ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۸۱۰۱۴

تقی آزاد ارمکی: پزشکیان معمار توافق با امریکاست/ تندروها با پایان یافتن جنگ، ابزار خودشان را از دست می دهند

تقی آزاد ارمکی: پزشکیان معمار توافق با امریکاست/ تندروها با پایان یافتن جنگ، ابزار خودشان را از دست می دهند

تجار، دانشگاهیان، هنرمندان، کارآفرینان و فعالان اقتصادی همگی از شرایط صلح استقبال می‌کنند، زیرا صلح امکان فعالیت و توسعه را فراهم می‌کند.

تبلیغات
تبلیغات

حال و هوای جامعه ایرانی پس از توافق با امریکا چگونه است؟ تجار، فعالان اقتصادی، دانشگاهیان، اهالی سیاست و فرهنگ و... درباره توافق چگونه می‌اندیشند و چه تصوری از ایران آینده دارند؟ نظام حکمرانی برای ورود به عصر تازه مدیریت خود به چه نوع اصلاحاتی نیاز دارد؟ در روزهایی که جامعه ایرانی پس از توافق با امریکا و پایان جنگ نوع خاصی از تحولات مثبت را تجربه می‌کند، بحث و تبادل نظر و پاسخ‌دهی به پرسش‌های طرح شده واجد اهمیت بسیاری است. تقی آزادارمکی، استاد دانشگاه و جامعه‌شناس، با اشاره به تحولات اخیر و تفاهم میان ایران و امریکا می‌گوید ادامه جنگ می‌توانست منطقه و حتی جهان را به سمت درگیری گسترده‌تری سوق دهد.

روزنامه اعتماد در گفت وگو با تقی آزاد ارمکی دیدگاه او را در باره تفاهم امضا شده توسط پزشکیان را بررسی کرده است.

اخبار حاکی از آن است که رییس‌جمهور با اعتبار سیاسی خود و همراهی برخی چهره‌های سیاسی مانند قالیباف و فرماندهان نظامی تلاش زیادی برای تحقق این تفاهم انجام داده است. شما این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید و حال و هوای جامعه ایرانی در دوران پساتوافق را چطور می‌بینید؟

من تحلیلی دارم که شاید با برخی تحلیل‌های رایج متفاوت باشد. در ماجرای جنگ بارها گفته‌ام که به ‌نوعی پایان جنگ همان ابتدا  رقم خورد و آنچه بعد از آن رخ داد، بیشتر در مسیر اراده برای صلح بود. یعنی هم ایران و هم امریکا به سمت پایان دادن به درگیری حرکت کردند و در سطح جهانی هم نشانه‌های این اراده دیده می‌شد. محبوبیت ایران پس از مقاومت بیشتر شد و انتقادها به اسراییل و امریکا افزایش یافت. واقعیت این است که اگر جنگ ادامه پیدا می‌کرد، احتمال شکل‌‌گیری یک درگیری بسیار گسترده‌‌تر وجود داشت؛ درگیری که می‌توانست پای اروپا، ناتو و حتی روسیه و چین را نیز به میان بکشد. در چنین شرایطی، دنیا در آستانه یک بحران بزرگ قرار می‌گرفت.

بنابراین بسیاری از کشورها ترجیح دادند به جای گسترش جنگ، به سمت صلح حرکت کنند. البته این موضوع فقط به نیازهای داخلی کشورها هم مربوط نبود. ممکن است برخی بگویند امریکا به دلیل مسائل انتخاباتی خودش یا ایران به دلیل مشکلات اقتصادی‌اش به سمت ترک تخاصم و امکان دادن به تحقق صلح رفتند، اما من معتقدم مساله بزرگ‌تر از این حرف‌ها بود. ادامه جنگ می‌توانست به یک بحران جهانی تبدیل شود و همین مساله باعث شد اراده عمومی برای پایان دادن به آن شکل بگیرد.

در داخل ایران فضای اجتماعی و سیاسی چه شرایطی را ایجاب می‌کرد؟ 

ببینید، یک واقعیت مهم وجود دارد و آن اینکه در داخل ایران هم نیروهای مسلح با وجود مقاومت و ایستادگی در برابر امریکا و اسراییل، هیچگاه جنگ ‌طلب نبوده‌اند. نیروهای نظامی ایران نشان دادند که توان دفاعی بالایی دارند، اما هدفشان گسترش جنگ یا تصاحب سرزمین‌های دیگر نبوده است. هر زمان که دشمن به سمت آتش‌‌بس حرکت کرده، ایران هم آن را پذیرفته است. حتی زمانی که دست بالا را در جنگ داشتیم. این نشان می‌دهد که ایران اساسا رویکردی صلح‌طلبانه دارد. در مقابل، رفتار اسراییل در منطقه نشان می‌دهد که این رژیم رویکردی متفاوت دارد؛ از یک‌سو از آتش‌بس سخن می‌گوید و از سوی دیگر حملات خود را در لبنان و... ادامه می‌دهد. این رفتار باعث شده بسیاری از کشورهای جهان نسبت به سیاست‌های جنگ‌‌طلبانه اسراییل انتقاد داشته باشند. در مجموع می‌توان گفت که مجموعه‌ای از عوامل داخلی و بین‌المللی باعث شد همه طرف‌ها به سمت صلح حرکت کنند.

موضوع مهم بعدی، شانه‌ای است که بتواند بار مسوولیت توافق و ترک تخاصم را به دوش بکشد؟ یک بار آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی جان خود را گرو گذاشتند و امام(ره) حمایت کردند و امروز هم مسعود پزشکیان تلاش کردند و با حمایت رهبری انقلاب حرکت به سمت صلح آغاز شد. از نظر شما در ایران چه کسی می‌توانست پروژه صلح را راهبری کند؟ 

دقیقا همین‌طور است. چنین مسوولیتی را فقط افرادی می‌توانند بپذیرند که از جایگاه و پشتوانه سیاسی و اجتماعی بالایی برخوردار باشند. در تاریخ جمهوری اسلامی هم نمونه‌هایی از این موضوع وجود دارد. برای مثال آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی با حمایت امام خمینی توانست در مقطع خاصی تصمیم‌های مهمی بگیرد. امروز هم چنین مسوولیتی بر دوش رییس‌جمهور پزشکیان قرار دارد. رییس‌جمهور با حمایت رهبر سوم انقلاب و با استفاده از ظرفیت‌های دیپلماسی کشور توانست این مسیر را مدیریت کند. در واقع مسوولیت حوزه دیپلماسی با دولت است و طبیعی است که رییس‌جمهور باید برای مذاکره و ایجاد تفاهم اقدام کند. به نظر من این روند در مجموع موفق بوده است. حتی در امریکا هم برخی تحلیلگران گفته‌اند که ایران در میز مذاکره دست بالا را داشته است. بنابراین می‌توان گفت که مدیریت این روند در داخل کشور به شکل قابل توجهی انجام شده است. پزشکیان را باید معمار توافق با امریکا بدانیم. 

اما تندروها فشار زیادی وارد ساخته و از دولت به خاطر این توافق انتقاد می‌کنند .

طبیعی است که چنین تصمیم‌هایی با مخالفت‌هایی هم همراه باشد. همیشه گروه‌هایی وجود دارند که ادامه تنش را ترجیح می‌دهند. برخی جریان‌های رادیکال یا تندرو ممکن است احساس کنند که با پایان جنگ، یکی از ابزارهای سیاسی خود را از دست می‌دهند. این گروه‌ها ممکن است تلاش کنند فضای سیاسی را متشنج کنند یا با فضاسازی رسانه‌ای مخالفت خود را نشان دهند. اما این موضوع تا حدی طبیعی است و در بسیاری از کشورها هم دیده می‌شود. مهم این است که جامعه در نهایت چه مسیری را انتخاب می‌کند.

حال و هوای جامعه را پس از توافق چگونه می‌بینید؟ مردم چه شرایطی را تجربه می‌کنند؟ 

جامعه ایران به‌طور کلی به دنبال سازگاری، توسعه و دموکراسی است. تجربه جنگ نشان داد که جامعه تمایلی به رادیکال شدن ندارد و حتی در شرایط سخت هم تلاش کرده از افراط دوری کند. در زمان جنگ بسیاری از فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی عملا متوقف شده بود. کسب‌وکارها دچار رکود شده بودند، فعالیت‌های فرهنگی کاهش یافته بود، دانشگاه‌ها و مراکز علمی با محدودیت روبه‌رو بودند و بسیاری از بخش‌های اقتصادی و خدماتی تحت تأثیر شرایط قرار داشتند. طبیعی است که با پایان این وضعیت، بخش بزرگی از جامعه احساس آرامش و امید بیشتری داشته باشد.

تجار، دانشگاهیان، هنرمندان، کارآفرینان و فعالان اقتصادی همگی از شرایط صلح استقبال می‌کنند، زیرا صلح امکان فعالیت و توسعه را فراهم می‌کند. در مقابل، گروه‌های محدودی ممکن است با این روند مخالف باشند، اما وزن اجتماعی آنها در مقایسه با اکثریت جامعه چندان زیاد نیست. جامعه ایران در مجموع از صلح استقبال می‌کند و این روند را فرصتی برای بازگشت به مسیر توسعه می‌داند. به همین دلیل است که می‌بینیم بسیاری از مردم از کسانی که برای کاهش تنش و پایان جنگ تلاش کردند قدردانی می‌کنند.

همانطور که اشاره کردید جامعه به سمت صلح حرکت می‌کند.  به نظر شما ایران در دوره پساتوافق به چه اصلاحاتی در نظام حکمرانی نیاز دارد؟

من پیش‌تر درباره مفهومی با عنوان «جمهوری سوم» با خود شما صحبت کرده‌ام. منظورم این است که اگر حاکمیت می‌خواهد در آینده نیز موثر و پایدار باشد، باید تصویر تازه‌ای از جمهوری اسلامی ارایه دهد. در این مرحله باید توجه بیشتری به منافع مردم، حقوق شهروندی، دموکراسی و توسعه صورت گیرد. اینها عناصر مهمی هستند که می‌توانند پایه‌های یک دوره جدید را شکل دهند.

یکی از تغییرات مهمی که باید رخ دهد، تغییر در آرایش نیروهای اجتماعی است. به جای امنیتی کردن جامعه، باید به سمت مدیریت کارشناسی حرکت کنیم. همچنین لازم است نقش گروه‌های مختلف اجتماعی در اداره کشور پررنگ‌تر شود. برای مثال نیروهای نظامی نقش مهمی در حوزه دفاعی دارند و در این حوزه نیز موفق بوده‌اند، اما در حوزه‌های دیگر مانند اقتصاد، فرهنگ یا سیاست بهتر است نقش اصلی را متخصصان همان حوزه‌ها بر عهده بگیرند.

این به معنای حذف هیچ گروهی نیست، بلکه به معنای تقسیم مناسب وظایف است. از سوی دیگر ظرفیت‌های اقتصادی و اجتماعی بزرگی در جامعه ایران وجود دارد. سرمایه‌های مالی قابل توجهی در داخل کشور وجود دارد که می‌تواند وارد چرخه اقتصاد شود. همچنین ایرانیان خارج از کشور از توان اقتصادی و علمی بالایی برخوردارند و اگر شرایط مناسب فراهم شود می‌توانند در توسعه کشور نقش مهمی ایفا کنند. در کنار اینها ما سرمایه انسانی بزرگی در داخل و خارج هم داریم؛ از دانشگاهیان و پژوهشگران گرفته تا کارآفرینان و فعالان فرهنگی. اگر فضای مناسب برای فعالیت این گروه‌ها فراهم شود، می‌توان انتظار داشت که جامعه ایران وارد دوره‌ای تازه از رشد و پویایی شود.

اگر این تغییرات رخ دهد، آینده کشور می‌تواند باثبات‌تر و امیدوارکننده‌تر باشد. اما اگر چنین اصلاحاتی انجام نشود، ممکن است در دوره پس از صلح با چالش‌ها و بحران‌های تازه‌ای روبه‌رو شویم. به همین دلیل به نظر من دوره جدید فرصتی مهم برای بازنگری در شیوه حکمرانی و استفاده بهتر از ظرفیت‌های جامعه است؛ فرصتی که اگر به درستی از آن استفاده شود، می‌تواند مسیر توسعه و ثبات را برای ایران هموارتر کند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات