ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۶۸۸۹

صادق ملکی، در گفتگو با فرارو تحلیل کرد

آمریکا به دنبال چیست؟

آمریکا به دنبال چیست؟

آمریکا با وعده «سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ» و تهدید شرکای اقتصادی ایران، بار دیگر فشار حداکثری را کلید زده است؛ اما به گفته یک استراتژیست، مهم‌ترین اهرم ایران در جنگ اقتصادی، مردم و انسجام ملی است و راه عبور از این مرحله، نه جنگ و تحریم، بلکه بازگشت به دیپلماسی است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- آمریکا از دور تازه‌ای از تحریم‌ها علیه ایران سخن می‌گوید؛ تحریم‌هایی که مقام‌های آمریکایی آن را «سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ» توصیف کرده‌اند و هم‌زمان، دامنه تهدیدها را به کشورها و بازیگرانی که مسیرهای اقتصادی ایران را باز نگه می‌دارند نیز گسترش داده‌اند.

به گزارش فرارو، اگر جنگ و فشارهای پیشین نتوانسته ایران را به پذیرش خواسته‌های واشنگتن وادار کند، چرا آمریکا تصور می‌کند تشدید فشار اقتصادی می‌تواند نتیجه متفاوتی داشته باشد؟

پاسخ به این پرسش شاید تنها در بازار نفت، شبکه بانکی یا میزان ذخایر ارزی ایران خلاصه نشود. صادق ملکی، استراتژیست در گفتگو به فرارو، معتقد است مهم‌ترین پشتوانه ایران در روزهای فشار و تهدید، مردم هستند؛ مردمی که با وجود همه انتقادها و اعتراض‌ها، هنگامی که موجودیت و تمامیت کشور را در خطر دیده‌اند، در کنار ایران ایستاده‌اند.

از نگاه او، اگر نظام حکمرانی بتواند این سرمایه را حفظ کند، مهم‌ترین اهرم ایران برای عبور از مرحله دشوار پیش‌رو را در اختیار خواهد داشت؛ مرحله‌ای که به گفته او، راه عبور از آن نه جنگ است و نه تحریم، بلکه بازگشت به دیپلماسی و احیای مسیر تفاهم با آمریکا است.

آمریکا دور تازه تحریم‌ها را «سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ» توصیف کرده است. واشنگتن دقیقاً به دنبال چیست؛ تسلیم ایران، تغییر رفتار تهران یا تغییر ساختار سیاسی؟

صادق ملکی: مهم‌ترین هدف سیاست‌های تحریمی آمریکا، تغییر رفتار ایران است. این تغییر رفتار می‌تواند زمینه‌ساز تغییرات ساختاری و راهبردی در عرصه سیاست خارجی و حتی سیاست داخلی شود. دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان آمریکا علیه ایران نشان داد که ایران و ایرانیان، هنگامی که نام میهن با خطری جدی مواجه شود، تا پای جان برای آن می‌ایستند و نه تنها اهل تسلیم نیستند، بلکه در چنین شرایطی این آتش‌بس است که به درخواست دشمن مطرح می‌شود.

به نظر می‌رسد آمریکا تصور می‌کند با افزایش فشارهای اقتصادی می‌تواند به نتایجی دست پیدا کند که از مسیر جنگ به دست نیاورده است. بنابراین، هدف اصلی این دور از تحریم‌ها را باید در تلاش برای تغییر رفتار ایران جست‌وجو کرد؛ تغییری که از نگاه واشنگتن می‌تواند پیامدهای گسترده‌تری در عرصه‌های مختلف داشته باشد.

ترامپ تهدید کرده کشورهایی را که به ایران کمک اقتصادی کنند نیز هدف قرار می‌دهد. آیا هدف اصلی آمریکا خود ایران است یا قطع کردن راه‌های تنفس اقتصادی ایران از طریق چین، کشورهای منطقه و سایر شرکای تجاری؟

صادق ملکی: هدف، افزایش فشار مضاعف بر ایران و بستن راه‌های تنفسی کشور است. اگرچه این سیاست‌ها سال‌هاست که اعمال می‌شود، اما ظاهراً واشنگتن قصد دارد کشورهایی را که در اجرای تحریم‌ها مماشات می‌کنند نیز در دایره مجازات قرار دهد.

افزایش حجم و دامنه تحریم‌ها علیه ایران از طریق فشار بر کشورهای مرتبط با تهران، مهم‌ترین فصل این دور از تحریم‌ها است. آمریکا تلاش می‌کند هزینه همکاری اقتصادی با ایران را برای دیگران افزایش دهد تا حتی کشورهایی که مستقیماً با واشنگتن اختلافی ندارند نیز در تعامل با ایران با احتیاط بیشتری عمل کنند.

اگر تحریم‌های قبلی نتوانستند ایران را وادار به پذیرش شروط آمریکا کنند، چرا واشنگتن تصور می‌کند دور تازه تحریم‌ها می‌تواند نتیجه متفاوتی داشته باشد؟

صادق ملکی: آمریکا تصور می‌کند ایران امروز، ایران پیش از دو جنگ نیست. با توجه به این تحلیل، انتظار دارد با اعمال فشار حداکثری و تشدید تحریم‌ها، نتیجه‌ای را که از جنگ به دست نیاورده است، از طریق فشار اقتصادی محقق کند.

اما واقعیت این است که ایران در مقاطع مختلف نشان داده است که صرف افزایش فشار نمی‌تواند به معنای تغییر فوری مواضع کشور باشد. به ویژه هنگامی که مردم احساس کنند موجودیت و منافع ملی ایران در معرض خطر قرار گرفته است، محاسبات آمریکا می‌تواند با واقعیت‌های متفاوتی روبه‌رو شود.

در این دور از فشارها، نقطه آسیب‌پذیر اصلی ایران کجاست؛ فروش نفت، شبکه بانکی، تجارت خارجی یا دسترسی به ارز؟ آمریکا دقیقاً کدام شریان‌ها را هدف گرفته است؟

صادق ملکی: نقطه آسیب‌پذیر ایران، همه مواردی است که به آن اشاره شد. فروش نفت، شبکه بانکی، تجارت خارجی و دسترسی به ارز، همگی از نقاط مهم اقتصاد ایران هستند و فشار بر هر کدام می‌تواند بر دیگری نیز تأثیر بگذارد.

اما باید به نکته مهم‌تری نیز توجه کرد. اگر آمریکا در دو جنگ نتوانست به اهداف خود برسد، بیش از هر چیز حاصل ایستادگی مردم ایران بود. بنابراین، مهم‌ترین فاکتور، مردم هستند و حفظ آنان باید مهم‌ترین ملاحظه نظام حکمرانی باشد.

اقتصاد مهم است، نفت و ارز مهم هستند، اما در نهایت این مردم هستند که در شرایط بحرانی می‌توانند مهم‌ترین پشتوانه کشور باشند. اگر این پشتوانه تضعیف شود، فشارهای خارجی نیز می‌تواند اثرگذاری بیشتری پیدا کند.

ایران در مقابل این فشار چه اهرم‌هایی در اختیار دارد؟ آیا تهران هنوز ابزارهایی دارد که بتواند هزینه تحریم را برای آمریکا و متحدانش بالا ببرد؟

صادق ملکی: اگر مردم را حفظ کنند، ایران را حفظ خواهند کرد. تکیه‌گاه اصلی نظام سیاسی باید آحاد مردم باشند؛ همان مردمی که منتقد نظام بودند، همان مردمی که به رانت‌ها و تبعیض‌ها اعتراض داشتند، هنگامی که ایران در خطر قرار گرفت، پای کشور ایستادند.

افرادی که به دلیل نوع پوشش خود با برخورد مواجه شده بودند، کسانی که از تنگ‌نظری‌ها آسیب دیده بودند، معترضان وقایع مختلف و گروه‌هایی که انتقادهای جدی نسبت به سیاست‌ها داشتند، هنگامی که ایران را در معرض خطر دیدند، برای ایران ایستادند.

نظام حکمرانی در ایران، اگر اعتقاد دارد که ایران برای همه ایرانیان است، باید تمامی آحاد ملت را زیر چتر حمایت خود قرار دهد. نباید فقط در روزهای سخت جنگ و انتخابات به یاد مردم افتاد. نگاه نظام حکمرانی باید به گونه‌ای باشد که اعمال حاکمیت با افزایش رضایتمندی عمومی همراه شود. مهم‌ترین سرمایه کشور، انسجام ملی است و این سرمایه تنها با شعار حفظ نمی‌شود.

آیا استفاده از نفت و تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار، واقعاً می‌تواند واشنگتن را عقب براند یا ممکن است هزینه بیشتری برای خود ایران ایجاد کند؟

صادق ملکی: سلاحی که از قلاف کشیده شده، دیگر نمی‌تواند همان نقش تهدید را ایفا کند. نباید دوز تهدید درباره تنگه هرمز را آن‌قدر بالا برد که زمینه بی‌اثر شدن آن فراهم شود.

در حال حاضر، تنگه هرمز می‌تواند ایران را نیز در تنگنا قرار دهد. مزیت استراتژیک تنگه هرمز در درک معادلاتی است که بتواند برای ایران و منطقه از این موقعیت ارزش‌افزوده ایجاد کند. در غیر این صورت، دور زدن آن و ایجاد مسیرهای جایگزین، می‌تواند فرصت هرمز را به تهدید تبدیل کند و این روند در آینده نیز ادامه خواهد داشت.

تنگه هرمز یک اهرم مهم است، اما هر اهرمی زمانی مؤثر است که با محاسبه دقیق و در زمان مناسب مورد استفاده قرار گیرد. اگر یک تهدید بیش از اندازه تکرار شود و بدون استفاده عملی باقی بماند، به تدریج اثر بازدارندگی خود را از دست می‌دهد.

اگر تهران بخواهد به جای یک واکنش نظامی مستقیم، از اهرم‌های اقتصادی و دیپلماتیک استفاده کند، مؤثرترین گزینه‌های ایران در برابر این دور تحریم‌ها چیست؟

صادق ملکی: شرایط ایران پس از دو جنگ، شرایط بسیار دشواری شده است. دمیدن بر امیدهای واهی، کمک به جنگ‌طلبان خواهد بود. برای برخی از جنگ‌طلبان ایرانی، اولویت ایران نبوده و نیست.

ما به عنوان ایران از دو جنگ سرافراز خارج شدیم و تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، عینیت‌یافتن موفقیت ایران بود. هر کس تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را خدشه به ایران تلقی کند، درک صحیحی از این تفاهم‌نامه و ظرفیت‌های کشور نداشته و ندارد.

به کارگیری ظرفیت‌های دیپلماتیک برای بازگشت به تفاهم‌نامه باید مهم‌ترین دستور کار ایران باشد. اگر تفاهم‌نامه احیا شود و به توافق تبدیل شود و آن توافق نیز به یک روند در روابط ایران و آمریکا تبدیل شود، می‌توان امیدوار بود که ایران بتواند با موفقیت از این مقطع سخت تاریخی عبور کند.

امروز بیش از هر زمان دیگری باید از ظرفیت دیپلماسی استفاده کرد. این به معنای فراموش کردن منافع ملی یا نادیده گرفتن تهدیدها نیست، بلکه به این معناست که ایران باید تلاش کند هزینه‌های جنگ و تحریم را کاهش دهد و مسیرهای جدیدی برای حل اختلافات پیدا کند.

در نهایت، در این جنگ اقتصادی آیا آمریکا واقعاً دست بالا را دارد یا ایران هم ابزارهایی در اختیار دارد که می‌تواند معادله را به ضرر واشنگتن تغییر دهد؟

صادق ملکی: ایران و ایرانیانی که در دو جنگ مقابل آمریکا ایستادند، بعید است با افزایش دامنه تحریم‌ها در برابر آمریکا کوتاه بیایند. اما مسیر جنگ و تحریم نمی‌تواند راه حل اختلافات تهران و واشنگتن باشد. باید به مسیر دیپلماسی و احیای مذاکرات بازگشت و به راه‌حل‌هایی دست یافت که بتواند رضایت نسبی تهران و واشنگتن را تأمین کند.

ایران ابزارهایی در اختیار دارد، اما مهم این است که این ابزارها چگونه مورد استفاده قرار گیرند. مهم‌ترین مسئله این است که کشور بتواند در کنار حفظ توان بازدارندگی و دفاع از منافع خود، راهی برای خروج از چرخه جنگ و تحریم پیدا کند.

در نهایت، هیچ یک از دو طرف نمی‌توانند تا ابد با منطق فشار و تهدید به پیش بروند. اگر قرار باشد راه‌حلی پیدا شود، باید بر اساس واقعیت‌های موجود، منافع دو طرف و بازگشت به مسیر گفت‌وگو باشد. ایران برای عبور از این مقطع دشوار بیش از هر چیز به حفظ سرمایه اجتماعی در داخل و استفاده از ظرفیت‌های دیپلماتیک در خارج نیاز دارد.

تبلیغات
خبرنگار : رویا پاک سرشت
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات