ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۶۲۱۱

مقایسه خسارات سه جنگ

مقایسه خسارات سه جنگ

یک صاحب‌نظر حوزه‌ شهری، با اشاره به دوازدهمین «مجمع شهری جهان» خاطرنشان می‌کند که امروزه مساله‌ «خانه و شهرهای پایدار» با سایه‌ شوم جنگ گره خورده است. در این مجمع که دیده‌بان آینده‌ شهرهاست، در کنار بحران‌های اقلیمی، موضوعِ آوارگی گسترده و اثرات ویرانگر جنگ بر بافت‌های مدنی، به‌عنوان یکی از جدی‌ترین چالش‌های بشریت مطرح شد.

تبلیغات
تبلیغات
حمله هوایی به خاک ایران، با اسم «حمله به تاسیسات نظامی» صورت گرفت؛ اما تعداد و شدت خسارت به خانه‌ها و تاسیسات شهری، اسم‌رمز این جنگ را لو داد؛ «شهرکُشی». بررسی‌های از آمار مقایسه‌ای حملات به اوکراین، غزه و ایران براساس خسارت و ویرانی‌های روزانه مراکز مسکونی، تمرکز حمله به «زندگی‌شهری» در ایران را تایید می‌کند.

به گزارش دنیای اقتصاد، بررسی الگوی خسارات در سه جنگ معاصر در اوکراین، غزه و ایران، گویای آن است که شعله‌های جنگ از مرزهای نظامی فراتر رفته است و آگاهانه حریم سکونت و زیرساخت‌های مدنی را نشانه گرفته‌اند. آمارهای تکان‌دهنده از ابعاد این ویرانی‌ها، حکایت از تخریب گسترده‌ای دارد که در آن‌گاه روزانه هزاران سرپناه آسیب دیده یا به تلی از خاک تبدیل شده‌اند. این روند که تحلیلگران از آن با عنوان «شهرکُشی» یاد می‌کنند، گونه‌ای از خشونت ساختاری است که فراتر از اهداف نظامی، امنیت زیست‌جهان و تپش‌های زندگی روزمره‌ غیرنظامیان را هدف قرار داده است.

جنگ‌های معاصر، به‌ویژه در نمونه‌های متاخری چون اوکراین و غزه و ایران، واجد واقعیتی دوگانه و تلخ هستند؛ حقیقتی که غالبا در پس روایت‌های رسمی و اصطلاحات استراتژیکی همچون «حمله به اهداف نظامی» پنهان می‌شود. درحالی‌که طرف‌های مقابل، عملیات خود را با نقاب اصابت به تاسیسات دفاعی توجیه می‌کنند، شواهد میدانی و زبان گویای آمار، حکایت دیگری دارند؛ حکایتی از فروپاشی شهرها، آوار خانه‌ها و هدف قرار گرفتن قلب زندگ غیرنظامیان. در این چارچوب، واژه‌ شهرکُشی (Urbicide) دیگر تنها یک اصطلاح انتزاعی نیست، بلکه نام رمزی است برای نوعی خاص از خشونت ساختاریافته. در این الگو، نه‌فقط قوای نظامی، بلکه زیرساخت‌های حیاتی، اموال شهروندان و تاروپود زندگی روزمره آماج حمله قرار می‌گیرند.

شهرکشی یعنی «تخریب عامدانه شهرها، معماری نمادین و هویت آنها» بخشی از راهبرد نظامی دشمنان علیه کشورها است. بررسی داده‌های آماری نشان می‌دهد که ویرانی در این جنگ‌ها، نه یک حادثه، بلکه جریانی مستمر و گسترده است. در نبرد اوکراین، به‌طور میانگین روزانه ۱۶۶۵ واحد مسکونی آسیب دیده و ۱۵۷خانه به‌طور کامل از صفحه روزگار محو شده‌اند. در نوار غزه نیز تازیانه‌ جنگ روزانه بر تنِ ۴۳۶ واحد مسکونی نشسته و ۲۶۳ واحد را به ویرانه بدل کرده است؛ تخریبی که به‌رغم وسعت کم منطقه، بیش از ۵۵درصد از کل موجودی مسکن غزه را در کام خود فرو برده است. در تجربه‌ ۴۰روزه‌ جنگ علیه ایران نیز آمارها از آسیب‌دیدگیِ هولناک ۳۲۷۵ واحد مسکونی در هر روز حکایت دارند.

 حسین ایمانی‌جاجرمی، صاحب‌نظر حوزه‌ شهری، با اشاره به دوازدهمین «مجمع شهری جهان» (نوامبر ۲۰۲۴ - قاهره)، خاطرنشان می‌کند که امروزه مساله‌ «خانه و شهرهای پایدار» با سایه‌ شوم جنگ گره خورده است. در این مجمع که دیده‌بان آینده‌ شهرهاست، در کنار بحران‌های اقلیمی، موضوعِ آوارگی گسترده و اثرات ویرانگر جنگ بر بافت‌های مدنی، به‌عنوان یکی از جدی‌ترین چالش‌های بشریت مطرح شد. کافی است به پیرامون خود بنگریم؛ در فلسطین و اوکراین، محله‌هایی که روزی مأمن هزاران خاطره بودند، اکنون به تلی از خاک و خاکستر بدل شده‌اند. این پرده‌ تاریک، پیش‌تر در سوریه، عراق و یوگسلاوی نیز اکران شده بود. تاریخ، از آتش‌سوزی‌های باستان تا بمباران هیروشیما و لندن را به یاد دارد؛ اما تراژدی معاصر، ابعادی نوین یافته است.

وی افزود: در حافظه‌ جمعی ما، ویرانیِ شهرهایی چون خرمشهر، هویزه و سوسنگرد، نمونه‌هایی عریان از این واقعیت‌ هستند. اما آنچه هراس امروز را دوچندان می‌کند، پارادوکس «فناوری و تخریب» است. امروزه موشک‌های نقطه‌زن و پهپادهای هدایت‌شونده، به‌جای کاهش تلفات، توان تخریب کامل یک شهر را در کوتاه‌ترین زمان ممکن فراهم کرده‌اند. برآوردها نشان می‌دهد حجم بمباران‌های غزه در یک سال، حتی از مجموع بمباران‌های متفقین علیه آلمان در جنگ جهانی دوم فراتر رفته است «شهرکُشی» یا آنچه در زبان عربی «قتل‌المدینه» خوانده می‌شود، تنها ویرانی خشت و سنگ نیست، بلکه ترور فرهنگ، معماری و سبک زندگی است. از جنگ بوسنی تاکنون، این پدیده با شدتی فزاینده ادامه یافته  و‌ میلیون‌ها انسان را آواره و بی‌سرپناه کرده است.

او ادامه داد: امروزه شهرها به خط مقدم نبردها تبدیل شده‌اند و این تحول، نه‌تنها چهره‌ جنگ، بلکه مفهوم امنیت و زیست شهری را در جهان معاصر به شکلی بنیادین دگرگون کرده است. باید گفت که جنگ و درگیری‌های مسلحانه، کهنه‌زخم‌هایی بر پیکره تاریخ بشرند که همواره بزرگ‌ترین ویرانی‌های انسانی، اجتماعی و اقتصادی را به بار آورده‌اند. در عصر حاضر، پیوند پیچیده میان فناوری‌های نوین نظامی و ابزارهای رسانه‌ای، نه تنها ابعاد تخریب را گسترده‌تر کرده است، بلکه روایت و پیامدهای آن را نیز به شکلی بی‌سابقه دگرگون ساخته است. اکنون در میانه جنگ میان ایران، اسرائیل و آمریکا، بازخوانی تجربه‌های تلخ گذشته و سنجش آنها با معیارهای امروز، یک ضرورت برای درک ابعاد فاجعه است. در این گزارش، با تمرکز بر دو نمونه بارز از جنگ‌های معاصر، جنگ غزه و جنگ روسیه و اوکراین سعی داریم میزان تخریب ساختمان‌ها، طول مدت درگیری و تاثیر بر جمعیت‌های غیرنظامی را مقایسه کنیم. هدف این مطالعه، ارائه تصویری روشن و آماری از شدت پیامدهای انسانی و زیرساختی جنگ‌ها است تا درک بهتری از مقیاس و ابعاد جنگ فعلی اسرائیل و آمریکا علیه ایران به‌دست آوریم.

3

سوگ‌نامه غزه؛ روایتی از ۷۳۴ روز ویرانی و آوارگی

براساس گزارشی از رویترز، از سپیده‌دم ۷اکتبر۲۰۲۳ تا زمان اعلام آتش‌بس رسمی در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵، نوار غزه ۷۳۴روز را در آتش و خون سپری کرد؛ دوسالی که هر روزش به درازای یک قرن بر مردمان این باریکه گذشته است. براساس آمار وزارت بهداشت غزه، در این مدت بیش از ۶۷هزار فلسطینی جان باختند که ناباورانه، یک‌سوم از این قربانیان را کودکان و نوجوانان زیر ۱۸سال تشکیل می‌دهند. درحالی‌که ارتش اسرائیل اعلام کرده دست‌کم ۲۰هزار نفر از کشته‌شدگان از نیروهای مبارز بوده‌اند، مدعی است که حملاتش تنها علیه حماس بوده و تلاش کرده است از خون غیرنظامیان اجتناب کند؛ ادعایی که با اتهام پنهان شدن مبارزان در میان مردم همراه است و همواره از سوی حماس رد شده است. با این حال، شدت فاجعه به حدی بود که کمیسیون تحقیق سازمان ملل، ابعاد وسیع کشتار را مصداق «نسل‌کشی» دانست؛ گزارشی که اسرائیل آن را جانبدارانه و اسفناک قلمداد کرد.

