نقد قسمت ششم سریال «کوری»؛ انتقام جای هر چیزی را میگیرد
سریال «کوری» در ابتدا میتوانست یک تریلر جنایی درباره مشروبات الکلی تقلبی و پیدا کردن عامل حادثه باشد اما حالا آرامآرام از یک پرونده جنایی ساده فاصله میگیرد و وارد محدوده قانون، انتقام، خانواده آبرو و قدرت میشود.
فرارو- قسمت ششم «کوری» به کارگردانی سجاد پهلوانزاده جایی است که سریال مجبور میشود از جذابیت سوژه اولیه خود فاصله بگیرد و به سراغ پرسشهای بزرگتری برود. پنج قسمت نخست با فاجعهای در یک مراسم عروسی و شکلگیری چند پرونده جنایی توانستند موتور تعلیق را روشن نگه دارند.
به گزارش فرارو، با این حال در قسمت ششم سؤال اصلی دیگر فقط این نیست که چه اتفاقی افتاده است. حالا مسئله مهمتر این است که چه کسی قرار است هزینه را بپردازد.
همین تغییر مسیر مهمترین امتیاز قسمت ششم است. «کوری» در ابتدا میتوانست یک تریلر جنایی درباره مشروبات الکلی تقلبی و پیدا کردن عامل حادثه باشد اما حالا آرامآرام از یک پرونده جنایی ساده فاصله میگیرد و وارد محدوده قانون، انتقام، خانواده آبرو و قدرت میشود. حادثه اصلی دیگر فقط یک اتفاق نیست بلکه تبدیل به نقطه شروع داستانی شده که در آن حقیقت همیشه همان چیزی نیست که رخ داده است. حقیقت میتواند چیزی باشد که کمتر کسی به ذهنش خطور کرده است.
سریال همچنان در ساخت فضای سنگین و پرتنش موفق است. جهان «کوری» جایی نیست که شخصیتهای آن به راحتی در دو گروه خوب و بد قرار بگیرند. تصمیم هر شخصیت پیامدی دارد و همین فضای خاکستری کمک میکند پرونده اصلی همچنان جذاب بماند. با این حال مشکل سریال این است که هنوز نتوانسته دغدغه شخصیتهایش را به طور کامل به دغدغه مخاطب تبدیل کند. مخاطب اتفاقات را دنبال میکند اما در بسیاری از لحظات هنوز فاصلهای میان او و شخصیتها وجود دارد.
همدلی و نفرت نسبت به کاراکترها در قسمت ششم
![]()
قسمت ششم تلاش میکند این فاصله را کمتر کند. گذشته و انگیزه برخی شخصیتها بیشتر مورد توجه قرار میگیرد و شمس، محسن، مارال و شیدا هر کدام وجه تازهای از خود نشان میدهند. ایجاد نفرت نسبت به شمس و همدلی بیشتر با محسن در کنار نمایش وضعیت عاطفی مارال و شیدا نشان میدهد سریال فهمیده که برای زنده نگه داشتن یک معمای جنایی فقط اضافه کردن رازهای تازه کافی نیست. شخصیتها باید دلیلی برای ماندن در ذهن مخاطب داشته باشند.
از نظر بازیگری در قسمت ششم، عرفان ناصری در نقش محسن عملکرد قابل قبولی دارد و سحر لطفی در نقش دختری عاشق دلشکسته و گرفتار میل انتقام یکی از اجراهای قابل توجه این قسمت را ارائه میدهد. یکی از نقاط قوت «کوری» همین تلاش برای متمایز نگه داشتن شخصیتهاست. کاراکترها در یک الگوی تکراری حل نمیشوند و هر کدام انگیزه و لحن مخصوص خود را دارند.
با این حال قسمت ششم را نمیتوان نقطه اوج «کوری» دانست. این قسمت بیشتر یک ایستگاه مهم برای ورود به نیمه دوم داستان است. حالا سریال باید نشان دهد رازها و سرنخهایی که تاکنون مطرح کرده صرفاً برای طولانی کردن روایت نبودهاند و قرار است به نتیجهای منطقی برسند. «کوری» در این مرحله بیش از هر چیز به یک پایانبندی حسابشده نیاز دارد. اگر سریال بتواند وزن مقدمات خود را تحمل کند میتواند از یک درام جنایی معمولی فراتر برود. در غیر این صورت خطر آن وجود دارد که تمام این تعلیقها در نهایت به داستانی ختم شوند که سوژهای قدرتمند داشت اما نتوانست ظرفیت آن را تا پایان حفظ کند.