ترنج موبایل
-
کد خبر: ۹۶۵۰۱۰

روایت حرفه‌ای بودن در عصر پلتفرم‌ها/ نگاهی به «کیمدی شو» و رویای دیجیتال نوجوانان

روایت حرفه‌ای بودن در عصر پلتفرم‌ها/ نگاهی به «کیمدی شو» و رویای دیجیتال نوجوانان

در شرایطی که بسیاری از تولیدات داخلی هنوز درگیر پذیرش همین امکانات‌اند، مجموعه «کیمدی شو» از هوش مصنوعی برای خلق شمایل دیجیتال «لیونل مسی» و «کریستیانو رونالدو» استفاده کرده؛ دو اسطوره‌ای که برای نوجوان امروز، نه فقط بازیکن که نماد رویا هستند.

تبلیغات
تبلیغات

محمد تقی‌زاده در یادداشتی نوشت: در سال‌هایی که سینما و تلویزیون ایران بیش از آنکه به دنبال کشف زبان مشترک با «نسل زد» و «آلفا» باشند، درگیر حفظ فرمول‌های قدیمی‌اند، نمایش خانگی به مدد پلتفرم‌هایی مثل فیلیمو، فرصت تجربه‌های تازه را پیدا کرده است. 

«کیمدی شو» محصول ۱۴۰۴، به کارگردانی میلاد رحیمی آبکنار و تهیه‌کنندگی علی باذل، یکی از همان تجربه‌هایی است که نه فقط با محتوا که با نگاه پشت صحنه‌اش، می‌توان آن را یک «رخداد» در برنامه‌سازی کودک و نوجوان دانست. 

برخلاف بسیاری از آثار نمایش خانگی که هنوز از بردن نام برندها واهمه دارند یا تبلیغات را به شکلی سربسته و شرم‌آلود انجام می‌دهند، «کیمدی شو» با صراحتی تحسین‌برانگیز وارد قلمرو بیزنس می‌شود. 

همکاری شفاف با «کیمدی شو» و «دیجی‌کالا» در بطن مسابقه، نه‌تنها لطمه‌ای به روایت نمی‌زند، بلکه به آن هویت مستقل و جذابی می‌بخشد. اینجا خبری از آن نگاه فقیرانه به اسپانسر نیست که محصول را در حاشیه و با بی‌حوصلگی به خورد مخاطب بدهد. برعکس، ساختاری خوش‌ریتم، منسجم و از نظر میزانسن و مونتاژ حرفه‌ای طراحی شده تا خودِ برندها بخشی از درام مسابقه شوند. 

این یعنی عبور از مرز سنتی «تبلیغ تحقیرشده» به سمت «محتوای برندمحورِ شیرین» — کاری که در نمونه‌های جهانی مثل The Lego Masters می‌بینیم، اما در ایران نادر است. 

دومین ویژگی بارز «کیمدی شو»، استفاده خلاقانه از ابزارهای نوین هوش مصنوعی است. در شرایطی که بسیاری از تولیدات داخلی هنوز درگیر پذیرش همین امکانات‌اند، این مجموعه از هوش مصنوعی برای خلق شمایل دیجیتال «لیونل مسی» و «کریستیانو رونالدو» استفاده کرده؛ دو اسطوره‌ای که برای نوجوان امروز، نه فقط بازیکن که نماد رویا هستند. 

این رویکرد، یک ترفند فنی صرف نیست. هوش مصنوعی در اینجا به «کاراکتری روایی» تبدیل می‌شود که قواعد مسابقه (ساخت تیم رویایی با کارت‌های کیمدی فوتبال) را با تخیل پیوند می‌زند. از منظر زیبایی‌شناسی، ترکیب تصاویر ساختگی با فضای واقعی اجرا (محمد بحرانی در نقش پرمخاطب «جناب خوان») نوعی سینمای هایبرید می‌سازد که به لحن بصری مجموعه، ریتم و تازگی می‌دهد. 

این نگاه به روز، دقیقاً همان چیزی است که نوجوان گوشی‌به دست امروز از آن لذت می‌برد: نه تقلید از تلویزیون، بلکه هم‌ارزی با محتوای جهانی. 

از سوی دیگر، یکی از تلخ‌ترین واقعیت‌های صنعت تصویر ایران، غفلت سیستماتیک از مخاطب کودک و نوجوان است. سینما در بهترین حالت، سالی چند فیلم کودک آن هم با فرمول تکراری تولید می‌کند. تلویزیون هم پس از دهه هفتاد، دیگر نتوانست برنامه‌ای ماندگار برای این سنین بسازد. نتیجه؟ پناه بردن نسل جدید به گوشی، یوتیوب و پلتفرم‌های خارجی. 

در این بیابان خشک، «کیمدی شو» مثل یک واحه عمل می‌کند. برنامه‌ای که نه فقط برای سرگرمی که برای «رقابت هوشمندانه» طراحی شده. شرکت‌کنندگان (نوا و اشکان به عنوان شخصیت‌های ثابت، و دو نوجوان مهمان در هر قسمت) باید با کارت‌های فوتبالی، تیم رویایی خود را بسازند. 

این یک مسابقه صرفاً حافظه‌محور نیست؛ ترکیبی از استراتژی، دانش فوتبالی و تصمیم‌گیری لحظه‌ای است. 

تعامل با مخاطبان خانه هم از طریق اتصال حساب فیلیمو، پاسخ به سوالات، جمع‌آوری امتیاز و شرکت در قرعه‌کشی هفتگی ۳۰۰ میلیون تومانی، قواعد گیمیفیکیشن را به درستی پیاده می‌کند. به عبارت فنی: مخاطب، «تماشاگر صرف» نیست، «بازیگر-کاربر» است. 

در سینما می‌گویند «کستینگ نیمی از کارگردانی است». انتخاب محمد بحرانی (ممدآقا) برای اجرای «کیمدی شو»، یک تصمیم هوشمندانه از همین جنس است. 

بحرانی با شمایل «جناب خوان» نه تنها به چهره‌ای آشنا برای نوجوانان تبدیل شده، بلکه علاقه شخصی‌اش به فوتبال (که در ویدیوهای قبلی‌اش هم دیده می‌شد) به او اجازه می‌دهد دیالوگ‌های بداهه، ریتم طنازی و اطلاعات دقیق از دنیای فوتبال را بدون تکلف وارد برنامه کند. 

در مقام تحلیل اجرا، بحرانی از سه عنصر اصلی بهره می‌برد: ۱) طناز بی‌آزار (نه طنز تلخ یا بزرگ‌منشانه)، ۲) دانش فوتبالی به روز (که اعتبارش را نزد نوجوانان بالا می‌برد)، ۳) توانایی ارتباط افقی با شرکت‌کنندگان کودک و نوجوان بدون تحقیر یا بزرگ‌بینی. این ترکیب، ضرب‌آهنگ برنامه را زنده و غیرقابل پیش‌بینی نگه می‌دارد؛ همان چیزی که در یک گیم‌شو موفق لازم است. 

علی باذل، تهیه‌کننده اثر، در همایش معرفی برنامه به درستی اشاره کرد که هدف، «تولید محتوای متناسب با نسل زد و آلفا» است. اما آنچه «کیمدی شو» را از یک برنامه کودک ساده فراتر می‌برد، طراحی جدول رتبه‌بندی، سیستم امتیازی بر اساس تماشا، شارژ اکانت و رقابت برای رسیدن به «اتفاق ویژه پایانی» است. اینجا دیگر خبری از جوایز کلیشه‌ای و بی‌اثر نیست. 

کاربر می‌داند هر دقیقه تماشا، هر پاسخ درست و هر شارژ حساب، او را در یک هرم رقابتی بالا می‌برد. این نگاه «اقتصاد رفتاری در رسانه» چیزی است که در شبکه‌های خارجی مثل نیکلودئون یا دیزنی چنل به شکل حرفه‌ای دیده می‌شود، اما در نمایش خانگی ایران، «کیمدی شو» یکی از اولین نمونه‌های موفق آن است. 

کلام آخر اینکه «کیمدی شو» بی‌نقص نیست، اما مهم‌تر از نقص فنی، داشتن «نگاه» است. نگاهی که می‌گوید می‌شود با نوجوان امروز حرف زد، بدون اینکه از هوش مصنوعی ترسید، از بردن اسم برند شرم کرد، یا کودک را به مثابه مشتری درجه دو تلویزیون فرض کرد. 

این مجموعه شاید برای گروه سنی بالای ۱۲ سال جذاب‌تر باشد و شاید در اپیزودهای اول ریتمش به تعادل نرسیده باشد، اما به عنوان یک ژانر ترکیبی (مسابقه‌ای-تعاملی-کودکانه) در بستر VOD، یک نقطه عطف محسوب می‌شود. 

حالا نوبت دیگر تهیه‌کنندگان است که از این بی‌مهری سیستمی به کودک و نوجوان دست بردارند و از «کیمدی شو» صرفاً به عنوان یک الگو، نه یک استثنا، یاد کنند.

تبلیغات
منبع : عصر ایران
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات