انتقاد تند یک روزنامه از رفتار مجریان بیسواد و بیسلیقه صداوسیما
مدرس گویندگی و فن بیان و اجرا در صدا و سیما میگوید: اجرا به بن بست رسیده است، یعنی ما دیگر چیزی به نام اجرا نداریم. مجری و گویندهای که مردم را به خودش دعوت میکند نه مفهوم مدنظر برنامه، درواقع صادق نیست. مجری توانمند در مفهومی که میخواهد به مخاطب منتقل کند آنقدر هوشمندانه عمل میکند که خودش محو میشود.
روزنامه اطلاعات نوشت: در روزگاری پیش از این، رادیو نهتنها رسانهای فراگیر بلکه بسیار محبوب بود. برنامههای رادیو تهران به قدری جذاب و شنیدنی بود که توقع همگان را برآورده میکرد. البته به جز رادیو تهران، رادیو ۲ و برنامه یکساعته شبکه استانی هم بود که طرفداران خاص خود را داشت.
رادیوی کوچک ترانزیستوری که با باتری کار میکرد، همهجا بود. در خانه، در مزرعه، در محل کار، در خلوت و تنهایی، حتی در عکسهای خانوادگی هم در دست یکی از اعضای خانواده جا خوش کرده بود.
رادیو فقط صداست، پس آنچه یک برنامه رادیویی را جذاب و شنیدنی میکند، صدای زیبا، لطیف و بیمانند گوینده است. اما تنها صدا کافی نیست بلکه یک مجری توانمند، اشراف کامل به متنی که اجرا میکند دارد، واژهها را بینقص و درست ادا میکند و اهل مطالعه و اطلاعات او همواره به روز است.
اما چه شد رادیو و همین طور تلویزیون با ایجاد شبکههای بسیار، مخاطبان بیشتری را جذب نکردند چرا اجرای بسیاری از گویندگان و مجریان دیگر به دل نمینشیند؟ از میان انبوه گویندگان، شاید تعداد کمی صدایی خاص و زیبا داشته باشند اما بعضی از گویندگان نهتنها صدای زیبایی ندارند بلکه گاهی در برنامههای تفریحی با طرح سؤالهایی ضعیف، مردم و موضوعات را به باد تمسخر میگیرند.
در برنامهای تلویزیونی، مجری این سؤال را از مخاطبان میپرسد: طبق بیان قرآن کریم، حضرت داود در کدام جنگ پیروز شدند؟ و گزینههای پاسخها به این ترتیب است: در جنگ جالوت، هشت سال جنگ با رژیم بعث عراق، جنگ ۳۳ روزه لبنان و جنگ ۱۲ روزه! طرح سؤالهایی از این دست در رسانه ملی، نهتنها به مخاطب توهین میکند، بلکه دانش مذهبی را هم درباره پیامبران به سخره میگیرد.
از سوی دیگر نمایشهای رادیویی و سریالهای تلویزیونی هم جذابیتی ندارند، چون گاهی توسط عدهای برنامهساز ثابت که همه جا حضور دارند، ساخته میشوند.
اجرا به بنبست رسیده است
اجرا در برخی برنامهها توانمندی بسیاری میخواهد اما گاه متاسفانه برنامههایی داریم که مجری خانم آن نهتنها صدای خوب ندارد بلکه در اجرا بیشتر توجهها را به شخص خودش جلب میکند، درباره رشته تحصیلیاش حرف میزند که اتفاقا تناسبی هم با گویندگی ندارد، درباره دههای که در آن متولد شده میگوید، همه پیامکهای رسیده درباره خودش را میخواند.
محمدحسین سروش، مدرس گویندگی و فن بیان و اجرا در صدا و سیما میگوید: اجرا به بن بست رسیده است، یعنی ما دیگر چیزی به نام اجرا نداریم. مجری و گویندهای که مردم را به خودش دعوت میکند نه مفهوم مدنظر برنامه، درواقع صادق نیست. مجری توانمند در مفهومی که میخواهد به مخاطب منتقل کند آنقدر هوشمندانه عمل میکند که خودش محو میشود. به محض این که مجری و گویندهای در رسانه از خودش تعریف کرد، بدانید که از بالا به پایین سقوط کرده است. در برنامههای تلویزیونی فقط اجرا نیست که ضعف دارد، بلکه بعضی از صداها نهتنها مناسب نیستند بلکه آزاردهنده هستند.
گویندگان و مجریان جدید، چیز زیادی از اجرا و گویندگی نمیدانند؛ در صورتی که در میان جوانان داوطلب اجرا و گویندگی، استعدادهای درخشانی وجود دارد که در تست گویندگی هم پذیرفته میشوند اما به لحاظ پارهای مسائل کنار گذاشته میشوند.
گویندههای سفارشی
چرا صدا و اجراهای نسل جدید گویندگان به دل نمینشیند؟ آیا دوره اجراهای فاخر به پایان رسیده است؟
مفاخر عرصه صدا چه ویژگیهایی داشتند که نسل جدید آن را ندارد؟
سروش میگوید: صدای خوب و دلنشین، اصل اول ورود به گویندگی است اما میبینید که بعضیها حتی همین ویژگی اولیه را ندارند. بعد از آن شخصیت است که به اجرای گوینده غنا میبخشد. یک انسان باشخصیت، صداقت دارد. اصل بعدی، مطالعه است. خیلیها مدرک دارند و از دانشگاههای معتبر هم فارغالتحصیل شدهاند اما اهل مطالعه نیستند. مثلا پسر نوح، فرزند نوح بود ولی «اهل نوح» نبود. خداوند به نوح فرمود که پسرت سوار کشتی نشود. گفت پسرم است، فرمود پسرت است، اهلت که نیست.
او میافزاید: بر اساس آموزشهای شبکههای بزرگ جهانی، صدا باید هشت ویژگی داشته باشد. گویندهای که از این هشت معیار برخوردار باشد میتواند گوینده خوبی باشد. این ویژگیها گفتنی نیست بلکه در تست صدا مشخص میشود. گویندههای سفارشی فاقد این ویژگیها هستند.
جای خالی هنرمندان حرفهای
از رادیویی که به نام نمایش ایجاد میشود، انتظار میرود تازهترین و بهترین نمایشهای ایرانی و جهانی را با اجرای هنرمندانی حرفهای پوشش دهد. اما آیا به راستی چنین است؟! فقط بازپخش اجراهای قدیمی، هنرمندانهاند و ارزش بارها شنیدن را دارند. اجراهای جدید به خصوص نمایشهای ایرانی، ضعف بسیار دارند.
در آنها صداهایی تکراری را میشنوید که همزمان هم بازیگرند، هم کارگردان، هم نویسنده، هم مجری و گوینده و گاه هم تهیهکننده!
محمد طاهری راد، نویسنده، کارگردان و مدرس هنرهای نمایشی میگوید: رادیو نمایش در آغاز راه بسیار موفق بود، چرا که هنرمندان حرفهای عرصه نمایش، از نویسنده گرفته تا کارگردان و بازیگر و… دست در دست هم داده بودند تا آثار فاخری را بر روی آنتن ببرند. رفتهرفته کار از هنرمندان حرفهای که تحصیلکرده و دانش آموخته این رشته بودند و سالها تجربه را در کارنامه خود داشتند، گرفته و به عدهای خودی سپرده شد. با سادهانگاری تصور میکردند نمایش رادیویی که کاری ندارد، یک متن است و یک میکروفون و گویندهای که آن را روخوانی کند. نتیجه این شد که میبینید؛ کارهایی ضعیف که از ساختار نمایش رادیویی هم بهرهمند نیستند. هنوز هم همان آثاری ارزش بارها شنیدن را دارند که حاصل کار روزهای اوج رادیو نمایش هستند.
او میافزاید: البته این موضوع فقط مشکل نمایشهای رادیویی نیست، در نمایشهای صحنهای هم همین اتفاق افتاده است. یعنی بسیاری از نمایشهایی که درحال حاضر روی صحنه میرود بسیار ضعیفند و حتی از اصول اولیه نمایشهای صحنهای هم بهرهای نبردهاند. بنابراین هنرمندان حرفهای عملا دیگر کاری انجام نمیدهند.
این مدرس تئاتر میگوید: به مجموعههای تلویزیونی نگاه کنید، چرا مدام سریالهای قدیمی بازپخش میشود؟ برای آن که سریالهای جدید، قدرت جذب مخاطب را ندارند و با یک بار پخش، بایگانی میشوند. در نبود هنرمندان حرفهای، یک عده برنامهساز ثابت از این استودیو به آن استودیو، از این سالن به آن سالن و از این برنامه به آن برنامه میروند.
شما همه جا آنها را میبینید، از نمایشهای رادیویی گرفته تا برنامههای تلویزیونی، نمایشهای صحنهای و حتی فیلمهای سینمایی.
از آنجا که متنهای ضعیف و کارگردانی ضعیف، امکان پردازش شخصیت را فراهم نمیکند در نتیجه بازیگر هر بار خودش را تکرار میکند.
شورای طرح برنامه
طاهری راد، به عنوان یکی از اعضای شورای طرح برنامه صدا و سیما میگوید: ما قبلا شورایی داشتیم که هر فکر، ایده، موضوع و ژانر سریالهای تلویزیونی و فیلمهای سینمایی را در اتاق فکرهای مختلف مورد بررسی قرار میداد تا بهترین کارها انجام شود ولی امروز چنین حساسیتی دیده نمیشود؛ یعنی دیگر نگاه فراگیری به تولیدات نمایش رادیویی، تلویزیونی، صحنهای و سینمایی وجود ندارد و هدف، رضایت سلایق مختلف جامعه نیست. گویا فقط رضایت یک قشر و تفکر خاص مدنظر است.
او میافزاید: از این رو شما میبینید تمامی تولیدات رادیویی، تلویزیونی و سینمایی تقریبا شبیه هم هستند و کمتر شاهد تولید آثار فاخر در این عرصهها هستیم. هنرمندان حرفهای یا خانهنشین شدهاند یا فضا را برای فعالیت مناسب نمیبینند. خود من نزدیک به ۱۵ سال است که هیچ نمایشی به روی صحنه نبردهام.
حرف آخر
رسانه ابتدا باید جذابیت کافی داشته باشد تا بتواند توجه مخاطب را جلب کند، در ادامه باید با صداقت و ارائه کارهای حرفهای، اعتماد مخاطب را به دست بیاورد. آنگاه میتواند به ابزاری برای آموزش و فرهنگسازی برای جامعه بدل شود. رسانهای که در هریک از این مراحل، نتواند وظیفه خود را به خوبی انجام دهد، در نگه داشتن مخاطب و تأثیرگذاری بر او ناکام خواهد ماند.
حرفهای بودن در رادیو، پیش از هر چیز به توانمندی صدا و تمرینهای مخصوص برای اجرای رادیویی مرتبط است و بعد از آن سوژه و موضوع مورد نظر میتواند به جذب بیشتر مخاطب بینجامد.
زمانی رادیو پیام مخاطبان بیشماری داشت و این به حضور مجری – مولفان توانایی مانند محمد صالح علا، آلبرت کوچویی، صدرالدین شجره، حسین آهی، رشید کاکاوند و دیگرانی برمیگشت که فراتر از خواندن یک متن رادیویی به حرفه خود نگاه میکردند و در برنامههایشان به دنبال بالا بردن سطح سلیقه و سواد مخاطبان بودند.
امروز جای مجری – مولف در رادیو و تلویزیون بسیار خالی است.