پشت پرده اظهارات ونس درباره غنیسازی
کنار هم گذاشتن اظهارات ونس و مقامات تهران، نشان میدهد که تهران و واشنگتن برای به ثمر نشستن مذاکرات پایان جنگ، در یک نقطه مشترک یا نزدیک قرار ندارند. جمهوری اسلامی موضوع هستهای را جدا از پرونده جنگ میداند و در حال حاضر بر موضوع بازگشایی تنگه هرمز در مقابل پایان دادن به درگیری، محاصره و فشار اقتصادی تمرکز دارد.
فرارو- معاون رئیسجمهور آمریکا در گفتوگویی با خبرگزاری رویترز، از لزوم ارائه امتیازهای هستهای از سوی ایران برای پایان جنگ خبر داد؛ موضعی که با گذشت هفت ماه از آغاز بحران نظامی-اقتصادی جاری میان ایران و آمریکا، میتواند به نوعی گره جدیدی در روند مذاکرات کمجان تهران و واشنگتن باشد.
به گزارش فرارو، در حال حاضر اخبار رسمی میگوید که ایران ابتکاری هفتروزه به آمریکا ارائه داده که محوریت آن بازگشایی تنگه هرمز در ازای کاهش یا پایان فشار اقتصادی است؛ ابتکاری که در جریان مذاکرات غیرمستقیم حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل نیز تبادل پیامهایی درباره آن صورت گرفت و بر اساس آخرین خبر، پاسخ آمریکا نیز به ایران ارائه شده است.
تهران و واشنگتن در دو نقطه متفاوت
کنار هم گذاشتن اظهارات ونس و مقامات تهران، نشان میدهد که تهران و واشنگتن برای به ثمر نشستن مذاکرات پایان جنگ، در یک نقطه مشترک یا نزدیک قرار ندارند. جمهوری اسلامی موضوع هستهای را جدا از پرونده جنگ میداند و در حال حاضر بر موضوع بازگشایی تنگه هرمز در مقابل پایان دادن به درگیری، محاصره و فشار اقتصادی تمرکز دارد. در الگوی مذاکرات اسلامآباد نیز بر این موضوع تفاهم شده بود که ابتدا موضوع پایان جنگ در اولویت قرار بگیرد و در صورت حصول توافق، مذاکرات هستهای آغاز شود.
اما صحبتهای ونس نشان میدهد که آمریکاییها به این اولویتبندی پایبند نیستند و موضوع هستهای را جدای از پرونده پایان جنگ نمیدانند؛ مسئلهای که بر اساس اخبار رسیده به دست خبرنگار فرارو، مورد پذیرش ایران قرار نمیگیرد و تهران قائل به ارائه هیچگونه امتیازی در موضوع هستهای نیست. یک مقام بلندپایه ایرانی نیز روز چهارشنبه به رویترز گفت: «تهران هرگز از حق غنیسازی خود دست نخواهد کشید.»
فارغ از اینکه معاون رئیسجمهور آمریکا به نمایندگی از واشنگتن، موضوع هستهای را اولویت میداند یا نه، میتوان به این نکته توجه کرد که ونس به جای راهبرد همیشگی «غنیسازی صفر» به «کاهش غنیسازی» از سوی ایران اشاره میکند. مثال او نیز این است که ایران نمیتواند ۶۰ درصد غنیسازی داشته باشد و بگوید به دنبال استفاده صلحآمیز از برنامه هستهای است.
![]()
در نگاه نخست، این میتواند یک نرمش موضع از سوی آمریکاییها تفسیر شود؛ اما نکته قابل توجه دیگر این است که آمریکاییها در اولین دور مذاکرات با جمهوری اسلامی در دولت ترامپ نیز به دنبال غنیسازی صفر نبودند، بلکه موضع آنها بعد از آن، تحت فشارهای مختلف تغییر کرد.
چرا پرونده هستهای برای آمریکا اولویت دارد؟
تحلیلگران پاسخ به این سؤال را از زوایای مختلف مربوط به سیاست داخلی آمریکا و همچنین جایگاه این کشور در نظام بینالملل به دست میآورند. بخشی از تحلیلهای ارائهشده در فضای اندیشکدهها، که طی چند ماه گذشته منتشر شده، مصالحه آمریکا با ایران بر سر موضوع هستهای یا تنگه هرمز را زیر ذرهبین برده و تلاش میکند تفاوتهای آن را تجزیه و تحلیل کند.
در این میان، موضوع باز بودن تنگه هرمز تا قبل از ۹ اسفند نیز به صورت مداوم مورد استناد قرار میگیرد که میزان نقدشوندگی باز شدن این آبراه به تنهایی را برای آمریکاییها سخت میکند. به خصوص این که آنها مدعی هستند با اقدامات خود، عبور جریان انرژی را از این تنگه تا حدی حفظ کردهاند و در عین حال با انجام محاصره دریایی، اجازه صادرات نفت ایران را نمیدهند.
