ترامپ را فراموش کنیم
در روزهایی که بعد از دو جنگ نفس گیر اما ملی دوازده روزه و چهل روزه کشور ما تصمیمی گرفته که ممکن است تداوم برآورده کردن منافع ملی را در میز مذاکره نشست یا گفتگو پیبگیرد؛ اما بازنمایی آن در داخل و در میان اذهان ما گاهی بیش از آن که به دست و دهان اهل سیاست و رسانههای داخلی موکول باشد، بسته به بازنشرها توئیتها، رفتارها و گفتارهای رییس جمهور آمریکاست.
بشیر اسماعیلی؛ در جهان سیاست اعلانهای سیاستمداران و تلاش برای ساختن یک فضای ذهنی مطلوب گاهی با حقیقت بر زمین و آنچه که بر صحنه سخت واقعیت اتفاق میافتد فاصله معناداری دارد. سیاستمداران میکوشند تا خود را قهرمان، پیروز دانا، حکیم و فرزانه بنمایانند و در این دنیای گذران ردی تاریخی به عنوان ناجی ملت، دفع کننده یک تهدید یا دانا و حکیمی که خطرات را و فرصتها را پیشتر و بیشتر تشخیص و ترجیح میداد در ذهنها بنشانند. دنیای قدیم هم بر همین پایه اُستوار بوده است، این که نشان بدهیم حقیقت چگونه است تا این که در زمین واقعیت چه میگذرد فرسخها و فرسنگها فاصله دارد.
رییس جمهور کنونی آمریکا دونالد جی. ترامپ با توجه به پیشینهاش که هنر معامله بود و فعالیت در مستغلات امریکایی که بخش بزرگی از آن بر نمایش به جای حقیقت استوار بوده است و توان فریفتن طرف مقابل و پدیدهای را و جنسی را و ملکی را فراتر از ارزش به او فروختن و در ذهنها و باورها آن را نشاندن ریشهای دراز و استوار دارد. ترامپ چه در دور نخست ریاست جمهوریش و چه اکنون تلاش کرده با استفاده از ظرفیت شبکههای اجتماعی، گزاف گویی و لاف و بلوفها، حقیقت را در موضوع ایران گونهای دیگر نمایش بدهد و چند گزاره اصلی دارد؛ ایرانیها میخواهند با من مذاکره کنند، آنها قدرت من را میدانند، آنها را نابود خواهم کرد، بین آنها شکافهای وسیعی وجود دارد، ایرانیها از من میترسند، یک تمدن خواهد مرد، بین آنها شکاف آنقدر عمیق است که نمیدانم با چه کسی مذاکره کنم و مانند اینها.
حالا و در روزهایی که بعد از دو جنگ نفس گیر اما ملی دوازده روزه و چهل روزه کشور ما تصمیمی گرفته که ممکن است تداوم برآورده کردن منافع ملی را در میز مذاکره نشست یا گفتگو پیبگیرد؛ اما بازنمایی آن در داخل و در میان اذهان ما گاهی بیش از آن که به دست و دهان اهل سیاست و رسانههای داخلی موکول باشد، بسته به بازنشرها توئیتها، رفتارها و گفتارهای رییس جمهور آمریکاست. او گاهی حقیقت را وارونه جلوه میدهد و با استفاده از شخصیت خود و البته جایگاه حقوقی به ظاهر مهمترین ابرقدرت حال حاضر جهان وارون نمایی میکند و باعث ایجاد شکاف و گاهی برداشتهای متناقض و تردید در داخل میشود. باید این را فراموش نکنیم که با اعتماد به سیاستگذاران و گفتگو کنندگانمان اجازه طی شدن مسیر صحیح تامین و تادیه منافع ملی در یک جهان واقعی که برآمده از مقاومت و قدرت ملی ما و البته توان بازیگری طرف مقابله است اتفاق صحیح و درست بیفتد و بی اعتنا از کنار نوشتهها و بیانهای ترامپ گذشت. ترامپ میخواهد اول قهرمان باشد و دوم، در هر بازی حتی یک بازی پوکر ساده نفر اول باشد و دستش به عنوان پیروز بالا برود. و دیگر این که به تاریخ بگوید تهدیدی که هیچ کدام از دموکراتها مانند اوباما، بایدن و اسلاف آنها و البته جمهوری خواهان نتوانستند از پس آن بر بیایند را حل کرده و او یک قهرمان است. به نظرم باید اجازه داد ترامپ به راه خودش برود اما در داخل برای ما مسیرسازی و جریانسازی نکند و با دروغها و گزافههایش ما را نسبت به امکانهایی که داریم و نسبت به مذاکرهکنندگانمان بدبین نکند.
باید ترامپ را فراموش کرد و در دنیای خودش تنها گذاشت.