پنج نکته میانسطور صحبتهای عراقچی در «ماجرای جنگ»
بخشی از صحبتهای عباس عراقچی با جواد موگویی، حول این محور میچرخد که پس از جنگ ۱۲ روزه چرا بار دیگر به ایران حمله شد؛ تاثیر متغیرهای مختلف در ایجاد این تصمیم چه بود، منطقه چه تاثیری در آن داشت و لابی اسرائیل و مقامات تلآویو چه نقشی در قانع کردن ترامپ داشتند.
فرارو- سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی مهمان اولین قسمت از برنامه ماجرای جنگ ۲ بود. برنامهای که اولین بار پس از جنگ ۱۲ روزه توسط جواد موگویی، مستندساز و پژوهشگر تاریخ انقلاب ساخته شد و قرار بود از تلویزیون پخش شود. اما بعد از برخی حواشیها و ممیزیها، پخش آن روی اینترنت ادامه پیدا کرد.
به گزارش فرارو، این گفتگو در دو بخش تدوین شده و بخش نخست آن امروز منتشر شد. عراقچی در این فایل ۹۰ دقیقهای، صحبتهایی را مطرح میکند که میتوان میانسطور آن، برخی نکات مهم درباره جنگ ۴۰ روزه را مشاهده کرد.
اشراف، نفوذ و حمله به جلسات راهبردی
وزیر امور خارجه در صحبتهای خود به موضوع نفوذ اشاره و از آن به عنوان حفره امنیتی یاد میکند. حفره امنیتی که نه فقط مربوط به جاسوسی و جمعآوری اطلاعات باشد، بلکه دامنه آن به حوزههای تصمیمگیری و تصمیمسازی نیز میرسد. موضوعی که میتواند به معنی لزوم انجام آسیبشناسی و شناسایی روندها، تصمیمها و مشاورههایی باشد که در ظاهر در مسیر تامین امنیت و منافع ملی اما در اصل، ضدامنیت ملی است.
در سطح بعدی نیز عراقچی به موضوع حمله به جلسات اشاره و مجری نیز صحبتهای او را تکمیل میکند. بر اساس آنچه در این برنامه مطرح میشود، صبح روز ۹ اسفند محل حضور آیتالله خامنهای، دفتر سردار شیرازی (رئیس دفتر نظامی رهبر شهید)، دفتر حجتالاسلام حجازی، جلسه شهید شمخانی با جمعی از فرماندهان نظامی (جلسه فرعی شورایعالی دفاع) در مجموعه بیت رهبری و جلسه شورای معاونین وزارت اطلاعات در نقطهای دیگر مورد هدف قرار میگیرد. جلساتی تقریباً همزمان که در برنامه، به مطلع بودن دشمن از برگزاری آنها اشاره میشود.
کار ناتمام اسرائیل در ایران
بخشی از صحبتهای مطرح شده در این برنامه، حول این محور میچرخد که پس از جنگ ۱۲ روزه چرا بار دیگر به ایران حمله شد؛ تاثیر متغیرهای مختلف در ایجاد این تصمیم چه بود، منطقه چه تاثیری در آن داشت و لابی اسرائیل و مقامات تلآویو چه نقشی در قانع کردن ترامپ داشتند. اما عراقچی در بخشی از صحبت خود به این موضوع اشارهای گذرا میکند که اسرائیلیها از وجود یک کار ناتمام (Unfinished job) در ایران و پس از جنگ ۱۲ روزه میگویند.
نکته این است که اسرائیلیها و به طور مشخص کاتز و نتانیاهو پس از جنگ ۴۰ روزه بر این موضوع تاکید کردند که کار آنها در ایران هنوز تمام نشده است. اشارهای که میتواند به معنی وجود باز بودن پرونده و در پیش بودن بحران باشد.
آغاز مسیر جنگ از ۷ اکتبر
از بین رفتن بازدارندگی منطقهای و حرکت به سمت بازدارندگی هستهای، موضوعی است که به گفته وزیر خارجه، به تحلیل طرفهای مقابل برای حمله به ایران تبدیل شده بود. عراقچی به ۷ اکتبر اشاره نمیکند اما صحبتهایش از تبعات آن رخداد شروع میشود؛ ضربه خوردن حزبالله، ترور سیدحسن نصرالله، سقوط سوریه سه موضوعی هستند که به زعم وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در طرف مقابل این تحلیل را به وجود آورد که ایران ضعیف شده و برای جبران این خسارات به سمت ساخت سلاح هستهای میرود. از زمان رخداد ۷ اکتبر و طی شدن تمام این مسیر تا روزی که به ایران حمله شد، حدود ۲۰ ماه فاصله وجود دارد.
غافلگیری در ۱۸ و ۱۹ دی
ایجاد زمینههای جنگ، یکی از موضوعات مورد تاکید عراقچی در این مصاحبه است. درباره تاثیر این رخداد و فضایی ایجاد شد، صحبتهای زیادی مطرح شده اما عراقچی در پاسخ به سوال مجری بر این موضوع تاکید میکند که آمادگی برای رخدادهای این روز وجود نداشت. وزیر خارجه بر این موضوع تاکید میکند که از ۸ تا ۱۸ دی اعتراضات مسالمتآمیز در جریان بود اما از این روز به سمت حرکتهای مسلحانه رفت. مجری نیز میگوید بعضی شهرها – با تاکید بر مشهد – به تعبیر او «سقوط» کردند.
اهمیت محاسبات عقلانی در جنگ
در قسمتهایی از صحبتهای عراقچی، کنایههای خواسته یا ناخواستهای به افراد و تفکرهای تندروی شناختهشده سیاسی وجود دارد. شاید شاخصترین کنایه بخشی باشد از رسیدن پشت خیمه دشمن صحبت میکند. او سپس به اهمیت محاسبات عقلانی، اجتناب از قمار کردن با سرنوشت یک کشور و حرکات نسنجیده صحبت میکند. موضوعی که دوگانه جاری میان رویکردهای سیاسی موجود و قدرتمند در عرصه عمومی را نشان میدهد. به طور مشخص در مورد زیرساختها، محاسباتی جدی وجود دارد. زمانی که عراقچی میگوید: «بحث فقط زدن نیست، بحث این هم هست که چقدر میتوانیم از زیرساختهای خودمان دفاع کنیم، مثلاً اگر شبکه برق را بزنند، چقدر تابآوری در شبکه وجود دارد.»
همچنین این موضوع مورد اشاره قرار میگیرد که در تصمیمگیریهای مربوط به جنگ در شورایعالی امنیت ملی که ترکیبی سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی دارد، هر کدام از دستگاهها وضعیت حوزه ماموریتی خود را تشریح میکنند و تصمیمها با نگاه به مجموع شرایط گرفته میشود. موضوعی که در ادبیات سیاسی تندروها و تحلیلهای آنها مورد توجه قرار نمیگیرد.