چالشهای جایگزینی قدرت با قانون
نظام بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم تلاش کرد استفاده از زور را محدود و حل و فصل مسالمتآمیز اختلافات را به یک اصل تبدیل کند. بر همین اساس، امنیت یک کشور نمیتواند در خلأ تعریف شود. اگر امنیت یک دولت به معنای سلب امنیت، حاکمیت یا تمامیت ارضی دولت دیگر باشد، اینجا دیگر با یک مسئله صرفاً امنیتی مواجه نیستیم؛ بلکه پای قواعد حقوق بینالملل به میان میآید.
سخنرانی مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل را میتوان از زاویهای فراتر از یک موضعگیری سیاسی درباره تحولات منطقه دید. بخش مهمی از سخنان او، مستقیم یا غیرمستقیم، به یکی از چالشهای قدیمی نظام بینالملل بازمیگشت: نسبت میان «قدرت» و «حقوق».
رئیسجمهور از امنیت، دفاع، بازدارندگی، حاکمیت کشورها و ضرورت ثبات منطقه سخن گفت؛ مفاهیمی که هر یک در حقوق بینالملل نیز جایگاه مشخصی دارند. پرسش اصلی این است که در نظم حقوقی امروز جهان، دولتها تا کجا میتوانند برای تأمین امنیت خود از قدرت استفاده کنند و از کجا به بعد، قانون برای این قدرت محدودیت ایجاد میکند؟
امنیت یک کشور، به قیمت ناامنی کشور دیگر؟
یکی از گزارههای قابل توجه پزشکیان این بود که در منطقه، هیچ کشوری به تنهایی نمیتواند به امنیت پایدار دست پیدا کند و یا باید با یکدیگر امنیت بسازیم یا در ناامنی مشترک زندگی کنیم.
این سخن، اگر از ادبیات سیاسی فاصله بگیریم، با یکی از مبانی نظام منشور ملل متحد ارتباط پیدا میکند. نظام بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم تلاش کرد استفاده از زور را محدود و حل و فصل مسالمتآمیز اختلافات را به یک اصل تبدیل کند.
بر همین اساس، امنیت یک کشور نمیتواند در خلأ تعریف شود. اگر امنیت یک دولت به معنای سلب امنیت، حاکمیت یا تمامیت ارضی دولت دیگر باشد، اینجا دیگر با یک مسئله صرفاً امنیتی مواجه نیستیم؛ بلکه پای قواعد حقوق بینالملل به میان میآید.
البته این به معنای نفی قدرت دفاعی کشورها نیست. حقوق بینالملل برخورداری دولتها از توان دفاعی را ممنوع نکرده است. مسئله اصلی، نحوه استفاده از قدرت و شرایطی است که در آن زور به کار گرفته میشود.
دفاع مشروع؛ حقی که بیحد و مرز نیست
یکی از مهمترین بخشهای سخنان پزشکیان، تأکید بر حق دفاع ایران بود. ماده ۵۱ منشور ملل متحد، در صورت وقوع حمله مسلحانه، حق ذاتی دفاع مشروع فردی یا جمعی را به رسمیت میشناسد. بنابراین اصل دفاع مشروع، یک مفهوم صرفاً سیاسی نیست و در نظام حقوقی بینالمللی جایگاه مشخصی دارد.
اما همین جا باید میان «وجود حق دفاع» و «شیوه اعمال آن» تفاوت گذاشت. هر اقدامی را نمیتوان صرفاً با عنوان دفاع مشروع توجیه کرد.اینکه آیا حمله مسلحانهای رخ داده،اقدام دفاعی ضرورت داشته و واکنش انجامشده تا چه اندازه متناسب با شرایط بوده است، پرسشهایی هستند که باید جداگانه بررسی شوند.
از این منظر، توان دفاعی و بازدارندگی نیز با استفاده از زور یکسان نیستند.یک کشور میتواند برای جلوگیری از حمله، ظرفیت دفاعی خود را افزایش دهد؛ اما مشروعیت حقوقی استفاده از این ظرفیت، موضوع دیگری است.
قدرت، قانون را کنار نمیزند
پزشکیان در سخنان خود بر اهمیت قدرت برای حفظ امنیت تأکید کرد. این گزاره از منظر روابط بینالملل قابل فهم است؛ دولتها برای حفظ امنیت و تمامیت ارضی خود به قدرت نیاز دارند.
اما حقوق بینالملل دقیقاً از جایی اهمیت پیدا میکند که قرار است قدرت بدون محدودیت عمل نکند.ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد، تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی کشورها را منع میکند و ماده ۵۱ نیز در شرایط مشخص، دفاع مشروع را به رسمیت میشناسد.
بنابراین، قدرت و حق را نباید یکی دانست از اینرو داشتن قدرت نظامی، به خودی خود مجوز استفاده از آن نیست؛ همانطور که وجود قواعد حقوقی نیز به معنای نادیده گرفتن حق دفاع دولتها نیست.
چالش حقوق بینالملل در همین نقطه شکل میگیرد: چگونه میتوان به دولتها امکان دفاع داد و همزمان اجازه نداد قدرت نظامی جای قانون را بگیرد؟
معیارهای دوگانه؛ مسئلهای فراتر از سیاست
بخش دیگری از سخنان رییس جمهور به موضوع معیارهای دوگانه در نظام بینالمللی، از جمله در حوزه هستهای، اختصاص داشت. در این زمینه باید میان مواضع سیاسی و وضعیت حقوقی کشورها تفکیک قائل شد.
ایران عضو معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای است و در چارچوب این معاهده، تعهدات پادمانی مشخصی دارد. بنابراین وضعیت حقوقی برنامه هستهای ایران را نمیتوان بدون توجه به این تعهدات بررسی کرد.
در عین حال، بحث درباره نحوه اجرای قواعد بینالمللی، مسئلهای جداگانه است. پرسش این است که آیا قواعد باید با معیارهایی روشن، منسجم و قابل پیشبینی درباره همه دولتها اعمال شوند؟
این موضوع صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست. اعتماد دولتها به نظام حقوق بینالملل تا حد زیادی به این تصور وابسته است که قواعد، صرفنظر از وزن سیاسی کشورها، به شکل قابل پیشبینی اجرا میشوند.
امنیت منطقهای بدون احترام به حاکمیت ممکن نیست
مسعودپزشکیان همچنین بر نقش قدرتهای فرامنطقهای در تحولات منطقه و ضرورت ایجاد سازوکارهای امنیتی منطقهای تأکید کرد. در اینجا نیز یک اصل حقوقی مهم مطرح است: احترام به حاکمیت دولتها و اصل عدم مداخله. البته هر ادعایی درباره مداخله خارجی باید در مورد مشخص و با توجه به نوع اقدام، هدف آن، رضایت یا عدم رضایت دولت مربوط و سایر قواعد حقوقی بررسی شود.
اما در یک سطح کلی، امنیت منطقهای پایدار نیازمند همکاری دولتهای منطقه است. اگر قرار باشد امنیت یک منطقه صرفاً از طریق رقابت قدرتهای خارجی یا افزایش توان نظامی تأمین شود، دستیابی به یک نظم پایدار دشوار خواهد بود.امنیت منطقهای، در کنار قدرت دفاعی، به اعتماد، گفتوگو، سازوکار حل اختلاف و احترام متقابل به حاکمیت کشورها نیز نیاز دارد.
دفاع مشروع، حمایت از غیرنظامیان را منتفی نمیکند
یکی از مهمترین نکات حقوقی در تحولات امروز منطقه، مسئله حمایت از غیرنظامیان است.
حتی در شرایط مخاصمه مسلحانه، طرفهای درگیر اختیار نامحدود برای انتخاب هدف و شیوه حمله ندارند. حقوق بشردوستانه بینالمللی بر اصولی همچون تفکیک میان غیرنظامیان و اهداف نظامی، تناسب و اتخاذ احتیاطات لازم برای کاهش آسیب به غیرنظامیان تأکید دارد.
به همین دلیل، «دفاع» به تنهایی پاسخ همه پرسشهای حقوقی مربوط به یک عملیات نظامی نیست.
حتی اگر اصل دفاع مشروع در یک وضعیت خاص مطرح باشد، نحوه اجرای عملیات همچنان باید از منظر حقوق بشردوستانه بررسی شود. این تفکیک اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در نهایت، در هر مناقشهای انسانهایی حضور دارند که ممکن است هیچ نقشی در تصمیمهای سیاسی و نظامی نداشته باشند.
اقتدار، مسئولیت و همسایگان
اگر بخواهیم سخنان مسعود پزشکیان را در یک چارچوب کلی جمعبندی کنیم، سه مفهوم در آن برجسته است: اقتدار برای حفظ امنیت، مسئولیتپذیری در استفاده از قدرت و پیوند امنیت ایران با ثبات همسایگان.
هر سه مفهوم، ظرفیت تبدیل شدن به بحث حقوقی دارند.
اقتدار میتواند در چارچوب حق دفاع مشروع تعریف شود؛ مسئولیتپذیری، محدودیتهای حقوقی اعمال قدرت را یادآوری میکند و امنیت مشترک نیز با همکاری منطقهای و حل مسالمتآمیز اختلافات ارتباط دارد. اما هیچکدام مطلق نیستند. حق دفاع، مجوز نامحدود استفاده از زور نیست. بازدارندگی، به معنای حق استفاده نامحدود از قدرت نظامی نیست و امنیت ملی نیز نمیتواند به تنهایی قواعد حمایت از غیرنظامیان را کنار بزند.
مسئله اصلی؛ قانون یا قدرت؟
در نهایت، اهمیت سخنان مسعود پزشکیان رئیس محترم جمهور را میتوان در یک پرسش خلاصه کرد: در نظم بینالمللی امروز، چه چیزی باید حدود قدرت را تعیین کند؟ اگر قدرت جای قانون را بگیرد، نظام بینالمللی به تدریج به نظمی تبدیل میشود که در آن توان اعمال زور، تعیینکننده حدود رفتار دولتها خواهد بود. اگر هم حقوق بینالملل بدون توجه به واقعیتهای امنیتی و حق دفاع دولتها تفسیر شود، بخشی از واقعیت روابط بینالملل نادیده گرفته خواهد شد.
راه دشوار، اما ضروری، ایجاد تعادل میان این دو است.کشورها حق دارند از امنیت و تمامیت ارضی خود دفاع کنند؛ اما این حق با مسئولیت و محدودیت حقوقی همراه است. دولتها به قدرت دفاعی نیاز دارند؛ اما قدرت نیز باید در چارچوب قانون اعمال شود. امنیت منطقهای هم زمانی میتواند پایدار باشد که در کنار ملاحظات نظامی و سیاسی، احترام به حاکمیت، همکاری و حمایت از جان انسانها مورد توجه قرار گیرد.
از این منظر، سخنرانی پزشکیان در سازمان ملل تنها درباره ایران و تحولات منطقه نیست؛ بخشی از یک بحث بزرگتر درباره آینده نظم بینالمللی است: اینکه آیا حقوق میتواند برای قدرت مرز تعیین کند یا اینکه در نهایت، قدرت حدود حقوق را مشخص خواهد کرد.
پاسخ این پرسش را نه فقط در سخنرانیها، بلکه در رفتار واقعی دولتها و میزان پایبندی آنها به قواعدی که در نظام بینالمللی پذیرفتهاند، باید جستوجو کرد.