند. پس از آنکه این کانال مطابق فرمان من حفر شد، کشتی‌ها از مصر از طریق این کانال به پارس رفتند؛ همان‌گونه که قصد داشتم.»

نکته جالب در این کتیبه آن است که داریوش فتح مصر را به خود نسبت می‌دهد، درحالی‌که مصر در واقع در سال ۵۲۵ پیش از میلاد، به دست کمبوجیه دوم، پادشاه پیش از او، فتح شده بود.

داریوش با این بیان، فتح سراسر مصر را بخشی از دستاوردهای سلطنتی خود معرفی می‌کرد؛ نه صرفاً ساخت کانال سوئز باستان را.

میراث کانال سوئز ایرانی

نقش‌برجسته داریوش در تخت جمشید

نقش‌برجسته داریوش بزرگ در تخت جمشید، حدود ۵۰۰ پیش از میلاد

کانال سوئز باستان طرحی نبود که ایران را به قدرتی بی‌رقیب در عرصه دریانوردی تبدیل کند. اهمیت اصلی آن در تسهیل جابه‌جایی کالا میان شرق دریای مدیترانه و سرزمین‌های دورتر در شرق بود.

این کانال ظرفیت نظامی مشخصی نیز داشت. به ایرانیان امکان می‌داد بدون نیاز به دور زدن شبه‌جزیره عربستان، به دریای سرخ دسترسی پیدا کنند. بااین‌حال، شواهدی در دست نیست که نشان دهد این قابلیت به‌طور منظم برای اهداف نظامی مورد استفاده قرار گرفته باشد.

کانال پس از سقوط امپراتوری هخامنشی نیز به حیات خود ادامه داد و در دوره بطلمیوسیان بازسازی شد. بطلمیوس دوم فیلادلفوس که از سال ۲۸۳ تا ۲۴۶ پیش از میلاد حکومت می‌کرد، مسئول بازسازی و گسترش کانال تا دریای سرخ بود.

این آبراه در دوران امپراتوری روم نیز مورد استفاده قرار گرفت. تراژان، امپراتور روم که از سال ۹۸ تا ۱۱۷ میلادی حکومت می‌کرد، فرمان داد کانال دوباره بازگشایی و مسیر آن اصلاح شود. مسیر جدید رومی در نزدیکی قاهره به‌سمت جنوب امتداد می‌یافت. این امتداد جدید با نام آمینیس تراژانوس یا کانال تراژان شناخته می‌شد.

پس از فتح مصر به دست مسلمانان در قرن هفتم میلادی، عمرو بن عاص، فرمانده مسلمانان، دستور داد کانال بار دیگر بازگشایی شود.

اما در قرن هشتم میلادی، ابوجعفر منصور، خلیفه عباسی، فرمان پر کردن کانال را صادر کرد. هدف او جلوگیری از انتقال آذوقه و تدارکات به مکه و مدینه بود؛ مناطقی که در آن زمان گروه‌هایی در آن‌ها علیه حکومت عباسی شورش کرده بودند.

با مسدود شدن کانال، ارتباط آبی میان رود نیل و دریای سرخ عملاً قطع شد. این وضعیت تا قرن نوزدهم میلادی و ساخت کانال سوئز مدرن ادامه یافت.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات