ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۶۴۳۷

فریدون مجلسی در گفتگو با فرارو مطرح کرد:

آتش بس فعلی حاوی یک تعادل شکننده است / روسیه یک ضامن حداقلی موازنه برای ایران است

آتش بس فعلی حاوی یک تعادل شکننده است / روسیه یک ضامن حداقلی موازنه برای ایران است

مسئله تنگه هرمز بیش از آن که یک موضوع فنی باشد، یک اهرم ژئوپلیتیک است. ایران از این اهرم به‌عنوان ابزار فشار استفاده می‌کند و آمریکا نیز با حفظ حضور نظامی و حتی تداوم نوعی محاصره دریایی، تلاش دارد این اهرم را خنثی کند . بنابراین هر توافقی درباره هرمز، ذاتاً موقتی و وابسته به توازن قوا در میدان خواهد بود، نه یک تضمین پایدار.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- یک دیپلمات سابق می گوید: «ابتکار ایران درباره تنگه هرمز، اگرچه می‌تواند به‌عنوان یک گام اعتمادساز موقت عمل کند، اما به‌تنهایی قادر به تضمین تداوم مذاکرات نیست. نقش روسیه و چین نیز، برخلاف بزرگ‌نمایی‌های سیاسی، بیشتر در حد تعدیل‌کننده تنش باقی می‌ماند.در چنین فضایی، آتش‌بس موجود بیش از آنکه یک دستاورد دیپلماتیک باشد، یک تعادل شکننده است؛ تعادلی که هر لحظه ممکن است با یک تصمیم سیاسی در واشنگتن یا یک تحول میدانی در خلیج فارس فروبپاشد.»

ایران برای کاهش اصطکاک با آمریکا در حال تفکیک پرونده ها است

فریدون مجلسی، دیپلمات با سابقه و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در گفتگو با فرارو گفت: «در شرایطی که میدان و دیپلماسی بار دیگر در هم تنیده شده‌اند، سفرهای پی‌درپی عباس عراقچی به اسلام‌آباد، مسقط و مسکو را باید در سطحی بالاتر از تحرکات معمول دیپلماتیک و به عنوان تلاش برای بازتعریف «معادله بازدارندگی/مذاکره» در یکی از پیچیده‌ترین مقاطع روابط ایران و آمریکا تحلیل کرد؛ مقطعی که در آن آتش‌بس موجود، نوعی «وقفه عملیاتی» است که هر لحظه می‌تواند تحت فشار متغیرهای میدانی و سیاسی فروبپاشد. حقیقت این است که مذاکرات اسلام‌آباد، که با هدف پایان دادن به جنگ و بازگشایی مسیرهای حیاتی انرژی شکل گرفت، عملاً به بن‌بست رسید و حتی دیدارهای مستقیم نیز به‌دلیل اختلافات بنیادین لغو شد. در چنین فضایی، دیپلماسی رفت‌وبرگشتی عراقچی میان پاکستان و عمان، بیش از آنکه نشانه پیشرفت باشد، بازتاب نوعی «میانجی‌گری چندلایه» است که تلاش می‌کند فاصله راهبردی تهران و واشنگتن را از طریق بازیگران ثالث کاهش دهد.»

وی افزود: «عمان همچنان نقش سنتی خود را به‌عنوان کانال امن ارتباطی حفظ کرده و گفت‌وگوها در مسقط عمدتاً بر مدیریت بحران در تنگه هرمز متمرکز بوده؛ جایی که ایران تلاش دارد موضوع امنیت دریانوردی را به‌عنوان نقطه ورود به یک توافق مرحله‌ای مطرح کند . پیام عراقچی درباره «یافتن راهی امن در تنگه هرمز» را باید در همین چارچوب فهم کرد. این گزاره نه صرفاً یک موضع‌گیری فنی درباره امنیت کشتیرانی، بلکه یک «پیشنهاد بسته‌ای» است: تهران آماده است گلوگاه انرژی جهان را به وضعیت نیمه‌عادی بازگرداند، مشروط بر آنکه واشنگتن نیز از فشار حداکثری نظامی و اقتصادی عقب‌نشینی کند. شواهد نشان می‌دهد ایران حتی پیشنهاد داده که بازگشایی تنگه هرمز را از مذاکرات هسته‌ای تفکیک کند تا مسیر توافق سریع‌تر هموار شود . این همان منطق «تفکیک پرونده‌ها» است که در ادبیات دیپلماسی بحران، به‌عنوان تاکتیک کاهش اصطکاک شناخته می‌شود.»

روسیه یک ضامن حداقلی موازنه برای ایران است

این دیپلمات با سابقه ایرانی در ادامه گفت: «مسئله تنگه هرمز بیش از آن که یک موضوع فنی باشد، یک اهرم ژئوپلیتیک است. ایران از این اهرم به‌عنوان ابزار فشار استفاده می‌کند و آمریکا نیز با حفظ حضور نظامی و حتی تداوم نوعی محاصره دریایی، تلاش دارد این اهرم را خنثی کند . بنابراین هر توافقی درباره هرمز، ذاتاً موقتی و وابسته به توازن قوا در میدان خواهد بود، نه یک تضمین پایدار. در این میان، سفر به مسکو اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند. روسیه در شرایط کنونی، صرفاً یک شریک سیاسی نیست، بلکه یک «ضامن حداقلی موازنه» برای ایران محسوب می‌شود. دیدار عراقچی با مقام های روسیه در زمانی انجام می‌شود که مذاکرات با آمریکا متوقف شده و تهران به‌دنبال تقویت پشتوانه‌های راهبردی خود است. با این حال، باید واقع‌بین بود: روسیه تمایلی به ورود مستقیم به تقابل با آمریکا ندارد و نقش آن بیشتر در سطح مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید تنش تعریف می‌شود، نه تضمین یک توافق جامع.»

وی افزود: «چین نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. پکن از یک‌سو به‌شدت به ثبات در تنگه هرمز و جریان انرژی وابسته است، اما از سوی دیگر، تمایلی به درگیر شدن در یک تقابل ژئوپلیتیک مستقیم ندارد. داده‌ها نشان می‌دهد چین عمدتاً به حمایت‌های محدود دیپلماتیک و اقتصادی بسنده کرده و از تعهدات امنیتی گسترده پرهیز کرده است . بنابراین، برخلاف تصور رایج، نه روسیه و نه چین قادر نیستند «ضامن قطعی» ادامه آتش‌بس باشند؛ بلکه نهایتاً نقش آن‌ها در کاهش هزینه‌های شکست دیپلماسی تعریف می‌شود. در سوی دیگر معادله، رفتار ایالات متحده نیز واجد تناقض‌های قابل توجهی است. از یک‌سو نشانه‌هایی از تمایل به مهار بحران و حتی تمدید آتش‌بس دیده می‌شود و از سوی دیگر، ادبیات تهدید و فشار همچنان ادامه دارد. اظهارات دونالد ترامپ درباره امکان مذاکرات تلفنی، در کنار لغو اعزام هیئت آمریکایی، نشان‌دهنده نوعی «دیپلماسی نامتقارن» است که در آن واشنگتن می‌کوشد بدون دادن امتیاز، ابتکار عمل را حفظ کند . این وضعیت، احتمال بازگشت به درگیری را همچنان زنده نگه می‌دارد.»

این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی تاکید کرد: «از منظر راهبردی، احتمال حمله مجدد آمریکا را نمی‌توان صرفاً بر اساس اراده سیاسی سنجید، بلکه باید آن را تابعی از سه متغیر دانست: نخست، وضعیت میدانی در تنگه هرمز و میزان اختلال در بازار انرژی؛ دوم، فشارهای داخلی در آمریکا؛ و سوم، میزان پیشرفت یا شکست کانال‌های دیپلماتیک. افزایش قیمت نفت در پی تداوم بن‌بست نشان می‌دهد که هرگونه اختلال در این گذرگاه، می‌تواند به‌سرعت به عامل تسریع‌کننده تصمیمات نظامی تبدیل شود. به اعتقاد من، سفرهای اخیر عراقچی را نمی‌توان نشانه‌ای از پیشرفت قطعی دیپلماسی دانست؛ بلکه این تحرکات بیشتر بیانگر تلاش برای خرید زمان در شرایطی است که هیچ‌یک از طرفین آماده مصالحه راهبردی نیستند. ابتکار ایران درباره تنگه هرمز، اگرچه می‌تواند به‌عنوان یک گام اعتمادساز موقت عمل کند، اما به‌تنهایی قادر به تضمین تداوم مذاکرات نیست. نقش روسیه و چین نیز، برخلاف بزرگ‌نمایی‌های سیاسی، بیشتر در حد تعدیل‌کننده تنش باقی می‌ماند.در چنین فضایی، آتش‌بس موجود بیش از آنکه یک دستاورد دیپلماتیک باشد، یک تعادل شکننده است؛ تعادلی که هر لحظه ممکن است با یک تصمیم سیاسی در واشنگتن یا یک تحول میدانی در خلیج فارس فروبپاشد. »

 

تبلیغات
خبرنگار : رویا پاک سرشت
تبلیغات
ارسال نظرات

نظرات بینندگان

(۷ نظر)
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات