ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۳۱۷۸

تبعید و شلاق مجازات زن جوان و مرد ماساژور برای خیانت

تبعید و شلاق مجازات زن جوان و مرد ماساژور برای خیانت

در ادامه متهم ردیف دوم در جایگاه قرار گرفت و توضیح داد: من شوهرم را دوست داشتم اما ماساژوری را هم دوست داشتم چون شوهرم مخالف بود از او مخفی می‌کردم و مخفیانه یاد می‌گرفتم. من خیانت نکردم.

تبلیغات
تبلیغات

زنی که در آرزوی ماسور شدن متهم شد به شوهرش خیانت کرده است در آستانه طلاق قرار گرفت و به خاطر خیانت بغدو سال تبعید و شلاق محکوم  شد.

به گزارش اعتمادآنلاین، یک سال پیش مردی به ماموران مراجعه کرد و گفت تصور می‌کند همسرش به او خیانت می‌کند. این مرد گفت: وقتی به خانه برمی‌گردم متوجه می‌شوم که فضای خانه مثل همیشه نیست. زنم دستپاچه است، وسایل خانه عوض شده و احساس می‌کنم کسی به‌جز من و همسرم در خانه بوده است. زنم به طور اغراق‌شده‌ای سعی می‌کند همه‌چیز را عادی نشان دهد و با من مهربان است.

او ادامه داد: از آنجا که  من کارمند هستم و سر یک ساعت مشخص به خانه رفت‌و‌آمد می‌کنم، الآن آمده‌ام پیش پلیس و درخواست بررسی دارم چون زنم اصلاً فکر نمی‌کند من این ساعت سر کار نباشم.

با توجه به شکایت این مرد ماموران همراه او در نیمه روز به خانه‌اش رفتند؛ به محض اینکه مرد شاکی کلید به در انداخت و در را باز کرد، همگی با صحنه‌ای مواجه شدند که چند دقیقه قبل‌ مرد درباره‌اش صحبت کرده بود. پلیس مردی غریبه را در خانه‌ی مرد شاکی با وضعیت نامناسبی پیدا کرد. همچنین همسر شاکی نیز در وضعیت نامناسبی بود.

در این میان درگیری‌ای بین متهمان و شاکی نیز رخ داد که با دخالت ماموران به پایان رسید. دو متهم بازداشت شدند. پرونده برای رسیدگی به شعبه سوم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. همچنین شاکی پرونده‌ای نیز برای طلاق همسرش در دادگاه خانواده باز کرد. در جلسه رسیدگی که در شعبه سوم دادگاه کیفری استان برگزار شد ابتدا مرد شاکی در جایگاه قرار گرفت و گفت: من چند سال قبل با همسرم ازدواج کردم. ما زندگی خوبی داشتیم، هر دو از مرتبه اجتماعی بالایی برخوردار بودیم و درآمد خوبی هم داشتیم. در سال‌هایی که با هم زندگی می کردیم اصلاً اختلاف مهمی نداشتیم و زندگی زناشویی‌مان بسیار هم خوب بود. تا اینکه از مدتی قبل از برملا شدن ماجرا متوجه رفتارهای اغراق‌شده همسرم شدم. او به طور غیرقابل باوری به من محبت می‌کرد. هر بار به خانه می‌رفتم متوجه تغییری می‌شدم، مثلاً می‌دیدم لباسم از داخل کمد دستکاری شده. تخت خواب‌مان نامرتب شده. تعداد لیوان‌هایی که چای می‌خوردیم زیاد شده است.

او ادامه داد: چند باری از همسرم پرسیدم مهمان داشتی؟ گفت نه. بعد از آن بود که مشکوک شدم و شکایت کردم و با پلیس به خانه رفتم که هر دو خیانتکار را در حضور پلیس گرفتیم. حتی این مرد قصد فرار داشت. می‌خواست از تراس خانه خودش را پرت کند که به‌موقع دستگیر شد.

سپس متهم مرد در جایگاه حاضر شد و گفت: من ماساژور هستم و در فضای مجازی با این زن آشنا شدم. او به من نگفته بود شوهر دارد. ضمن اینکه من اصلاً کار خاصی نمی‌کردم. این زن گفته بود علاقه زیادی به ماساژوری دارد و می‌خواهد ماسور شود. به همین خاطر به خانه او می‌رفتم تا تدریس ماسوری بکنم. البته چند باری هم برای اینکه خودش ماساژ بگیرد به خانه‌اش رفتم.

در ادامه متهم ردیف دوم در جایگاه قرار گرفت و توضیح داد: من شوهرم را دوست داشتم اما ماساژوری را هم دوست داشتم چون شوهرم مخالف بود از او مخفی می‌کردم و مخفیانه یاد می‌گرفتم. من خیانت نکردم.

او در توضیح اینکه چرا آن روز وضعیت نامناسبی داشته گفت: این به خاطر کلاس ماساژ است. باید لباس خاصی بپوشیم.

در پایان قضات هر دو متهم را به شلاق و تبعید محکوم کردند. اما زن درخواست کرد به شهر خودش تبعید شود. او گفت: شوهرم قصد دارد مرا طلاق بدهد و رأی دادگاه را به دادگاه خانواده ارائه داده تا مهریه ندهد. با توجه به اینکه ممکن است به من مهریه تعلق نگیرد، درخواست دارم به شهر خودم تبعید شوم تا کنار خانواده‌ام باشم. من روانشناس هستم و می‌توانم کار کنم و به مردم خدمات ارائه دهم.

قضات در نهایت برای بررسی درخواست او وارد شور شدند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات