نخستوزیر باز هم با آوردن بهانهای، جلسه دادگاه را ترک کرد.
۱۳۳۵ مطلب
این مقاله حمله آمریکا و اسرائیل به ایران را نشانهای از تشدید افول قدرت جهانی آمریکا میداند. نویسنده معتقد است ترامپ برخلاف وعدههای انتخاباتی خود درباره کاهش درگیریهای خارجی، وارد جنگی پرهزینه و نامنسجم در خاورمیانه شده است؛ جنگی که نه با منطق مهار چین سازگار است و نه با توان واقعی نظامی آمریکا. نویسنده همچنین نقش نتانیاهو را در کشاندن واشنگتن به جنگ برجسته میکند و آن را نمادی از بحران هژمونی آمریکا میداند.
آمریکا پس از رد پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه هرمز در برابر لغو محاصره، میان سه گزینه دشوار گرفتار شده است: حمله محدود، ادامه محاصره یا پذیرش توافقی ناقص. واشنگتن تصور میکند فشار نظامی و اقتصادی تهران را وادار به عقبنشینی میکند، اما ایران با تکیه بر تجربه تحریمها، توان بستن گلوگاههای انرژی و روایت بقای خود پس از جنگ، همچنان مقاومت میکند.
نخست وزیر اسرائیل دستور لغو مراسم دینی در الجلیل در شمال اسرائیل را داد.
مذاکرات ایران و آمریکا پس از سه هفته در بنبست مانده و آتشبس شکننده هنوز به توافقی پایدار تبدیل نشده است. نویسنده تأکید میکند که عبور از بحران نیازمند پذیرش حق غنیسازی صلحآمیز ایران، تمدید مکتوب آتشبس، نظارت سختگیرانه هستهای، سازوکار مالی برای بازسازی ایران و منطقه از مسیر درآمدهای مرتبط با هرمز، و مهار نقش اسرائیل در چرخه تنش است. راهحل پیشنهادی، عبور از فشار حداکثری و حرکت بهسوی مصالحهای واقعبینانه است.
نتایج جدیدترین نظرسنجیها در اسرائیل نشان می دهد که شمار موافقان برکناری بنیامین نتانیاهو از نخست وزیری از مخالفان کناره گیری وی از قدرت پیشی گرفته است.
این مقاله تقابل دو الگوی متفاوت در بحران هرمز را برجسته میکند: از یکسو قدرتنمایی نظامی آمریکا و بنبست دیپلماتیک واشینگتن و از سوی دیگر دیپلماسی فعال ایران برای بازگشایی تنگه هرمز و مدیریت بحران انرژی. نویسنده تأکید میکند که ایران با تکیه بر تجربه دیپلماتیک، خوداتکایی دفاعی و ابتکار منطقهای، توانسته محاصره دریایی آمریکا را به چالش بکشد و مسئله امنیت انرژی را به موضوعی جهانی و منطقهای تبدیل کند.
ایران و آمریکا در بنبستی فرسایشی گرفتار شدهاند؛ تهران تلاش می کند تنگه هرمز را به اهرم چانهزنی برای رفع محاصره و تعویق پرونده هستهای تبدیل کند، در حالیکه ترامپ بهجای پیروزی سریع، به محاصرهای طولانیمدت روی آورده است. این مسیر، فشار اقتصادی بر ایران را افزایش میدهد، اما هزینههای انرژی و فشار سیاسی در آمریکا را نیز بالا میبرد.
این گزارش بر چرخش راهبردی واشنگتن در قبال تهران حکایت دارد؛ چرخشی که پرونده ایران را از مسیر دیپلماسی به اتاق عملیات، محاصره مالی و گزینههای نظامی منتقل کرده است. بحران تنگه هرمز، پرونده هستهای و فشار اقتصادی در چارچوبی واحد دیده میشوند. همزمان، دولت ترامپ نگران «درگیری منجمد» و هزینههای داخلی جنگ است؛ زیرا افکار عمومی آمریکا بیش از مداخله خارجی، بر اقتصاد، تورم و هزینههای زندگی تمرکز دارد.
گزارش گاردین استدلال میکند که حملات و تهدیدهای ترامپ علیه ایران، بهجای نابودی انگیزه هستهای تهران، منطق بازدارندگی هستهای را در ایران تقویت کرده است. نویسنده میگوید بمباران نمیتواند دانش بومی هستهای را از میان ببرد و بیاعتمادی به آمریکا و اسرائیل، ایران را به گزینههای سختتر سوق میدهد. همزمان، بدعهدی قدرتهای هستهای، خروج ترامپ از برجام و فرسایش پیمان منع اشاعه، خطر مسابقه هستهای تازهای را در خاورمیانه و جهان افزایش داده است.