ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۵۳۳۰

نساجی -استقلال: یک دیدار خاص

نساجی -استقلال: یک دیدار خاص

استقلال و نساجی امروز دوباره در وطنی به هم می‌رسند، ورزشگاهی که برای فوتبال قائمشهر فراتر از یک زمین فوتبال است و خاطرات زیادی از این تقابل در خود دارد.

برای آن دسته از هواداران باشگا هایی که سابقه بیش از نیم قرن را  دارند، تقابل این تیم‌ها چیزی فراتر از یک مسابقه و حتی فراتر از حساسیت‌های معمول فوتبال است، چرا که این تیم‌ها خشی از حافظه تاریخی یک مردم یک شهر یا یک استان هستند.

سال‌ها و نسل‌ها می‌گذرند، اما خاطرات این تقابل‌ها در ذهن‌ها باقی می‌ماند، کافی است نام دو تیم کنار هم قرار بگیرد تا مجموعه‌ای از تصاویر، روایت‌ها و احساسات قدیمی دوباره زنده شود.

وطنی، فراتر از یک ورزشگاه

استقلال و نساجی در تاریخچه فوتبال باشگاهی در ایران از همین جنس‌ هستند، دو باشگاه قدیمی فوتبال ایران که هر کدام مسیر متفاوتی را پشت سر گذاشته‌اند، اما تقابلشان در قائمشهر همیشه حال‌وهوای خاص خودش را داشته است.

نساجی برای اهالی قائمشهر  صرفا یک باشگاه فوتبال نیست. این تیم سال‌هاست با هویت شهر گره خورده و علاقه به آن هم محدود به یک نسل یا حتی یک شهر نمانده است. در سکوهای وطنی حتی می‌توان هواداران متعصبی از قائمشهر، ساری، بابل، آمل و دیگر نقاط مازندران را دید، کسانی که نساجی برایشان بخشی از خاطرات فوتبالی و هویت اجتماعی‌شان است.

نساجی؛ یک علاقه قدیمی

شاید یکی از نشانه‌های این علاقه را بتوان در تعداد هوادارانی دید که حتی برای تماشای تمرین نساجی خودشان را به محل تمرین تیم می‌رسانند، فرصتی که طی سالیان اخیر به علت برگزلری تمرینات نساجی در تهران از  هواداران این تیم سلب شده بود، اما طی این دو فصل اخیر با افتتاح کمپ زمین تمرین در اطرف شهر، این تیم دوباره به خاستگاه همیشگی‌اش برگشته است تا آنها بیش از این تاوان این تصمیم اشتباه و خودخواهانه را ندهد.

نساجی برای بخش بزرگی از مردم قائمشهر و مازندران که دیگر میانه‌ای با اطلاق شهر خسته ندارند و معنایی فراتر از یک تیم فوتبال دارد.

این پیوند البته فقط به فوتبال محدود نیست. نام نساجی با تاریخ اجتماعی قائمشهر و کارخانه نساجی هم گره خورده، مجموعه‌ای که برای سال‌ها بخشی از زندگی اقتصادی و اجتماعی مردم شهر را شکل داده بود.

روزی که استقلال برای نادر آمد

در میان خاطرات متعدد استقلال و نساجی، یک مسابقه اما جایگاه متفاوتی دارد، دیداری که صرفا برای یک نتیجه فوتبالی برگزار نشده بود.

در خرداد ۱۳۷۸، تیم جوان شده استقلال با تمامی نفراتش با رهبری سوکومورخف فقید به قائمشهر رفت تا در مراسم خداحافظی نادر دست‌نشان از فوتبال حضور داشته باشد، بازیکنی که برای فوتبال قائمشهر، فقط یک نام معمولی نیست و پربیراه نیست اگر او را در زمره شناخته‌شده‌ترین چهره‌های فوتبال خطه مازندران قرار دهیم.

آن روز، استقلال با ترکیبی از بازیکنان شناخته‌شده فوتبال ایران راهی قائمشهر شد. نام‌هایی چون، جواد زرینچه،محمود فکری، محمد خرمگاه، محمد نوازی، سیروس دین محمدی، علی موسوی ، فرد ملکیان و فرهادی که در اوایل دوران بازی در استقلال بود که این بازیکنان به احترام شمایل فوتبال شهر کاملا فوتبالی مثل قائمشهر با اتوبوس خودشان را به تهران رسانده بودند تا در اخرین بازی شماره هفت ملی پوش نساجی  کنارش باشند، از ان دست بازی هایی که معمولا در فوتبال ابران چندان رسم نیست.

هتل تلار؛ شروع یک خاطره

خاطره آن روز برای بسیاری از مردم قائمشهر از ورزشگاه شروع نشد، استقبال کم نظیر هواداران استقلال از محل هتل تلار تا  ورزشگاه شهید وطنی تقریبا شهر را به حالت نیمه تعطیل دراورده بود و آن روز تمام شهر تحت تاثیر این بازی و نادر بود.

این هتل در سال‌هایی که تیم‌های میهمان برای مسابقه به غرب مازندران می‌آمدند، تنها محل اقامت آنها بود و طبیعی بود که حضور استقلال در شهر، جمعیت زیادی را به اطراف هتل بکشاند .

آن روز از تمام شهرهای مجاور قائمشهر خودشان را به قائمشهر رسانده بودند، و جمعیت  غیر قابل وصفی  برای دیدن بازیگمنان استقلال و خداحافظی با نادر وارد شهر شد، شهری که برای یک فوتبالیست، خودش را به خیابان آورده بود.

وطنی در یک روز متفاوت

استقلال از هتل به سمت ورزشگاه وطنی رفت، اما آنچه در ورزشگاه انتظار تیم را می‌کشید، چیزی فراتر از یک استقبال معمولی بود.

جمعیت که از ساعات اولیه صبح خودشان را بخ ورزشگاه رسانده بودند، به ندازه‌ای زیاد بود که حتی اطراف زمین و بخش‌هایی نزدیک به چمن هم در اختیار تماشاگران قرار گرفت. 

هدف مشخص بود، نادر دست‌نشان قرار بود در همان زمینی که سال‌ها برای نساجی بازی کرده بود، با فوتبال خداحافظی کند.

شماره هفت وارد زمین شد

نادر دست‌نشان با همان شماره هفت و پیراهن راه‌راه سفید و مشکی جلوتر از همه در کتار جواد زرینچه وارد زمین شد.

هواداران به محض دیدن او سراپا ایستادند و برای دقایقی طولانی او را تشویق کردند. آن صحنه بیش از آنکه درباره یک بازیکن باشد، درباره رابطه‌ای بود که میان دست‌نشان و مردم قائمشهر در طول سال‌ها شکل گرفته بود.

نادر از بطن همین مردم به نساجی آمده بود و در همین فوتبال رشد کرده بود و در مقطعی از یک تیم شهرستانی به تیم ملی رسیده بود، اتفاقی که در فوتبال دهه شصت، با توجه به شرایط آن دوره، اتفاق کوچکی نبود.

نادر؛ انتخابی که ماندگار شد

دست‌نشان در حالی تمام دوران فوتبالش را در همین شهر سپری کرده بود که پیشنهادات خوبی برای رفتن به استقلال و پرسپولیس داشت، اما مسیرش را با قائمشهر و نساجی ادامه داد، درست مثل سیروس قایقران که لباس شماره ۹ ملوان را به هیچ تیم دیگری ترجیح نداد، اما حیف که فوتبال ایران مدت هاست هر دو را از دست داده است.

همین ماندن، در کنار کیفیت فنی و شخصیت او، باعث شد نامش از یک بازیکن موفق فراتر برود. 

در فوتبال ایران، بازیکنان زیادی از نساجی آمده‌اند و نقش داشته‌اند، از خانواده دست‌نشان گرفته تا بازیکنان دیگری که هرکدام بخشی از تاریخ این باشگاه را ساخته‌اند. اما جایگاه نادر برای هواداران نساجی جنس دیگری داشت و همچنان دارد.

خداحافظی بدون تعارف

یکی از خاطرات جالب آن مسابقه، ماجرای ضربه ایستگاهی بود.

دست‌نشان در زدن ضربات ایستگاهی مهارت داشت و گفته می‌شود بازیکنان استقلال تلاش کردند فرصتی برای این کار در اختیار او قرار دهند. اما نادر این اتفاق را نپذیرفت. او نمی‌خواست مسابقه به یک نمایش تشریفاتی تبدیل شود و ترجیح می‌داد آخرین بازی‌اش هم یک مسابقه واقعی باشد.

در نهایت استقلال با نتیجه دو بر صفر پیروز شد.

بعد از پایان بازی، مراسم خداحافظی در میان اشک برخی از نساجی چی های قدیمی برگزار شد و حلقه‌های گل بر گردن دست‌نشان قرار گرفت و او چهار گوشه زمین وطنی را بوسید،‌تصویری که بعدها، با گذشت سال‌ها و پس از درگذشت او، معنای دیگری پیدا کرد.

یک برد پنج‌گله و یک خاطره دیگردر تاریخ تقابل نساجی و استقلال، فقط خداحافظی دست‌نشان نیست که به یاد مانده است.

برد پنج بر یک نساجی مقابل استقلال نیز یکی از نتایج ماندگار این تقابل است، مسابقه‌ای که در آن دست‌نشان با یک ضربه از فاصله دور دروازه استقلال را باز کرد.

آن نسل نساجی تیمی بود که مقابل تیم‌های بزرگ به سادگی کنار نمی‌کشید. بخشی از بازیکنان آن تیم بعدها وارد مربیگری شدند و نامشان در فوتبال ایران باقی ماند.

قائمشهر، زمین آسان استقلال نبود

استقلال در سال‌های مختلف بارها به قائمشهر آمده، اما وطنی برای این تیم هیچ‌وقت زمین ساده‌ای نبوده است.

یکی از نمونه‌های نزدیک‌تر، دیدار نساجی و استقلال در هفته‌های پایانی لیگ بیست‌وسوم بود؛ جایی که استقلالِ جواد نکونام برای قهرمانی به هر امتیاز بازی نیاز داشت، اما تساوی بدون گل در قائمشهر باعث شد مسیر قهرمانی به شکل عجیبی سود پرسپولیس تمام شود.

گاهی اهمیت یک ورزشگاه را نه با تعداد بازی‌ها، بلکه با خاطراتی که از آن ساخته شده می‌توان سنجید.

امروز؛ همان ورزشگاه، یک بازی تازه

حالا سال‌ها بعد از آن خداحافظی، استقلال دوباره به وطنی آمده است، این بار برای هفته دوم لیگ بیست‌وششم.

نساجی بعد از یک فصل حضور در لیگ یک به سطح اول فوتبال ایران برگشته و دوباره مقابل هوادارانش در خانه بازی می‌کند. در سوی دیگر، استقلال با برد مقابل مس شهر بابک وارد این مسابقه شده و سهراب بختیاری‌زاده می‌داند گرفتن امتیاز در قائمشهر می‌تواند شروع فصلش را محکم‌تر کند

اما از طرفی مجتبی حسینی که بازی اول را در سیرجان واگذار کرد به خوبی از انتظار مردم قائمشهر در اولین دیدار خاگی آگاه است و به نوعی محکوم است که به چیزی غیر از سه امتیاز حتی فکر نکند و همین انگیزه دو سرمربی که اتفاقا رابطه خوبی هم با هم دارند، نوید ثبت یک بازی ماندگار دیگر در حافظه تمام نشدنی ورزشگاه پیر وطنی می‌دهد.

منبع : ورزش3
ارسال نظرات
خط داغ