![]()
اندیشکده سوفان سنتر در تحلیلی که اول اکتبر (۹ مهر) منتشر کرد، درباره علت اولویت داشتن موضوع هستهای برای آمریکاییها با توجه به افزایش فشار اقتصادی نوشت: «ترامپ و دستیارانش، بهعنوان نشانهای از اعتمادبهنفس ــ حتی اگر این اعتمادبهنفس بیجا باشد ــ اکنون تمرکز خواستههای خود را از بازگشایی تنگه هرمز به گرفتن امتیازهای هستهای از ایران تغییر دادهاند.
وادار کردن ایران به پذیرش محدودیتهای سختگیرانه در برنامه هستهای، توجیه اصلی آمریکا برای آغاز جنگ بود، اما این موضوع طی چند ماه گذشته در حاشیه قرار گرفت؛ چرا که مقامهای آمریکایی عمدتاً تلاش میکردند جریان صادرات انرژی از تنگه را بهبود دهند. بازگشت تمرکز به مذاکرات هستهای نشاندهنده این باور در تیم ترامپ است که آمریکا تا حد زیادی توانسته اهرم فشار ایران بر تنگه هرمز را از بین ببرد.
با این حال، نشانههای بسیار اندکی، اگر اصلاً نشانهای وجود داشته باشد، از آمادگی ایران برای حرکت به سمت مذاکرات هستهای پیش از حلوفصل دیگر مسائل مورد اختلاف دیده میشود. هفته گذشته گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه میانجیهایی از جمله مقامهای قطر و پاکستان پیشنهاد کردهاند تهران ابتدا امتیازهایی در حوزه هستهای ارائه دهد تا موافقت ترامپ را برای پایان فوری محاصره دریایی و لغو برخی تحریمها به دست آورد. اما منابع ایرانی گفتهاند تهران حاضر نیست هیچ امتیاز هستهای جدیدی ارائه کند، مگر اینکه ابتدا خواستههایش برای کاهش فشار اقتصادی آمریکا برآورده شود و مذاکرات رسمی و نظاممند میان ایران و آمریکا از سر گرفته شود.»
![]()
عملیات چکش نیمهشب (تیر ۱۴۰۴) و حمله به تاسیسات هستهای ایران
اما چنین تحلیلهایی صرفاً به روزها و هفتههای اخیر اختصاص ندارد. اندیشکده شورای آتلانتیک در تحلیلی راهبردی در ماه آگوست (مرداد)، به تشریح تفاوت میان اهرم تنگه هرمز و هستهای برای ایران پرداخت و نوشت: «اهرم ایران بر تنگه هرمز را میتوان تضعیف کرد؛ اما توانمندی هستهای نظامیِ پایدار ایران را نمیتوان به همین سادگی از میان برد.
در ماه مه ۱۹۹۸، هند مجموعهای از آزمایشهای هستهای انجام داد. پاکستان نیز چند هفته بعد همین کار را کرد. محکومیتهای بینالمللی بلافاصله آغاز شد و تحریمها نیز در پی آن آمدند، اما واقعیت راهبردی اصلی دیگر قابل بازگرداندن نبود: هر دو کشور توانمندی ساخت سلاح هستهای خود را به نمایش گذاشته بودند. نزدیک به سه دهه بعد، هر دو همچنان کشورهای دارای سلاح هستهای هستند. این واقعیت ناخوشایند اشاعه هستهای است. زمانی که یک کشور توانمندی عملیاتی ساخت سلاح هستهای را توسعه دهد، آن را آزمایش کند و در ساختار امنیت ملی خود ادغام کند، از بین بردن آن توانمندی بسیار دشوارتر میشود.
بازارهای انرژی متفاوت عمل میکنند. آنها خود را با شرایط جدید تطبیق میدهند. و هر روزی که هرمز بسته باقی میماند، اهمیت آن کاهش مییابد.»
تحلیل دیگری که چند روز قبل از آتشبس (۲ آوریل ۲۰۲۶/۱۳ فروردین ۱۴۰۵) در اندیشکده CSIS منتشر شد، موضوع را فراتر از دوگانه تنگه هرمز-سلاح هستهای ترسیم میکند. نویسندگان این مقاله معتقدند که چون ترامپ جنگ را با «توجیه هستهای» آغاز کرد، به یک «پایان هستهای» نیز نیاز دارد: «تکیه ترامپ بر توجیه هستهای برای آغاز جنگ ممکن است او را در موقعیت دشواری قرار داده باشد؛ زیرا اکنون پایان جنگ نیز باید راهحلی هستهای داشته باشد. مسئله هستهای احتمالاً نهتنها زمان پایان جنگ، بلکه نحوه پایان آن و اینکه چه کسی بتواند ادعای پیروزی کند را نیز تعیین خواهد کرد.»