ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۷۱۲۴

ایستگاه آخر؛ روایت یک پزشک از لحظات دردناک سالن تشریح در ایام جنگ

ایستگاه آخر؛ روایت یک پزشک از لحظات دردناک سالن تشریح در ایام جنگ

با شروع جنگ همه چیز عوض شد. در جنگ در طول روز تعداد پیکرهای زیادی برایمان می آوردند که باید در کمترین زمان ممکن آنها را بررسی می کردیم. همچنین دیدن اینکه چگونه هموطنانمان جانشان را از دست داده‌اند واقعا آزاردهنده بود. اکثر پیکرهایی که می آوردند در اثر انفجار متلاشی بودند، یا فقط یک عضو یا یک اندام از کل پیکر مانده بود و حتی مواردی داشتیم که تن سالم بود، اما سری وجود نداشت.

تبلیغات
تبلیغات

همانند سایر پزشکان پزشکی قانونی کارش همیشه با جسد است و هر روز برای کشف چرایی و حقیقت مرگ کالبدشکافی می‌کنند، شغل‌شان این است؛ اما واقعیت آن است که نه دیدن جسد برایشان عادی می‌شود نه سختی شغلشان کمتر، به ویژه وقتی که روی میز تشریح، بجای پیکر، تنها استخوان یک مچ پای نوزادی باشد و یا کودکی که ترکش سرش را متلاشی کرده بود... مرگ کودک تلخ است و کالبد شکافی آن تلخ‌تر.

به گزارش ایسنا، به گفته رئیس سازمان پزشکی قانونی، به‌ دلیل نوع بمب‌ها و موشک‌های دشمن آمریکایی و صهیونیستی، حدود ۴۰ درصد پیکرهای شهدا در ابتدا قابل شناسایی نبودند و این گزارش روایت‌های پزشک جوان پزشکی قانونی از لحظات دردناک سالن تشریح در ایام جنگ تحمیلی سوم است، پیکرها و استخوان‌هایی که هر کدام حقیقت خوی وحشی گری دشمن را فریاد می‌زدند، از فرهان چهار ساله تا شهدای ناو دنا و.....

نگار عبدالهی یکی از پزشکان متخصص سازمان پزشکی قانونی است که به تازگی در این سازمان مشغول به کار شده و به گفته خودش، تقریبا یک ماه از وارد شدنش به پزشکی قانونی گذشته بود که جنگ شروع شد.

او می‌گوید:‌ در همان یک ماه اول روی پرونده‌های مختلفی مثل قتل، تصادف، حوادث مختلف، مسمومیت و غیره کار کرده بودم؛ اما با شروع جنگ همه چیز عوض شد. در جنگ در طول روز تعداد پیکرهای زیادی برایمان می آوردند که باید در کمترین زمان ممکن آنها را بررسی می کردیم. همچنین دیدن اینکه چگونه هموطنانمان جانشان را از دست داده‌اند واقعا آزاردهنده بود. اکثر پیکرهایی که می آوردند در اثر انفجار متلاشی بودند، یا فقط یک عضو یا یک اندام از کل پیکر مانده بود و حتی مواردی داشتیم که تن سالم بود، اما سری وجود نداشت. 

وداع در آغوش خونین مادر

این پزشک سالن تشریح پزشکی قانونی پایتخت اظهار می‌کند: وقتی پیکرها را برای ما می‌آورند اولین چیزهایی که ما می بینیم صدمات جسد است چون شغلمان مربوط به آن است که ببینیم چرا این فرد فوت کرده است، اما در کل برای من از همه سخت تر و تلخ‌تر، کالبدشکافی و کار کردن روی پیکر کودکان بود. در اوایل و اواسط جنگ من تعداد پیکرهای زیادی را از کودکان معاینه کردم. یکی از آنها فرهان، پسر بچه ۴ ساله‌ای بود که والدینش بعد از ۲۰ سال بچه دار شده بودند. آن طور که در شرح حال پیکر نوشته بود متوجه شدم این کودک در داخل خودرو در بغل مادرش بوده که به سرش ترکش خورده بود و همان جا به شهادت می‌رسد. من وقتی پدر او را دیدم از او خواستم دور بشود تا با دیدن شرایط پیکر کودک، بیشتر ناراحت نشود؛ اما آن پدر به من گفت « نگران نباش من بچه‌ام را دیدم، خودم بخش‌هایی از سرش را جمع کردم و به اینجا آوردم». که این جملات پدر دردناک بود.

علاوه بر فرهان، به خاطر دارم در یکی از حملات دشمن به تهران، یک مچ پای نوزادی را برایمان آوردند . از آن طفل معصوم دیگر هیچ چیزی باقی نمانده بود و حتی بین قطعات دیگر نیز عضوی از این بچه پیدا نشد.

حتی برای ما هم دیدن پیکر شهدا عادی نبود

این پزشک سالن تشریح پزشکی قانونی پایتخت ادامه می‌دهد: شاید مردم تصور کنند چون شغل ما کار کردن بر روی اجساد است و دیدن جنازه برای ما طبیعی است، درد این جریان نیز کمتر است، اما درست است که تحمل ما بیشتر از سایرین شده است، اما قطعا دیدن این عزیزان در این شرایط برای ما بسیار سخت بود و بارها پیش آمد که بر سر پیکرهای شهدا گریه کردیم و تا ساعت‌ها همه ما از حزن حضور آنها در سکوت مانده بودیم.

عبدالهی می‌گوید: برخی گروه‌های جهادی برای کمک به ما به سوله مشترک آمده بودند و در کار انتقال اجساد کمک می‌کردند، من بارها دیدم آنها از دیدن پیکرها حالشان دگرگون می‌شد و مثل ما طاقت کار کردن نداشتند. اما ما تلاش می کردیم کارمان را انجام دهیم و احساسات را برای بعد نگه داریم. به شخصه حدود ۱۰ روز که از جنگ گذشته بود متوجه شدم شرایط عادی ندارم و انگار غم بزرگی در دلم مانده بود که در آن شرایط خاص متوجه آن نبودم. قطعا دیدن آن پیکرها در آن شرایط بر روحیه همه ما تأثیر گذاشت.

این پزشک در بخش دیگری از سخنانش از چگونگی و چرایی ورودش به این حوزه پزشکی می‌گوید که به خاطر هیجان و ماجراجویی که این شغل داشته بعد از تمام شدن دوره دکتری عمومی تصمیم می‌گیرد برای دوره تخصصی پزشکی وارد حوزه پزشکی قانونی شود و از این تصمیم چندماهی می گذرد. « همیشه دوست داشتم بدانم آخر هر حادثه و اتفاقی که منجر به مرگ می شود چیست و کالبد شکافی جسد در سالن تشریح پزشکی قانونی دقیقا همان مرحله آخر حوادث است که مشخص می‌کند چند نفر، به چه علت جان خود را از دست داده‌اند و شما زبان گویای آنها هستی برای آنکه حقی از آن ها ضایع نشود؛ به همین خاطر هر روز بیشتر از قبل به این شغل علاقه‌مند شدم.

وی درباره روند کاری پزشکان سالن تشریح پزشکی قانونی می‌افزاید: اکثر اجسادی که به سازمان ما منتقل می شوند دچار مرگ‌های غیرطبیعی شده‌اند به همین دلیل ما باید یک دید جنایی به مسائل داشته باشیم تا بتوانیم تشخیص دهیم دقیقا چه اتفاقی برای فرد افتاده است. بنابراین در ابتدا باید با معاینه مشخص کنیم که نوع مرگ چگونه بوده، مرگ ناگهانی یا طبیعی، قتل، مسمومیت، حادثه و غیره از جمله عوامل فوت هستند.

این متخصص پزشکی قانونی ادامه می‌دهد: در برخی مواقع با دیدن جسد از روی ظاهر آن متوجه علت مرگ می‌شویم و در واقع نشانه‌های مختلف روی بدن نشان می‌دهد علت مرگ چیست. در برخی مواقع نیز برای تأیید حدسیات و یا زمانی‌که علت مرگ از روی علائم ظاهری قابل تشخیص نیست و یا اینکه اصلا ظاهر جسد از بین رفته و دچار فساد شده، دست به کالبد شکافی می زنیم.

عبدالهی می‌گوید: در تعیین علت مرگ، شرح حال جسد نیز خیلی مهم است؛ مثلا اینکه به ما اعلام شود این جسد در کجا پیدا شده، چه شرایطی داشته، چه وسایل یا ابزاری در کنارش بوده و یا در صورت امکان در برخی صحنه‌های جنایی، پزشک پزشکی قانونی خودش به سر صحنه جرم می‌رود تا از نزدیک شواهد را بررسی کند، زمان تقریبی مرگ را اعلام کند و با این اقدام کار تعیین علت مرگ راحت‌تر و سریع تر انجام می‌شود.

او می‌افزاید: پس از دریافت شرح حال، معاینه و در صورت نیاز، انجام آزمایشات، به یک جمع بندی کلی می‌رسیم و علت مرگ را در پرونده درج می‌کنیم تا مراحل قانونی دیگر برای صدور جواز دفن و غیره انجام شود؛ البته تعیین علت مرگ در موارد خاص تنها توسط یک پزشک انجام نمیش۶ود و معمولا چند پزشک و از اساتید در قالب یک کمیته به بررسی این عوامل کمک می‌کنند تا نتیجه گیری با خطای کمتری انجام شود.

عبدالهی می‌گوید که با وجود علاقه به این شغل، دیدن برخی اجساد واقعا برایش ناراحت کننده است، مثلا وقتی جسد یک مادر ۳۷ و دختر ۷ ساله که در ابتدا مورد تعرض قرار گرفته بودند و بعد به قتل رسیده بودند را در سالن تشریح دید و باید علت مرگشان که ضربات متعدد چاقو بود را بررسی می‌کرد، اشکش درآمده و هیچگاه چهره آنها را فراموش نمی‌کند.

ایستگاه آخر تمام پیکرها، سالن‌های تشریح سازمان پزشکی قانونی است و بعد از تعیین هویت و مشخص کردن علت مرگ، مجوز دفن صادر شده و پیکر به خانواده‌ها تحویل داده می‌شود؛ اگر شهدا کسی را نداشته باشند که پیکر آنها را تحویل بگیرد تا یک ماه اجساد در همین سازمان نگهداری می‌شوند و بعد برای کفن و دفن به بهشت زهرا(س) سپرده می‌شوند؛ اما مشخصات آنها در سامانه‌ها ثبت می‌شود.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات