ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۹۴۲۱۱

از چتر آمریکا تا سپر مکه؛ تغییر بزرگ در معماری امنیتی منطقه

کابوس تازه اسرائیل در خاورمیانه

کابوس تازه اسرائیل در خاورمیانه

توافق دفاعی مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان، از نگاه اسرائیل می‌تواند نشانه شکل‌گیری قطبی مستقل در خاورمیانه و کاهش وابستگی کشورهای منطقه به چتر امنیتی آمریکا باشد. هم‌افزایی توان نظامی، اقتصادی و هسته‌ای این سه کشور، به‌ویژه در صورت پیوستن مصر، می‌تواند برتری راهبردی اسرائیل را به چالش بکشد. تل‌آویو نگران نزدیکی عربستان به این محور، افزایش نقش ترکیه در سوریه و احتمال ایجاد چتر هسته‌ای برای ریاض است. این ائتلاف در صورت گسترش، می‌تواند موازنه قدرت منطقه را دگرگون کند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- جمال زحالقه، کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل روزنامه القدس العربی؛ یک مقام ارشد اسرائیلی که به نظر می‌رسد منظور از او بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، باشد، نسبت به توافق دفاعی مشترک میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که هفتم اوت امضا شد، ابراز نگرانی کرده است.

به گزارش فرارو به نقل از روزنامه القدس العربی، وب‌سایت «یدیعوت آحارونوت» روز دوشنبه به نقل از این مقام نوشت: «وجود ترکیه و اردوغان خطرناک است. اگر مصر نیز به ائتلاف مکه بپیوندد، تعجب نخواهیم کرد. این ائتلاف علیه اسرائیل است. آن‌ها این کار را علیه چه کسی انجام می‌دهند؟ اجازه دهید درباره این ادعا که این ائتلاف علیه ایران است، تردید کنم.»

پیمان مکه چگونه برتری نظامی اسرائیل را تهدید می‌کند؟

بنیامین نتانیاهو بارها با افتخار اعلام کرده بود: «ما چهره خاورمیانه را تغییر می‌دهیم.» اما اکنون تحولات منطقه در مسیری متفاوت حرکت می‌کند؛ مسیری که بخش مهمی از آن با خواسته‌ها و محاسبات اسرائیل همخوان نیست.

حمله مشترک اسرائیل و آمریکا به ایران نتوانست به اهداف مورد نظر خود دست یابد و تهران با بهره‌گیری از موقعیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیک خود، اهرم‌های فشار تازه‌ای به دست آورده است. از جمله این اهرم‌ها می‌توان به کنترل تنگه هرمز، تهدید کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و احتمال گسترش دامنه اقدامات به تنگه باب‌المندب اشاره کرد. در نتیجه، ایران همچنان فاصله زیادی با فروپاشی‌ای دارد که اسرائیل انتظار آن را داشت.

به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری توافق دفاعی مشترک مکه، شرایط جنگ منطقه‌ای باشد؛ جنگی که اسرائیل آغاز کرد و آمریکا نیز به آن پیوست. اگر توافق مکه واقعاً قرار باشد چهره خاورمیانه را تغییر دهد، این تغییر احتمالاً همان چیزی نخواهد بود که بنیامین نتانیاهو و اسرائیل در ابتدا تصور می‌کردند.

بیشتر تحلیلگران اسرائیلی معتقدند توافق مکه در شرایط کنونی مستقیماً اسرائیل را هدف قرار نداده است؛ با این حال، آن‌ها بر این باورند که تل‌آویو نمی‌تواند به‌سادگی از کنار آن عبور کند. از نگاه آنان، این توافق بر پایه مخالفت با برتری راهبردی اسرائیل و نگرانی از اقدامات نظامی خارج از کنترل این کشور شکل گرفته است؛ اقداماتی که می‌تواند امنیت همه کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.

این تحلیلگران هشدار می‌دهند که توافق مکه ممکن است در آینده به چالشی راهبردی برای اسرائیل تبدیل شود. به باور آنان، این توافق ظرفیت شکل‌گیری یک قطب سوم در منطقه را دارد؛ قطبی که در صورت گسترش و تعمیق همکاری‌ها، می‌تواند معادلات قدرت در خاورمیانه را تغییر دهد و جایگاه اسرائیل را به‌عنوان قدرتمندترین بازیگر نظامی منطقه به چالش بکشد.

ائتلاف مکه؛ کابوس تازه اسرائیل برای نظم امنیتی خاورمیانه

اسرائیل همچنین نگران کاهش وابستگی کشورهای منطقه به آمریکا به‌عنوان تقریباً تنها ستون امنیتی آن‌هاست؛ به‌ویژه پس از آن‌که واشنگتن نتوانست امنیت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را در برابر حملات ایران تضمین کند و این کشورها متحمل خسارت‌های قابل توجهی شدند.

شکل‌گیری ائتلافی مستقل میان کشورهای اسلامی با وزن سیاسی و نظامی عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، تحولی نبود که طراحان جنگ اسرائیل و آمریکا انتظارش را داشته باشند. هنگامی که سال گذشته توافق دفاعی دوجانبه میان عربستان و پاکستان امضا شد، اسرائیل نسبت به احتمال گسترش آن و پیوستن کشورهای دیگر هشدار داد.

اکنون، با پیوستن ترکیه، نگرانی اسرائیل از گسترش و تعمیق این چارچوب افزایش یافته است. چنین روندی می‌تواند به تضعیف برتری نظامی اسرائیل در خاورمیانه منجر شود؛ به‌ویژه اگر این توافق در نهایت به یک سازمان امنیتی اسلامی با توان عملیاتی واقعی، ساختار فرماندهی مشترک و تعهدی روشن به اصل «حمله به یک عضو، حمله به همه اعضاست» تبدیل شود.

این ائتلاف سه‌جانبه می‌تواند به‌تدریج به نهادی برای تأمین امنیت و حفظ ثبات منطقه تبدیل شود؛ تحولی که از یک سو روند کاهش حضور آمریکا در خاورمیانه و رهایی واشنگتن از بخشی از تعهدات مستقیم امنیتی‌اش را تسهیل می‌کند و از سوی دیگر، مسئولیت‌های بیشتری را به این ائتلاف واگذار خواهد کرد.

چنین روندی می‌تواند جایگاه اسرائیل را به‌عنوان مهم‌ترین متحد آمریکا در خاورمیانه تضعیف کند. اهمیت این مسئله زمانی بیشتر می‌شود که جریان‌های انزواطلب در واشنگتن در حال افزایش نفوذ هستند؛ جریان‌هایی که خواهان کاهش مداخلات خارجی آمریکا و پرهیز از ورود دوباره به جنگ‌های طولانی و بی‌پایان‌اند.

از نگاه تحلیلگران اسرائیلی، توافق مکه صرفاً یک پیمان دفاعی میان سه کشور نیست، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری ظرفیت راهبردی جدیدی باشد. نگرانی اصلی تل‌آویو این است که هم‌افزایی میان توانمندی‌های عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، قدرتی ایجاد کند که اثرگذاری آن در عرصه منطقه‌ای بسیار بیشتر از مجموع توانمندی‌های منفرد این سه کشور باشد.

ترکیه دومین ارتش بزرگ ناتو را در اختیار دارد، از صنایع دفاعی رو به رشدی برخوردار است و تجربه چند دهه عضویت در پیمان آتلانتیک شمالی را پشت سر گذاشته است. پاکستان نیز دارای ارتشی بزرگ، توان بازدارندگی هسته‌ای و عمق راهبردی قابل توجهی است. عربستان سعودی هم با برخورداری از ثروت گسترده، منابع انرژی و جایگاه مهم در جهان عرب و اسلام، وزن سیاسی و اقتصادی قابل توجهی دارد.

اگر مصر نیز به این ائتلاف بپیوندد، از نگاه اسرائیل تحولی ژئوپلیتیکی و بسیار نگران‌کننده شکل خواهد گرفت؛ زیرا مصر افزون بر ارتشی بزرگ و مجهز به تسلیحات پیشرفته، جمعیتی قابل توجه، موقعیتی ژئوپلیتیکی حساس و مرزی مشترک با اسرائیل دارد.

در چنین شرایطی، اسرائیل در حال بررسی گزینه‌های مختلف برای مقابله با این ائتلاف سه‌جانبه است. تل‌آویو در برابر پاکستان می‌کوشد همکاری‌های امنیتی، اطلاعاتی و اقتصادی خود با هند را گسترش دهد. در قبال ترکیه نیز به‌دنبال تعمیق روابط و همکاری‌های راهبردی با یونان و قبرس است. درباره عربستان سعودی هم اسرائیل تلاش می‌کند از اختلافات میان ریاض و امارات متحده عربی برای محدودکردن نقش و نفوذ منطقه‌ای عربستان بهره بگیرد.

ائتلاف مکه؛ شکل‌گیری قطب جدید قدرت در خاورمیانه

هر یک از کشورهای مشارکت‌کننده در این ائتلاف، نگرانی متفاوتی برای اسرائیل ایجاد می‌کنند. اسرائیل روی امکان عادی‌سازی روابط با عربستان سعودی حساب ویژه‌ای باز کرده بود و نتانیاهو همچنان می‌کوشید این تصور را به رسانه‌های اسرائیلی القا کند. او حتی پس از جنگ ویرانگر غزه مدعی بود اطلاعاتی در اختیار دارد که با آنچه رسانه‌ها به‌صورت علنی منتشر می‌کنند، متفاوت است.

اسرائیل توافق جدید را نشانه شکل‌گیری یک نظام امنیتی منطقه‌ای تازه، خارج از چتر حمایتی آمریکا و مستقل از اتکا به اسرائیل برای مقابله با ایران می‌داند. تل‌آویو همچنین معتقد است ورود عربستان به این ائتلاف به معنای فاصله‌گرفتن ریاض از همکاری با اسرائیل در مسیر تجاری گسترده‌ای است که از جنوب آسیا تا اروپا امتداد دارد؛ مسیری که در آن ترکیه و شاید سوریه، به‌جای اسرائیل، نقش ایستگاه پیش از ورود به اروپا را ایفا خواهند کرد.

ورود عربستان به این ائتلاف می‌تواند اسرائیل را وادار کند با دو رؤیای خود، یعنی رؤیای عادی‌سازی روابط و رؤیای «خاورمیانه جدید»، خداحافظی کند.

در مورد ترکیه نیز نگرانی‌های اسرائیل طی سال‌های اخیر افزایش یافته است. روابط آنکارا و تل‌آویو پس از جنگ ویرانگر غزه به‌شدت تیره شد و نقش فزاینده ترکیه پس از سقوط حکومت بشار اسد و روی‌کارآمدن نیروهای نزدیک به آنکارا، بر نگرانی‌های اسرائیل افزود.

تل‌آویو به‌ویژه از حضور نظامی ترکیه در سوریه نگران است؛ حضوری که ممکن است تا مناطق نزدیک به بلندی‌های جولان اشغالی گسترش یابد. اسرائیل بیم دارد استقرار سامانه‌های دفاع هوایی ترکیه در سوریه، آزادی عمل نیروی هوایی این کشور را در حریم هوایی سوریه محدود کند. کمک‌های نظامی ترکیه و نقش این کشور در بازسازی و سازمان‌دهی ارتش سوریه نیز از دیگر نگرانی‌های تل‌آویو است.

فراتر از این مسائل، اسرائیل بیم آن دارد که تقابل دوجانبه کنونی با آنکارا در آینده از سطح رویارویی مستقیم فراتر رود و به مواجهه با یک قطب منطقه‌ای تبدیل شود که ترکیه رهبری آن را بر عهده دارد.

درباره پاکستان نیز نگرانی اصلی اسرائیل به توانایی این کشور برای ایجاد نوعی چتر هسته‌ای برای عربستان سعودی و ترکیه بازمی‌گردد؛ تحولی که می‌تواند بخش‌هایی از منطقه را از انحصار بازدارندگی هسته‌ای اسرائیل خارج کند. تل‌آویو همچنین نگران است همکاری‌های راهبردی میان عربستان سعودی و پاکستان در نهایت به انتقال دانش، تجربه و فناوری هسته‌ای اسلام‌آباد به ریاض منجر شود.

عربستان سعودی در حال توسعه برنامه هسته‌ای با اهداف اعلام‌شده صلح‌آمیز است، اما اسرائیل بیم دارد این ظرفیت در آینده و با تغییر مسیر، به برنامه‌ای با اهداف نظامی تبدیل شود.

درباره علت نپیوستن مصر به ائتلاف جدید، گمانه‌زنی‌ها و تحلیل‌های مختلفی مطرح شده است. برخی بر این باورند که ترکیه برای پیوستن قاهره به این چارچوب فشار وارد می‌کند، در حالی که عربستان سعودی در مقطع کنونی با احتیاط بیشتری رفتار می‌کند.

با این حال، دیدگاه غالب میان تحلیلگران این است که مصر از محور جدید فاصله نخواهد گرفت و همچنان در رایزنی‌ها و گفت‌وگوهای مرتبط با آن حضور خواهد داشت. همچنین این احتمال وجود دارد که قاهره پس از رفع برخی موانع سیاسی و فنی، در آینده به ائتلاف بپیوندد.

از نگاه اسرائیل، ورود مصر به این ائتلاف در بلندمدت می‌تواند تهدیدی جدی باشد. مصر دارای مرزهای طولانی با اسرائیل، یکی از بزرگ‌ترین ارتش‌های منطقه و جایگاهی مهم در جهان عرب و خاورمیانه است. پیوستن قاهره همچنین می‌تواند دیگر کشورهای عربی را به عضویت در این چارچوب ترغیب کند و در نهایت زمینه شکل‌گیری یک قطب مستقل سوم در منطقه را فراهم آورد؛ قطبی که قادر است موازنه قدرت در خاورمیانه را تغییر دهد و به یکی از چالش‌های راهبردی مهم برای امنیت ملی اسرائیل تبدیل شود.

ائتلاف جدید ماهیتی آشکارا دفاعی دارد و آزمون اصلی آن، میزان استقلالش از آمریکا و همچنین توانایی آن برای پذیرش اعضای جدیدی خواهد بود که به حفظ امنیت و ثبات منطقه و جلوگیری از تکرار جنگ‌های ویرانگر و خونین متعهد باشند.

اگر این ائتلاف به مسیر توسعه خود ادامه دهد، می‌تواند زمینه را برای شکل‌گیری گفت‌وگویی سازنده با ایران فراهم کند؛ البته به شرط آن‌که حاکمیت ایران محترم شمرده شود و تهران نیز اصل حاکمیت دیگر کشورهای منطقه را به رسمیت بشناسد. این ائتلاف همچنین می‌تواند در حمایت از مردم فلسطین و افزایش فشارهای سیاسی برای تحقق عدالت و دستیابی به صلحی واقعی و پایدار در سرزمین‌های مقدس، به‌ویژه فلسطین، نقش مهمی ایفا کند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات