معادلات سیاست خارجی ایران و واکاوی اهداف سفر عراقچی به روسیه و عمان
نعمتالله ایزدی: تاریخ، روسیه را قضاوت میکند
دیپلمات پیشن گفت: روسیه آنطورکه باید و شاید در قبال این جنگ فعال نبوده و از ظرفیتهای خود استفاده نکرده است. شاید یکی از اهداف اصلی سفر عراقچی به مسکو و دیدار با پوتین نیز همین باشد که روسها را وادار به شفافسازی موضع خود کنیم.
نعمتالله ایزدی، نخستین سفیر ایران در فدراسیون روسیه، با نگاهی انتقادی به سکوت روسها در جریان جنگ تحمیلی علیه ایران میپردازد.
به گزارش شرق، نخستین سفیر جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه، با ارجاع به داوری تاریخ، بر این باور است که مسکو ناگزیر خواهد بود در قبال این سکوت، به تاریخ پاسخ دهد.
ایزدی که عنوان آخرین سفیر ایران در اتحاد جماهیر شوروی را نیز در کارنامه دارد، همزمان تأکید میکند که عباس عراقچی باید این ملاحظات و انتظارات را در گفتوگو با مقامات روس، بهویژه در سطح عالی و در دیدار با رئیسجمهور این کشور، به صراحت منتقل کند.
این دیپلمات پیشین که سابقه سفارت در عمان را نیز دارد، در بخش دیگری از این گفتوگو به سفر وزیر امور خارجه به مسقط میپردازد و آن را در شرایط کنونی، اقدامی بهموقع و سنجیده ارزیابی میکند. آنچه در ادامه میآید، حاصل این گپوگفت است.
جناب ایزدی شما سابقه سفارت در هر دو کشور عمان و روسیه را دارید. بنابراین برای سؤال نخست باید پرسید تور دیپلماتیک عراقچی ابتدا به پاکستان و سپس به عمان و روسیه را در این مقطع چطور میبینید؟ از روسیه آغاز کنیم؛ دو برداشت کلی از این سفر وجود دارد؛ یکی اینکه ایران میخواهد از وزن روسیه برای مذاکره با آمریکا استفاده کند (یعنی مسیر پاکستان را رها نکرده) و دیگری اینکه روسیه ممکن است مانع مذاکرات شود. کدامیک از این برداشتها را نزدیکتر به واقعیت میدانید؟ یا هر دو با هم همپوشانی دارند؟
نمیتوان گفت روسیه مانع مذاکرات است. برداشت من این است که روسیه آنطورکه باید و شاید در قبال این جنگ فعال نبوده و از ظرفیتهای خود استفاده نکرده است. برای من هم سؤالبرانگیز است که چرا روسیه بهعنوان عضو دائم شورای امنیت و کشوری با ظرفیتهای بسیار گسترده در این جنگ که سایه آمریکا و ایران بر آن است، به اندازه کافی فعال نبوده و شاید یکی از اهداف اصلی این سفر عراقچی به مسکو و دیدار با پوتین نیز همین باشد که روسها را وادار به شفافسازی موضع خود کنیم.
دلیل بالاتر از اینکه با توجه به جنگ تحمیلی علیه ایران، روسیه اکنون دو ماه لغو تحریم فروش نفت را از آمریکا گرفته است؛ دلیل بالاتر از اینکه تمرکز آمریکا، اروپا، ناتو، افکار عمومی و رسانهها از اوکراین برداشته و معطوف به ایران شده است؛ دلیل بالاتر از اینکه آمریکا، ناتو و کل غرب اکنون به دلیل خرجکردن بخشی از توان نظامی و دفاعی، ضعیفتر از قبل به نظر میرسند؛ پس چرا نباید این وضعیت برای روسیه خوب باشد و سکوت نکند که ایران و آمریکا در این جنگ بیشتر از قبل گرفتار شوند؟
نکات شما درست که برای روسیه خوب است، اما این به معنای آن نیست که نباید هیچ بهرهبرداری دیگری انجام دهد. جنگ روسیه در اوکراین اساسا با اروپاست، نه مستقیم با آمریکا. اروپاییها مواضع خود را دارند، هرچند تا حدی ضعیف شدهاند. اما این دلیل نمیشود که روسیه به دلیل آرامش نسبی در اوکراین، هیچ اقدامی در صحنه بینالمللی در حمایت از ما نکند. اتفاقا بهتر است روسیه خود را در صحنه بینالملل نشان دهد و حامی تهران باشد تا جامعه جهانی نسبت به حسن نیت پوتین و سیاست کرملین تردید نکند. به نظر من، اتصال بیش از حد این دو مسئله و سوءاستفاده از آن، نه به نفع روسیه است و نه به نفع جامعه بینالمللی.
نگاه شما قدری خوشبینانه و اصطلاحا با ادبیات دیپلماتیک است. اما روسیه در۶۰ روز جنگ ایران و آتشبس پس از آن، تنها و تنها در قطعنامه بحرین همراه با چین، از خود عکسالعمل نشان داد و آن را وتو کرد که اتفاقا بسیاری معتقدند با فشار پشت پرده تهران، پکن و مسکو مجبور به تقابل در برابر بحرینیها شدهاند؛ وگرنه پوتین در این مدت سکوت محض داشته و از تداوم جنگ علیه ایران و فرسایشیشدن این تقابل، بسیار سود برده؛ غیر از این است؟
بله، به همین دلیل معتقدم شاید یکی از دلایل لزوم سفر عراقچی به روسیه و دیدار با پوتین، همین بوده است که مسکو باید فعالیت بیشتری از خود در قبال جنگ تحمیلی آمریکا و حمایت از ایران نشان دهد. پس سفر آقای عراقچی میتواند به توجیه مواضع و شناخت دقیقتر نظرات طرفین کمک کند. برخلاف عمان که سفر به آن را بهموقع، خوب و با سنجیدگی کامل ارزیابی میکنم، بهشخصه انتظار داشتم روسیه نیز نمایندهای به ایران بفرستد یا وزیر خارجهاش بیاید. این بیتفاوتی و بیتوجهی روسها پذیرفتنی نیست؛ بهویژه آنکه ما در غم و شادی یکدیگر شریک هستیم.
امیدوارم آقای عراقچی این مواضع ایران را به صراحت منتقل کند. پذیرفته نیست که جنگی با این وسعت در همسایگی روسیه و آنهم برای کشوری مانند ایران رخ دهد و روسها به هر دلیلی، حتی به قول شما تمرکز بر اوکراین، فروش نفت یا هر دلیل دیگری، هیچ عکسالعملی نشان ندهند و از تهران حمایت نکنند. روسیه حتی بهرههای اقتصادی و سیاسی از این جنگ برده، اما یادآوری میکنم که «تاریخ یکروزه نوشته نمیشود و تاریخ هم برای یک روز نیست». روسها و شخص پوتین باید به قضاوت تاریخ نیز بیندیشند که در جنگ تحمیلی علیه ایران سکوت کردند.
جناب ایزدی شاید از گفته من مکدر شوید، اما بدون تعارف، پای تحلیل شما روی زمین نیست؛ مگر روسیه در این مقطع دغدغهای از بابت برداشت تاریخ برای رفتارش دارد یا مسئله اصلی صرفا منافع روسیه است؟! اصلا مگر قضاوت تاریخ برای روسها مهم بوده؛ مگر همین روسها در دوره تزار، در دوره شوروی کمونیستی چپ و دوره پوتینی و طی تاریخ دور و نزدیک، جفاها به ایران و ایرانی نکردهاند! اصلا برایشان مهم است که تاریخ چه میگوید و ایران و ایرانی در آینده چه قضاتی خواهد داشت؟
بله، منافع همیشه اولویت اول است، اما تاریخ نیز بخشی از منافع بلندمدت کشورهاست. نمیتوان تاریخ را از منافع کشورها جدا کرد. هر کاری که انجام میدهیم، باید پاسخگوی تاریخ نیز باشیم.
نشد جناب ایزدی، اگر پوتین واقعا نگران تاریخ بود، به کشور دیگری مانند اوکراین حمله نمیکرد.
ما اکنون جای پوتین ننشستهایم که درباره تصمیمات او قضاوت کنیم. بحث ما درباره این است که در یک نظام بینالمللی متعارف، کشوری با این ظرفیت و امکانات قاعدتا نباید در قبال همپیمانی همچون ایران سکوت کند. اگر سکوت کند، باید دلایل خود را داشته باشد و روزی هم باید پاسخگو باشد؛ همچنان که روسیه و پوتین درباره حمله به اوکراین هم باید پاسخگو باشند.
توجیه نیست؟
توجیه نیست. من که از جانب روسها و پوتین حرف نمیزنم؛ فقط یک امر سیاسی متعارف را مطرح میکنم. فکر میکنم خوب است آقای عراقچی همین مواضع را با مقامات روسیه در هر سطحی که ملاقات میکند، در میان بگذارد و به آنها بگوید نه مردم ایران و نه تاریخ، این رفتار را فراموش نخواهند کرد که در میانه یک جنگ تحمیلی، روسیه هیچ کاری برای ما نکرد.
و برای سؤال آخر درباره حوزه روسیه، آیا سفر عراقچی به مسکو و دیدارش با پوتین در این مقطع میتواند حامل پیامی مؤثر برای فعالسازی ظرفیت روسیه باشد؟ با توجه به روابط شخصی شکلگرفته بین پوتین و ترامپ و نیز شکاف احتمالی بین پکن و مسکو بر سر جنگ اوکراین و جنگ ایران، جایی که پکن ضرر میکند ولی روسها سود هم میبرند، میتوان به تحریک ظرفیت پکن و مسکو امید داشت؟ ارزیابی شما چیست؟
راستش را بخواهید من خیلی امیدوار نیستم. روسها در همه مسائل مربوط به ایران، اعم از هستهای، جنگ و سایر موضوعات درگیر و ذینفع هستند. آنها در قطعنامههای سازمان ملل رأی دادهاند و در رفتارهای بینالمللی مختلف شریک بودهاند. بنابراین انتظار طبیعی این بود که در قبال این جنگ نیز متفاوت عمل کنند و فعال باشند. برداشت فعلی این است که شاید ما داریم با سفر عراقچی، روسها را از انفعال خارج میکنیم. امیدوارم اگر چنین هدفی داریم، نتیجهبخش باشد؛ وگرنه ممکن است کار عبثی انجام دهیم؛ چون اگر آنها هیچ حرکتی نکنند و هیچ رفتاری بروز ندهند، حتی ممکن بود قطعنامه قویتری علیه ایران تصویب شود. امیدوارم این سفر بتواند آنها را از این انفعال خارج کند؛ در غیر این صورت، باید گفت اقدامی بینتیجه خواهد بود.
سفر عراقچی به عمان را چطور تحلیل میکنید؟ چون این اولین سفر وزیر خارجه کشورمان به یکی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس پس از جنگ است؛ این در حالی است که بسیاری معتقدند اکثر کشورهای عربی و اعضای شورای همکاری خلیج فارس در حال حاضر میزبان مناسبی برای ایران نیستند و عمان تقریبا تنها گزینه باقیمانده است. ارزیابی شما از این سفر چیست؟ عمان در چه نقطهای از روابط با ایران پس از حملات اخیر قرار دارد؟
عمان در جریان این جنگ، به نظر من مواضع متعادلی اتخاذ کرد و ایران نیز مراقبت کرد که تعامل خوبی با آن حفظ شود و هیچ حملهای متوجه آن نشود.
حمله ایران به عمان هم صورت گرفت…
بله، اما نسبت به دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، حملات کمتر بود. چون با توجه به اشتراکات سیاسی و ژئوپلیتیکی و همچنین منافع مشترک در تنگه هرمز، کار با عمان بسیار حساس و در عین حال مهم است. بنابراین باید از این وضعیت با دقت مراقبت کنیم. برداشت من این است که این سفر در موقعیت مناسبی انجام شد، زیرا عمان در میان کشورهای حوزه خلیج فارس مواضع بسیار خوبی داشته و امیدواریم با حفظ همین رویکرد، به تعاملات سازنده با آن دست یابیم. من نسبت به نتایج سفر و رایزنیهایی که انجام شد، بسیار خوشبین هستم. از سوی دیگر، عمان هم در جنگهای قبلی و هم در این جنگ، تا حد زیادی نقش میانجی را ایفا کرده و گزارش وضعیت طرفین را منتقل میکرده است. همین امر اهمیت سفر را دوچندان میکند. به نظرم این سفر بسیار بجا و مناسب در دستور کار قرار گرفت.
باز هم نگاهتان قدری خوشبینانه نیست؟ چون نکته مهمی که مطرح است این است که قطریها و عمانیها دیگر تمایلی به میزبانی و میانجیگری در مسئله ایران نشان نمیدهند و به همین دلیل، تهران از میانجیگری پاکستانیها استفاده کرد. آیا این به معنای آن است که مسقط نیز از ایران فاصله گرفته و فقط روابط ظاهری را حفظ میکند؟ بسیاری معتقدند مسقط دیگر مسقط سابق برای ما نیست؟
خیر، به نظر من چنین نیست. مسقط فاصله نگرفته است. عمان ظرفیتهای مشخصی دارد و تا حد امکان از آنها استفاده کرده و همچنان خواهد کرد. این ظرفیتها، هم برای ما و هم برای آمریکاییها قابل استفاده است. با توجه به ابعاد وسیع جنگ و فاصله زیاد خواستههای دو طرف (ایران و آمریکا)، گزینههای دیگری نیز مطرح شدهاند؛ از جمله پاکستان، ترکیه، حتی مصر و دیگر کشورها.
بنابراین اگر یک گزینه مانند عمان در مقطعی کنار گذاشته شود و گزینههای دیگری روی میز بیایند، به معنای پایان نقش عمانیها نیست. بهویژه آنکه عمان با ایران در تنگه هرمز اشتراک منافع دارد و حتما در هر نوع مصالحه آینده، جای پای آن مشهود خواهد بود. خوشبختانه آقای عراقچی در بالاترین سطوح توانست ملاقاتهایی داشته باشد و مطالب ایران را منتقل کند.
ولی بسیاری اذعان دارند نقش عمان در معادلات تنگه هرمز صرفا به دلیل موقعیت جغرافیایی آن است و اگر بخواهیم در مسئله محاصره دریایی یا معادلات امنیتی تنگه روی نقش مسقط حساب کنیم، عملا به نتیجه نمیرسیم. آیا عمان واقعا میتواند در این مسئله به ایران کمک کند؟
بحث محاصره دریایی مسئله جداگانهای است، اما رژیم حقوقی حاکم بر تنگه هرمز به دلیل مشترکبودن بین دو کشور ایران و عمان و عبور کریدورهای کشتیرانی از قلمرو هر دو، نیازمند مشورت و هماهنگی است. هر نوع سازوکار نظامی یا امنیتی که در تنگه هرمز حاکم شود، عمان سهمی در آن دارد و بنابراین ضرورت دارد که با مقامات این کشور مشورتهای مناسب داشته باشیم و هماهنگ عمل کنیم؛ وگرنه ممکن است در آینده مشکلساز شود. اما محاصره را آمریکاییها اعمال کردهاند و ربطی به عمان ندارد. مقابله با محاصره بر عهده خود ما و آمریکاست و تاکنون نیز اقدامات لازم را انجام دادهایم.
نکته دیگری که وجود دارد این است که آیا عمان میتواند دریچه ورود به سفرهای منطقهای به سایر کشورهای عربی باشد یا خیر؟ آیا پس از این جنگ، دیگر سقف روابط ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس فقط به عمان محدود خواهد ماند؟ چون بسیاری معتقدند بحرین، امارات، کویت، قطر و بهویژه عربستان دیگر هیچگونه تمایلی به بهبود روابط با ایران نخواهند داشت؟
نگاه شما بدبینانه است. من چنین اعتقادی ندارم.
چرا؟
چون خود کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز میدانند اقدامات ایران در دوران جنگ، عمدتا واکنش به همراهی آنها با آمریکا و مسائل مربوط به پایگاههای نظامیشان بوده است. طبیعتا وقتی جنگ پایان یابد، طرفین علاقهمند خواهند بود که از مشکلات گذشته عبور کنند و روابط جدیدی سامان دهند. فرض بر اینکه اگر جنگی بین دو کشور رخ دهد، دیگر امکان برقراری هیچ رابطهای وجود نخواهد داشت، بحث درستی نیست.
شما نگاهی به تاریخ بیندازید؛ پس از جنگ جهانی دوم، شوروی و ژاپن هنوز قرارداد صلح رسمی با یکدیگر ندارند، مناطق مورد مناقشه همچنان در اشغال است، اما روابط گسترده و خوبی با هم دارند. در عالم دیپلماسی، مسائل صفر و یکی نیستند. اگر دیپلماسی فعال شود، هرچند ممکن است زمانبر باشد و کشورها تمایلات متفاوتی داشته باشند، نهایتا به نتایج مثبت خواهیم رسید. من از این بابت نگرانی جدی ندارم.
و پایانبخش این گفتوگو ناظر به ارزیابیتان از وضع کشور است؛ اکنون ایران در یک وضعیت دوگانه میان مذاکره و جنگ قرار گرفته است. ارزیابی شما به عنوان یک دیپلمات کارکشته با سابقه طولانی در حوزه سیاست خارجی چیست؟ با توجه به تهدید ترامپ و تعیین ضربالاجل تازه سهروزه، در حال حاضر ما در کدام نقطه قرار داریم و به کدامیک از دو سناریوی جنگ یا توافق نزدیکتریم؟
در دوران اخیر، نسبت به گذشته در وضعیت مبهمی قرار داریم. مذاکره را نمیتوان کاملا متوقفشده دانست، اما بهطور قابل توجهی کمرنگتر شده است. جنگ نیز در حالت آتشبس موقت و بدون افق پایان قرار دارد که وضعیت مطلوبی نیست. بنابراین میتوان گفت پس از مدتها، در شرایط خاصی هستیم که هم مذاکره معطل مانده، هرچند سفر آقای عراقچی و پیامهای ردوبدلشده، روزنههای روشنی برای احیای آن ایجاد کرده و هم جنگ در وضعیتی کاملا معلق مانده که نه این سو روشن است و نه آن سو. این ابهام باعث شده توجه همه ارکان کشور به هر دو جنبه مذاکره و احتمال جنگ دوباره معطوف باشد و باید با دقت از هر دو حالت مراقبت کرد تا خدایناکرده دچار مشکل نشویم.
امیدواریم از این شرایط هرچه سریعتر خارج شویم؛ زیرا بخشهای زیادی از کشور از جمله مدارس، دانشگاهها و کسبوکارها عملا به تعطیلی کشیده شده و همه چیز منوط به یافتن سرانجامی برای این وضعیت شده است. تلاشهای مسئولان امیدهایی ایجاد کرده ولی همچنان ابهام زیادی وجود دارد.