روز اجرای حکم داماد که خود را در چندقدمی مرگ میدید، به مادرزنش التماس کرد و درحالیکه تنها چند قدم با مرگ فاصله داشت، مادرزن او که تنها اولیایدم بود، حاضر شد از خون فرزند خود بگذرد تا شاید دختر و نوهاش روزگار بهتری را در پیش داشته باشند. بهاینترتیب متهم به سلول خود بازگردانده شد.