راز رابطههای ماندگار/ چرا زوجها باید زحمات یکدیگر را ببینند؟
در زندگی مشترک بسیاری از دلخوریها نه از نبود محبت، بلکه از دیده نشدن تلاشهایی شکل میگیرد که هر روز بیصدا تکرار میشوند. گاهی یک رفتار ساده میتواند نگاه زوجها به رابطه را تغییر دهد.
ندگی مشترک مجموعهای از کارهای بزرگ و کوچک است. از آماده کردن شام و خرید خانه گرفته تا مراقبت از فرزندان، گوش دادن به حرفهای همسر، همراهی در روزهای سخت و انجام کارهایی که شاید هیچگاه درباره آنها صحبت نشود. مشکل از جایی شروع میشود که این تلاشها به مرور وظیفه بدیهی تلقی شوند و دیگر کسی آنها را نبیند.
به گزارش ایرنا، قدردانی دقیقا در نقطه مقابل این بیتوجهی قرار میگیرد. وقتی فرد از کاری که همسرش انجام داده تشکر میکند، در واقع به او پیام میدهد که تلاش تو برای من دیده شد. مطالعات زوجها نیز نشان دادهاند که ادراک قدردانی شریک عاطفی با رضایت بیشتر از رابطه ارتباط دارد و افراد ممکن است حتی میزان قدردانی همسرشان را کمتر از واقعیت تصور کنند. بنابراین قدردانی فقط باعث خوشحال شدن فرد مقابل نمیشود، بلکه میتواند برداشت خود فرد از کیفیت رابطه را نیز تقویت کند. مطالعات نشان میدهد ابراز قدردانی با افزایش احساس قدرت و استحکام رابطه ارتباط دارد. یعنی فرد رابطه خود را بیشتر به عنوان یک ارتباط حمایتگر و متقابل تجربه میکرد.
مغز در برابر قدردانی چه واکنشی دارد؟
گاهی گفته میشود قدردانی مغز را از حالت جنگ به حالت امنیت میبرد. این عبارت برای توضیح ساده یک مفهوم قابل استفاده است اما نباید آن را یک واقعیت قطعی و مستقیم دانست. تاکنون نمیتوان گفت که هر بار تشکر کردن، مغز همسر را به شکل مشخصی از یک وضعیت دفاعی به وضعیت امنیت منتقل میکند.
با این حال، پژوهش نشان دادهاند که تجربه قدردانی با تغییراتی در فعالیت و ارتباط شبکههای مغزی مرتبط است و احساس قدردانی میتواند با شاخصهایی از بهزیستی روانی همراه باشد. از سوی دیگر، این پژوهش نشان میدهند که احساس دیده شدن و پاسخ گویی شریک عاطفی، بخش مهمی از کیفیت رابطه است. به زبان ساده وقتی فرد احساس کند همسرش متوجه تلاش اوست و آن تلاش برای طرف مقابل معنا دارد، رابطه میتواند از حالت «من برای تو چه کار کردم و تو برای من چه کردی؟» فاصله بگیرد و به سمت همکاری و همراهی حرکت کند.
قدردانی فقط تشکر کردن نیست
هر تشکری الزاما اثر یکسانی ندارد. ممکن است فرد بگوید «دستت درد نکند، شام خوب بود» و منظور مثبتی هم داشته باشد اما این جمله اطلاعات زیادی درباره چیزی که واقعا برای او ارزشمند بوده منتقل نمیکند.
قدردانی موثر میتواند سه بخش داشته باشد. کاری که دیدید، نقشی که در آن کار فهمیدید و احساسی که از آن گرفتید. برای مثال، به جای اینکه فقط بگوییم «ممنون، شام خوب بود»، میتوان گفت: «ممنون که با وجود خستگی شام درست کردی؛ از اینکه به فکر من و بچهها بودی حس خوبی گرفتم.» در جمله دوم همسر فقط بابت نتیجه کارش تشویق نشده است، بلکه تلاش او دیده شده و تاثیری که این رفتار بر طرف مقابل داشته نیز بیان شده است. وقتی فرد در تشکر خود نشان میدهد رفتار طرف مقابل چگونه نیاز او را برآورده کرده، واکنش مثبتتری ایجاد میشود. به یاد داشته باشیم که تاکید بر پاسخگویی و توجه شریک عاطفی با احساس مثبتتر نسبت به قدردانی و رابطه همراه است.
