رضا نصری: معماری منطقهای که منافع ایران را نادیده بگیرد، توسط قدرت ایران به چالش کشیده خواهد شد
یک نظم پایدار پساجنگ با حذف مهمترین قدرت بومی منطقه قابل ساخت نیست. باید براساس شناخت صریح جایگاه ایران و واقعیتهای میدانی بنا شود. این امر مستلزم پرداختن واقعی به منافع امنیتی و اقتصادی اساسی ایران است، نه لزوما به عنوان یک امتیاز، بلکه به عنوان یک اذعان عملگرایانه به واقعیت.
تحلیل رضا نصری از اشتباهی که دشمنان در برخورد با ایران مرتکب شدند:
تجاوز نظامی اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، حکم قاطعی درباره الگوی امنیت منطقهای صادر کرده که سالها بر خاورمیانه حاکم بود. این الگو بر دو ستون درهمتنیده استوار بود. اولی سختافزار بود: شبکه گسترده پایگاههای نظامی آمریکا در سراسر خلیج فارس که بر این فرض بنا شده بود که فرافکنی نیروی قاطع، ایران را بازخواهد داشت. دومی نرمافزار بود: توافقنامه ابراهیم، یک معماری دیپلماتیک مصنوعی و تحمیلی که برای ایجاد ائتلافی ضدایرانی طراحی شده بود و کشورهای عربی را از طریق عادیسازی روابط و یک درک تهدید مشترک که ریشه در مقدمات نادرست و روایتی معیوب داشت، به اسرائیل پیوند میداد. این دو ستون در کنار هم قرار بود ثبات ایجاد کنند. در عوض، ویرانی آفریدند.
جنگ این الگو را برای آنچه همیشه بود آشکار کرده: یک توهم امنیتی. کشورهای عربی که آینده خود را به تضمینهای آمریکا گره زده بودند، نه حمایت وعده داده شده را دریافت کردند و نه قابل پیشبینی که توسعه اقتصادی بلندمدت نیاز دارد. وقتی منطقه دائما در لبه فاجعه قرار دارد، نمیتوان صندوقهای ثروت ملی را به کار گرفت، استراتژیهای تنوع بخشی را اجرا کرد، یا قراردادهای اجتماعی را پاس داشت. آنچه این الگو در نهایت تحویل داد، چشماندازی ویران و چشماندازی بسیار واقعی از سرایت اقتصادی جهانی بود، با قیمتهای سرسامآور انرژی، مسیرهای کشتیرانی مختلشده، و بازارهای مالی آشفته از لندن تا توکیو.
حالا وسوسه این خواهد بود که این را به عنوان یک فروپاشی موقت در نظر بگیریم، نقصی که باید تعمیر شود نه یک نقص طراحی که باید کنار گذاشته شود. برخی از بازسازی زیرساختهای پایگاهی، تایید مجدد تعهدات اتحاد، و راهاندازی مجدد فرآیند عادیسازی حمایت خواهند کرد و بر همان سختافزار و نرمافزاری که تازه شکست خورده، دوچندان خواهند کرد. این یکی از مهمترین اشتباهات راهبردی قرن خواهد بود.
بازنگری صادقانهای که رهبران منطقه اکنون باید با آن روبرو شوند این است: ایران مشکلی نیست که بتوان دور آن مدیریت کرد. ایران یک کشور-تمدنی موثر با ریشههای تاریخی عمیق، جمعیتی نود میلیونی، و منافع امنیتی مشروعی است که تمام قوس از خلیج فارس تا شام را در بر میگیرد. برای سی سال، استراتژی آمریکا قدرت ایران را چیزی میدانست که باید مهار، تخریب، یا در نهایت معکوس شود. جنگ نشان داده که این رویکرد ایران را مهار نمیکند؛ بلکه محیط اطراف آن را نابود میسازد.
یک نظم پایدار پساجنگ با حذف مهمترین قدرت بومی منطقه قابل ساخت نیست. باید براساس شناخت صریح جایگاه ایران و واقعیتهای میدانی بنا شود. این امر مستلزم پرداختن واقعی به منافع امنیتی و اقتصادی اساسی ایران است، نه لزوما به عنوان یک امتیاز، بلکه به عنوان یک اذعان عملگرایانه به واقعیت.
معماری منطقهای که منافع ایران را نادیده بگیرد، توسط قدرت ایران به چالش کشیده خواهد شد. این یک پیشبینی نیست؛ درسی است که دهه گذشته قبلا آموخته است و ماههای اخیر آن را در آتش تاکید کرده است.
![]()