راه خروج ترامپ از بنبست جنگ
قمار ترامپ با ایران؛ پایان بازی کجاست؟
تداوم محاصره دریایی ایران و فشارهای اقتصادی، لزوماً تهران را به پذیرش خواستههای حداکثری واشنگتن وادار نمیکند. اختلاف بر سر اهداف جنگ، پیچیدگی توافق هستهای و احتمال تقویت انگیزههای بازدارندگی هستهای ایران، دستیابی به توافقی پایدار را دشوار کرده است. مسیر واقعبینانهتر، برقراری آتشبس اولیه و انتقال مذاکرات اساسی به آینده است؛ توافقی که ترامپ بتواند آن را پیروزی معرفی کند.
فرارو- پل آر. پیلار، پژوهشگر ارشد غیرمقیم در مرکز مطالعات امنیتی دانشگاه جورجتاون
به گزارش فرارو به نقل از نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت، دونالد ترامپ با تداوم محاصره دریایی ایران و تشدید فشارهای اقتصادی تلاش می کند تهران را به پذیرش امتیازهای بیشتر وادار کند؛ اما دستیابی به توافقی پایدار برخلاف تصور کاخ سفید، با موانع جدی روبهرو است. راه واقعبینانهتر برای پایان جنگ، برقراری آتشبسی اولیه و موکولکردن مذاکرات اساسی به آینده است؛ راهکاری که ترامپ ناچار خواهد بود آن را بهعنوان پیروزی معرفی کند.
منطق صفر و یکی ترامپ در جنگ
دونالد ترامپ با مشاهده تأثیر عملیات نیروی دریایی آمریکا در تنگه هرمز، ظاهراً جنگ با ایران را به بنبست رسیده نمیبیند. محاصره دریایی توانسته است بخش عمده واردات و صادرات نفت ایران را مختل کند و همزمان بخشی از تجارت نفت کشورهای دیگر از این گذرگاه را از سر بگیرد. بااینحال، وضعیت جریان نفت و توزیع هزینههای اقتصادی جنگ پیچیدهتر از آن است که بتوان آن را برتری یکجانبه آمریکا دانست.
ترامپ همچنان تصور میکند تداوم فشار از جمله محاصره دریایی که اقدامی جنگی محسوب میشود، قدرت چانهزنی واشنگتن را افزایش خواهد داد. این رویکرد با نگاه همیشگی او به سیاست بینالملل بهعنوان بازی حاصلجمع صفر سازگار است؛ بازیای که در آن یک طرف باید برنده و طرف دیگر بازنده باشد. ترامپ نیز تمایلی به پذیرش اشتباهات خود ندارد و بعید است در میانه جنگ چنین کاری را علناً انجام دهد. در نتیجه، ادامه درگیری به تلاشی برای یافتن نتیجهای تبدیل شده است که بتواند آن را پیروزی بنامد.
بااینحال، پایان جنگها الزاماً با پیروزی یا شکست مطلق تعریف نمیشود. پایان درگیریها معمولاً حاصل نوعی توافق است؛ حتی تسلیمهای موسوم به «بیقیدوشرط» نیز در عمل شامل نوعی معاملهاند که در آن یک طرف مقاومت بیشتر را کنار میگذارد و طرف دیگر حملات خود را متوقف میکند. تمرکز صرف بر پیروزی، مسائل اصلی مورد اختلاف، منافع آمریکا و الزامات برقراری صلحی پایدار را پنهان میکند.
دو سناریوی مطلوب ترامپ و موانع آنها
پیروزی موردنظر ترامپ میتواند دو شکل داشته باشد: نخست، حکومت ایران در برابر فشارها تسلیم شود و امتیازهایی بهمراتب فراتر از پیشنهادهای قبلی ارائه دهد؛ دوم، جمهوری اسلامی فروبپاشد. اما میان این دو هدف تناقضی جدی وجود دارد. اگر تهران به این نتیجه برسد که واشنگتن در پی نابودی حکومت است، انگیزهای برای امتیازدهی نخواهد داشت و ادامه مقاومت را تنها گزینه خود خواهد دید.
برای آن که امتیازهای هستهای ایران بتوانند دستاوردی واقعی برای آمریکا محسوب شوند، باید هم منافع واشنگتن را بهطور معنادار تأمین کنند و هم امتیازهایی باشند که حکومت ایران واقعاً حاضر به پذیرش آنها باشد. مشکل اینجاست که دولت ترامپ اهداف جنگ را بهروشنی مشخص نکرده و در مقاطع مختلف خواستههای متفاوتی مطرح کرده است؛ از جمله تسلیم بیقیدوشرط، مطالبهای که تحقق آن از سوی هر حکومت ایرانی بعید است.
پرونده هستهای؛ توافقی پیچیده و زمانبر
برنامه هستهای ایران بیش از سایر موضوعات مطرح شده است. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، اخیراً اعلام کرد کاهش معنادار سطح غنیسازی اورانیوم ایران برای دستیابی به صلح ضروری است. بااینحال، ادامه جنگ لزوماً به تحقق این هدف کمک نمیکند. حملات قبلی بخش بزرگی از برنامه هستهای ایران را از کار انداختهاند و اکنون اراده سیاسی تهران نیز بهاندازه توانمندیهای فنی اهمیت دارد.
تداوم حملات خارجی ممکن است مواضع جریانهایی را در ایران تقویت کند که خواستار دستیابی به بازدارندگی هستهای هستند؛ بهویژه آنکه بحث خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای نیز در ایران مطرح شده است.
توافق هستهای سال ۲۰۱۵، موسوم به برجام، نمونهای از پیچیدگی توافقی مؤثر در این زمینه است. این توافق ۱۵۹ صفحه داشت و حاصل چندین سال مذاکره دشوار با مشارکت کارشناسان هستهای و متخصصان دیگر بود. ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد؛ توافقی که عملاً مسیرهای دستیابی ایران به سلاح هستهای را محدود کرده بود. دستیابی به توافقی تازه با تضمینهای اجرایی و نظارتپذیر، مستلزم مذاکراتی مفصل و سازوکارهای بازرسی بینالمللی خواهد بود.
علاوه بر این، توافق هستهای اخیر آمریکا با عربستان سعودی، که امکان غنیسازی اورانیوم این کشور حتی تا سطح ۲۰ درصد را مطرح میکند و سختگیرانهترین شکل بازرسی بینالمللی را الزام نمیکند، دستیابی به توافقی جدید با ایران را دشوارتر کرده است. تهران بعید است محدودیتهایی سختتر از محدودیتهای رقیب منطقهای خود را بپذیرد؛ آن هم در شرایطی که واشنگتن از برنامه هستهای عربستان حمایت میکند.
آتشبس؛ واقعبینانهترین مسیر خروج
در مجموع، آمریکا نباید پایان جنگ را به دریافت امتیازهای فوری و گسترده از ایران یا فروپاشی حکومت گره بزند. واقعبینانهترین راه، دستیابی به توافقی اولیه برای آتشبس و موکولکردن بخش عمده مذاکرات ماهوی به آینده است؛ الگویی مشابه تفاهمنامهای که طرفین در ژوئن بر سر آن توافق کردند، اما بهدلیل ابهام در مفاد مربوط به تنگه هرمز شکست خورد.
چنین توافقی باید ابهامهای پیشین را برطرف کند و امکان مذاکره درباره اختلافات اصلی را فراهم آورد. در نهایت، ترامپ برای معرفی پایان جنگ بهعنوان پیروزی، احتمالاً ناچار خواهد بود بر تخریبهایی که به توان نظامی ایران وارد شده و برقراری آتشبس تأکید کند؛ نه بر تحقق کامل اهداف حداکثری که دستیابی به آنها همچنان نامطمئن است.