علی بمان اقبالی زارچ در گفتگو با فرارو مطرح کرد:
شمارش معکوس برای فعالشدن ماده ۵ ناتو؛ اروپا آماده درگیری
سرپرست سابق سرکنسولگری ایران در تاتارستان روسیه معتقد است در ابتدای جنگ روسیه و اوکراین بسیاری از پیشبینیها این بود که در یک بازه زمانی کوتاه، جنگ یا با موفقیت یکی از طرفین یا با آتشبس پایان خواهد یافت. اما اکنون شاهد هستیم که چهار سال و اندی از این درگیری گذشته، تلفات انسانی زیادی به دو طرف وارد شده و خسارات زیرساختی، نظامی و همهجانبه برای هر دو کشور قابل توجه بوده است.
فرارو- جنگ اوکراین پس از بیش از چهار سال، دیگر صرفاً یک مناقشه محدود میان مسکو و کییف نیست و دامنه آثار آن از مرزهای دو کشور فراتر رفته است. افزایش حملات پهپادی، هدف قرار گرفتن زیرساختهای انرژی، نگرانی کشورهای اروپایی از احتمال گسترش درگیری و تغییر رویکرد آمریکا نسبت به امنیت اروپا، معادلهای پیچیده را پیش روی این قاره قرار داده است؛ معادلهای که در صورت تبدیل شدن تنشهای فعلی به رویارویی مستقیم روسیه و یکی از اعضای ناتو، میتواند ابعاد بسیار گستردهتری پیدا کند.
به گزارش فرارو، در همین حال، همزمانی احتمالی چنین بحرانی با جنگ ایران و آمریکا، پرسشهایی درباره توان واشنگتن برای مدیریت چند جبهه، آینده بازار انرژی و حتی روابط تهران و مسکو ایجاد کرده است.
علی بمان اقبالی زارچ، سرپرست سابق سرکنسولگری ایران در جمهوری تاتارستان روسیه، سفیر پیشین ایران در آلبانی و کارشناس ارشد اوراسیا، در گفتوگو با فرارو به بررسی احتمال گسترش جنگ روسیه و اوکراین به اروپا، نقش آمریکا و ناتو، پیامدهای احتمالی چنین درگیری برای جنگ ایران و آمریکا، آینده روابط تهران و مسکو و آثار آن بر بازار انرژی جهان پرداخته است.
با توجه به افزایش تنش میان روسیه و کشورهای اروپایی، آیا میتوان گفت روابط دو طرف وارد مرحلهای شده که احتمال درگیری مستقیم نظامی دیگر یک سناریوی دور از ذهن نیست؟ وضعیت فعلی تا چه زمانی قابل حفظ است و چه عاملی میتواند این وضعیت را به جنگ تبدیل کند؟
اقبالی زارچ: به هر حال، با گذشت چهار سال و نیم از درگیری و جنگ در مناطق پیرامونی دریای سیاه میان اوکراین و روسیه، شرایط به سمت افزایش تنش و اقدامات تهاجمی بسیار پررنگتر پیش میرود؛ بهویژه از زمانی که طرفین به حملات پهپادی علیه اهداف زیرساختی، منابع تأمین انرژی، منابع فرآوری انرژی و شبکههای توزیع انرژی روی آوردند.
شرایط شکننده شده و روزبهروز بر حجم حملات افزوده میشود. اوکراین بهطور مشخص منابع فرآوردههای نفتی و انرژی روسیه را هدف قرار داده و روسیه نیز زیرساختهای متفاوت و متنوع اوکراین را مورد حمله قرار میدهد.
همزمان، یکسری تحرکات فراتر از جغرافیای اوکراین انجام میشود که برخی آن را تحرکات هیبریدی و چندوجهی تعبیر کردهاند. حملات پهپادی به برخی مناطق اروپایی نیز مطرح شده است. البته مشخصاً نتوانستهاند مستنداتی ارائه کنند که نشان دهد این حملات از سوی روسیه بوده است، اما اتهامزنیها انجام میشود و این موضوع اروپا را بهشدت نگران کرده است.
مقامات اروپایی در ماههای اخیر مکرراً به یکدیگر هشدار میدهند که باید برای آمادگی دفاعی بیشتر و حملات احتمالی روسیه به یکی از کشورهای عضو ناتو آماده شوند. در این فرآیند، به نظر میرسد آلمان بسیار پررنگتر از سایر کشورها وارد شده است. البته این کشور در دو، سه سال اخیر رویکردی را به سمت افزایش تسلیحات، تولیدات نظامی و اختصاص بودجه بیشتر به بخش دفاعی و نظامی خود آغاز کرده و با قدرت ادامه میدهد.
اینکه در آینده نزدیک چه اتفاقی رخ خواهد داد، بسیار قابل پیشبینی نیست. اگرچه برخی آژانسها و سازمانهای اطلاعاتی اروپایی مرتب هشدار میدهند که احتمال دارد در کمتر از یک سال، یکی از کشورهای عضو ناتو مورد هدف قرار بگیرد. نگرانی اروپاییها بیشتر از این بابت است که آمریکا سیاست جدیدی را در بحث ناتو و مباحث دفاعی و راهبرد نظامی خود، بهخصوص در رابطه با قاره اروپا، اتخاذ کرده و موضوع تأمین امنیت و حفاظت از اروپا در برابر تأمین هزینه آن را مطرح کرده است.
اگر درگیری مستقیم میان روسیه و اروپا یا ناتو رخ دهد، این جنگ احتمالاً چگونه آغاز خواهد شد؟ آیا شاهد یک جنگ گسترده خواهیم بود یا ابتدا در قالب حملات محدود، پهپادی، موشکی، سایبری و جنگ هیبریدی شکل میگیرد؟
اقبالی زارچ: اینکه اگر یک درگیری مستقیم میان روسیه و اروپا یا کشورهای ناتو آغاز شود، چه اتفاقی میافتد و چگونه خواهد بود، طبیعتاً بسیار سخت قابل پیشبینی است. مانند هر جنگ دیگری، تا زمانی که جنگ آغاز نشده باشد، پیشبینی درباره آن محدود است. بسیاری از جنگها معمولاً با خوشبینی نسبت به موفقیت در یک دوره کوتاهمدت آغاز میشوند، اما وقتی شروع میشوند، دیگر از کنترل خارج خواهند شد و عوامل زیادی در چگونگی ادامه جنگ نقش خواهند داشت؛ بهخصوص عوامل مضاعفی که برای جلوگیری یا توقف آن جنگ وارد عمل میشوند.
در ابتدای جنگ روسیه و اوکراین بسیاری از پیشبینیها این بود که در یک بازه زمانی کوتاه، جنگ یا با موفقیت یکی از طرفین یا با آتشبس پایان خواهد یافت. اما اکنون شاهد هستیم که چهار سال و اندی از این درگیری گذشته، تلفات انسانی زیادی به دو طرف وارد شده و خسارات زیرساختی، نظامی و همهجانبه برای هر دو کشور قابل توجه بوده است.
میلیونها نفر از اوکراین جابهجا شدهاند و در روسیه نیز بخش عمدهای از منابع فرآوری انرژی مورد حمله قرار گرفته است. حملات به عمق روسیه رسیده و به هر حال، اکنون بسیار سخت است که بگوییم چنانچه جنگ میان روسیه و ناتو یا یکی از کشورهای ناتو آغاز شود، دقیقاً شکل این درگیری و منازعه چگونه خواهد بود.
به هر حال، هر دو طرف از ظرفیت بالایی برخوردار هستند. اینکه ناتو بخواهد بر اساس ماده ۵ وارد یک جنگ شود، طبیعتاً دامنه این جنگ، گسترده و تمامعیار و مخرب خواهد بود.
نقش آمریکا در چنین شرایطی چه خواهد بود؟ اگر واشنگتن همزمان درگیر جنگ با ایران باشد، آیا وقوع یک بحران نظامی در اروپا میتواند آمریکا را با یک وضعیت دو جبههای مواجه کند و محاسبات نظامی آن را تغییر دهد؟
اقبالی زارچ: آمریکا پیش از دوره دوم ترامپ رویکرد دیگری داشت و حمایت تمامعیار از اوکراین در دستور کارش بود. انواع کمکهای نظامی، اقتصادی و مستشاری به اوکراین انجام میشد و از طرف مقابل، فشارها بر روسیه نیز بسیار افزایش یافته بود.آنطور که شاهد هستید، همین چند وقت پیش رئیسجمهور روسیه، آقای پوتین، در نشستی در دهلی اعلام کرد که اکنون بیش از ۳۳ هزار تحریم علیه کشورش اعمال شده است.
با روی کار آمدن دوباره ترامپ در کاخ سفید، تغییراتی در سیاست آمریکا ایجاد شد. آمریکا یا ترامپ با شعار امنیت و تأمین دفاع همراه با پرداخت هزینه، نگرانی مضاعفی را در میان شرکای اروپایی ایجاد کرده است. ترامپ پس از روی کار آمدن بسیار خوشبین بود که در کمتر از چند هفته به این جنگ پایان دهد. تلاشهایی را نیز آغاز کرد، اما به نتیجه نرسید؛ چرا که علاقهمند بود بر اساس توافقات و رایزنیهایی که میان واشنگتن و مسکو انجام میشود، این جنگ را پایان دهد. در اینجا، دستیابی به هر نوع توافق و توقف جنگ، حتماً باید با مشارکت اروپا، بهویژه انگلیس، انجام شود.
بنابراین، اکنون اروپاییها از این بابت نیز نگران هستند که چنانچه درگیری آغاز شود، در رویارویی با روسیه شاید از حمایت تمامعیار آمریکا برخوردار نباشند. اگرچه آقای روته، دبیرکل ناتو، اعلام کرده است که چنانچه یکی از کشورهای عضو مورد تجاوز نظامی مشخص قرار بگیرد، حتماً ناتو بهعنوان یک سازمان یا پیمان دفاعی تمامعیار برای دفاع از آن کشور وارد خواهد شد.
اگر تنش روسیه و اروپا به درگیری مستقیم منجر شود، این اتفاق چه تأثیری بر روند جنگ ایران و آمریکا خواهد داشت؟ آیا میتواند فشار آمریکا بر ایران را کاهش دهد یا برعکس، خطر گسترش بحران در چند جبهه را افزایش میدهد؟
اقبالی زارچ: واقعیت این است که دنیای امروز، دنیای دیجیتال، هوش مصنوعی و یک دنیای شبکهای است که در آن تأثیر متقابل تحولات نظامی، سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیک بسیار افزایش پیدا کرده است. دیگر نمیتوان گفت جنگی که بین روسیه و اوکراین در حال انجام است یا اگر چنانچه جنگی بین روسیه و اروپا شکل بگیرد، صرفاً در همان جغرافیا محدود خواهد شد.
شاید درگیری در یک جغرافیای محدود باشد، اما آثار مخرب آن حتماً کل جهان را تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ همچنان که خود درگیری روسیه و اوکراین تأثیرات مهمی بر مباحث انرژی جهان و تأمین غلات داشته است. از یک طرف، روسیه بزرگترین تأمینکننده انرژی اروپا بود و از طرف دیگر، اوکراین یکی از تأمینکنندگان مهم غلات جهان بود.
بنابراین، طبیعتاً اگر تنش میان روسیه و اروپا به درگیری مستقیم منجر شود، حتماً بر وضعیت جنگ و صلحی که اکنون میان آمریکا و ایران وجود دارد، تأثیر خواهد گذاشت.
البته به نظرم واشنگتن تلاش حداکثری خود را به کار خواهد برد تا درگیری میان روسیه و اوکراین به جغرافیای قاره اروپا توسعه پیدا نکند. اخیراً نیز شاهد بودیم که در سفر آقای لاوروف به مجمع عمومی، ملاقاتهایی با مقامات آمریکایی انجام شد و به برخی پیشنهادات درباره مذاکره و دیدار سهجانبه پاسخ مثبت داده شد؛ اگرچه آقای پوتین در سخنرانی خود گفته است که مصمم است تلاشهایش را برای دستیابی به اهداف در جنگ اوکراین ادامه دهد.
روسیه در چنین شرایطی چه رویکردی نسبت به ایران خواهد داشت؟ آیا احتمال دارد تشدید تقابل مسکو و غرب باعث افزایش حمایت روسیه از تهران شود یا روسیه ترجیح میدهد پرونده ایران را از مناقشه خود با اروپا و آمریکا جدا نگه دارد؟
اقبالی زارچ: ایران و روسیه همواره در طول تاریخ، بهعنوان دو کشور بسیار مهم و تأثیرگذار در منطقه اوراسیا، روابط متعادل و متناسب با منافع ملی هر دو طرف داشتهاند. در دو، سه سال اخیر، این روابط در همه ابعاد سیر صعودی داشته است.هم روسیه و هم ایران تحت شدیدترین تحریمهای غرب هستند و این خود موضوعی است که دو کشور باید در آن همکاریهای بیشتری داشته باشند. روسیه یک بازار بزرگ است که میتواند فرصت مناسبی برای ظرفیتهای صادراتی ایران باشد. همچنین روسیه در بخشهای صنعتی میتواند تأمینکننده بخشی از نیازهای ایران باشد.
در حوزه انرژی نیز امکان همکاری، بهخصوص در مباحث صنایع، اکتشاف، حفاری، بهرهبرداری، پالایش و موارد دیگر میان دو کشور وجود دارد. به نظر میرسد یک روند رو به رشد و متوازن در روابط مسکو و تهران ادامه خواهد داشت، اگرچه چنانچه جنگ اوکراین و روسیه به جغرافیای اروپا توسعه پیدا کند، حتماً شرایط نسبت به وضعیت موجود متفاوت خواهد بود.
یک موضوع بسیار مهم که نهفقط در رابطه با جنگ روسیه و اوکراین، بلکه حتی درباره تجاوز غیرقانونی و ظالمانه محور آمریکایی ـ صهیونیستی به ایران و اساساً درباره همه بحرانهایی که امروز دنیا با آن دستوپنجه نرم میکند، باید به آن اشاره کرد، این است که سازمان ملل بهعنوان مهمترین سازمان بینالمللی، نقش حداقلی خود را از دست داده و کارآمدی چندانی در پیشگیری و حتی در مرحله بعد، توقف بحرانها نداشته است.
این سازمان عمدتاً به صدور بیانیه و اقدامات مشابه اکتفا کرده است. در خود سازمان ملل نیز با توجه به وجود حق وتو، عملاً تصمیمگیریها در شورای امنیت به بنبست رسیده است. روسیه و چین نیز نسبت به ربع پایانی قرن بیستم، استفاده از حق وتو را بهشدت افزایش دادهاند.
این موضوعی است که با توجه به همزمانی مجمع عمومی باید به آن اشاره کرد. واقعیت این است که اگر سازمان ملل بهعنوان مهمترین سازمان بینالمللی میتوانست نقش بنیادین و اساسی خودش را بهطور نسبی ایفا کند، حتماً از بسیاری از این درگیریها جلوگیری میشد و اگر هم شروع میشدند، در فرصت کوتاهی متوقف میشدند. موضوع مهم دیگری که در مورد جنگهای هزاره سوم باید به آن اشاره کرد، افزایش نامحدود و بسیار گسترده استفاده از هوش مصنوعی، دنیای دیجیتال و انواع فناوریهای پیشرفته در جنگهاست.
عملاً شاهد بودهایم که هم در جنگ اوکراین و روسیه و هم در تجاوز غیرقانونی محور آمریکایی به ایران، معادله جنگهای کلاسیک دچار تحول و دگرگونی اساسی شده است. امروز کشورهای دنیا در راهبردهای تسلیحاتی و تولیدات نظامی خود اصلاحات بنیادین ایجاد کردهاند و به سمت تولید تسلیحاتی سوق پیدا کردهاند که بیشتر میتوان آنها را تسلیحات هزاره سوم نامید.
در صورت همزمانی جنگ در اروپا و جنگ ایران و آمریکا، اقتصاد جهانی و بهویژه بازار نفت و گاز چه وضعیتی پیدا خواهد کرد؟ آیا افزایش قیمت انرژی برای ایران یک فرصت اقتصادی ایجاد میکند یا محدودیت صادرات و فشارهای جنگی اجازه استفاده از این فرصت را نخواهد داد؟
اقبالی زارچ: اساساً دنیای انرژی و اوضاع اقتصادی جهان وضعیت خوبی را تجربه نمیکند. جنگ اوکراین و روسیه بخش عمدهای از منابع تأمین انرژی اروپا را با اختلال جدی مواجه کرد و پس از اتفاقاتی که در خلیج فارس افتاد، تأمین انرژی برای همه دنیا با اختلال و مشکلات بیشتری مواجه شده است.
افزایش شدید قیمت انرژی به یک عامل نگرانی تمامعیار در سراسر دنیا تبدیل شده است. این موضوع صرفاً مختص اروپا نیست و در آمریکا نیز همین وضعیت را شاهد هستیم. در اکثر کشورهای دنیا، در همین یک سال گذشته، قیمت انرژی حداقل ۲۵ تا ۳۰ درصد افزایش پیدا کرده که این فشار مضاعفی بر مصرفکنندگان ایجاد کرده است.
چنانچه درگیری روسیه و اوکراین بخواهد جغرافیای خود را توسعه دهد، حتماً شرایط بازار نفت و گاز وضعیت جدیدی را تجربه خواهد کرد که بهمراتب فشار مضاعف اقتصادی و قیمتی بر واحدهای تولیدکننده و بهویژه در نهایت بر مصرفکنندگان ایجاد خواهد کرد. رئیس کمیسیون اروپا به همه کشورهای عضو هشدار داده است که برای زمستان آینده حتماً باید اولویت صرفهجویی مضاعف را در دستور کار قرار دهند تا چنانچه وضعیت تأمین منابع انرژی سختتر شد، بتوانند زمستان را مدیریت کنند.
به هر حال، این وضعیتی است که دنیا امروز با آن مواجه است. واقعاً یک تناقض است که جامعه بشری امروز با آن دستوپنجه نرم میکند. علیرغم پیشرفتهای فناوری و ارتقای دانش، آگاهی و فهم جامعه بشری نسبت به ابعاد مختلف زندگی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره، شاهد هستیم که بر تعداد بحرانها روزبهروز افزوده میشود.
شاید در نیمه دوم قرن بیستم، نهایتاً هر ۱۰ سال یکبار با یک بحران یا جنگ مواجه میشدیم، اما در اوایل قرن بیستویکم این فاصله به هر پنج یا شش سال تقلیل پیدا کرد و اکنون دیگر وضعیت به جایی رسیده که بعضی وقتها شاید بتوان از بحرانهای رو به رشد شمار یاد کرد.