به جای ممنون، دقیقتر صحبت کنید
گاهی زوجها یکدیگر را دوست دارند اما در بیان قدردانی ضعیف هستند. آنها ممکن است تصور کنند همسرشان خودش میداند که مورد توجه قرار گرفته است. اما در روابط نزدیک دانستن کافی نیست، احساس دیده شدن نیاز به بیان شدن هم دارد.
برای نمونه، میتوان گفت: «ممنون که امروز خودت خرید خانه را انجام دادی، میدانم خسته بودی و این کار باعث شد من فرصت بیشتری برای استراحت داشته باشم.» یا «ممنون که وقتی ناراحت بودم به حرفهایم گوش دادی، اینکه بدون قضاوت کنارم بودی برایم خیلی ارزش داشت.» یا حتی «دیدم صبح زود بیدار شدی و بچه را به مدرسه رساندی. ممنون که کمک کردی صبح آرامتری داشته باشیم.» در تمام این مثالها موضوع فقط تشکر نیست، فرد به همسرش نشان میدهد که رفتار او را دیده و معنای آن را فهمیده است.
قدردانی میتواند چرخهای مثبت در رابطه ایجاد کند
رابطه سالم فقط با احساسات خوب ساخته نمیشود بلکه رفتارهای روزمره نیز اهمیت زیادی دارند. یک پژوهش طولی روی زوجهای متاهل نشان داد که قدردانی از رفتارهای مراقبتکننده و توجه شریک عاطفی شکل میگیرد و خود قدردانی نیز میتواند انگیزهای برای ادامه رفتارهای مراقبتی در رابطه باشد. به عبارت ساده، وقتی فرد احساس کند کاری که برای همسرش انجام میدهد دیده میشود، احتمال دارد انگیزه بیشتری برای ادامه رفتارهای حمایتی پیدا کند. همسر نیز وقتی این رفتارها را دریافت و قدردانی میکند، چرخهای از توجه، پاسخگویی و قدردانی شکل میگیرد.
این چرخه میتواند بهخصوص در زندگیهای شلوغ اهمیت داشته باشد، زیرا بسیاری از اختلافات زوجها نه به دلیل نبود محبت، بلکه به دلیل احساس نادیده گرفته شدن شکل میگیرد.
هنگام دلخوری خوبیها را فراموش نکنید
یکی از اشتباهات رایج هنگام دعوا این است که افراد از واژههایی مانند «هیچوقت» و «همیشه» استفاده میکنند. جملهای مانند «تو هیچوقت زحمات من را نمیبینی» ممکن است حاصل یک دلخوری واقعی باشد اما طرف مقابل را به سمت دفاع از خود سوق میدهد. در چنین شرایطی، به جای اینکه گفتوگو درباره یک مشکل مشخص باشد، بحث به دفاع، انکار و یادآوری اشتباهات گذشته تبدیل میشود. این به معنای سکوت کردن درباره ناراحتی نیست. اتفاقا بهتر است فرد خواسته و ناراحتی خود را بیان کند اما پیش از آن واقعیتهای مثبت رابطه را هم از ذهن حذف نکند.
برای مثال به جای «تو هیچوقت به فکر من نیستی» میتوان گفت: «میدانم این روزها خیلی برای خانه زحمت کشیدی و من این تلاشها را میبینم اما در این موضوع خاص احساس کردم تنها ماندم و دوست دارم دفعه بعد بیشتر کنارم باشی.» در این شیوه، فرد هم قدردانی میکند و هم مسئله خود را پنهان نمیکند.
قدردانی نباید جای حل اختلاف را بگیرد
یک نکته مهم این است که قدردانی نباید به ابزاری برای سرپوش گذاشتن روی مشکلات تبدیل شود. اگر در رابطه بیاحترامی، بیاعتمادی یا یک مشکل جدی وجود دارد، گفتن چند جمله مثبت به معنای حل شدن مسئله نیست. قدردانی زمانی اثر سالمتری دارد که واقعی باشد. اگر فرد در حالی که عمیقا ناراحت است، صرفا برای جلوگیری از دعوا شروع به تعریف و تمجید کند، ممکن است گفت و گو مصنوعی به نظر برسد.
هدف این نیست که زوجها همیشه مثبت صحبت کنند، بلکه هدف این است که در کنار بیان مشکلات، خوبیها و تلاشهای یکدیگر را نیز ببینند. تحقیقات نیز نشان دادهاند که قدردانی در کنار فرایندهای حمایتی و مقابله مشترک با فشارهای زندگی، با رضایت بیشتر از رابطه ارتباط دارد.
جلوی فرزندان از همسرتان قدردانی کنید
اگر همسر با این موضوع راحت است، قدردانی از او در حضور فرزندان میتواند پیام مهمی برای کودکان داشته باشد. وقتی کودک میبیند پدر یا مادرش از تلاش طرف مقابل تشکر میکند، یاد میگیرد محبت فقط یک احساس درونی نیست و میتوان آن را با رفتار و کلمات نشان داد. برای مثال، والد میتواند در حضور فرزند بگوید که «دیدی مامان امروز چقدر برای آماده کردن وسایل مدرسهات وقت گذاشت؟ من از این کارش ممنونم.» این رفتار به کودک نشان میدهد که کارهای مراقبتی دیگران نباید بدیهی فرض شوند و توجه و تشکر بخشی از روابط سالم است.
البته بهتر است از قدردانی در حضور فرزندان برای تحقیر یا مقایسه استفاده نشود. مثلا نباید گفت «ببین مادرت چقدر کار میکند، تو هیچ کاری نمیکنی.» هدف از این رفتار، آموزش احترام و قدردانی است، نه ایجاد احساس گناه در بین اعضای خانواده.
قدردانی دوطرفه، نه یکطرفه
رابطه سالم قرار نیست به رابطهای تبدیل شود که یک نفر همیشه خدمت کند و دیگری همیشه تشکر کند. قدردانی زمانی بیشترین معنا را پیدا میکند که بخشی از یک رابطه متقابل باشد. قدردانی یک فرد میتواند با کیفیت رابطه خودش و شریکش ارتباط داشته باشد و تفاوت زیاد میان سطح قدردانی دو طرف نیز میتواند کیفیت رابطه را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین بهتر است هر دو نفر از خود بپرسند: «امروز چه کاری از همسرم دیدم که ارزش گفتن دارد؟» این سؤال ساده میتواند توجه را از کمبودها به بخشی از رفتارهای مثبت رابطه برگرداند؛ بدون اینکه مشکلات واقعی را انکار کند.
صمیمیت از همین جزییات کوچک ساخته میشود
صمیمیت زوجها همیشه در اتفاقهای بزرگ شکل نمیگیرد. گاهی در یک لیوان چای، رساندن کودک به مدرسه، گوش دادن به یک درد دل، خرید کردن بعد از یک روز خستهکننده یا حتی پرسیدن «خوبی؟» خودش را نشان میدهد. آنچه اهمیت دارد این است که این رفتارها به مرور نامرئی نشوند. پژوهشهای مربوط به قدردانی در روابط نشان میدهد که احساس و ابراز قدردانی با کیفیت رابطه و احساس رضایت بیشتر ارتباط دارد و میتواند رفتارهای مراقبتی میان زوجها را تقویت کند.
بنابراین اگر قرار باشد یک تغییر کوچک در رابطه ایجاد شود، شاید لازم نباشد از کارهای پیچیده شروع کنیم. کافی است هر روز یکی از رفتارهای همسرمان را ببینیم، معنای آن را بفهمیم و احساس خود را به زبان بیاوریم. به جای یک «ممنون» عادتوار، گاهی بگوییم: «دیدم چه کاری برای من کردی؛ میدانم برایش وقت و انرژی گذاشتی و این توجه تو برایم ارزشمند است.» شاید همین چند کلمه کوتاه در میان شلوغی زندگی روزمره، یادآوری کند که پشت این رابطه هنوز دو انسان هستند که دوست دارند دیده شوند، ارزشمند باشند و بدانند تلاشهایشان برای دیگری معنا دارد.