جلاییپور: جنگ منطقهای میتواند از کنترل خارج شود
حمیدرضا جلایی پور درباره ادعای ترامپ مبنی بر استفاده از «مادر همه بمبها» و احتمال وقوع حمله پیش از انتخابات گفت: «در مجموع به نظر میرسد احتمال حمله را در این ۲۰ روز تا ۹۰ روز آینده را باید جدی گرفت.»
حمیدرضا جلاییپور، فعال سیاسی اصلاحطلب، با اشاره به احتمال ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران، گفت نمیتوان این احتمال را در بازه زمانی ۲۰ تا ۹۰ روز آینده منتفی دانست؛ هرچند تهدیدهای سیاسی، آمادگی نظامی و تصمیم نهایی برای آغاز حمله، سه موضوع متفاوت هستند و لزوماً بهصورت همزمان پیش نمیروند.
به گفته جلاییپور، بررسی تحولات منطقه نشان میدهد که احتمال حمله مجدد را نمیتوان نادیده گرفت، اما اطلاعات دقیق درباره آمادگیهای میدانی و تصمیمهای نظامی در اختیار عموم نیست. از این رو، تهدیدهای مطرحشده بهتنهایی برای پیشبینی زمان یا قطعیت وقوع حمله کافی نیستند.
او با اشاره به مواضع اعلامی کاخ سفید درباره خودداری از حمله پیش از انتخابات افزود، در صورتی که مذاکرات به نتیجه نرسد و تنشهای منطقهای ادامه پیدا کند، احتمال ازسرگیری حملات پس از انتخابات و در هفتههای بعد همچنان مطرح خواهد بود. با این حال، زمان و وقوع چنین حملهای قطعی نیست.
احتمال گسترش جنگ به چند جبهه منطقهای
این فعال سیاسی اصلاحطلب با اشاره به تهدیدهای نظامی و مطرحشدن استفاده از بمبهای بسیار قدرتمند، معتقد است بخشی از این اظهارات میتواند در چارچوب فشار روانی و نظامی ارزیابی شود. با این حال، به گفته او، نمیتوان احتمال اقدام نظامی را صرفاً به دلیل ماهیت تهدیدها نادیده گرفت.
جلاییپور تأکید کرد روند مذاکرات و تحولات میدانی، بیش از اظهارات تهدیدآمیز، در تعیین زمان و احتمال اقدام نظامی اهمیت دارند. به اعتقاد او، روزهای پس از انتخابات آمریکا و هفتههای بعد از آن، از نظر رصد تحولات اهمیت بیشتری خواهند داشت.
او همچنین با اشاره به دشواری پیشبینی تحولات نظامی گفت برآیند برخی تحلیلهای رسانهای حاکی از آن است که در صورت حمله مجدد آمریکا به ایران، احتمال پاسخ سریعتر و شدیدتر ایران مطرح خواهد بود؛ موضوعی که میتواند خطر گسترش جنگ به چند جبهه منطقهای را افزایش دهد.
به گفته جلاییپور، گسترش احتمالی جنگ میتواند ابعاد مختلفی داشته باشد؛ از جمله حملات موشکی و پهپادی به پایگاهها و تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه، تلاش برای تقویت دفاع هوایی ایران، تهدید زیرساختهای نفت و گاز و فرودگاهها و اعمال محدودیت در کشتیرانی و صادرات انرژی. او همچنین احتمال مشارکت حوثیهای یمن و دیگر گروههای همسو با ایران را از جمله سناریوهای قابل بررسی دانست.
در مقابل، به اعتقاد این فعال سیاسی، ممکن است دامنه حملات آمریکا و اسرائیل نیز به اهداف نظامی و زیرساختی داخل ایران گسترش پیدا کند و اقدامات امنیتی بیشتری در دستور کار قرار گیرد.
جلاییپور با تأکید بر اینکه مسئله اصلی صرفاً شدت حمله اولیه نیست، گفت زنجیره حملات متقابل و دشواری مهار بحران میتواند شرایط را پیچیدهتر کند. در عین حال، هزینههای اقتصادی جنگ، خطر آسیب به زیرساختهای کشورهای منطقه و نامشخص بودن نتیجه نظامی، عواملی هستند که ممکن است طرفها را به خویشتنداری یا ادامه مذاکرات سوق دهند.
جلاییپور در بخش دیگری از اظهارات خود، با اشاره به مواضع محسن رضایی، گفت به نظر میرسد هدف اصلی این اظهارات بیش از آنکه اعلام تصمیم برای حمله پیشدستانه باشد، هشدار درباره هزینههای ادامه محاصره و تأکید بر ضرورت پایان دادن به جنگ با شرایطی قابلقبول برای ایران است.
به گفته او، از سخنان رضایی میتوان چنین برداشت کرد که مسیر دیپلماسی همچنان باز است، اما ایران خواهان تضمینهایی از جمله پایان دائمی جنگ، رفع محاصره دریایی و تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده خود است. بنابراین، صرف این اظهارات را نمیتوان نشانه قطعی تصمیم ایران برای آغاز حمله پیشدستانه دانست.
این فعال سیاسی معتقد است پیام اصلی این مواضع را میتوان در عبارت «ترجیح پایان جنگ، اما نه به هر قیمتی» خلاصه کرد. از این منظر، توافق موردنظر ایران باید علاوه بر توقف درگیریها، امنیت بلندمدت کشور را نیز تضمین کند.
راهبرد ایران برای خروج از وضعیت جنگی چیست؟
جلاییپور با اشاره به دشواری شرایط کنونی، راهکار پیشرو را ترکیبی از آمادگی دفاعی، حضور مردم، دیپلماسی فعال و چندجانبه و مدیریت کارآمد امور اقتصادی و تأمین کالاهای اساسی دانست.
او تأکید کرد که آمریکا میتواند با تغییر رویکرد خود، کنار گذاشتن فشار حداکثری و پذیرش شروط اعلامی ایران در مذاکرات، مسیر دستیابی به توافق را هموار کند. به گفته او، این شروط از طریق میانجیهایی مانند پاکستان و قطر به آمریکا منتقل شدهاند و بر پایان دائمی جنگ و رفع محاصره و تحریمها تأکید دارند.
جلاییپور در عین حال تصریح کرد که دستیابی به چنین توافقی در عمل ساده نیست و اختلافات میان طرفها همچنان پابرجاست. از نظر او، ترکیب آمادگی نظامی برای دفاع از کشور و دیپلماسی فعال بر مبنای شروط پیشنهادی، در کنار تغییر رویکرد آمریکا از فشار نظامی به سمت توافق، میتواند راهی برای خروج از وضعیت جنگی باشد.
این فعال سیاسی اصلاحطلب در ادامه، مواضع محسن رضایی را بیانگر نوعی راهبرد سوم توصیف کرد؛ راهبردی که به گفته او، بر بازدارندگی و حفظ قدرت دفاعی تکیه دارد، اما لزوماً به معنای انتخاب حمله پیشدستانه یا کنار گذاشتن مسیر مذاکره نیست.
او با اشاره به توصیف رضایی از شرایط کشور بهعنوان یکی از دشوارترین مقاطع، گفت در این رویکرد، فشار اقتصادی و مشکلات معیشتی انکار نمیشود، اما راهحل نیز تسلیم شدن در برابر فشارها نیست. از این منظر، هدف آن است که ادامه محاصره برای طرف مقابل هزینهزا شود و ایران بتواند در مذاکرات با موقعیت قویتری حاضر شود.
جلاییپور افزود این رویکرد دو پیام برای مسئولان دارد؛ نخست، پذیرش واقعیت بحران اقتصادی و فشارهای واردشده بر خانوادهها و معیشت مردم و دوم، تلاش برای تبدیل ظرفیتهای دفاعی و سیاسی کشور به قدرت چانهزنی در مذاکرات.
به اعتقاد او، مذاکره نباید صرفاً به توقف موقت جنگ محدود شود، بلکه باید زمینه بازدارندگی و امنیت بلندمدت ایران و منطقه را فراهم کند. او همچنین هشدارهای مطرحشده درباره هدف قرار گرفتن منافع آمریکا در صورت ادامه محاصره را نشانه احتمال ورود تقابل به مرحلهای سختتر دانست؛ مرحلهای که ممکن است ابعاد نظامی و امنیتی منطقهای نیز پیدا کند.
جلاییپور در جمعبندی تأکید کرد که مسیر پیشرو میان دو گزینه ساده و قطعی قرار ندارد. از یک سو، امکان ادامه مذاکرات و دستیابی به توافقی قابلقبول وجود دارد و از سوی دیگر، شکست دیپلماسی و تداوم فشارها میتواند خطر تشدید درگیریها را افزایش دهد. به گفته او، مسئله اصلی در شرایط کنونی، یافتن راهی برای عبور از وضعیت جنگی با حفظ امنیت کشور و کاهش هزینههای اقتصادی و انسانی آن است.