خانهای که مقابل سیل نپال دوام آورد/ پشتپرده این ماجرا چیست؟
ویدئویی در شبکههای اجتماعی به طور گسترده پخش شد که نشان میداد در جریان سیل نپال خانواده ای با درماندگی از بالکن طبقه سوم خود به پایین نگاه میکنند و سیل خشمگینی را که به خانهشان میکوبید و امواج سعی داشتند آنها را در خود فرو ببرند، میبینند. اما خانه محکم ایستاده بود.
فرارو- «خانه معجزهآسای» نپال در برابر سیلهای ویرانگر کشور، استوار و پابرجا ماند. خانه خانواده «پیاکورل» همچنان سرپا ماند، در حالی که تمام مناطق اطراف آن بر اثر سیل ویران شده بود.
به گزارش فرارو به نقل از نیویورک تایمز، برای برخی، این خانه به عنوان خانه سبز «معجزه آسا» شناخته میشود. برای برخی دیگر که برای خیره شدن با شگفتی و گرفتن سلفی به آنجا میآیند، این خانه به سادگی «خانه ویروسی» است.
هفته گذشته، هنگامی که سیل سهمگینی از آب، گل و لای و آوار در نپال هر چیزی را که در مسیرش بود، با خود برد، گردابی از ویرانی در اطراف خانه خانواده پیاکورل در بازار دونگه ایجاد کرد.
ویدئویی در شبکههای اجتماعی به طور گسترده پخش شد که نشان میداد خانواده با درماندگی از بالکن طبقه سوم خود به پایین نگاه میکنند و سیل خشمگینی را که به خانهشان میکوبید و امواج سعی داشتند آنها را در خود فرو ببرند، میبینند. اما خانه محکم ایستاده بود.
چاترا بهادر پیاکورل (۶۷ ساله) گفت که درست پس از رساندن نوهاش به سرویس مدرسه و بازگشت به خانه، سیل که ناشی از فروپاشی عظیم یک یخچال طبیعی در منطقه هیمالیا میان نپال و تبت بود به خانهشان رسید.
آنها بیش از یک ساعت تنها میتوانستند شاهد ویرانی و فاجعه پیرامون خود باشند؛ ابتدا از بالکن و سپس پس از بالا رفتن از پشتبام، در حالی که دیوارهای از آب و آوار مدام بلندتر و خروشانتر میشد.
پیاکورل گفت: «در ابتدا نمیدانستیم چه پیش خواهد آمد یا آیا زنده میمانیم یا نه. اما پس از مدتی دریافتیم که دیگر کاری از دستمان برنمیآید. جان ما در دستان خدای قادر مطلق بود؛ اینکه آیا ما را نجات دهد یا بگذارد غرق شویم.»
او افزود: «تنها فکری که مدام آزارم میداد، نوهام بود که پیشتر راهی مدرسه شده بود. مدام با خود میگفتم: «اگر همه ما بمیریم، چه کسی از او مراقبت خواهد کرد؟» »
تصاویر این خانه که همچنان پابرجا و تنها در میان پهنهای از گلولای و آوار باقی مانده بود، در فضای مجازی دستبهدست شد و خبرساز گشت. تقریباً یک هفته پس از این ویرانی، با بازگشایی نسبی جاده مقابل خانه و بازگشت تدریجی رفتوآمد به «دونگه بازار»، بازدیدکنندگان برای تماشای آن از تپه بالا میرفتند.
این خانه اکنون در گوگل مپس به عنوان یک جاذبه گردشگری «مقاوم در برابر سیل» ثبت شده است.
تا روز سهشنبه، رودخانه آرام گرفته بود اما آب آن همچنان گلآلود بود. از خانه، چیزی جز ستونهای دو طبقه اول باقی نمانده بود. در بالکن طبقه سوم، ماشین لباسشویی به همراه تودهای از لباسهای شستهنشده همچنان سر جای خود بود. پشتبام نیز با مخازن آب، آبگرمکن خورشیدی، عبادتگاه کوچک خانوادگی و گیاهان بلند متعدد کاملاً سالم و دستنخورده به نظر میرسید.
این خانه به یکی از موارد نادرِ نجات در میان تصویری هولناک از ویرانی تبدیل شده است؛ ویرانیای که ابعاد آن هر روز گستردهتر میشود. شمار جانباختگان در نپال روز چهارشنبه از مرز ۱۱۰۰ نفر گذشت، در حالی که همچنان نزدیک به ۴۰۰۰ نفر مفقود هستند و صدها تن دیگر نیز در تبت وضعیت نامعلومی دارند.
عملیات امداد و نجات که به دلیل بارشهای مداوم و پوشیده شدن کامل شهرکها با نوعی گلولای نرم که فرود بالگرد را دشوار میسازد، با پیچیدگیهایی همراه بوده است موفق به نجات بیش از ۱۱ هزار نفر شده است. هزاران نفر از بازماندگان در پناهگاههای موقت اسکان داده شدهاند.
تنها در منطقه همجوار «نوواکوت» (Nuwakot)، بیش از ۱۲۰۰ خانه ویران شده و به بیش از ۱۰۰۰ خانه دیگر نیز آسیبهای جزئی وارد شده است.
مسئله دسترسی و ارتباطات همچنان در کشوری با عوارض جغرافیایی دشوار، که در آن دهها پل ویران شده و بخشهای وسیعی از جادهها از جمله جادهای درست بعد از «دونگه بازار» از بین رفتهاند، موضوعی حیاتی و فوری است.
«بیشو مانی ریمال» ۴۵ ساله، که در میان جمعیتِ نظارهگرِ آن خانهِ سالممانده حضور داشت، در فاصلهای حدود ۵ کیلومتر پاییندست رودخانه زندگی میکند؛ جایی که از شدت جریان سیل اندکی کاسته شده بود.
او گفت: «چه کسی باور میکرد که آدمها در چنین وضعیتی زنده بمانند؟ فکر میکردم حتی یک درصد هم شانس زنده ماندن ندارند.»
ریمال نگاهی به ویرانیهای اطراف انداخت. او گفت که توربینهای برق در آن سوی رودخانه از بین رفتهاند و یک بازارچه کامل نیز نابود شده است.
چهار خانه متعلق به یک خانواده بزرگ نیز کاملاً ویران شده بودند. او گفت: «یکی از خانهها آنقدر نوساز بود که حتی هنوز در آن ساکن نشده بودند.»
«پیاکورل»، بزرگِ خانواده، گفت که طبقه همکفِ آن خانه سبزرنگ در سال ۱۹۹۵، یعنی زمانی که او یک خواربارفروشی داشت، ساخته شده بود. با گسترش کسبوکارش از جمله ورود به حوزه فروش عمده مشروبات الکلی خانواده به تدریج طبقات بیشتری به ساختمان اضافه کردند.
![]()
او تعریف کرد که پس از یک ساعت گرفتار شدن روی پشتبام، همسایهها با فروکش کردن سطح آب برای کمک آمدند. به گفته او، امدادگران با استفاده از لولههای فلزی نردبانی موقت ساختند تا آنها را به جای امنی هدایت کنند.
او معتقد بود که شاید دلیل سالم ماندن خانه این بوده که ستونهای آن با حفاری عمیق در دل صخره محکم شده بودند، اما در عین حال گفت که لطف و خواست خدا باعث نجات آن شده است. گمانهزنیهای مختلفی درباره این خانه مطرح شده است؛ برخی میگویند وجود یک برآمدگی صخرهای که در مسیر سیل قرار داشته، همچون سپری از خانه محافظت کرده است.
پیاکورل گفت که آنها هنوز در حال برآورد خسارات هستند، چرا که او موقتاً به کاتماندو، پایتخت کشور، نقل مکان کرده است؛ اما نگران بود که چیز زیادی از دو طبقه اول باقی نمانده باشد.
او گفت: «حالا دیگر همه چیز از دست رفته است. حتی مهمترین اسناد خانوادگی ما، از جمله گواهیهای شهروندی، گذرنامهها و اسناد مالکیت زمین هم نابود شدهاند.»
با این حال، او شکرگزار بود که نوهاش سالم مانده است، زیرا مدرسه در ارتفاعات بالاتر قرار داشت. آنها یک روز پس از وقوع سیل دوباره یکدیگر را دیدند.