نگاهی به پاسخ یوسف پزشکیان به یک مداح: ما تنهاییم، خیلی تنها!
یوسف پزشکیان، دقیقاً زده است به وسط خال: ما تنهاییم، خیلی تنها... و باید سهم تقصیر خود از این «تنهایی پرهزینه» را به رسمیت بشناسیم و علاج درد کنیم و الا این تنهایی، بیش از پیش دردسرساز می شود.
چند روز پیش یک مداح مشهور نسبت به افزایش نرخ ارز و گرانیها در کشور انتقاد کرده و اوکراین را مثال زده بود که در بحبوحه جنگ با روسیه تورمش زیر ۸درصد است.
در واکنش، یوسف پزشکیان، پسر رئیس جمهور نوشت که اوکراین تمام اروپا را در حمایت از خود پشت سرش دارد ولی ایران غیر از خدا و مردم کسی را ندارد.
هر چند که یوسف، در ظاهر پاسخ یک مداح منتقد را داده ولی واقعیت این است که در دل این پاسخ، نقد و دردی عظیمتر نهفته است: تنهایی ایران!
اساساً حرف اکثریت ملت ایران هم این است که چرا کشوری به اهمیت ایران با آن همه سوابق تمدنی و تاریخی و این همه بضاعت مادی و معنوی - که ذکرشان تکرار مکررات و بازگویی بدیهیات است - باید هفت هزار سال بعد از شکل گیری اش، به نقطهای برسد که در سختترین بزنگاه معاصرش، حتی یک دوست و هم پیمان و یا حداقل هم سود نداشته باشد ولی کشور ۳۵ساله اوکراین که تا ۱۹۹۱ بخشی از شوروی بود، مجموعهای از قدرتهای بزرگ جهان را در کنار خود داشته باشد؟
آیا زمان آن نرسیده که تصمیم سازان کشور، کمی از شعرها و شعارها فاصله بگیرند و به تنهایی استراتژیک ایران کهن بیندیشند و تمهیدی برای خروج از این چاه تنهایی بیندیشند؟
یوسف پزشکیان، این را هم گفته که ایران جز خدا و مردم، کسی را ندارد.
خدا کند که خدا با ایران باشد ولی واقعیت این است که نه یوسف و نه هیچ کس دیگری از نزد خدا، چنین خبر موثقی نیاورده است.
مردم نیز که در درازنای تاریخ، هوای میهنشان را داشتهاند و دارند، چنان بر اثر سیاستهای مخرب و تفرقه افکن، دسته دسته و حزب حزب شدهاند که حتی همان اصولگرایان همیشه مدعی نیز، به جان هم افتادهاند و نمونهاش را میتوان در دریدن وجهه سیاسی امثال قالیباف و برخی فرماندهان نظامی، توسط پایداریچیها دید؛ حال بقیه حکایت را درباره بقیه مردم، خود بخوانید!
یوسف پزشکیان، دقیقاً زده است به وسط خال: ما تنهاییم، خیلی تنها… و باید سهم تقصیر خود از این «تنهایی پرهزینه» را به رسمیت بشناسیم و علاج درد کنیم و الا این تنهایی، بیش از پیش دردسرساز میشود.
زیاده عرضی نیست!