ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۳۶۹۹

سه ماه گذشته، آیا ترامپ در حال باختن جنگ با ایران است؟

 سه ماه گذشته، آیا ترامپ در حال باختن جنگ با ایران است؟

رخی تحلیلگران معتقدند ادعاهای مکرر ترامپ درباره «پیروزی کامل» بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، جنبه تبلیغاتی دارد؛ به‌ویژه در شرایطی که دو طرف همچنان میان مذاکراتی شکننده و تهدیدهای مداوم آمریکا برای ازسرگیری حملات نظامی در نوسان هستند؛ حملاتی که می‌تواند واکنش تلافی‌جویانه ایران در سراسر منطقه را به دنبال داشته باشد.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- سه ماه پس از آغاز جنگ آمریکا علیه ایران، اکنون پرسش اصلی برای بسیاری از تحلیلگران این نیست که آیا دونالد ترامپ در میدان نبرد پیروز شده، بلکه این است که آیا او در حال باختن جنگ در سطح راهبردی است یا نه. 

به گزارش فرارو به نقل از رویترز، اگرچه ایالات متحده در ماه‌های گذشته ضربات سنگینی به ایران وارد کرده، اما به باور بسیاری از کارشناسان، تهران همچنان اهرم‌های کلیدی قدرت خود را حفظ کرده است؛ از جمله تسلط بر تنگه هرمز، مقاومت در برابر امتیازات هسته‌ای و بقای ساختار سیاسی جمهوری اسلامی. همین مسئله باعث شده تردیدها درباره توانایی ترامپ برای تبدیل موفقیت‌های تاکتیکی ارتش آمریکا به یک پیروزی ژئوپلیتیکی قانع‌کننده افزایش یابد. 

برخی تحلیلگران معتقدند ادعاهای مکرر ترامپ درباره «پیروزی کامل» بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، جنبه تبلیغاتی دارد؛ به‌ویژه در شرایطی که دو طرف همچنان میان مذاکراتی شکننده و تهدیدهای مداوم آمریکا برای ازسرگیری حملات نظامی در نوسان هستند؛ حملاتی که می‌تواند واکنش تلافی‌جویانه ایران در سراسر منطقه را به دنبال داشته باشد. 

در این میان، نگرانی‌هایی نیز درباره پیامدهای گسترده‌تر بحران مطرح شده است. برخی کارشناسان هشدار می‌دهند که آمریکا و متحدان عرب خلیج فارس ممکن است در نهایت در موقعیتی ضعیف‌تر از قبل قرار گیرند، در حالی که ایران توانسته نشان دهد قادر است بر گذرگاه راهبردی تنگه هرمز – که حدود یک‌پنجم منابع نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند – نفوذ و فشار قابل توجهی اعمال کند. 

رویترز در ادامه این گزارش آورده است: با وجود ادامه بحران، برخی تحلیلگران هنوز احتمال می‌دهند که اگر مذاکرات به نتیجه‌ای مطلوب برای واشنگتن برسد، ترامپ بتواند راهی آبرومندانه برای خروج از بن‌بست فعلی پیدا کند. اما گروهی دیگر تصویری بسیار تیره‌تر از آینده سیاسی او در دوران پس از جنگ ترسیم می‌کنند. 

آرون دیوید میلر، که در دولت‌های جمهوری‌خواه و دموکرات فعالیت داشته، در این باره گفته است: «ما سه ماه از جنگ گذشته‌ایم و به نظر می‌رسد جنگی که قرار بود برای ترامپ یک تفریح کوتاه‌مدت باشد، در حال تبدیل شدن به یک شکست استراتژیک بلندمدت است.» 

برای ترامپ، این مسئله از جنبه شخصی و سیاسی نیز اهمیت زیادی دارد. او همواره حساسیت شدیدی نسبت به «بازنده» تلقی شدن نشان داده و بارها این برچسب را علیه رقبای خود به کار برده است. اکنون او خود را فرمانده قدرتمندترین ارتش جهان می‌بیند که در برابر کشوری قرار گرفته که با وجود توان محدودتر، همچنان احساس می‌کند دست بالا را در اختیار دارد. 

تحلیلگران معتقدند همین شرایط ممکن است باعث شود ترامپ بیش از پیش در برابر هرگونه مصالحه‌ای که شبیه عقب‌نشینی از مواضع حداکثری‌اش یا بازگشت به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ دوران باراک اوباما باشد مقاومت کند؛ توافقی که او در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود آن را لغو کرد. 

در مقابل، کاخ سفید همچنان بر موفقیت عملیات نظامی آمریکا تأکید دارد. اولیویا ولز اعلام کرده است که ایالات متحده «به تمام اهداف نظامی خود در عملیات «خشم حماسی» دست یافته یا حتی فراتر از آن‌ها رفته است. » او همچنین افزود: «رئیس‌جمهور ترامپ همه کارت‌ها را در دست دارد و عاقلانه همه گزینه‌ها را روی میز نگه می‌دارد.» 

با این حال، فشارهای سیاسی داخلی بر ترامپ رو به افزایش است. او در جریان کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود آمریکا را وارد مداخلات نظامی غیرضروری نکند، اما اکنون درگیر بحرانی شده که می‌تواند آثار ماندگاری بر اعتبار سیاست خارجی‌اش بر جای بگذارد. 

این وضعیت در حالی ادامه دارد که آمریکا با افزایش قیمت بنزین و کاهش محبوبیت ترامپ پس از آغاز جنگ مواجه شده و حزب جمهوری‌خواه نیز در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر برای حفظ کنترل کنگره تحت فشار قرار دارد. 

در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران معتقدند ترامپ با انتخابی دشوار روبه‌رو است: یا پذیرش یک توافق ناقص به‌عنوان راه خروج از بحران، یا تشدید نظامی و خطر گرفتار شدن در بحرانی طولانی‌تر. به گفته آن‌ها، اگر دیپلماسی شکست بخورد، یکی از گزینه‌های احتمالی ترامپ می‌تواند آغاز دور تازه‌ای از حملات شدید اما محدود باشد؛ حملاتی که او بتواند آن‌ها را به‌عنوان «پیروزی نهایی» معرفی کند. 

در ادامه این گزارش آمده است: گروهی دیگر نیز احتمال می‌دهند ترامپ تلاش کند تمرکز افکار عمومی را به سمت کوبا تغییر دهد؛ اقدامی که شاید با هدف تغییر دستور کار سیاسی و دستیابی به یک «پیروزی آسان‌تر» صورت گیرد. با این حال، برخی دستیاران ترامپ به‌طور خصوصی اذعان کرده‌اند که او در ارزیابی خود از ایران دچار اشتباه شده و تصور می‌کرد این عملیات مشابه حمله ۳ ژانویه به ونزوئلا خواهد بود؛ عملیاتی که به بازداشت رئیس‌جمهور آن کشور و تغییر حکومت منجر شد. 

با وجود این انتقادات، ترامپ همچنان مدافعانی نیز دارد. الکساندر گری، مشاور ارشد سابق ترامپ و مدیر اجرایی شرکت «استراتژی‌های جهانی آمریکا»، این تصور را که کارزار آمریکا علیه ایران در آستانه شکست است رد کرده است. 

او استدلال می‌کند که وارد شدن ضربات سنگین به توان نظامی ایران خود یک «موفقیت استراتژیک» محسوب می‌شود و این جنگ باعث شده کشورهای خلیج فارس بیش از گذشته به آمریکا نزدیک و از چین دور شوند. به گفته او، سرنوشت برنامه هسته‌ای ایران نیز هنوز مشخص نشده است. 

با این حال، نشانه‌هایی از ناامیدی ترامپ نسبت به ناتوانی در کنترل روایت رسانه‌ای بحران دیده می‌شود. او در هفته‌های اخیر بارها به منتقدان حمله کرده و رسانه‌ها را به «خیانت» متهم کرده است. 

درگیری کنونی اکنون دو برابر بازه زمانی شش‌هفته‌ای ادامه یافته که ترامپ هنگام ورود آمریکا به جنگ در ۲۸ فوریه تعیین کرده بود. اگرچه بخش بزرگی از پایگاه سیاسی MAGA همچنان از او حمایت می‌کند، اما در میان جمهوری‌خواهان کنگره شکاف‌هایی پدید آمده و حمایت یکپارچه گذشته تا حدی تضعیف شده است. 

طبق این گزارش، در میدان عملیاتی نیز ایران با بستن تنگه هرمز و افزایش شدید قیمت انرژی واکنش نشان داد و همزمان حملاتی را علیه اسرائیل و برخی کشورهای خلیج فارس انجام داد. پس از آن، ترامپ دستور محاصره بنادر ایران را صادر کرد، اما این اقدام نیز نتوانست تهران را وادار به تسلیم کند. 

در مقابل، مقام‌های ایرانی نیز روایت پیروزی ترامپ را با تبلیغات متقابل پاسخ داده‌اند و کارزار آمریکا را یک «شکست خردکننده» توصیف کرده‌اند؛ هرچند بسیاری از ناظران معتقدند تهران نیز درباره توان نظامی خود اغراق کرده است. 

یکی از مهم‌ترین اهداف اعلام‌شده ترامپ، متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران بود، اما تاکنون نشانه‌ای از تحقق این هدف دیده نمی‌شود. بسیاری از تحلیلگران معتقدند دستیابی کامل به چنین هدفی نیز بعید است. 

جاناتان پانیکوف، معاون سابق افسر اطلاعات ملی در امور خاورمیانه، می‌گوید جمهوری اسلامی صرفاً زنده ماندن پس از حملات آمریکا و نشان دادن توان خود برای کنترل کشتیرانی خلیج فارس را یک موفقیت می‌داند. 

او که اکنون در اندیشکده شورای آتلانتیک فعالیت می‌کند، گفته است: «آنچه آن‌ها کشف کردند این است که می‌توانند از این اهرم استفاده کنند و عواقب کمی برایشان داشته باشد.» به گفته او، ایران به این نتیجه رسیده که می‌تواند فشار اقتصادی بیشتری نسبت به ترامپ تحمل کند و در یک جنگ فرسایشی دوام بیشتری بیاورد. 

بر اساس ارزیابی‌ها، ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران پس از حملات هوایی آمریکا و اسرائیل در ماه ژوئن در تأسیسات زیرزمینی دفن شده و همچنان امکان بازیابی و تبدیل آن به مواد مورد نیاز ساخت سلاح هسته‌ای وجود دارد. تهران نیز همچنان خواهان به رسمیت شناخته شدن حق غنی‌سازی اورانیوم برای اهدافی است که آن‌ها «صلح‌آمیز» می‌نامند. 

دو مقام ارشد ایرانی نیز به خبرگزاری رویترز گفته‌اند که رهبر جمهوری اسلامی دستور داده اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی ایران به خارج از کشور منتقل نشود؛ موضوعی که روند مذاکرات را پیچیده‌تر کرده است. 

برخی تحلیلگران حتی هشدار داده‌اند که این جنگ ممکن است ایران را بیش از گذشته به سمت تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای سوق دهد؛ مشابه الگویی که کره شمالی برای بازدارندگی در پیش گرفت. 

در عین حال، هدف دیگر ترامپ یعنی وادار کردن ایران به توقف حمایت از گروه‌های نیابتی منطقه‌ای نیز هنوز محقق نشده است. 

کارشناسان همچنین می‌گویند رهبران جدید ایران که پس از جنگ قدرت بیشتری یافته‌اند، از نسل پیشین نیز تندروتر هستند و همچنان زرادخانه‌ای از موشک‌ها و پهپادها در اختیار دارند که می‌تواند تهدیدی مداوم برای منطقه ایجاد کند. 

افزون بر این، روابط آمریکا با متحدان سنتی اروپایی نیز آسیب دیده است. بسیاری از دولت‌های اروپایی از حمایت مستقیم از جنگی که بدون مشورت با آن‌ها آغاز شد خودداری کرده‌اند. 

در سطح بین‌المللی نیز تحلیلگران معتقدند چین و روسیه با دقت عملکرد ارتش آمریکا در برابر تاکتیک‌های نامتقارن ایران را زیر نظر گرفته و از ضعف‌های آشکارشده، از جمله کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا، درس گرفته‌اند. 

رابرت کاگان در یادداشتی با عنوان «کیش و مات در ایران» در مجله آتلانتیک نوشته است که پیامد این جنگ می‌تواند حتی از عقب‌نشینی‌های آمریکا در ویتنام و افغانستان نیز سنگین‌تر باشد، زیرا آن جنگ‌ها «از صحنه‌های اصلی رقابت جهانی دور بودند.» 

او در پایان هشدار داده است: «هیچ بازگشتی به وضع موجود پیش از جنگ وجود نخواهد داشت و هیچ پیروزی نهایی آمریکایی‌ای هم وجود ندارد که بتواند خسارت‌های واردشده را جبران کند.»

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات