شوخی شوخی میخواهند سر رئیسجمهور را ببرند
ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما؟ الان هرکسی میتواند همین حرف را نسبت به یک شخص حقیقی و حقوقی بزند و بعد راست راست راه برود و به ریش صدر تا ذیل مملکت بخندد؟ چرا برای یک اعتراض ساده و صنفی و گاه برای یک موضوع ساده و پیش پا افتاده سر و کله مدعیالعموم پیدا میشود اما در چنین مواقعی که حقیقتا موضوع عمومی است و به همه مردم مربوط میشود حرفی از مدعیالعموم نمیشنویم؟
عبدالجواد موسوی در یادداشتی نوشت: «سخنگوی وزارت کشور در واکنش به عربدهکشیهای یک مداح گمنام و تهدیدهایی که از سوی او متوجه رئیسجمهور شده، فرمودهاند: او شوخی کرده. بعد هم اضافه کردهاند که این جور شوخیهارا قابل قبول نمیدانند و بلافاصله برای محکم کاری از صاحبان تریبون و مداحان عزیز درخواست کردهاند از این نوع ادبیات در تریبونهای رسمی کشور استفاده نکنند.
که شوخی کرده؟ لابد دوستان وزارت کشور و نهادهای امنیتی توقع دارند با این ادبیات، این جماعت دست و پایشان را جمع کنند و از این به بعد بهداشتیتر سخن بگویند و دست از تهدید و ارعاب و دشنام بردارند. و لابد یادشان رفته که همین جماعتِ شوخ و بامزه تا حالا شوخی شوخی چه هزینههایی روی دست این مملکت گذاشتهاند. از دلِ همین شوخیها سعید عسگر بیرون آمد و توی روز روشن اسلحه گذاشت روی شقیقه سعید حجاریان. از دل همین شوخیها بارها و بارها عدهای تحریک شدهاند و ریختهاند توی حسینیه و مسجد و مجلس ختم و با شعارهای انقلابی مراسم عزاداری و سخنرانی و گردهمایی را بههم زدهاند و از خجالت مستعمین درآمدهاند. از دل همین شوخیها، قتلهای زنجیرهای کرمان و اسیدپاشیِ اصفهان و خودسریهایِ خراسان و هزارجور مصیبت دیگر بیرون زده است.
مشکل اصلی صرفا شوخ بودن این جماعت نیست مشکل این است که برخی از مریدان و پامنبریهای این حضرات خیلی شوخی سرشان نمیشود و این حرفها را جدی میگیرند. اصلا شاید آنها هم موجودات شوخی باشند و از سر تفریح و سرگرمی و خوشگذرانی شلیک کنند و یا قمه بکشند اما سوژههایی که به سراغشان میروند اصلا اهل شوخی نیستند. حتما شنیدهاید آن شعر معروف را که: بچهها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ میزنند و گنجشکها جدی جدی میمیرند.
بیایید ماهم دست از شوخی برداریم و با دوستان وزارت کشور کمی جدیتر صحبت کنیم. کاملا واضح است که عزیزان وزارت کشور خیلی بهتر از همه ما میدانند که تقلیل دادن این رفتارها به «شوخی» خودش یکجور شوخی است. منتهی شوخی بینمک و یخی است. به نظر میرسد خواستهاند برای خالی نبودن عریضه تذکری داده باشند و حرفی زده باشند تا نشان دهند خیلی هم به مسائل حساس کشور بیاعتنا نیستند. البته میتوان با حسن نیت بیشتری به ماجرا نگاه کرد و گفت که این تذکر صرفا ظاهر ماجراست و فراتر از این ظاهر برخورد جدیتری با این مسائل داشتهاند. امیدوارم اما چنان که باد میآید و شاخه میجنبد از این خبرها نیست و آنهایی که سرِ این جور شوخیها را باز کردهاند خیلی جدی دارند به شوخیهایشان ادامه میدهند و تا کار بیخ پیدا نکند ول کن ماجرا نیستند.
نمونهاش: شیخ قاسمیان. که بسیار شوخ است و اصلا آن مداح جوان و امثال او حاصل زحمات و شوخیهای شیخ قاسمیان و نظائر او هستند. شیخ قاسمیان در همین روزها و شبهایی که مملکت دارد بحرانیترین و حساسترین لحظاتش را سپری میکند قرآن در دست از این میدان به آن میدانِ شهر و از این شبکه تلویزیونی به آن شبکه تلویزیونی میرود تا با استناد به کلام خدا اثبات کند قالیباف و پزشکیان و عراقچی خائنند. و کاش به همین مقدار اکتفا کند. پریشبها در شبکه چهار داشت از دل آیات قرآن این معنا را استخراج میکرد که اگر در میان سیاستمداران عالم یک مومن واقعی وجود دارد که به آیات خدا عمل کند همانا رفیق پوتین است و لاغیر. این شوخیهای خطرناک است که از دلِ آن، نابخردی بیرون میآید که تهدید به بریدن حلقوم رئیسجمهور مملکت میکند.
سرِ چشمه باید گرفتن به بیل وگرنه تا قیام قیامت هم بروید سراغ این معلولها مشکلی حل نمیشود. قاسمیانها را دریابید که در پوشش تفسیر قرآن بذر کینتوزی و تفرقه میپراکنند و آتشِ جهل و خشم سادهلوحان را شعلهور میکنند. نبویانها را دریابید که آشکارا با دروغ و تحریف سعی دارند مملکت را به آشوب و ناامنی بکشانند. یقۀ آن نمایندگان چهاردرصدی را بگیرید که با عنوان نمایندۀ مردم هر خزعبلی میگویند بیآنکه به تبعات آن توجهی نشان دهند.
طرف رسما و علنا در جمع مردمی که میداند خشمگین هستند به تیم مذاکره کننده دروغ میبندد تا احساسات آنها را برانگیزد. اگر کسی از آن جمع برای حفظ استقلال و عزت کشورش برانگیخته شد تا دخل یکی از همانهایی که نبویان به شوخی آنها را متهم میکند به وطن فروشی بیاورد، چه کسی پاسخگوست؟ اصلا چرا یک طیف سیاسی باید در این مملکت اینقدر مصونیت آهنین داشته باشند؟
ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما؟ الان هرکسی میتواند همین حرف را نسبت به یک شخص حقیقی و حقوقی بزند و بعد راست راست راه برود و به ریش صدر تا ذیل مملکت بخندد؟ چرا برای یک اعتراض ساده و صنفی و گاه برای یک موضوع ساده و پیش پا افتاده سر و کله مدعیالعموم پیدا میشود اما در چنین مواقعی که حقیقتا موضوع عمومی است و به همه مردم مربوط میشود حرفی از مدعیالعموم نمیشنویم؟ نمیشود که یک نفر را فقط به جرم یک استوریِ اعتراضی و یا به جرم یک کامنتی که سرِ جمع هزار نفر هم آن را ندیدهاند احضار کنیم و او را به اقدام علیه امنیت ملی محکوم کنیم اما از کنار این همه تخلف آشکار و اقدام رسمی علیه آرامش و امنیتِ نود میلیون ایرانی به راحتی بگذریم. این همه تساهل و تسامح و بیخیالی در مقابلِ این گروهِ خشن و شوخی فرض کردنِ جدیترین مشکلاتی که اکنون و آیندۀ این سرزمین را تهدید میکند کار دستِ همۀ ما خواهد داد. بنشینید و تماشا کنید.»