هزینههای پنهان جنگ ایران برای آمریکا/ از بنزین و بودجه تا تلفات انسانی و بدهیهای نسلهای آینده
نشریه فوربز در گزارشی نوشته است: «هزینههای جنگ ایران تا دههها ادامه خواهد داشت.»
فرارو- هزینه واقعی جنگها بهندرت بهطور کامل محاسبه و شفاف میشود و جنگ کنونی با ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. حتی اگر این درگیری همین فردا پایان یابد، هزینههای پس از جنگ برای سالها و حتی دههها ادامه خواهد داشت؛ جنگی که آمریکا را کمرونقتر و ناامنتر کرده، بیآنکه دلیل روشنی برای آغاز آن ارائه شده باشد، مجوزی از کنگره داشته باشد یا حتی برآورد جامعی از پیامدهای اقتصادی و بودجهای آن صورت گرفته باشد.
به گزارش فرارو به نقل از نشریه فوربز، یکی از ملموسترین پیامدهای این جنگ در داخل آمریکا، افزایش قیمت بنزین و گازوئیل است؛ افزایشی که از کنترل ایران بر تنگه هرمز و آسیب دیدن زیرساختهای نفتی خاورمیانه ناشی شده است. گرانی بنزین قدرت خرید شهروندان آمریکایی را کاهش داده و بر محبوبیت رئیسجمهور نیز تأثیر گذاشته است. افزایش قیمت گازوئیل، که به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده، میتواند پیامدهای گستردهتری داشته باشد؛ زیرا هزینههای کشاورزان را افزایش داده و در نهایت به گرانی مواد غذایی منجر میشود.
حتی در صورت دستیابی به توافقی که کنترل تنگه هرمز را از ایران خارج کند، بازسازی ظرفیت تولید نفت آسیبدیده در جریان جنگ، میتواند برای مدت طولانی بر قیمتها اثر بگذارد.
هزینه انسانی و زیستمحیطی جنگ
با این حال، هزینههای جنگ بسیار فراتر از مسائل مالی است. ایران در جریان این درگیری متحمل خسارات انسانی سنگینی شده است؛ از جمله تلفات ناشی از بمبارانها، حمله مرگبار به یک مدرسه ابتدایی و حملات دیگری که به کشته یا زخمی شدن غیرنظامیان منجر شدهاند. بازسازی زیرساختهای آسیبدیده در ایران و سراسر منطقه نیز هزینههای هنگفتی خواهد داشت؛ هزینههایی که هنوز مشخص نیست چه میزان از آن را آمریکا یا دیگر قدرتهای خارجی تأمین خواهند کرد.
«اشلی گیت» نیز در مطلبی برای نشریه «اینترسپت» (The Intercept)، به پژوهشی از «دیدبان درگیری و محیط زیست» (Conflict and Environment Observatory) اشاره کرده است که بیش از ۳۰۰ مورد آسیب زیستمحیطی را در ۱۲ کشور و طی شش ماه نخست درگیری ثبت کرده است؛ آسیبهایی که از آلودگی تنگه هرمز و دیگر آبراهها تا استفاده گسترده از سوختهای فسیلی را در بر میگیرد.
تلفات آمریکا و فرسایش تجهیزات نظامی
نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا نیز هزینه سنگینی پرداخت کردهاند. از زمان آغاز درگیری در ۲۸ فوریه، دستکم ۱۸ نظامی آمریکایی کشته و بیش از ۷۵۰ نفر مجروح شدهاند.
علاوه بر این تلفات، پنتاگون باید خسارات واردشده به مراکز ارتباطی و پایگاههای نظامی آمریکا در حملات پهپادی و موشکی ایران را جبران کند و با مشورت کنگره درباره بودجه لازم برای جایگزینی مهمات مصرفشده تصمیم بگیرد. همچنین، موضوع تعمیر یا جایگزینی تجهیزات عمده آسیبدیده، از جمله هواپیماهای آمریکایی که سقوط کرده یا در حملات ایران منهدم شدهاند، هزینههای دیگری را به دنبال خواهد داشت.
به نظر میرسد نیروی دریایی آمریکا نیز بیشترین فرسایش را متحمل شده باشد؛ بهویژه ناوشکنها و ناوهای هواپیمابری که برای مدت طولانیتر از حد معمول و بدون توقف کافی در بنادر برای تعمیر و نگهداری در منطقه مستقر بودهاند.
کهنهسربازان؛ طولانیترین صورتحساب جنگ
شاید طولانیترین هزینه این جنگ، مربوط به مراقبت از کهنهسربازان باشد. اگرچه این درگیری به اندازه یک جنگ زمینی گسترده آسیب و ویرانی ایجاد نکرده است، اما کمک به نیروهایی که از آثار جسمی و روانی استقرار طولانیمدت رنج میبرند، هزینهبر خواهد بود. این هزینهها از خدمات پزشکی و روانی در دوران خدمت آغاز میشود و پس از خروج نیروها از ارتش، در قالب مزایای معلولیت و خدمات اداره امور کهنهسربازان ادامه مییابد.
تجربه عراق و درس یک برآورد اشتباه
دستکم گرفتن هزینه جنگ موضوع تازهای نیست. در آستانه جنگ عراق، «لارنس لیندزی»، مشاور اقتصادی دولت بوش، هزینه جنگ برای آمریکا را «تنها» حدود ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد کرده بود. اما پروژه «هزینههای جنگ» دانشگاه براون، هزینه نهایی این جنگ را بیش از ۲ تریلیون دلار اعلام کرد؛ رقمی بیش از ۲۰ برابر برآورد اولیه لیندزی.
«لیندا بیلمز» از «مدرسه کندی» دانشگاه هاروارد نیز یادآور شده است که هزینه جنگ عراق نه از طریق افزایش مالیات، بلکه با استقراض و ایجاد کسری بودجه تأمین شد؛ تصمیمی که هزینه آن سالها و از طریق پرداخت بهره بدهیها ادامه پیدا میکند.
۱.۵ تریلیون دلار برای امنیت و جنگ
هزینههای جنگ ایران همچنین پرسش بزرگتری را درباره مجموع هزینه سیاستهای نظامی و امنیتی آمریکا مطرح میکند. گزارشی از «پروژه نظارت بر عملکرد دولت» (POGO) برآورد میکند که هزینههای امنیتی خارج از بودجه پنتاگون، سالانه ۵۰۰ میلیارد دلار یا بیشتر به هزینههای دفاعی آمریکا اضافه میکند.
این هزینهها شامل بودجههای «اداره مهاجرت و گمرک» (ICE)، گشتهای مرزی، خدمات و مزایای کهنهسربازان، کمکهای نظامی در بودجه وزارت خارجه و فعالیتهای مرتبط با کلاهکهای هستهای در «اداره ملی امنیت هستهای» (NNSA) وابسته به وزارت انرژی است.
این در حالی است که دولت قصد دارد بودجه پنتاگون را به رقم بیسابقه ۱.۵ تریلیون دلار برساند؛ بالاترین سطح هزینه نظامی آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم.
جنگ؛ هزینههایی که پیش از آغاز دیده نمیشوند
درس اصلی این ماجرا آن است که جنگ و آمادگی برای آن، هزینههای پنهانی دارد که اغلب پیش از آغاز درگیری نادیده گرفته میشوند. این هزینهها در نهایت منابعی را که میتوانست صرف بهداشت عمومی، حفاظت از محیط زیست، کمکهای تغذیهای و کاهش نابرابری ثروت و درآمد شود، محدود میکند.
یکی از راههای مهار هزینه جنگهای آینده، وضع مالیات ویژه برای تأمین هزینه درگیریهاست؛ به جای آنکه جنگها با استقراض و افزایش کسری بودجه تأمین مالی شوند. چنین رویکردی میتواند پیش از ورود به جنگ، بحث عمومی بیشتری ایجاد کند و هزینههای اضافی ناشی از بهره بدهیها را کاهش دهد.
راهکار دیگر، بررسی دقیقتر ضرورت ورود به جنگ است. تصمیمی با چنین پیامدهای گستردهای نباید تنها در اختیار گروه کوچکی از مقامات کاخ سفید و پنتاگون باشد؛ بلکه مطابق الزامات قانون اساسی، باید کنگره نیز در آن نقش داشته باشد و افکار عمومی، بهعنوان مالیاتدهندگان اصلی هزینههای جنگ، از توضیحات روشن برخوردار شوند.
شاید تجربه فاجعهبار جنگ ایران بتواند زمینهساز بحثی جدیتر درباره هزینهها و ضرورت جنگهای خارجی شود؛ بحثی که بهتر است پیش از آغاز درگیری شکل بگیرد، نه زمانی که هزینههای انسانی، اقتصادی و سیاسی آن از پیش بر جامعه تحمیل شده است.