چهار سناریو پیش روی ایران؛ چرا «نه جنگ نه صلح» از جنگ هم خطرناکتر است؟
با نزدیک شدن به پایان آتش بس دو هفته ای ایران و آمریکا، چهار سناریو را می توان در نظر گرفت.
علیرضا سلطانی در عصر ایران نوشت: ایرانیان درحالی با نگرانی روزهای پایانی آتشبس دو هفتهای را تجربه میکنند که تردیدها نسبت به انجام مذاکره در فضای سیاسی و رسانهای داخل و خارج کشور افزایش یافته و بیم و امیدها نسبت به بازگشت به شرایط جنگ و یا حداقل تداوم آتشبس بالا گرفته است.
سناریوی اول: به طور مشخص بازگشت جنگ و آغاز درگیری نظامی در هر سطح، گستره و شکلی بدترین اتفاقی است که میتواند رخ دهد و تلاشها برای جلوگیری از این شرایط باید به طور جدی افزایش یافته و مورد حمایت قرار گیرد.
سناریوی دوم: نقطه مقابل جنگ، رسیدن به توافقی پایدار، دائمی، همهجانبه، غیرمشروط و سیاسی است. توافقی که برای همیشه مخاصمه، دشمنی و اختلاف میان ایران و آمریکا را از بین برده و دیگر بهانه یا زمینهای برای تجاوز به ایران را فراهم نسازد.
سناریوی سوم انجام یک توافق موقت، تکبعدی (هستهای) و مشروط از نوع برجام است. تجربه برجام نشان داد که این نوع توافق دستاوردی در از بین بردن دائمی و همهجانبه تحریم و جنگ نداشته و صرفاً باعث تداوم شرایط تحریمی، مشروطسازی توسعه روابط اقتصادی و تجاری ایران با اقتصاد جهانی و زمینهسازی برای بروز جنگی بزرگتر، پرهزینهتر و گستردهتر میشود.
در واقع در این سناریو طرفین به دلیل بیاعتمادی نسبت به تعهدات یکدیگر، نه تنها در صدد رفع اختلافات و زمینهسازی برای رسیدن به صلح دائمی نیستند بلکه به دنبال خرید زمان برای تجهیز و تقویت قوای سیاسی و نظامی برای یک رویارویی بزرگتر میباشند.
تجربه تاریخی اکثر توافقات نیمبند و موقت این مهم را نشان میدهد؛ چه اینکه برجام نیز نه تنها نتوانست مانع جنگ میان ایران و آمریکا شود بلکه زمینهها و حساسیتهای دوجانبه و منطقهای و جهانی را برای وقوع جنگ ایجاد و تقویت کرد. برجام توافقی پایدار، سیاسی و همهجانبه نبود و نتوانست ایران و آمریکا را در ریل توافق پایدار و نهایی قرار دهد.
سناریوی چهارم که از سناریوی سوم نامناسبتر و بدتر به نظر میرسد، تداوم شرایط آتشبس و وضعیت «نه جنگ نه صلح» است.
این وضعیت جدای از سرگردانی اقتصادی و قرار داشتن جامعه در یک وضعیت نامطمئن امنیتی که آثار روحی و روانی شدیدی را به مردم وارد میسازد، نه تنها به پایان دادن جنگ کمک نمیکند بلکه برعکس بستر و شرایط وقوع جنگ را تقویت و تشدید مینماید. وضعیت آتشبس بعد از جنگ ۱۲ روزه گویای این واقعیت است.
این شرایط شاید مطلوب آمریکا و اسرائیل برای تأمین برخی منافع خود به خصوص فراهم کردن زمینههای سیاسی انتخابات میاندورهای آمریکا و آمادگی نظامی بیشتر برای حمله و تجاوز مجدد به ایران باشد اما به دلیل بیثباتی و نابسامانی اقتصادی ایجاد شده و تشدید شرایط ناترازیها در پرتو دو جنگ اخیر، حداقل در حوزه اقتصادی، برای کشور بسیار پرمخاطره و سخت خواهد بود به گونهای که اگر شرایط جنگی تا حدی باعث پایداری اجتماعی شود اما مشکلات و مخاطرات اقتصادی، قدرت و تابآوری داخلی را به شدت کاهش میدهد.
در چنین شرایطی، ایران باید در پی توافقی جامع، پایدار و غیرمشروط باشد که بهانه هرگونه تهدید اقتصادی، نظامی و امنیتی را برای همیشه از بین ببرد. توافق مورد نظر نه فقط هستهای یا نظامی، بلکه توافقی همهجانبه (هستهای، نظامی، اقتصادی و به معنای واقعی سیاسی) است که برای همیشه تهدیدات نظامی و اقتصادی علیه ایران را برطرف ساخته و مناسبات ایران و آمریکا را به ترک مخاصمه و صلح پایدار برساند.
این توافق بدون تردید هرگونه سوءاستفاده یا تعرض منطقهای علیه ایران را به شدت تضعیف کرده، زمینه تقویت جایگاه سیاسی، امنیتی و اقتصادی ایران را در سطوح منطقهای و بینالمللی با بهرهگیری از ارزشافزودههای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی فراهم میآورد و در عین حال به گذار سریع کشور به سوی توسعهیافتگی کمک شایانی خواهد کرد.
رسیدن به چنین توافقی با توجه به خوی زورگویانه طرف مقابل آن هم در یک دوره کوتاه مذاکره و رایزنی سخت به نظر رسد در این شرایط منطق حکم می کند در گام نخست ، چارچوب قدرتمند و قابل اطمینانی برای رسیدن به توافق پایدار مورد توافق قرار گیرد که در گام نخست به طور کلی سایه جنگ از بین برود و در گام های بعدی با ایجاد حس اعتماد متقابل و دریافت تضمین های قوی نه صرفا در مناسبات دوجانبه بلکه در سطح منطقه ای و دولتهای ثالث ، در یک بازه زمانی میانمدت به رفع و دفع تحریم های اقتصادی خانمانسوز و ترک مخاصمه منجر گردد.