جنگ، سیمای شهرهای غزه را چنان مسخ کرده است که دیگر نشانی از شکوه گذشته در آنها یافت نمی‌شود. بررسی داده‌های ماهواره‌ای سازمان ملل پرده از فاجعه‌ای هولناک برمی‌دارد: حدود ۱۹۳هزار ساختمان که روزی پناهگاه گرم خانواده‌های ساکن در این دیار بودند، اکنون به تلی از خاکستر و آهن‌ پاره بدل شده‌اند. تبر بی‌رحم درگیری‌ها حتی به ریشه‌های حیات‌بخش جامعه، یعنی بهداشت و آموزش هم اصابت کرده است؛ ۲۱۳بیمارستان و ۱۰۲۹مدرسه در آماج حملات ویران شده‌اند. امروز از میان ۳۶بیمارستان غزه، تنها ۱۴مرکز آن هم با رمقی لرزان و کمترین امکانات در حال فعالیت هستند؛ درحالی‌که مراکز درمانی جنوب هم تحت هجوم بی‌امان مجروحان، در آستانه فروپاشی کامل قرار دارند. ناظران حقوق بشر با چشمی نگران به ویرانی مطلق شهر غزه می‌نگرند و هشدار می‌دهند که هرگونه تلاش برای کوچ اجباری این توده رنج‌دیده، بوی تند و تلخ «پاک‌سازی قومی» می‌دهد.

براساس این گزارش، اکنون غزه به زندانی تبدیل شده است که تنها ۱۸درصد از خاک آن خارج از قلمرو نظامی و دستورهای تخلیه قرار دارد. آوارگی، این سایه شوم، به همزاد مردم تبدیل شده است؛ هزاران جان خسته بارها آشیانه لرزان خود را بر دوش کشیده است و از نقطه‌ای به نقطه دیگر پناه برده‌اند. تنها از اواسط اوت۲۰۲۵، با گسترش نبردها در شمال، سیل جمعیتی بالغ بر ۴۱۷هزار نفر سراسیمه به سمت جنوب روانه شد. اما جنوب نیز شرایط مطلوبی نداشت؛ آنجا تنها بیابانی سرد از چادرهای موقت بود که زیر بار نیازهای اولیه کمر خم کرده بود و خدمات فرسوده‌اش، دیگر نای التیام بخشیدن به زخم‌های تازه‌واردان را نداشت.

اما این تمام ماجرا نیست، در اوت ۲۰۲۵، ناقوس قحطی در این باریکه به صدا درآمد. درحالی‌که مقامات سیاسی این گزارش‌ها را «دروغ محض» می‌خواندند، آمارهای جهانی حکایت از حقیقتی عریان و جانکاه داشت: بیش از ۵۱۴هزار نفر یعنی یک‌چهارم ساکنان غزه در چنگال بی‌رحم گرسنگی گرفتار شده‌اند. از زمان تایید رسمی این بحران، دست‌کم ۱۷۷جان که ۳۶ تن از آنان کودکانی معصوم بودند، نه در میانه میدان جنگ، که در سکوت گرسنگی و سوءتغذیه خاموش شدند. این ۷۳۴روز نبرد، تنها برگی از تقویم نبود؛ زخمی عمیق و خون‌بار بر پیشانی بشریت بود که نشانه‌های سهمگین آن تا نسل‌ها بر پیکره زخمی غزه باقی خواهد ماند.

اوکراین؛ تابلوی ناتمام ویرانی در قلب اروپا

 اما جهان در سال‌های اخیر، تنها نظاره‌گر ویرانی‌های خاورمیانه نبود؛ در ۲۴فوریه۲۰۲۲، تبر جنگ بر پیکره اروپا نیز فرود آمد. براساس گزارشی از دانشکده اقتصادی کی‌یف، با حمله نظامی روسیه به خاک اوکراین، بزرگ‌ترین و مرگبارترین منازعه در قاره سبز پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد. این نبرد که تا همین اواخر، یعنی اوایل آوریل۲۰۲۶، دقیقا ۱۵۰۱ روز از آغاز آن می‌گذرد، در واقع شعله‌ور شدن ناگهانی زخمی کهنه بود. این درگیری خونین در طول این روزها، هزاران سرباز را در کام مرگ فروبرد و ده‌ها هزار غیرنظامی بی‌گناه را به خاک و خون کشید. تا امروز، سایه اشغال روسیه بر حدود ۲۰درصد از قلمرو اوکراین سنگینی می‌کند و بخش‌های وسیعی از خاک این کشور به میدان نبردی فرسایشی و جانکاه بدل شده است. پیامد انسانی این جنگ، لرزه بر اندام تمدن مدرن انداخت؛ این نبرد، فراتر از یک درگیری مرزی، به فاجعه‌ای تبدیل شده که زیرساخت‌های یک تمدن مدرن را به زانو درآورده است. براساس آخرین آمار منتشرشده، میزان کل خسارت مستقیم وارده به زیرساخت‌های اوکراین تا پایان۲۰۲۴ به ۱۷۰‌میلیارد دلار آمریکا رسید. از جمعیت ۴۱‌میلیونی اوکراین،‌ میلیون‌ها نفر در جست‌وجوی امنیت، در داخل مرزها سرگردان شدند یا ترک دیار کردند و راهی غربت شدند. این موج عظیم آوارگی، بزرگ‌ترین بحران پناهجویان در تاریخ اروپا پس از دوران سیاه جنگ جهانی دوم را رقم زد؛ فاجعه‌ای که نشان داد صلح در قلب اروپا، تا چه حد سست و لرزان است.

بر همین اساس، گزارش‌های رسمی نهادهای بین‌المللی از جمله بانک جهانی و سازمان ملل، تصویری تکان‌دهنده از مقیاس این ویرانی ارائه می‌دهند. در طول این ۱۵۰۱روز جنگ، بخش مسکن با اختصاص ۳۳درصد از کل خسارات مستقیم، بی‌رحمانه‌ترین ضربات را متحمل شده است؛ به‌طوری‌که با نابودی ۶۰‌میلیارد دلار سرمایه، ۱۳درصد از کل ذخیره مسکن اوکراین (شامل ۲۳۶ هزار واحد) به تلی از خاکستر بدل شده است. عمق فاجعه زمانی آشکارتر می‌شود که بدانیم تنها در یک سال اخیر، ۸۳هزار خانه‌ جدید به این لیست سیاه اضافه شده‌اند. در این میان، استان‌هایی مانند دونتسک، خارکیف و کی‌یف بیشترین سهم را در این تراژدی داشته‌اند؛ اعدادی که فراتر از آمار، روایتگر آوارگی‌ میلیون‌ها خانواده‌ای هستند که دارایی یک عمرشان در چند ثانیه به غبار تبدیل شده است. در کنار این فاجعه انسانی، زیرساخت‌های حمل‌ونقل با 38.5‌میلیارد دلار، بخش انرژی با 14.6میلیارد دلار و بخش‌های کشاورزی و خدمات عمومی نیز با خساراتی سنگین، فروپاشی کامل زیرساخت‌های اساسی کشور را رقم زده‌اند.

همان‌طور که گفته شد زیرساخت‌های حمل‌ونقل با خسارتی بالغ بر 38.5میلیارد دلار مواجه شده‌اند؛ بیش از ۲۶هزار کیلومتر جاده و بزرگراه از بین رفته است و راه‌آهن و بنادر که نبض اقتصاد کشور بودند، فلج شده‌اند. حملات هدفمند به بخش انرژی نیز باعث نابودی یا آسیب جدی به ۹۳درصد از دارایی‌های این بخش شده است. نیروگاه‌های بزرگی همچون «کاخوکا» و «تریپیلیا» به‌طور کامل از صفحه روزگار محو شده‌اند و هزینه‌ بازسازی این شریان‌ها به تنهایی ۶۸‌میلیارد دلار برآورد می‌شود. علاوه بر این، بخش کشاورزی با از دست دادن ماشین‌آلات و انبارها حدود 10.3میلیارد دلار آسیب دیده‌اند و در کنار آن، مراکز آموزشی، درمانی و فرهنگی نیز با خساراتی‌میلیاردی و تخریب هزاران ساختمان مواجه شده‌اند که در مجموع، تصویری بحرانی از فروپاشی زیرساخت‌های اساسی و اقتصادی را ترسیم می‌کند.

در بیست و پنجم فوریه ۲۰۲۵، در سومین سالگرد جنگ اوکراین، سازمان ملل متحد با همکاری دولت این کشور و نهادهای بین‌المللی، چهارمین گزارش از «ارزیابی شتابان خسارت‌ها و نیازها» را منتشر کرد. این سند تکان‌دهنده که با تکیه بر دانش فنی برنامه توسعه سازمان ملل تهیه شده است، نشان می‌دهد که بهای بازگرداندن زندگی به اوکراین در دهه پیش‌رو، رقم سرسام‌آور ۵۲۴‌میلیارد دلار خواهد بود؛ مبلغی که نزدیک به سه برابر کل درآمد ناخالص ملی این کشور در سال جاری است.بخش مسکن با نیاز ۸۴‌میلیارد دلاری، همچنان در صدر اولویت‌های بلندمدت بازسازی قرار دارد و پس از آن، بخش‌های کشاورزی، صنعت و تجارت قرار می‌گیرند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات