به هر سازی نمیشود رقصید/ گلایههای مدرسان آموزش موسیقی از قطعی اینترنت
در هفتههای گذشته، هنرمندان نیز از آسیبهای ناشی از عدم دسترسی به اینترنت آزاد بیبهره نبودند. آنچه میخوانید، گزارشی است که به وضعیت آموزش موسیقی و به طور کلی مشکلات مختلفی میپردازد که هنرمندان این عرصه در نبود اینترنت بینالمللی متحمل شدهاند.
هفتههاست که دسترسی به اینترنت آزاد در ایران میسر نیست؛ حالا در آستانه نیمه سومین ماه قطعی اینترنت هستیم و این موضوع بسیاری از حوزهها ازجمله فرهنگ و هنر را شدیدا تحت تاثیر قرار داده است. وقتی از اینترنت حرف میزنیم، از مسالهای حقوقی حرف زدهایم. امروزه بهرهمندی از این امکان، در شمار حقوق تکتک شهروندان جوامع و بالطبع در روزگار کنونی یک ضرورت است.
به گزارش اعتماد، در هفتههای گذشته، هنرمندان نیز از آسیبهای ناشی از عدم دسترسی به اینترنت آزاد بیبهره نبودند. آنچه میخوانید، گزارشی است که به وضعیت آموزش موسیقی و به طور کلی مشکلات مختلفی میپردازد که هنرمندان این عرصه در نبود اینترنت بینالمللی متحمل شدهاند.
اهمیت تکنولوژی و بازدارندههای آن
اینکه تکنولوژی پیشرفت میکند و طی زمان، امکاناتی را در اختیار انسانها قرار میدهد که کار و زندگی آنها را دگرگون میکند، امروزه امری بدیهی است. هر چه زمان میگذرد، این امر برای بخش بزرگتری از جوامع انسانی قابلدرک میشود. چون به طور طبیعی افراد و گروههای مختلف سعی دارند خود و کسب و کارشان را با پیشرفت تکنولوژی هماهنگ کنند و با آن پیش بروند. گریزی هم نیست؛ اما مشکل این است که وقتی در جغرافیایی باشی که برای هر مسالهای دیواری کوتاهتر از ارتباطات و تکنولوژی و فضای مجازی نباشد، باید روی دیگر ماجرا را هم ببینی.
فعالان حوزه موسیقی همچون دیگر اقشار جامعه، خود را با این تکنولوژی همراه کردند و وفق دادند. جوانترها که با اینترنت بزرگ شدهاند، اما حتی پیشکسوتترها هم به شکلهای مختلف وارد این فضا شدند؛ بعضیها خودشان پابهپای رشد تکنولوژی بودند و برخی غیرمستقیم و با کمک کسانی دیگر سعی کردند همراه و هماهنگ، از این ابزار و امکانات برای پیشرفت کار و فعالیتشان استفاده کنند.
چون برای همسو شدن با پیشرفت جوامع انسانی و بشر امروز، چارهای جز این نیست؛ اما گاهی این تمایل به همراه شدن موانعی هم دارد. مانند قطعیهای اینترنت در مقاطع مختلف در دهه گذشته که کسب و کارها و علاقهمندیهای مختلفی را می آزارد. ازجمله عرصههایی که در ماههای گذشته از این وضعیت آسیب دیده، آموزش موسیقی است. چه برای مدرسانی که از این راه ارتزاق میکنند، چه هنرجویانی که در جریان آموزش مداوم، برنامهریزی و اهداف هنری خود را ترسیم کرده بودند.
سرمایههایی که برنمیگردند
خیلیها بودند که روی پلتفرمهای آنلاین سرمایهگذاری داشتند، کسب درآمد میکردند و موسیقی را از این بستر آموزش و رواج میدادند. حالا همه اینها عملا تعطیل شده. سامان ضرابی، مدرس و مولف حوزه موسیقی در این خصوص از تجربه شخصی خود خودش در حوزه آموزش به «اعتماد» میگوید: «استادان من و نسل من، آموزشهایشان حضوری بود؛ در گذشته اینترنت نقشی در آموزش نداشت، ولی امروزه استفاده از پلتفرمهای مختلف در بستر اینترنت باب شده و دیگر حالا اغلب افراد وارد این فضا شده و در شبکههای اجتماعی فعال هستند و به طور طبیعی ما هم جدا از اینها نبودیم. البته که این فعالیتها هزینههای کمی هم نداشتند، مثل ضبط و انتشار ویدیوهای آموزشی و راهاندازی سایت و بارگذاری آنها.
عدهای که جوانتر بودند زودتر از ما با فضا ارتباط گرفته بودند و کار را شروع کرده و در این زمینه با انجام تبلیغات، مخاطبان زیادی جذب کرده بودند که حالا با قطعی طولانیمدت اینترنت بیشتر این دستاوردها از بین رفته و حتی در صورت شروع مجدد هم نیاز به چندین ماه فعالیت و هزینههای زیادی هست تا فعالیتشان به حالت گذشته برگردد. یک صفحه اینستاگرام نیاز به کلی زمان و هزینه دارد تا مخاطبان خود را بازیابی کند؛ یا یک سایت برای دیده شدن و بالا آمدن نیاز به مدتها کار و فعالیت مجدد دارد. بسیاری از هنرجوها چه از داخل ایران چه از خارج، از طریق اینستاگرام وارد سایت میشدند و در کلاسهای آنلاین یا آفلاین آموزش میدیدند و حالا با قطع اینترنت ارتباط ما با همه این هنرجوها قطع شده است.»
موسیقی، محصور در مرزهای جغرافیایی
علی توکلی، مدرس آهنگسازی در دانشگاه تهران هم تجربه خود را از هفتهها قطع اینترنت اینطور بیان میکند: «بخشی از کلاسهای موسیقی، در آموزشگاهها به صورت حضوری برگزار میشوند که به خاطر جنگ، آسیب دیده، چون وقتی از همکارانم پرسوجو میکنم، از ریزش هنرجوها صحبت میکنند. طبیعی است با وجود وضعیت جنگی، آموزش موسیقی در سبد هزینه خانوارها در اولویت پایینتری قرار میگیرد و هنرجوهای آموزش حضوری به طور طبیعی دچار ریزش میشوند. من به خاطر اینکه بلاگ آنلاین موسیقی دارم و به صورت آنلاین تدریس میکنم، همچنین از سویی به شکل رایگان، هم در بستر یوتیوب و اینستاگرام و هم به صورت دورهای این تدریس را دارم که البته خیلیهای دیگر هم مثل من به این شکل کار میکنند، بهخصوص در بحث آهنگسازی، میتوانم بگویم که این بخش عملا تعطیل شده، یعنی به صفر مطلق رسیده است. کسب درآمد در بستر اینترنت نه تنها برای ما، بلکه برای افراد دیگری هم که از صفحه و سایت ما برای تدریس استفاده میکنند و حتی بسیاری از همکاران ما که در دانشگاهها عضو هیات علمی هستند و تدریس دارند، نهتنها کاهش یافته بلکه باید گفت صفر مطلق شده است. دورههای آموزشی که در گذشته میفروختیم، چه در قالب آفلاین و چه در قالب برگزاری آنلاین، صفر مطلق شده است. این تبعاتی است که در این چند ماه گذشته رخ داده، نه فقط در دوره جنگ، چون اینترنت قبل از جنگ هم شرایط پایداری نداشت و حالا دیگر عملا اینترنت وجود ندارد.»
اما در این میان برخی هنرجویان موسیقی که از اساتیدی در خارج کشور بهره میبردند و همچنین هنرجویانی که خارج کشور هستند اما اساتیدشان در ایران بودند، به کل ارتباطشان قطع شده؛ در واقع، اینترنت که سبب آسان شدن ارتباط و راز مرزهای جغرافیایی بود، حالا این مرزها را برای هنرنمندان و مدرسان و هنرجویان پررنگ کرده است.
توکلی در اینباره هم اشاره میکند: «خود من هنرجوهایی خارج از ایران داشتهام، چون هزینه آموزش موسیقی در کشورهای خارجی، بهخصوص اروپا و آمریکای شمالی، خیلی زیاد است و برای ایرانیان ساکن این مناطق، هم از لحاظ مالی بهصرفهتر است، هم به لحاظ اینکه زبان مادری مشترک، بهتر است که با استادان ایرانی کار کنند، ولی با وضع موجود، چه در کلاسهای تخصصی ساز، چه آواز و یا آهنگسازی، به کل ارتباطات ما قطع شده است.»
مصائب آموزش، از کرونا تا جنگ
موضوع مهم دیگری که در این زمینه باید در نظر گرفت، کیفیت آموزش و انعطاف در شرایط مختلف است. روشهای تدریس و آموزش در تمام رشتهها ازجمله موسیقی با توجه به پیشرفت تکنولوژی دستخوش تغییر شده و البته رخدادهایی مانند همهگیری کرونا هم باعث شد دولتها بیش از پیش به فکر فضا و بستر اینترنت برای آموزش باشند. شرایط طوری پیش رفت که ارتباط آنلاین بیش از پیش ضروری شد و این به طور قطع سبب انعطاف است؛ اما خاموشی دیجیتال به بهانههای مختلف نهتنها در ادامه آن انعطاف ارزیابی نمیشود، بلکه اوضاع آموزش را شکننده و بیثبات میکند.
از ضرابی در اینباره پرسیدیم و اینکه چگونه این موضوع روی آموزش تاثیر میگذارد، او گفت: «از زمان کرونا، آموزشهای آنلاین در رشتههای مختلف باب شد و ما هم که خیلی دور از این ماجرا ایستاده بودیم، بالاخره تن دادیم و وارد این سیستم آموزشی شدیم. این سیستم هم مثل هر سیستم دیگری معایب و مزایایی دارد، هرچند که ما بیشتر در پی آن بودیم که از مزایای آن بهره ببریم، ولی حالا که اینترنت قطع شده، مدرسی که مدتها زحمت کشیده تا هنرجو را جذب کند و با او ارتباط بگیرد و در کلاسهای آنلاین آموزش بدهد، ناگهان با قطعی اینترنت مواجه شده است. همچنین هنرجوهایی که هر کدام مدتی مشغول آموزش به صورت آنلاین بودند؛ یکی ۶ ماه، یکی یک سال یا دو سال، حالا به هر شیوهای آموزش میدیدند و علاقهمند به موسیقی بودند و در این زمینه فعالیت میکردند که ناگهان با قطعی اینترنت مواجه شدهاند.»
جایگزینهای داخلی، نابرابر و ناکوک
قطع به یقین این بیثباتیها ضربه سنگینی به هنرجویان و مدرسان در تمام رشتههای هنری شایسته باشد عمل کنند؛ ما در این رابطه هم نظر این فعالان حوزه موسیقی را پرسیدهایم؛ توکلی میگوید: «بحث کیفیت ارتباط، مساله مهمی است؛ سرویسهایی مثل اسکایروم و... وجود دارند که به هر شکل کار میکنند، ولی کیفیت ارتباطی بسیار پایینی دارند و مرتب قطع و وصل میشوند، چون به جای اینترنت، به اینترانت متصل هستند. از سویی مساله اصلی در آموزش، پیوستگی تمرین و آموزش است؛ همیشه هنرجویانی داریم که در زمان ثبتنام، اهداف بلند مدت و چشمانداز درازمدت ندارند؛ در واقع چنین اهداف و چشماندازهایی طی دوره برگزاری کلاس برایشان ایجاد میشود.
حال، ارتباطی که طی چندین ماه کلاس مداوم بین هنرجو و مدرس ساخته و برقرار میشود، به طور کامل قطع شده و طبیعی است که ممکن است بسیاری از آنها آموزش موسیقی را رها کنند و دیگر ادامه ندهند؛ این مسالهای است که در بخش حضوری هم تجربهاش میکنیم؛ یعنی اگر برای مثال فاصلهای میان کلاسهای هنرجو، بیفتد آن چشمانداز را از دست میدهد.
با وجود اینکه خودم مدتی است شروع کردهام به برقراری مجدد این ارتباط در بسترهای داخلی، ولی متأسفانه همچنان مخاطبان به اندازه گذشته جذب نشدهاند؛ اول اینکه خیلیها به دلایل مختلف، ازجمله داشتن موضع شخصی، هنوز در سکوهای داخلی فعال نشدهاند؛ دوم اینکه پلتفرمهای داخلی الگوریتمهای مشابه پلتفرمهای خارجی ندارند و نمیتوانند با قدرت آنها کار کنند.»
توکلی هم در این باره معتقد است که «پلتفرمهای ایرانی فعال، اصلا توانایی نمونههای خارجی را ندارند و علاوه بر آن، خیلیها با آنها کار نمیکنند. بماند که در شرایط پیشآمده، هنرجویی که سه ماه یا بیشتر ارتباطش با فضای آموزشی قطع بوده، چطور میخواهد به وضعیت قبل برگردد و کارش را ادامه بدهد؛ در این شرایط، طبیعی است که درصد بسیار کمی از آنها به فضای آموزش برگردند. در واقع آموزش، ضربه بسیار بزرگی خورده است؛ فکر میکنم چیزی حدود ۷۰ درصد این هنرجوها تا بخواهند به حالت قبل برگردند، حدود 6 ماه زمان ببرد.»
پروژهها و آموزشهای ناتمام
اما آیا تاثیر قطعی اینترنت در حوزه موسیقی صرفا محدود به موضوع آموزش است؟ از توکلی پرسیدیم به جز مختل شدن روند آموزش، چه صدمات دیگری متوجه این حوزه شده است؟ او این طور پاسخ میدهد: «بسیاری از اجراها کنسل شده است. در واقع بیزینس ما بیزینس زمان صلح است. ما خودمان برای دیماه برنامه داشتیم که اجرا داشته باشیم که به دلیل زمزمههای جنگ، آن را به تعویق انداختیم و جنگ شروع شد. طبیعی است که جنگ باعث تعطیلی چنین فعالیتهایی میشود، چون از طرفی مخاطب برایش نیست و از سوی دیگر، ارتباطی که بین اجزای این شبکه منسجم، از مخاطبان صفحههای فعال موسیقی گرفته تا ارتباطی که در آموزشگاهها وجود داشته، مختل شده است. بسیاری از همکاران ما، بخش عمده کارشان خارج از کشور است؛ مثل فعالیت در مسابقات، جشنوارهها و فستیوالها یا حضور در ارکسترهای سایر کشورها و دانشگاههای مختلف. امثال من و همکاران من دائم در چنین رویدادهایی شرکت میکنند که در شرایط حاضر دیگر این موضوع هم مختل شده است؛ این مساله خودش امر مهمی است. در حال حاضر اگر کسی بخواهد چنین کاری کند، احتمالا هزینه بسیار زیادی برایش دارد که اثری را به جشنواره یا دانشگاهها بفرستد که حالا پذیرفته بشود یا نشود؛ و اگر بپذیرند، ممکن است جوایزی داشته باشد یا نداشته باشد. این رویه بسیار متداولی است که هر موزیسینی میتواند تجربه کند و در سالهای اخیر، آهنگسازان آکادمیک هنری خیلی انجام میدهند اما حالا با قطعی اینترنت دیگر این موضوع میسر نیست.»
ضرابی هم درباره صنعت موسیقی و وابستگیاش به اینترنت و مسائل پیرامونی این طور توضیح میدهد: «در مورد صنعت موسیقی در ایران، باید بگویم که حتی پایههایش هم ریخته نشده و همه به صورت جدا جدا و شخصی یا هر گروه به صورت جدا کار میکنند و متأسفانه هنوز یک سیستم یکپارچه ایجاد نشده و موانع بسیاری سر راهش قرار دارد. ما خودمان آمدیم در پلتفرمهای جدید کار کنیم که این اتفاقات، حتی ارتباطات قبلی ما را هم از بین برد، چه برسد به اینکه اجازه بدهد مسیر جدیدی را طی کنیم و حالا باید کلی کار کنیم، وقت صرف کنیم و هزینه کنیم که تازه برسیم به نقطهای که قبلا بودهایم.»
بیثباتی و بیاعتمادی در فضای کار موسیقی
قدر مسلم آنچه از برایند نظرات کارشناسان و ذینفعان حوزه آموزش موسیقی برمیآید، حکایت از فشارهای مضاعفی دارد که بیثباتی اینترنت در ایران به این حوزه زده است؛ مدرسان و هنرجویان موسیقی با هموار کردن انواع دشواریها بر خود، وارد چرخه طبیعی جهانی میشوند؛ اما هر بار با انسداد اینترنت آنچه مدتها برای به ثمر نشستنش وقت گذاشته و زحمت کشیده بودند، به یکباره از دست میدهند. بسیاری از مدرسان دیگر نمیتوانند تدریس کنند؛ بسیاری از هنرجویان دیگر دسترسی به کلاسها و اساتیدشان ندارند؛ پروژهها متوقف شده و انگار همه چیز در تعلیق است.
به راستی چگونه میتوان فعالیتی که پایهاش اینترنت آزاد است، بعد از هفتهها و بلکه ماههای متوالی، بار دیگر پویا کرد؟ چگونه میتوان از این وضعیت بیثبات گذر کرد؟ سرمایهگذاریها و برنامهریزیها چه میشوند؟ لازمه هر کاری، ثبات و امنیت است و در کار هنری، به سبب حساسیتش، ضرورت این بستر امن بیشتر هم هست.
به بیانی دیگر نمیشود به هر سازی رقصید. جامعهای که به دلیل همهگیری کرونا و آلودگی و کمبود انرژی و هزاران دلیل دیگر به بستر مجازی راهبری میشود، حالا به دنبال در ناآرامیها و بعد وقوع جنگ، از این فضا بیرون برده شده! چون جایگزینها ضعیف و سستپایهاند. فعالان حوزه موسیقی این روزها خود را با رنج مضاعفی روبهرو میبینند که ارادهای از آنها جز برای تحمل این رنج دخیل نیست.