ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۹۵۳۷۸

بمباران، صلح یا جنگ فرسایشی؛ چه خواهد شد؟

بمباران، صلح یا جنگ فرسایشی؛ چه خواهد شد؟

ایران در نوعی تعلیق به سر می‌برد و هیچ تحلیلگری به صورت قطعی درباره شرایط پیش رو صحبت نمی‌کند. در میان تحلیل‌هایی که می‌شنویم، نه به طور قطع می‌توان گفت که بمباران ایران بار دیگر آغاز می‌شود و جنگ کلید می‌خورد؛ نه می‌‌توان ردی از پایان جنگ پیدا کرد. متغیرهای مختلفی در این معادله وجود دارند که هر کدام می‌توانند نتیجه متفاوتی به دنبال داشته باشند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- فرصت ۶۰ روزه قیدشده در تفاهم‌نامه ایران و آمریکا به پایان رسید و در حال حاضر به‌طور دقیق مشخص نیست که در روزهای آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد، چرا که اخبار مثبتی درباره شکل‌گیری دوباره یک روند دیپلماتیک به گوش نمی‌رسد.

به گزارش فرارو، تحلیلگران در داخل و خارج ایران با احتیاط درباره شرایط جاری صحبت می‌کنند، چرا که متغیرهای زیادی در این معادله وجود دارند که می‌توانند بر چکاندن دوباره ماشه‌ها یا بازگشت به میز مذاکره و پایان دادن به این بحران تأثیر بگذارند. سناریوی سومی که به‌تدریج راهش را به تحلیل‌ها باز کرده، ایجاد یک شرایط فرسایشی برای ایران با استفاده از افزایش فشار همه‌جانبه اقتصادی از طریق به‌کارگیری ابزار مختلف است.

نشانه‌ها چه می‌گویند؟

پایان مهلت ۶۰ روزه، تداوم انسداد تنگه هرمز، تهدیدهای ترامپ، نبود طرح مذاکراتی، تمرکز دیپلماسی بر تبادل پیام از سوی میانجی‌ها، نامشخص بودن موضع کشورهای منطقه، اشاره‌های مستقیم و غیرمستقیم به جنگ زمینی، صحبت‌های تلویحی از احتمال حمله اتمی و تأکید بر افزایش فشار اقتصادی بر ایران، نشانه‌هایی هستند که آشفتگی شرایط جاری را نشان می‌دهند.

ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز، درباره وضعیت ترامپ در جنگ با ایران معتقد است: «ترامپ نه می‌تواند از جنگ با ایران کنار بکشد و نه می‌تواند جنگ را در سطحی محدود و کم‌تنش نگه دارد. برای این کار به آتش‌بس و تا حدی کنترل بر جنگ نیاز دارد؛ چیزی که در اختیار او نیست. جنگ در حال حاضر در وضعیت تعلیق قرار دارد و هر دو طرف منتظر لحظه و فرصت مناسب برای حمله هستند. ایران حاضر نیست جنگ را مطابق میل و مصلحت ترامپ در سطحی محدود نگه دارد. آنها کاملاً آماده‌اند با تشدید تنش، برنامه ترامپ را مختل کنند.»

ولی نصر

تریتا پارسی، تحلیلگر ایرانی-آمریکایی و معاون اندیشکده کوئینسی، درباره شرایط جاری نوشت: «من بیش از پیش متقاعد شده‌ام که دور سوم جنگ آمریکا، اسرائیل و ایران در راه است. البته وقوع آن قطعی نیست، اما نشانه‌هایی که از دو طرف و همچنین از کشورهای کلیدی عضو شورای همکاری خلیج فارس دریافت می‌کنم، چندان امیدوارکننده نیست.

تریتا پارسی

تهران معتقد است از نظر نظامی دست بالا را دارد و آشکارا درباره آغاز عملیات تهاجمی صحبت می‌کند، نه اینکه صرفاً به حملات آمریکا پاسخ دهد. اگر چنین شود، ایران نه‌تنها کنترل دامنه و جغرافیای جنگ را از آمریکا خواهد گرفت، بلکه زمان‌بندی آن را نیز در اختیار خواهد گرفت. در آمریکا نیز ترامپ که به‌طور فزاینده‌ای از شرایط سرخورده شده، نه‌تنها وعده الحاق تنگه‌ای را می‌دهد که خودش قادر به بازگشایی آن نیست، بلکه عمان را هم به بمباران تهدید می‌کند.»

احتمال بازگشت به روزهای بمباران چقدر است؟

ایران و آمریکا در دوره جدید بحران، سه دوره درگیری مستقیم داشتند؛ مرحله اصلی جنگ ۴۰ روزه، درگیری‌های پراکنده پس از تفاهم اسلام‌آباد و درگیری دوهفته‌ای پس از هدف قرار گرفتن سه کشتی در تنگه هرمز.

در حال حاضر سناریویی که مورد بررسی قرار می‌گیرد این است که آمریکا امکان ازسرگیری جنگ گسترده و مستقیم علیه ایران را دارد یا نه و اگر این سناریو قابلیت اجرا داشته باشد، درگیری از لحاظ جغرافیایی محدود خواهد بود، به زیرساخت‌ها کشیده می‌شود یا مانند جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه، بیشتر مناطق کشور را در بر می‌گیرد. احتمال فرعی که در این سناریو مورد توجه قرار می‌گیرد، این است که در صورت بازگشت به روزهای بمباران، آمریکا به‌تنهایی با ایران می‌جنگد یا عملیاتی مشترک با اسرائیل را آغاز خواهد کرد؛ احتمالی که پاسخ ایران را نیز متفاوت می‌کند.

آنچه در حال حاضر موضوع بازگشت به جنگ را، حداقل در میان تحلیلگران، کمرنگ می‌کند، موضوع انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در ماه نوامبر است. آخرین نظرسنجی رویترز که دیروز نتایج آن منتشر شد، نشان می‌دهد که در حال حاضر تنها ۳۳ درصد آمریکایی‌ها از ترامپ حمایت می‌کنند. انتقادها نسبت به ترامپ و بی‌نتیجه ماندن جنگ او علیه ایران در میان جمهوری‌خواهان نیز افزایش یافته و این موضوع مطرح می‌شود که احتمال دارد کنترل کنگره از دست این حزب خارج شود.

متغیر مهم اسرائیل

مقامات تل‌آویو در اظهارنظرهای مختلف و رسانه‌های عبری نیز گاهی در گزارش‌ها و اخبار منتشرشده، همچنان به تهدید ایران می‌پردازند. با توجه به در پیش بودن انتخابات پارلمانی اسرائیل و تأثیر آن بر تشکیل دولت بعدی، این موضوع نیز در حال حاضر در مرکز توجه قرار می‌گیرد.

این تحلیل در فضای رسانه‌ها شنیده می‌شود که نتانیاهو برای پیروزی در انتخابات و حفظ قدرت به جنگ احتیاج دارد و ترامپ نیز به همین دلیل، نیازمند نتیجه‌ای متفاوت در پرونده ایران است. تحلیلی که بر پایه تفاوت منافع و اهداف اسرائیل و آمریکا در مورد خاورمیانه به‌طور کلی و پرونده‌های ایران و غزه به‌عنوان دو مورد مشخص بنا شده است.

اینکه اسرائیل به‌تنهایی و بدون مشارکت مستقیم ایالات متحده، مانند جنگ ۱۲ روزه، وارد درگیری با ایران شود، به عوامل مختلفی بستگی دارد که متخصصان حوزه امنیتی و نظامی بر آن تأکید زیادی دارند؛ عواملی از جمله توانایی پدافندی آنها برای مقابله با حملات موشکی و پهپادی ایران، توانایی حمله به تأسیسات زیرزمینی ایران با تجهیزات و تسلیحات موجود در زرادخانه اسرائیل، تعداد روزهایی که آنها می‌توانند با ایران درگیر شوند و نتایجی که ممکن است با نگاه به هزینه-فایده جنگ برای آنها به دست بیاید یا نیاید.

جنگ فرسایشی، فشار اقتصادی و نارضایتی داخلی

جرد کوشنر، داماد ترامپ و یکی از نمایندگان او در مذاکرات با ایران که درگیری مستقیمی با پرونده‌های خاورمیانه دارد، اخیراً سفری به منطقه داشت؛ سفری با تمرکز بر موضوع مرحله دوم طرح صلح غزه که تحلیلگران می‌گویند ترامپ با توجه به ناکامی در پرونده ایران و نرسیدن به نتایج دلخواهش، به آن نیاز دارد.

