هشدار کوروش احمدی درباره بنبست تهران و واشنگتن؛ جنگ در کمین است؟
دیپلمات پیشین معتقد است اهرمی که ایران برای بههمریختن محاسبات آمریکا در دست دارد، وضعیت بیثبات و پرتنش در ارتباط با تنگه هرمز و باز نگهداشتن آن است؛ وضعیتی که میتواند مزاحم برنامههای ترامپ برای سیاست داخلی، ازجمله انتخابات آبان باشد.
کوروش احمدی در سرمقاله شرق نوشت: حمله آمریکا و اسرائیل در سه نوبت در ۱۵ ماه گذشته نشان داد که بازدارندگی فراسرزمینی، موشکی و هستهای که ایران طی چند دهه برای جلوگیری از حمله فراهم کرده بود، مانع جنگ نشدند. اما با شروع جنگ، جغرافیای ایران این بار نیز مانند هزارههای گذشته کارساز واقع شد و در کنار توان موشکی و پهپادی ایران، امکان مقاومت و ناکامگذاشتن دشمن در نیل به اهدافشان را فراهم کرد.
سؤال بزرگ این است که اکنون سیاست طرفین این مناقشه چیست و راه خروج از بنبست موجود کدام است؟ برخی معتقدند ترامپ بعد از شکست در نتیجهگرفتن از جنگ، اکنون الگوی ریگان در ارتباط با شوروی را در پیش گرفته و امیدوار است از طریق محاصره دریایی و تحریمهای بیشتر نتیجه بگیرد. ترامپ همچنین تصور میکند که با تبلیغ روی سرسخت و مذاکرهناپذیربودن ایران میتواند دو جناح در آمریکا و در دولتش (جناح ونس و جناح روبیو) را به هم نزدیک کند و از فشار مخالفان جنگ در داخل بکاهد. برای این منظور، ترامپ روی ادامه محاصره اقتصادی و «عملیات طرد اقتصادی ایران» حساب میکند.
در روزهای گذشته نیز برخی از مقامات رسمی در داخل ایران از دشوارشدن شرایط سخن گفتهاند. در چارچوب عملیات طرد، قصد آمریکا این است که از تحریم نهادها و افراد ایرانی فراتر رفته و کشورها، شبکهها و نظامهای مالی خارجی طرف معامله با ایران را هدف قرار دهد. در این زمینه، اخیرا فشار برای بستن راههای دسترسی ایران به دلار نقد نیز بیشتر شده است. بهعلاوه، آمریکا بر تلاشهای خود در راستای افزایش مقررات تحریمی، اجرای تهاجمیتر این مقررات و تلاش برای اثربخشترکردن تحریمها افزوده است.
از آنجا که ادامه محاصره اقتصادی با ادامه مسدودبودن تنگه هرمز کارساز نیست، آمریکا طی چند ماه اخیر تلاشهایی برای انتقال نفت از تنگه انجام داده است. شواهدی وجود دارد که برای این منظور آمریکا ظرف چند ماه گذشته کوشیده است تا یک راه قدیمی موسوم به تنگه فکالاسد در آبهای داخلی عمان و در فاصله بین جزیره مسندم و شبهجزیره مسندم را که تا ۱۹۷۹ کل ترافیک تنگه هرمز از آن انجام میشد، دوباره فعال کند.
ادعای عبور حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت از «مسیر تاریک» در تنگه به اضافه نفت انتقالی از دو خط لوله عربستان و امارات اگر درست باشد، تحول مهمی است. باقیماندن بهای نفت در حوالی ۹۰ دلار که برای ترامپ قابل قبول است، با وجود وضعیت دو تنگه هرمز و بابالمندب و ریسکهای ژئوپلیتیک شاخص مهمی است. این احتمال نیز منتفی نیست که برخوردهای نظامی موردی و محدودی مانند حمله یکشنبهشب به جزیره لارک ادامه یابد.
اهرمی که ایران برای بههمریختن محاسبات آمریکا در دست دارد، وضعیت بیثبات و پرتنش در ارتباط با تنگه هرمز و باز نگهداشتن آن است؛ وضعیتی که میتواند ماهها ادامه داشته و مزاحم برنامههای ترامپ برای سیاست داخلی، ازجمله انتخابات آبان باشد. همچنین نگرانی آمریکا اکنون باید اقدامی تهاجمی از سوی ایران برای شکستن محاصره اقتصادی که فینفسه در حکم اعلام جنگ است، باشد. و این یعنی ادامه بنبست و بلاتکلیفی و جنگ ارادهها و ادامه بیثباتی در تنگه و در بازار نفت و الزام ترامپ به نگهداشتن یک نیروی نظامی بزرگ در منطقه که برای او هزینه سیاسی و اقتصادی دارد.
ایران نیز قطعا با عواقبی از ناحیه تحریم و محاصره دریایی مواجه خواهد بود، اما تجربه کشورهایی مثل کره شمالی (با وجود تفاوت زیاد ایران و کره شمالی) نشان داده است که امکان دوام در شرایط تحریم، با وجود هزینههای سنگین، وجود دارد. اما تحمل بیثباتی برای ترامپ با توجه به جو سیاسی متفاوت در آمریکا دشوارتر خواهد بود.
در حالی که از ابتدا تردیدی در منافع یادداشت تفاهم برای ایران وجود نداشت و تفسیر حداکثری از مواد ۱ و ۵ آن موجب فروپاشی آن شد، اکنون نباید تردید داشت که بازگشت به آن تفاهم به سود ایران است. بخشی در حاکمیت نیز آشکارا خواستار بازگشت به آن هستند.
در چنین شرایطی با توجه به تحولاتی که بعد از ۱۶ تیر رخ داده، سؤال مهم اکنون این است که آیا ترامپ نیز با توجه به دشواریهای سیاست جدیدش، حاضر به بازگشت به همان یادداشت تفاهم است یا خیر؟ برخی با توجه به بعضی نشانهها -از جمله اینکه ترامپ با وجود عجولبودنش گفته است: «عجلهای ندارم» و «حاضر به مذاکره با آنها نیستم» و مدعی منتفیشدن یادداشت تفاهم شده- صحبت از این میکنند که او شاید تصور میکند در شرایط جدید میتواند یادداشت تفاهمی را که در آمریکا بسیار مورد انتقاد قرار گرفت، منتفی کند.
خطر دیگر این است که کسانی در آمریکا تبلیغ میکنند که معامله با ایران ممکن نیست و در ایران نیز کسانی از غیرممکنبودن معامله با آمریکا سخن میگویند. این گزاره اگر تثبیت شود، راهی جز بنبست، ادامه محاصره اقتصادی و احتمالا ازسرگیری جنگ بعد از انتخابات آمریکا باقی نخواهد ماند.