قدرتهای بزرگ در تلههای فرسایشی
جنگهای اخیر نشان دادهاند ابرقدرتهای نظامی دیگر بهراحتی پیروز تقابل نظامی نمیشوند.
قدرتهای بزرگ از آمریکا تا روسیه در جنگهای اخیر دریافتهاند که برتری نظامی دیگر تضمینکننده پیروزی سریع و کمهزینه نیست. به باور تحلیلگران، فناوریهای ارزان، اراده مقاومت و افزایش توان بازیگران کوچکتر، موازنه سنتی قدرت را تغییر داده و کارآمدی صرفِ قدرت نظامی را کاهش داده است.
به گزارش شرق، در همین چارچوب، دونالد ترامپ پس از بازگشت به کاخ سفید تلاش کرده نظم جهانی را بر پایه منطق زور و حوزه نفوذ بازتعریف کند، اما تحولات میدانی نشان داده است که «ضعفا» نیز آنگونه که تصور میشد ناتوان نیستند و قدرتهای بزرگ نیز نمیتوانند بهسادگی خواستههای خود را تحمیل کنند.
بر اساس این گزارش، آمریکا با وجود استفاده گسترده از توان نظامی و هدف قرار دادن شماری از مقامهای ارشد ایران، نتوانسته به یک پیروزی سریع و راهبردی دست یابد. در مقابل، تهران همچنان توان ایجاد تنش در تنگه هرمز را حفظ کرده و ظرفیت موشکی خود را بهطور کامل از دست نداده است. به این ترتیب، برتری فناوری و آتش آمریکا نیز به پایان سریع درگیری منجر نشده است.
همزمان، جنگ اوکراین نیز نمونه دیگری از محدودیت قدرتهای بزرگ تلقی میشود. با وجود کاهش حمایتهای آمریکا و فشارهای سیاسی بر کییف، اوکراین توانسته خطوط مقدم را حفظ کرده و حتی ضرباتی به عمق خاک روسیه وارد کند. این تحولات نشان میدهد پیشرفت فناوریهایی مانند پهپادها و موشکهای دقیق ارزانقیمت، فاصله قدرت میان دولتهای کوچکتر و قدرتهای بزرگ را کاهش داده است.
کارشناسان نظامی اروپایی نیز معتقدند الگوی سنتی اشغال و فتح کشورها دیگر کارایی گذشته را ندارد. به گفته مقامات دفاعی ایتالیا و هلند، تا زمانی که یک ملت اراده مقاومت داشته باشد، حتی قدرتهای بزرگ نیز قادر به تحمیل پیروزی کامل نخواهند بود و در صورت ناکامی در مراحل ابتدایی جنگ، وارد یک بنبست فرسایشی میشوند.
در این میان، جنگ پهپادی و توسعه توان موشکی، بخشی از برتری سنتی آمریکا در حوزه هوایی، اطلاعاتی و شناسایی را با چالش مواجه کرده است. به همین دلیل، سناریوهایی مانند حمله زمینی گسترده به کشورهایی نظیر ایران، بیش از گذشته پرهزینه و دشوار ارزیابی میشوند.
چین نیز با دقت تحولات اوکراین و سایر جنگهای معاصر را دنبال میکند. مقامهای نظامی این کشور معتقدند تجربه جنگهای اخیر، اهمیت پهپادها و فناوریهای نوین را برجسته کرده و میتواند در محاسبات پکن درباره تایوان اثرگذار باشد.
این گزارش همچنین به افزایش نقش «قدرتهای میانی» اشاره میکند. کشورهایی مانند کانادا و برخی دولتهای اروپایی و آسیایی تلاش میکنند با گسترش همکاریهای اقتصادی، امنیتی و نظامی، وابستگی خود را به قدرتهای بزرگ کاهش دهند و از فشار هژمونهای جهانی مصون بمانند.
در بخش دیگری از گزارش، به آمارهای جدید دانشگاه اوپسالا سوئد اشاره شده است. بر اساس این دادهها، شمار درگیریهای مسلحانه در سال ۲۰۲۵ به بالاترین سطح پس از جنگ جهانی دوم رسیده و ۶۵ منازعه فعال در جهان ثبت شده است. همچنین تعداد کشتههای ناشی از جنگها با ثبت حدود ۲۴۴ هزار و ۶۰۰ نفر، به بالاترین میزان در بیش از سه دهه گذشته رسیده است.
طبق این گزارش، جنگ روسیه و اوکراین همچنان مرگبارترین درگیری جهان بوده و پس از آن جنگ اسرائیل و حماس و درگیریهای سودان قرار دارند. پژوهشگران معتقدند افزایش شمار جنگها و درگیریهای میان دولتها، نشانهای از تغییر نظم امنیتی جهانی و تضعیف آن چیزی است که از آن با عنوان «صلح آمریکایی» یاد میشود.
جمعبندی گزارش نشان میدهد جهان وارد دورهای شده که در آن قدرتهای بزرگ همچنان از توان ویرانگری بالایی برخوردارند، اما توان تحمیل سریع و قاطع اراده خود را بیش از گذشته از دست دادهاند و جنگهای جدید بیش از آنکه به پیروزیهای برقآسا منجر شوند، به سمت فرسایش، بنبست و مقاومت طولانیمدت حرکت میکنند.