راست افراطی یا فروپاشی احزاب سنتی؟
آلمان در آستانه زلزله سیاسی؛ مرتس تا کجا دوام میآورد؟
انتخابات ایالتی آلمان با شکست کمسابقه حزب دموکرات مسیحی و رشد حزب راستگرای «آلترناتیو برای آلمان»، بحران محبوبیت فریدریش مرتس و فرسایش نظام سنتی حزبی را آشکار کرد. اختلاف بر سر اصلاحات و حمایت از اوکراین نیز فشارها را افزایش داده است؛ وضعیتی که میتواند توان آلمان برای رهبری امنیتی اروپا را محدود کند.
فرارو- جف راتکه، رئیس مؤسسه مطالعات معاصر آلمان – آمریکا در دانشگاه جانز هاپکینز
به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، انتخابات ایالتی اخیر در آلمان، شکافهای عمیقی را در ساختار سیاسی این کشور آشکار کرده است؛ شکافهایی که تنها به کاهش محبوبیت فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان محدود نمیشود و آینده نظام حزبی، سیاستهای داخلی، نقش برلین در اروپا و حتی توان این کشور برای ایفای نقش محوری در امنیت اروپا را تحت تأثیر قرار داده است. حزب دموکرات مسیحی، متعلق به جناح راست میانه و حزب اصلی ائتلاف حاکم در ایالت مکلنبورگ-فورپومرن حتی نتوانست از حدنصاب پنج درصد عبور کند؛ اتفاقی که برای نخستین بار در تاریخ پس از جنگ آلمان رخ داده است.
ضربه سنگین به حزب مرتس
در همین انتخابات، حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» با کسب ۳۸ درصد آرا در مکلنبورگ-فورپومرن در جایگاه نخست قرار گرفت. این دومین پیروزی انتخاباتی این حزب در ماه سپتامبر در شرق آلمان بود؛ چراکه پیشتر نیز در زاکسن-آنهالت نزدیک به ۴۴ درصد آرا را به دست آورده بود. در برلین نیز حزب چپ، که میراثدار حزب کمونیست آلمان شرقی محسوب میشود، با فاصله قابل توجهی از حزب دموکرات مسیحی در جایگاه نخست قرار گرفت.
نتیجه انتخابات برای مرتس چندان غافلگیرکننده نبود. برای مدتی نشانههای متعددی از کاهش محبوبیت دولت او وجود داشت و در یک نظرسنجی اخیر، ۸۴ درصد آلمانیها اعلام کرده بودند که از عملکرد دولت مرتس ناراضی هستند. همین شرایط گمانهزنیهایی درباره احتمال برکناری او از درون حزب یا کنارهگیری از رهبری حزب دموکرات مسیحی برای حفظ موقعیتش بهعنوان صدراعظم ایجاد کرده بود.
اصلاحات؛ میان فشار و عقبنشینی
مرتس همزمان با بحران محبوبیت، با مسئله دشوارتری نیز مواجه است: اجرای اصلاحات بنیادی در شرایطی که حتی در درون حزب خودش درباره سرعت و دامنه این اصلاحات اختلاف وجود دارد. بخش عمده فراکسیون حزب در پارلمان و برخی رهبران ایالتی در غرب آلمان خواهان حرکت سریعتر و گستردهتر هستند، در حالی که رهبران ایالتهای شرقی و جناح موسوم به میانهرو، خواستار عقبنشینی از برخی سیاستها از جمله اصلاحات نظام بازنشستگی هستند؛ اصلاحاتی که تابستان گذشته با انتقادهای گسترده مواجه شد.
با وجود شکست انتخاباتی، فعلاً چالش داخلی علیه مرتس شکل نگرفته است. رهبران ایالتی حزب دموکرات مسیحی هفته گذشته از او حمایت کردند و بر ضرورت جلوگیری از بیثباتی و مخالفت با تغییر رهبری تأکید کردند. مرتس نیز پس از اعلام نتایج انتخابات بار دیگر بر اجرای برنامه اصلاحی دولت تأکید کرد و در ۲۱ سپتامبر اعلام کرد که همچنان هم صدراعظم خواهد ماند و هم ریاست حزب را حفظ خواهد کرد.
وقتی بحران، سپر سیاسی میشود
یکی از تناقضهای مهم وضعیت کنونی این است که شدت بحران اقتصادی و سیاسی آلمان، دستکم در کوتاهمدت به مرتس امکان داده است موقعیت خود را حفظ کند. رقبای داخلی او میدانند که کنار گذاشتن صدراعظم به معنای پذیرش مسئولیت اصلاحات دشوار و تصمیمهای ناخوشایندی خواهد بود که آلمان به آنها نیاز دارد. به همین دلیل، عمق مشکلات کشور تا حدی به یک سپر سیاسی برای مرتس تبدیل شده است.
اما مسئله اصلی فراتر از سرنوشت شخصی صدراعظم است. کاهش قدرت مرتس همزمان با نبود یک جایگزین روشن برای ائتلاف تحت رهبری دموکراتهای مسیحی و با حضور حزب سوسیال دموکرات رخ داده است. تضعیف دو حزب بزرگ سنتی و سابقه ائتلافهای بزرگ و کمرمق میان آنها، امکان جابهجایی روشن قدرت میان اردوگاههای سیاسی را از بین برده است.
پایان الگوی قدیمی سیاست آلمان؟
نظام حزبی آلمان پس از جنگ جهانی دوم بر نوعی ثبات سیاسی استوار بود؛ ائتلافهای متمایل به چپ و راست میتوانستند جای یکدیگر را بگیرند و ساختار سیاسی در برابر تغییرات ناگهانی افکار عمومی مقاومت کند. اکنون این الگو در حال فرسایش است. حزب دموکرات مسیحی همچنان تنها نیروی اصلی و قابل اتکا برای رهبری دولت محسوب میشود، اما همزمان قدرت آن برای جذب رأیدهندگان کاهش یافته است. این وضعیت همچنین ضعف احزاب سنتی در پرورش رهبران جدیدی را آشکار کرده است که بتوانند مستقیماً با رأیدهندگان ارتباط برقرار کنند، نه اینکه صرفاً در ساختارهای سلسلهمراتبی حزبی رشد کرده باشند.
بحران داخلی و آینده نقش آلمان در اروپا
تحولات اخیر تنها برای سیاست داخلی آلمان اهمیت ندارد. جایگاه این کشور در سیاست دفاعی اروپا و توان آن برای هدایت واکنش اروپا به بحرانهای امنیتی نیز به وضعیت داخلی گره خورده است. مرتس طی ۱۹ ماه گذشته بخش قابل توجهی از فعالیت خود را بر تقویت توان نظامی آلمان، مدیریت روابط با آمریکا و افزایش حمایت آلمان و اروپا از اوکراین متمرکز کرده است. او همچنین بر ضرورت فاصله گرفتن از سیاست خارجی بیش از حد هنجارمحور و تقویت تواناییهای لازم برای دفاع از منافع آلمان تأکید کرده است.
حمایت از اوکراین نیز میتواند به یکی از مهمترین میدانهای مناقشه سیاسی در آلمان تبدیل شود. مرتس و رهبری حزب سوسیال دموکرات همچنان از ادامه حمایت از اوکراین دفاع میکنند، اما مانولا شِوِزیگ، نخستوزیر ایالت مکلنبورگ-فورپومرن، پس از عملکرد انتخاباتی بهتر از انتظار خود اعلام کرده که حمایت آلمان از اوکراین برای حزب هزینه انتخاباتی داشته است.
همزمان، حزب آلترناتیو برای آلمان و برخی نیروهای دیگر تلاش کردهاند هزینههای حمایت از اوکراین را به کاهش هزینههای اجتماعی در داخل کشور مرتبط کنند. این موضوع میتواند در سالهای آینده به یکی از اصلیترین میدانهای رقابت سیاسی تبدیل شود؛ بهویژه آنکه در سال ۲۰۲۷ انتخابات در پنج ایالت غربی برگزار خواهد شد و حدود ۳۷ درصد جمعیت آلمان پای صندوقهای رأی خواهند رفت.
آزمونی بزرگ برای مرتس و اروپا
آلمان اکنون با مجموعهای از مأموریتهای بلندمدت روبهروست: بازسازی بنیانهای اقتصادی، اصلاح نظام رفاه اجتماعی، بازتعریف ساختار احزاب سنتی و ایجاد ارتباط تازه میان تحولات اجتماعی و رقابتهای انتخاباتی. برای مرتس، این مسائل دیگر صرفاً برنامهای برای اصلاحات داخلی نیستند؛ آنها به آزمونی برای آینده سیاسی او و توان آلمان برای ایفای نقش رهبری در اروپا تبدیل شدهاند. هرچه دولت او بیشتر درگیر بحرانهای داخلی شود، ظرفیت برلین برای شکل دادن به واکنش اروپا در برابر تهدیدهای امنیتی و ژئوپلیتیکی نیز محدودتر خواهد شد. در نهایت، نحوه سازگاری شرکای اروپایی آلمان با این شرایط میتواند بر توان اروپا برای دفاع از منافع مشترک خود اثرگذار باشد.