او در جریان سفری که به اسرائیل داشت، در گفت‌وگویی با فاکس‌نیوز گفت: «در حال حاضر، تمرکز رئیس‌جمهور ترامپ بر فشار اقتصادی است. اگر ایران مایل باشد توافقی را که درباره آن با ما گفت‌وگو می‌کرده است نهایی کند، توافقی که مستلزم کنار گذاشتن توانایی ساخت سلاح‌های هسته‌ای است، آنگاه بدیهی است که او نیز مایل به انعقاد توافقی خواهد بود که می‌تواند برای مردم ایران عالی باشد؛ اما در حال حاضر، آنها هیچ‌گونه تمایلی به انجام اقدامی که برای ما منطقی باشد، نشان نمی‌دهند.»

برای درک این ادعا می‌توانیم به امضای یادداشت احیای فشار حداکثری که ترامپ در اسفند ۱۴۰۳ امضا کرد، مراجعه کنیم و آن را کنار محاصره دریایی که بار دیگر در جریان است، قرار دهیم. تحلیلگران می‌گویند در حال حاضر آمریکایی‌ها با استفاده از اهرم محاصره دریایی، به دنبال ایجاد فشار بر صادرات نفت و فرآورده‌های ایران، با توجه به وابستگی صادرات ایران به دریا، هستند که می‌تواند نتایج مختلفی از پر شدن ذخایر، اجبار به بستن چاه‌ها و کاهش درآمد را به دنبال داشته باشد. به این شرایط، باید وضعیت چالشی تامین بنزین را نیز اضافه کرد.

همچنین در جریان محاصره دریایی، جلوی ورود برخی کالاها به بنادر ایران نیز گرفته می‌شود؛ اقدامی که با هدف ایجاد کمبود کالا و افزایش فشار اقتصادی بر مردم پیگیری می‌شود. در روزهای گذشته، مسئولان مختلف کشور بر تلاش آمریکایی‌ها برای ایجاد نارضایتی داخلی تأکید می‌کنند. در حال حاضر ایران مسیرهای دیگر را پیگیری می‌کند، اما در تمام دنیا، حمل‌ونقل و واردات و صادرات اصلی کشورها از طریق کشتی انجام می‌شود.

در روزهای اخیر، برخی گمانه‌زنی‌ها به این سمت حرکت کرده است که آمریکایی‌ها شاید به دنبال افزایش فشار بر کشورهای همسایه ایران برای گسترش دادن دامنه محاصره به حوزه زمینی نیز باشند. اقدامی که می‌تواند به شکل‌های مختلف انجام شود، اما فعلاً خبر و تحلیل دقیقی درباره آن وجود ندارد.

سرنوشت مبهم تفاهم ایران و آمریکا

رئیس‌جمهور آمریکا شب گذشته در پاسخ به سؤال خبرنگاری که از او درباره تمایل به تمدید تفاهم‌نامه پرسید، یک کلمه گفت: «نه.» مهلت ۶۰ روزه مشخص‌شده برای مذاکره میان ایران و آمریکا با هدف دستیابی به یک توافق نهایی برای پایان دائمی جنگ، در حال حاضر به پایان رسیده و مشخص نیست که سند اسلام‌آباد چه سرنوشتی خواهد داشت؛ اگر امکان آغاز مذاکرات به وجود بیاید، همچنان مبنای اصلی گفت‌وگوهاست یا کنار گذاشته خواهد شد.

التهاب سیاسی داخلی در ایران

در بیش از چهار ماهی که از برقراری آتش‌بس اولیه میان ایران و آمریکا می‌گذرد، جریان تندروی داخلی به‌مرور زمان و با شیبی نه‌چندان ملایم، فعالیت خود را در فضای سیاسی و رسانه‌ای تشدید کرده است. رسانه‌های اصولگرا و اصلاح‌طلبی که نسبت به رفتار آنها انتقاد دارند، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم این نقد را مطرح می‌کنند که جریان مذکور به‌جای آنکه حملات خود را به سمت دشمن خارجی با محوریت آمریکا و اسرائیل متمرکز کند، توپخانه را به سمت داخل چرخانده است. در هفته‌های اخیر، حملات آنها از موضوع سیاست خارجی فراتر رفته و به مسائل اقتصادی، شخص و دولت پزشکیان و مسائل فرهنگی مانند حجاب و اینترنت نیز رسیده است.

گستره فعالیت این جریان از برنامه‌های مختلف زنده و تولیدی صداوسیما آغاز شده و تا رسانه‌های رسمی، کانال‌های تلگرامی، شبکه‌های اجتماعی با محوریت ایکس (توییتر)، ایتا، ویراستی و برخی تجمع‌های شبانه را در بر می‌گیرد. دولت پزشکیان، جریان‌های حامی دولت، اصلاح‌طلبان، وزارت خارجه، محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی در مرکز این حملات قرار دارند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات