ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۸۸۹۸۱

میدل ایست آی: آمریکا و اسرائیل در چرخه نابودی خودساخته‌ گیر افتاده‌اند

میدل ایست آی: آمریکا و اسرائیل در چرخه نابودی خودساخته‌ گیر افتاده‌اند

همان‌گونه که ایالات متحده سال‌ها پس از آغاز جنگ ویتنام به این نتیجه رسید که پیروزی نظامی ممکن نیست، اکنون نیز دولت ترامپ باید زودتر به این جمع‌بندی برسد که نه در قبال ایران و نه در سطح کل خاورمیانه، دستیابی به پیروزی نظامی امکان‌پذیر نخواهد بود.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- هم‌زمان با گسترش تنش‌های ایران و آمریکا در سراسر خاورمیانه، برخی تحلیلگران معتقدند واشنگتن و تل‌آویو در چرخه‌ای گرفتار شده‌اند که خود زمینه‌ساز آن بوده‌اند؛ چرخه‌ای که به گفته آنان، می‌تواند در نهایت به جنگی تمام‌عیار در منطقه منجر شود. 

به گزارش فرارو به نقل از میدل ایست آی، به باور نویسنده، حملات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران به تدریج در حال تبدیل شدن به «جنگ سوم خلیج فارس» است. 

این تحلیل می‌گوید از زمان توافق آتش‌بسی که به گفته نویسنده، حاکمیت ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت شناخت و اسرائیل را وادار به توقف عملیات نظامی در لبنان کرد، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از تعهدات خود عقب‌نشینی کرده و بار دیگر مسیر جنگ را در پیش گرفته است. 

بر اساس این تحلیل، ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، هر دو در داخل کشور خود به دلیل پذیرش آن توافق آتش‌بس با انتقادهای گسترده روبه‌رو شدند. نویسنده معتقد است هیچ‌یک از دو رهبر نتوانستند توافقی را که از نگاه منتقدان به منزله عقب‌نشینی تلقی می‌شد، توجیه کنند و هر دو، با توجه به انتخابات پیش‌رو، سیاست فشار بر تهران را بخشی از بقای سیاسی خود می‌دانند. 

در ادامه آمده است که هر دو رهبر «در یک حلقه نابودی که خود ساخته‌اند، گیر افتاده‌اند» و پس از آنکه ادعاهایشان درباره «در هم کوبیدن، محو و نابود کردن» ایران محقق نشد، تنها گزینه پیش روی آنان آغاز دوباره عملیات نظامی بود. 

نویسنده این الگو را مشابه روند جنگ غزه و درگیری‌های لبنان توصیف کرده و نوشته است که پس از ناکامی در از بین بردن کامل حماس و حزب‌الله، اسرائیل بارها به عملیات نظامی بازگشت. 

افزایش هزینه‌های جنگ

در این تحلیل آمده است که ایران از ابتدا توافق آتش‌بس را فرصتی برای تجدید قوای آمریکا تلقی می‌کرد و هشدار داده بود در صورت ازسرگیری حملات، نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه را هدف قرار خواهد داد. 

به نوشته نویسنده، طی دو هفته گذشته نزدیک به ۱۰۰ نظامی آمریکایی مجروح شده‌اند، چهار نظامی در حملات به پایگاه‌های آمریکا در عراق و اردن کشته شده‌اند و چندین بالگرد «بلک‌هاوک» در یک پایگاه هوایی در اردن آسیب دیده است. همچنین ادعا شده است که پنتاگون در تأمین امنیت حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی مستقر در حدود ۲۰ پایگاه نظامی در خاورمیانه با دشواری روبه‌رو شده است. 

«اهرم‌های فشار» ایران

نویسنده معتقد است ایران اکنون همان راهبردی را علیه ترامپ به کار گرفته که رئیس‌جمهور آمریکا قصد داشت علیه تهران اجرا کند؛ یعنی استفاده از فشار نظامی برای وادار کردن طرف مقابل به پذیرش خواسته‌هایش. 

در این تحلیل آمده است که تهران از حملات به کشتی‌ها، حمله به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای حوزه خلیج فارس و حتی فشار بر کشورهای میانجی مانند قطر، به عنوان اهرم‌هایی برای تضعیف موقعیت واشنگتن در مذاکرات استفاده می‌کند. 

نویسنده همچنین یادآور شده است که ترامپ و نتانیاهو در گذشته نیز مذاکرات را همزمان با عملیات نظامی پیش برده‌اند. به گفته او، اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ هم‌زمان با برنامه‌ریزی مذاکرات عمان به ایران حمله کرد و یک هفته بعد آمریکا نیز وارد عملیات شد. همچنین در سپتامبر همان سال، اسرائیل نشستی را در دوحه که رهبران سیاسی حماس برای بررسی طرح صلح آمریکا در آن حضور داشتند، هدف قرار داد. 

ترامپ نیز پیش‌تر درباره حمله اسرائیل گفته بود: «اسرائیل اول حمله کرد. آن حمله بسیار بسیار قدرتمند بود. من کاملاً هدایت آن را بر عهده داشتم.» 

گسترش دامنه جنگ

به نوشته این تحلیل، ایران اکنون در تلاش است دامنه جنگ را به اردن، عربستان سعودی و یمن گسترش دهد؛ کشورهایی که در ماه نخست درگیری‌ها آسیب کمتری دیده بودند. 

بر اساس این گزارش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرده است که ادامه حملات آمریکا موجب گسترش دامنه جنگ خواهد شد و انصارالله یمن نیز در صورت لزوم آماده بستن ورودی دریای سرخ است. 

نویسنده می‌گوید در نتیجه، درگیری میان حوثی‌ها و عربستان از سر گرفته شده و احتمال باز شدن جبهه‌ای تازه در تنگه باب‌المندب افزایش یافته است. 

به گفته این تحلیل، انصارالله عربستان را مسئول حمله اخیر به فرودگاه صنعا دانسته و با شلیک موشک به سمت این کشور، آتش‌بس چهارساله را در معرض خطر قرار داده است. همچنین روز دوشنبه، حوثی‌ها از اعمال «محاصره دریایی» علیه بنادر عربستان خبر دادند. 

این تحلیل با استناد به گزارش رویترز می‌افزاید که سه نفتکش حامل نفت عربستان در دریای سرخ مسیر خود را تغییر داده و به سمت کانال سوئز بازگشتند. 

پیامدهای اقتصادی جنگ

در ادامه گزارش آمده است که ایران به تدریج هزینه‌های جهانی جنگ را افزایش داده است. 

به نوشته نویسنده، قیمت بنزین در آمریکا بار دیگر از چهار دلار برای هر گالن فراتر رفته، تنگه هرمز بسته شده و در صورت ادامه درگیری‌ها، احتمال بسته شدن دریای سرخ نیز وجود دارد. 

در همین حال، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، اعلام کرده است که این جنگ تاکنون ۳۷.۵ میلیارد دلار برای آمریکا هزینه داشته است. نویسنده معتقد است اگر خسارت‌های وارد شده به ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس نیز محاسبه شود، این رقم به مراتب بیشتر خواهد بود. 

تغییر فضای سیاسی در آمریکا

نویسنده می‌گوید ترامپ بار دیگر در حال بررسی گزینه‌هایی مانند تصرف جزیره خارگ، بمباران مجموعه تونلی «پیک‌اکس» (Pickaxe Mountain) و حمله به تأسیسات انرژی ایران است. 

با این حال، به اعتقاد نویسنده، شرایط سیاسی آمریکا نسبت به آغاز جنگ تغییر کرده و افکار عمومی این کشور به تدریج از ادامه جنگ و همچنین حمایت از اسرائیل فاصله گرفته است. 

بر اساس گزارش روزنامه «هاآرتص»، اسرائیل حدود ۱۰۰ میلیون دلار برای بهبود وجهه خود در خارج از کشور هزینه کرده و بخشی از این بودجه صرف کارزارهای رسانه‌ای و لابی‌گری شده است. 

مجله «تایم» نیز گزارش داده است که بخشی از این منابع مالی به اینفلوئنسرهای فضای مجازی پرداخت شده تا از مواضع معاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی‌دی ونس، انتقاد کنند. 

ونس در واکنش به این گزارش گفت: «وقتی صفحات مجله تایم را باز می‌کنم و می‌بینم که عملاً یک کارزار نفوذ خارجی با بودجه‌ای مشخص برای به شکست کشاندن همان توافقی که من پیگیرش بودم به راه افتاده است—و تازه، بسیاری از کسانی که آن پول را می‌گرفتند در واقع به شیوه‌هایی کاملاً غیرصادقانه به من حمله می‌کردند—خب، واکنش من این است: «به جهنم!» »

او افزود: «من آنچه را که باید برای مردم آمریکا انجام دهم، انجام خواهم داد. اولویت من نمایندگی از مردم آمریکاست.» 

در مقابل، برد پارسکیل، مدیر پیشین کارزار انتخاباتی ترامپ، این اتهامات را رد کرد و نوشت: «حتی یک ذره مدرک هم وجود ندارد که نشان دهد من علیه دولت اقدام کرده‌ام.» 

تغییر نگرش افکار عمومی

بر اساس پژوهش مؤسسه «پیو»، اکنون ۶۰ درصد آمریکایی‌ها دیدگاه نامساعدی نسبت به اسرائیل دارند؛ رقمی که در سال ۲۰۲۲ معادل ۴۲ درصد بود. این نسبت در میان دموکرات‌های جوان از ۶۲ درصد به ۸۴ درصد و در میان جمهوری‌خواهان جوان از ۳۵ درصد به ۵۷ درصد افزایش یافته است. 

همچنین هفته گذشته نزدیک به نیمی از نمایندگان دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا به کاهش کمک‌های مالی به اسرائیل رأی دادند؛ موضوعی که نشریه «پولیتیکو» آن را «تحولی بنیادین و تکان‌دهنده» توصیف کرده است. 

«لیس اسمیت»، استراتژیست حزب دموکرات، نیز به شبکه CNN گفت: «مسئله‌ی غزه به معیاری حیاتی (آزمون محک) برای رأی‌دهندگان دموکرات تبدیل شده است؛ رأی‌دهندگانی که «در سال‌های اخیر تغییرات شدیدی در نگرش خود داشته‌اند که عمدتاً ناشی از اقداماتی است که آن‌ها زیاده‌روی‌های دولت نتانیاهو می‌دانند؛ و بنیامین نتانیاهو روابط آمریکا و اسرائیل را به شکلی جبران‌ناپذیر مسموم کرده است.» 

چشم‌انداز آینده

در بخش پایانی این تحلیل آمده است که اگرچه ممکن است در آینده رهبری اسرائیل تغییر کند، اما تغییر نخست‌وزیر لزوماً به معنای تغییر سیاست‌های امنیتی این کشور نخواهد بود. 

نویسنده با اشاره به «گابی آیزنکوت»، فرمانده پیشین ارتش اسرائیل، می‌نویسد که او نیز تشکیل کشور مستقل فلسطینی را رد کرده و انتظار عقب‌نشینی سریع نیروهای اسرائیلی از غزه، لبنان یا سوریه واقع‌بینانه نیست. 

در پایان، «ولی نصر»، استاد ایرانی-آمریکایی و دیپلمات پیشین، درباره اهداف دو طرف گفت: «مسئله اصلی تنگه است؛ موضوع بر سر یک سوءتفاهم یا چند سطر در آن تفاهم‌نامه نیست… ایالات متحده می‌خواهد از دوره این تفاهم‌نامه برای تجدید قوا، سازماندهی مجدد و تضعیف موقعیت ایران در لبنان و در مسئله تنگه استفاده کند و همچنین در عمل، امتیازات اقتصادی وعده‌داده‌شده را به ایران ندهد.» 

او افزود: «هر دو طرف در تلاش‌اند تا موازنه قدرت را تغییر دهند. ایرانی‌ها می‌خواهند ایالات متحده را متقاعد کنند که چاره‌ای جز پذیرش کنترل ایران بر تنگه ندارد و باید از تلاش برای استفاده از [تفاهم‌نامه] به عنوان ابزاری موقت جهت اعمال فشار بیشتر بر ایران دست بردارد. در مقابل، ایالات متحده امیدوار است با بهره‌گیری از این حملات علیه ایران، این کشور را متقاعد کند که عملاً عقب‌نشینی کرده و شرایط موجود روی میز را بپذیرد.» 

نصر همچنین درباره رویکرد ترامپ گفت: «من واقعاً نمی‌خواهم مذاکره کنم؛ می‌خواهم دیکته کنم. و اگر تصور می‌کنید اهرم فشاری در اختیار دارید، آن را نابود خواهم کرد.» 

نویسنده در پایان نتیجه‌گیری می‌کند که همان‌گونه که ایالات متحده سال‌ها پس از آغاز جنگ ویتنام به این نتیجه رسید که پیروزی نظامی ممکن نیست، اکنون نیز دولت ترامپ باید زودتر به این جمع‌بندی برسد که نه در قبال ایران و نه در سطح کل خاورمیانه، دستیابی به پیروزی نظامی امکان‌پذیر نخواهد بود.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات