ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۸۹۵۲۴

آغاز معادله‌ای تازه در خاورمیانه

خط‌کشی اتمی آمریکا؛ ایران ممنوع، عربستان مجاز؟

خط‌کشی اتمی آمریکا؛ ایران ممنوع، عربستان مجاز؟

دونالد ترامپ با نادیده گرفتن پروتکل‌های سخت‌گیرانه عدم اشاعه، به رویای هسته‌ای عربستان چراغ سبز نشان داد. این تصمیم غیرمنتظره که تل‌آویو را در موقعیتی بهت‌آور و منفعلانه قرار داده، می‌تواند معادلات قدرت در خاورمیانه را برای دهه‌های آینده تغییر دهد و دومینوی خطرناکی از رقابت‌های اتمی را آغاز کند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو– آزریل برمانت، پژوهشگر ارشد مسائل بین‌الملل در مؤسسه روابط بین‌الملل پراگ

به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، در اوایل ماه جاری میلادی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، با طرح این موضوع که واشنگتن آماده فروش جنگنده‌های پیشرفته اف-۳۵ به آنکارا است، صحنه سیاسی منطقه را با یک تحول غافلگیرکننده مواجه ساخت.

این اقدام استراتژیک، در عمل به معنای لغو ممنوعیت پیشین واشنگتن در قبال ترکیه بود و واکنش‌های سریعی را در مجامع امنیتی در پی داشت.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، بی‌درنگ در جریان گفت‌وگو با شبکه خبری سی‌ان‌ان هشدار داد که واگذاری این هواپیماهای رادارگریز و پیشرفته به ترکیه، می‌تواند برتری نظامی و استراتژیک اسرائیل در پهنه خاورمیانه را به‌طور جدی و جبران‌ناپذیری تضعیف نماید.

معادله پیچیده هسته‌ای در خاورمیانه

با این حال، تنها پس از گذشت دو هفته، دونالد ترامپ بار دیگر تصمیم به شدت غافلگیرکننده‌ای را به جهان مخابره کرد.

این بار، پیامدهای سیاسی، امنیتی و راهبردیِ تصمیم کاخ سفید برای کابینه اسرائیل به‌مراتب گسترده‌تر، پیچیده‌تر و برای محاسبه دشوارتر ارزیابی می‌شود.

بر اساس اطلاعات منتشر شده، واشنگتن با یک توافق جامع ۳۰ ساله با پادشاهی عربستان سعودی، به‌منظور انتقال فناوری هسته‌ای غیرنظامی آمریکا به این کشور موافقت کرده است.

نکته کلیدی و بسیار حائز اهمیت در این میان، آن است که توافق مذکور می‌تواند به ریاض اجازه دهد تا تحت نظارت نهادهای آمریکایی، یک مرکز داخلی و بومی برای غنی‌سازی اورانیوم در خاک خود تأسیس نماید.

این تحول چشمگیر برای مقامات اسرائیلی بسیار ناخوشایند و حتی شرم‌آور تلقی می‌شود؛ چرا که تل‌آویو سال‌هاست کارزاری تبلیغاتی به راه انداخته و ادعا می‌کند دستیابی ایران به توانایی ساخت سلاح هسته‌ای می‌تواند موجب شکل‌گیری یک اثر دومینویی در گسترش سلاح‌های هسته‌ای در سراسر خاورمیانه شود.

اکنون، توافق جدید ترامپ با ریاض ممکن است دقیقاً همان اثر دومینوییِ ادعایی را به یک واقعیت ملموس تبدیل کند.

آنچه این سناریو را برای اسرائیل تلخ‌تر می‌کند، این است که چنین توافق بزرگی بدون برخورداری واشنگتن از امتیاز سیاسیِ ناشی از توافق عادی‌سازی روابط میان عربستان و اسرائیل حاصل شده است؛ امتیازی که پیش‌تر و در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن، بخش جدایی‌ناپذیری از چارچوب مذاکرات برای اعطای تعهدات بیشتر آمریکا در قبال ریاض محسوب می‌شد.

در واکنش به این رویدادها، نیر برکات، وزیر اقتصاد اسرائیل، تمام تلاش خود را به کار بست تا آرامش و خونسردی ظاهری کابینه را در برابر رسانه‌ها حفظ کند.

او روز چهارشنبه در جریان مصاحبه‌ای با رادیو ارتش اسرائیل اظهار داشت: «دولت ترامپ هیچ‌گونه تمایل و علاقه‌ای به این موضوع ندارد که امنیت اسرائیل را به خطر بیندازد.»

برکات در ادامه اظهاراتش تأکید کرد که اگر پادشاهی سعودی صرفاً به دنبال توسعه یک برنامه هسته‌ای کاملاً غیرنظامی باشد، «اسرائیل توانایی آن را دارد که با این مسئله کنار بیاید و سازگاری نشان دهد.»

اما هنگامی که به‌طور کاملاً مستقیم و صریح از وی پرسیده شد که آیا تل‌آویو می‌تواند با یک عربستان مجهز به توانمندی‌های هسته‌ای نیز کنار بیاید، برکات با احتیاط و محافظه‌کاری پاسخ داد که ترجیح می‌دهد روی این سناریوی خاص تمرکز نکند.

در عوض، او کوشید مسیر بحث را تغییر داده و بر تحولات گسترده‌تر منطقه‌ای، از جمله چشم‌انداز و احتمال پیوستن ریاض به توافقنامه‌های ابراهیم در آینده تأکید نماید.

شاید در واکنش به موج فزاینده انتقادهای داخلی و خارجی، دونالد ترامپ اکنون با انتشار پیامی در شبکه‌های اجتماعی موضع جدیدی اتخاذ کرده و مدعی شده است که این توافق هسته‌ای «به‌طور کامل و قطعی، مشروط به پیوستن عربستان سعودی به توافق‌های ابراهیم است.»

او در عین حال با قاطعیت تأکید کرده که این توافق بی‌شک به تصویب نهایی خواهد رسید. با این وجود، رئیس‌جمهور آمریکا هیچ توضیح روشنی ارائه نداده است که اگر رهبران سعودی در نهایت حاضر به پذیرش عادی‌سازی رسمی و علنی روابط با اسرائیل نشوند، چه سرنوشتی در انتظار این توافق خواهد بود.

صرف‌نظر از اینکه آیا شرط جدیدِ مطرح‌شده از سوی ترامپ واقعاً یک پیش‌شرط سخت‌گیرانه در دیپلماسی است یا صرفاً یک مانور تاکتیکی برای آرام کردن منتقدانِ تندرو، نتانیاهو بلافاصله و با آغوش باز به استقبال آن رفت.

دفتر نخست‌وزیری اسرائیل با انتشار بیانیه‌ای رسمی، این موضع‌گیری ترامپ را «گامی تاریخی و بلند رو به جلو برای تحقق صلح در خاورمیانه» توصیف کرد.

به نظر می‌رسد کابینه نتانیاهو در تلاش است تا با برجسته‌سازی این گزاره که عربستان سعودی در تقابل منطقه‌ای با ایران، در کنار اسرائیل ایستاده است، پیامدهای منفی و نگرانی‌های امنیتی ناشی از این توافق را تا حد امکان کاهش داده و افکار عمومی را مدیریت کند.

از سوی دیگر، مقامات دولت ترامپ سرسختانه اصرار می‌ورزند که نظارت‌های مداوم و سخت‌گیرانه ایالات متحده، تضمین‌کننده این امر خواهد بود که برنامه هسته‌ای غیرنظامی عربستان به هیچ‌وجه به سمت اهداف نظامی منحرف نخواهد شد.

در همین راستا، ترامپ حتی در اظهارنظری در شبکه‌های اجتماعی خود، فراتر از متن توافق مدعی شده است که «هیچ‌گونه عملیات غنی‌سازیِ اورانیوم در خاک عربستان وجود نخواهد داشت.»

شکاف در سیاست عدم اشاعه آمریکا

در داخل سرزمین‌های اشغالی، نهادهای نظامی و دفاعی اسرائیل نیز خط استدلالی مشابهی را در پیش گرفته‌اند.

آن‌ها استدلال می‌کنند که حضور فیزیکی و نظارت دقیق آمریکا بر زیرساخت‌های اتمی عربستان، گزینه‌ای به‌مراتب مطلوب‌تر از آن است که ریاض برای توسعه برنامه هسته‌ای خود دست به دامن رقبای واشنگتن، یعنی روسیه یا چین شود؛ زیرا به باور آن‌ها، چرخش عربستان به سمت شرق می‌تواند خطرات راهبردیِ به مراتب بزرگ‌تر و غیرقابل‌کنترلی را برای تل‌آویو به همراه داشته باشد.

با این حال، بازخوانی تاریخچه توافقات هسته‌ای نشان می‌دهد که این‌گونه استدلال‌ها، دلایل چندان محکمی برای اطمینان‌بخشی باقی نمی‌گذارند.

در سال ۲۰۰۹ میلادی (۱۳۸۸)، زمانی که دولت باراک اوباما یک توافق مهم و استراتژیکِ هسته‌ای غیرنظامی را با امارات متحده عربی به امضا رساند، واشنگتن بر گنجاندن شروط بسیار سخت‌گیرانه‌ای پافشاری کرد.

این شروط صراحتاً غنی‌سازی داخلی اورانیوم و همچنین بازفرآوری سوخت هسته‌ایِ مصرف‌شده را در خاک امارات ممنوع اعلام می‌کرد.

در سال ۲۰۱۱ میلادی (۱۳۹۰) نیز، گروه ۴۸ کشوری موسوم به «تأمین‌کنندگان هسته‌ای» (NSG)، دستورالعمل‌های جامع و جدیدی را برای صادرات تجهیزات اتمی به تصویب رساندند که انتقال فناوری‌های حساسِ غنی‌سازی و بازفرآوری را به‌شدت محدود می‌ساخت.

دستگاه دیپلماسی واشنگتن برای مدت‌های مدیدی از شرکای خارجی خود خواسته است تا این تعهدات الزام‌آور حقوقی را بپذیرند؛ مجموعه‌ای از الزامات که به اصطلاح «استاندارد طلایی» نامیده می‌شود.

اما نکته بسیار مهم و تأمل‌برانگیز اینجاست که توافق هسته‌ایِ پیشنهادیِ کنونی میان ایالات متحده و پادشاهی عربستان سعودی، به‌هیچ‌وجه چارچوب موجودِ موسوم به «تضمین‌های استاندارد طلایی» را در بر نمی‌گیرد.  علاوه بر این مسئله، تفاوت فاحش دیگری نیز میان ریاض و ابوظبی وجود دارد.

برخلاف امارات متحده عربی که با امضای پروتکل الحاقیِ آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، به بازرسان این نهاد اجازه داد تا بازرسی‌های گسترده و سرزده از تأسیساتش داشته باشند، عربستان سعودی تنها تحت یک توافق‌نامه بسیار محدودِ پادمانی فعالیت می‌کند و تاکنون از پذیرش پروتکل الحاقی خودداری ورزیده است.

آنچه این توافق جدید را به‌ویژه برای ناظران نگران‌کننده می‌سازد، این واقعیت است که مقامات سعودی هرگز جاه‌طلبی‌های هسته‌ای خود را کتمان نکرده‌اند.

رهبران ارشد سعودی در مناسبت‌های گوناگون بارها به صراحت اعلام کرده‌اند که اگر ایران از آستانه هسته‌ای عبور کند، ریاض نیز بی‌درنگ و به‌سرعت برای دستیابی به توانایی هسته‌ای نظامی وارد عمل خواهد شد. پادشاهی سعودی منابع مالی عظیم، دانش فنیِ در حال توسعه و اهرم‌های سیاسی لازم برای عملی کردن چنین تهدیدی را در اختیار دارد.

رژیم اسرائیل به‌طور سنتی با هرگونه اقدامی که بتواند توانایی تهاجمی کشورهای منطقه را ارتقا بخشد، مخالفت کرده است.

احتمال اینکه هر یک از کشورهای خاورمیانه بتواند به‌طور مستقل به توانایی غنی‌سازی اورانیوم دست یابد، همواره باعث نگرانی عمیق تل‌آویو بوده است؛ زیرا آن‌ها از خطر انحراف احتمالی این فناوری‌ها به سمت اهداف نظامی هراس دارند.

کارشناسان هشدار می‌دهند که اگر امروز به ریاض اجازه داده شود چنین مسیر حساسی را طی کند، قطعاً در آینده‌ای نزدیک کشورهایی نظیر مصر و ترکیه نیز خواستار برخورداری از حق مشابه برای غنی‌سازی اورانیوم در خاک خود خواهند شد.

تسلیحات هسته‌ای خوب است یا بد؟

با وجود شرط جدید ترامپ درباره پیوستن عربستان به توافق‌های ابراهیم، اکنون هیچ توافق عادی‌سازی روی میز قرار ندارد؛ زیرا کابینه اسرائیل حاضر نیست حتی حداقل امتیازهای سیاسی ممکن را درباره تشکیل کشور مستقل فلسطین ارائه دهد؛ امتیازهایی که می‌توانست به عربستان پوشش سیاسی لازم برای امضای چنین توافقی را بدهد.

برآورد می‌شود ارزش تجاری و سرمایه‌گذاریِ این توافق، به ده‌ها میلیارد دلار بالغ شود.

هدف اصلی استراتژیست‌های آمریکایی تضمین سلطه طولانی‌مدت تجاریِ این کشور بر زیرساخت‌های هسته‌ای عربستان سعودی و در عین حال کنار زدن رقبای خارجی از این بازار پرسود است.

اینکه این توافق می‌تواند هم‌زمان یک مسابقه تسلیحات هسته‌ای منطقه‌ای را نیز به راه بیندازد، ظاهراً برای ترامپ تنها یک نگرانی درجه دوم محسوب می‌شود.

اعطای مجوز رسمی برای غنی‌سازی اورانیوم به عربستان سعودی در چنین شرایطی، احتمالاً انگیزه ایران را برای دستیابی به یک بازدارندگی هسته‌ای به شکل چشمگیری افزایش خواهد داد.

دشوار است باور کنیم که آمریکا علیه ایران وارد تقابل نظامی شد تا مانع دستیابی این کشور به سلاح هسته‌ای شود، اما اکنون اقدامی انجام می‌دهد که می‌تواند دعوتی آشکار برای تهران جهت حرکت به سمت ساخت سلاح اتمی باشد.

از نگاه منتقدان، ترامپ بار دیگر بدون توجه جدی به پیامدهای بلندمدت تصمیم خود عمل کرده است.

در همین حال، نتانیاهو که پیش‌تر تمامی پل‌های ارتباطی خود را با دموکرات‌های کنگره آمریکا از بین برده است، اکنون تقریباً هیچ اهرم فشاری در برابر ترامپ ندارد. احتمالاً قانون‌گذاران در کنگره آمریکا به‌زودی نبردی شدید علیه این توافق آغاز خواهند کرد، اما سابقه خطرناک این اقدام از هم‌اکنون ایجاد شده است.

تبلیغات
نویسنده : ازریل برمانت
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات